مردی بالای صلیب

165,000 تومان


میکا والتاری

ذبیح الله منصوری

داستانی تاریخی از روزهای به صلیب کشیده شدن عیسی مسیح. روایتی از دید مارکوس مزنتیوس، شهروند برجسته رومی که در روز مصلوب شدن عیسی ناصری به اورشلیم می‌رسد، و در پس این حادثه نشانه‌های ورود به دوره جدیدی از حیات بشر را در می‌یابد.

شناسه محصول: 14001052412 دسته: برچسب: ,

توضیحات

کتاب مردی بالای صلیب نوشتۀ میکا والتاری به ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری

گزیده‌ای از متن کتاب

 

توضیح اجمالی دربارۀ پیدایی مسیحیت و کتاب حاضر

کتابی که ترجمۀ فارسی آن در دسترس شیفتگان سرگذشت پیامبران الهی قرار گرفته اثری است تحقیقی از میکا والتاری، نویسنده و پژوهشگر مسائل تاریخی (فنلاندی)، و چنان که از عنوان آن پیداست، وقایع تاریخی که در این کتاب به رشتۀ تحریر درآمده، به دوران رسالت عیسای مسیح در سرزمین فلسطین اختصاص دارد و محتوای آن بر شالودۀ استنتاجی استوار است که نویسنده از انجیل‏های چهارگانه (مرقس، لوقا، متی و یوحنا) به دست آورده و بر مبنای اسلوب داستان‏نویسی روایی، آن را از زبان روایتگر بیان داشته است.

بنا به روایت سرگذشت، راوی یک شهروند رومی از خانواده‏ای سرشناس به نام «مزن‏تیوس» است که خود ناظر و شاهد عینی رویدادهای آخرین روز حیات جسمانی عیسی مسیح بوده است.

راوی پس از فراغت از تحصیل، برای تکمیل مطالعات و بهره‏گیری از کتابخانۀ بزرگ اسکندریه به مصر سفر می‏کند و مشاهدات خود را نیز ضمن نامه‏هایی به نامزد خود در شهر روم به تفصیل شرح می‏داده است.

او در کتابخانۀ اسکندریه به سبب آشنایی و مراوده با برخی از دانشمندان و متفکران به این راز پی می‏برد که پیشگویی منجّمان دوران گذشته تحقق یافته و علائم ستارگان نشان می‏دهد که جهان بدون تردید وارد دورۀ جدیدی شده و شخصیتی که «رسالت جهانی» دارد متولد شده است.

وی پس از وقوف بر چنین امری، روزی در یکی از خیابان‏های اسکندریه متوجه می‏شود مردی با صدای بلند بانگ می‏زند: «سلطان جهان» در بیت‏المقدس به وجود آمد.

او به آن مرد نزدیک می‏شود و از وی می‏پرسد: تو چگونه مطلع شدی که سلطان جهان در بیت‏المقدس به وجود آمده؟ و آن مرد بی‏آنکه به سؤال او جواب دهد، همچنان با صدای بلند این جمله را تکرار می‏کرد که «سلطان جهان» در بیت‏المقدس به وجود آمده است.

انعکاس بشارت ظهور شخصیتی که رسالت جهانی دارد، همچنین تقارن فرا رسیدن عید بزرگ یهودیان با تحقق پیشگویی منجمان و حکمیان ادوار گذشته، و تأیید آن توسط پیشگویان معاصر وی، چنان هیجان زایدالوصفی برای دیدار سرزمین فلسطین در وجود مرد جوان و سرشناس رومی به وجود آورد که او بلافاصله و بدون برنامۀ قبلی همراه گروه بسیاری از یهودیان که برای شرکت در مراسم عید بزرگ یهود عازم فلسطین بودند، راهی آن دیار مقدس شد.

حضور روایتگر در بیان وقایع تاریخی از لحظه‏ای آغاز می‏شود که هنگام ورود به شهر بیت‏المقدس در دروازۀ شهر جمعیتی را می‏بیند که در نقطه‏ای اجتماع کرده‏اند. غوغای اجتماع مردم او را به سوی جمعیت می‏کشاند و از آنچه می‏بیند به هراس و وحشت می‏افتد؛ او با پیکر به‏صلیب‏کشیدۀ سه مرد روبه‏رو می‏شود. مصلوب وسطی با تاجی از خار که بر سرش نهاده‏اند، به وضع جان‏گدازی بر صلیب میخکوب شده و شدت جراحات وارده مچ و پای او را خونین کرده است.

وی درمی‏یابد این صحنۀ دلخراش که دژخیمان رومی در اجرای حکم تکفیر شورای عالی یهود و فرمان والی حکومت روم به وجود آورده‏اند همان شخصیتی است که بشارت ظهور او را در اسکندریه از زبان مرد یهودی شنیده بود.

روایتگر این داستان، یعنی همان جوان رومی که به تبعیت از سنّت مذهبی رومیان به پرستش خدایان ساختگی اعتقاد داشته، تحت تأثیر مظلومیت و بی‏گناهی مصلوب و نورانیّت و صفای چهرۀ تابناک وی و رفتار موقرانه و برخورد شجاعانه در برابر مرگ، همچنین وقار گرویدگان او که پیرامون محل اعدام اشک‏ریزان نظاره‏گر قساوت دژخیمان رومی بودند، پرتوی از ایمان الهی بر دلش می‏تابد و او را شیفتۀ بی‏قرار حقیقتِ رسالتی می‏کند که عیسای مصلوب دعوت آن را از جانب حق برعهده داشته است؛ و بر آن می‏شود تا پایان کار در همان‏جا بماند و برای کشف حقیقت و آشنایی با رموز رسالت و اسرار ملکوت عیسی به تلاش گسترده‏ای دست بزند.

 

***

او به سبب سابقۀ دیرین خانوادگی با نمایندۀ دولت روم به دیدار وی می‏شتابد و از سخنان همسر حکمران درمی‏یابد که او نیز عمیقاً دل در گرو محبت عیسای مسیح دارد و از اینکه شوهرش نسنجیده تسلیم تصمیم شورای عالی یهود شده و دستور اجرای حکم اعدام بی‏گناهی را داده، به‏سختی افسرده و غمگین است و شوهرش را بدین سبب که به عواقب چنین زشت‏کاری‏ای نیندیشیده و نفرین ابدی را نصیب خود و خانواده‏اش کرده سرزنش می‏کند.

در جریان این دیدار، افسر مسئول اجرای حکم به حضور حکمران رومی می‏رسد و گزارشی می‏دهد که سخت ناباورانه و حیرت‏انگیز به نظر می‏آید.

گزارش افسر مسئول حاکی از این بود که نگهبانان مراقب محل دفن مرد مصلوب پست نگهبانی را رها کرده و احتمالاً هواداران عیسی جنازه را از محل دفن ربوده و به نقطۀ نامعلومی برده‏اند!

حکمران که از چنین واقعه‏ای یکّه خورده و نگران اغتشاش عمومی بود، از جوان رومی می‏خواهد همراه افسر مسئول و چند سرباز به محل دفن جنازه برود و شخصاً داخل قبر را ببیند، صحّت و سقم این شایعه را دریابد و محل اختفای دو نگهبان فراری را پیدا کند و نتیجه را به اطلاع وی برساند.

جوان رومی همین که به محل دفن جنازه می‏رسد، داخل گور می‏شود؛ آنچه می‏بیند به نظرش عجیب و باورنکردنی می‏آید؛ زیرا کفن مصلوب دست نخورده در کفِ قبر بود، بی‏آنکه جنازه‏ای در جوفِ آن باشد. او برای تأیید مشاهدات خود افسر رومی را نیز به داخل قبر فرا می‏خواند تا او نیز آنچه را که وی دیده از نزدیک ببیند. مشاهدۀ این وضع غیرعادی و اعجاب‏انگیز او را متقاعد می‏سازد که شایعۀ ربودن جسد پایه و اساس معقولی ندارد و چه‏بسا که ساخته و پرداختۀ اعضای شورای یهود است که حکم تکفیر را صادر کرده‏اند. وضع دست‏نخوردۀ کفن نشان می‏داد که عیسی به گونه‏ای معجزه‏آسا حیات جسمانی دوباره یافته و از قبر خارج شده است!

درک این نکته اوج هیجان و تجلی ایمان باطنی به مسیح را در وجودش بارور می‏سازد و او را در این اعتقاد راسخ‏تر می‏کند که او فرستادۀ خدا و همان مسیحی است که منجمان و حکیمان ادوار گذشته ظهور وی را پیشگویی کرده‏اند و رستاخیز جسمانی او بعد از مرگ معجزۀ الهی و امری حتمی و واقعی است.

از این به بعد تمام اندیشۀ جوان رومی مصروفِ کشف حقیقت و درک معمای رسالت مسیح می‏شود، با بسیاری از شفایافتگان مسیح ملاقات می‏کند، سراغ حواریون مسیح را می‏گیرد، حتی دو بار نیز مسیح خود را به او می‏نمایاند، بی‏آنکه در آن لحظه قادر به شناسایی فرستادۀ خدا باشد.

سرانجام نیز هدایت معنوی و ایمان باطنی جوان رومی را به همراه عده‏ای از اصدقا (صادق‏ترین پیروان مسیح) به سوی شهر طبریه در منطقۀ جلیله رهنمون می‏شود و در همان‏جا بشارت حضور جسمانی را در «کوه میعاد» در جمع پیروان پیش از عروج به آسمان می‏شنود و از مسرت چنین بشارتی سر از پا نمی‏شناسد؛ در روز معین به سوی «کوه میعاد» حرکت می‏کند و شبانگاه به قلّۀ «کوه میعاد» می‏رسد و در جمع یاران مسیح و پیروان از جان گذشتۀ وی در سکوت معنوی و روحانی به انتظار لحظۀ موعود می‏ماند و در نیمه‏های شب به آخرین و مهم‏ترین آرزوی قلبی خود که آیتی از مهر خدایی و رستگاری ابدی داشت، می‏رسد؛ دستیابی به چنین معنویتی نقطۀ اوج داستان است.

***

نویسندۀ کتاب کوشیده با ارائۀ شواهد معتبر تاریخی و بر پایۀ اقوال حواریون و متون اناجیل، تصویر روشنی از سرگذشت دوران رسالت عیسای مسیح را بدان گونه که در منابع مسیحیت وجود دارد، در قالب داستانی دلکش و گیرا و با زبانی ساده و عاری از پیرایه و آرایۀ ادبی ارائه دهد.

لیکن گفتنی است دربارۀ نبوت مسیح و رسالت او کتاب‏های بسیاری نوشته شده و هر نویسنده و پژوهشگری بر مبنای بینش و برداشت و دانش و باور خود داوری ویژه‏ای کرده است.

مطالعۀ سرگذشت فرستادگان الهی به‏ویژه پیامبران مرسل مؤید آن است که آنان در ابلاغ رسالت خود و تحقق بخشیدن به فرامین الهی صدمات و مشقات سختی را متحمل شده‏اند و راه‏های دشواری را پیموده‏اند و از آنجا که رسالت جدید ناسخ ادیان پیشین بوده، با عناد، سرسختی و خصومت پیروان ادیان قبلی روبه‏رو بوده‏اند. سرگذشت حضرت مسیح نیز از این دشواری‏ها، ناکامی‏ها و دشمنی‏ها به دور نبوده است؛ به‏ویژه آنکه دوران رسالت این پیامبر الهی بسیار کوتاه بوده و پیش از آنکه بنیاد دین مسیح و تعالیم وی در حیات جسمانی او بر نظام دقیق و اصول محکمی استوار شود، به دستور شورای یهود و حکمران رومی فلسطین از قید حیات رسته و به ملکوت اعلی پیوسته است.

***

به چنین جهاتی دوران اولیۀ پیدایی مسیحیت و زندگانی حضرت عیسی با هاله‏ای از ابهامات و تناقضات پوشیده است؛ به‏ویژه که حواریون مسیح تنها دوازده تن بوده و یکی از آنها با نام «یهودا اسخریوطی» در حیات جسمانی راه خیانت پیش گرفته و پنهانی با شورای یهود سروسری پیدا کرده بود؛ بقیه نیز با تعقیب و پیگرد دائمی حکومت محلی و ایذاء و آزار یهودیان متعصب مواجه بوده‏اند و آنچه که به نام مسیح در اناجیل عرضه شده بعدها از راه تقریر چند تن از حواریون یا نقل‏قول شاگردان بلافصل آنها تدوین یافته است.

درمورد انجیل‏ها جای سخن بسیار است. چهار انجیلی که در دست مسیحیان است، بازمانده‏های انجیل‏های بسیار بیشتری هستند که در دو قرن اول میلادی میان مسیحیان اولیه رواج داشته است. واژه انگلیسی “GOSPEL” (به انگلیسی باستان “GODSPEL” = بشارت) برگردان واژۀ یونانی “EUANGELION”، نخستین کلمۀ انجیل مرقس به معنی «بشارت، خبر خوش» است، یعنی مسیح آمده است و ملکوت خداوند در دسترس است. انجیل مرقس، متی و لوقا «اناجیل نظیر» هستند. محتوا و شرح‏ آنها را می‏توان در سه ستون موازی قرار داد و با هم به آنها نظر افکند. اصل آنها به زبان یونانی عامیانۀ «کوینه» نوشته شده است و از لحاظ دستور زبان یا از جهت ادبی، نمونه‏های کاملی نیستند؛ با این وصف، سبک سادۀ قوی و صریحشان، نیروی زندۀ صحنه‏ها و امثالشان، عمق احساس و جذابیت ژرف داستان‏هایی که روایت می‏کنند، حتی به متن اصلی ناسفتۀ آنها لطف بی‏نظیری می‏دهد.

قدیمی‏ترین نسخه‏های خطی محفوظ‏ماندۀ اناجیل مربوط به قرن سوم است، خود نسخه‏های اصلی ظاهراً بین سال‏های 60 و 120 میلادی نوشته شده‏اند. بنابراین، مدت دو قرن در معرض اشتباهات استنساخ و تغییرات احتمالی برای وفق دادن متن با نظرات یا نیات و اصول خداشناسی فرقه یا دورۀ ناسخ بوده است.[1]

صاحب‏نظران «انجیل مرقس» را بر اناجیل دیگر مقدم می‏دانند و در تدوین تاریخ آن حدود سال‏های 65 _ 70 میلادی همداستانند. در «انجیل مرقس» غالباً مطلب واحدی به چند صورت تکرار می‏شود. «انجیل مرقس» به همین صورتی که در دست مسیحیان است ظاهراً در حیات چند تن از حواریون یا هفتاد و دو تن از شاگردان بلافصل آنها موجود بوده است و تصور نمی‏رود که خاطرات و تفسیرات این حواریون از مسیح اختلاف اساسی داشته باشد، به همین سبب محققان سرشناس جهان مسیحیت در این نکته هم‏آوازند که قسمت اصلی «انجیل مرقس» متضمن «تاریخ اصیل» است.

لیکن آبای کلیسای ارتدوکس تقدم را به «انجیل متی» می‏دهند، و بر این نظرند که اصل آن به «عبری» یعنی به زبان آرامی بوده، ولی آنچه به دست مسیحیان رسیده، فقط به زبان یونانی بوده است.

هدف انجیل متی گروانیدن یهودیان به دین مسیح بوده، لیکن انجیل‏نویسان دیگر بیشتر روی معجزات منتسب به حضرت عیسی تکیه می‏کنند و به گونۀ مشتاقانه در اثبات این نکته می‏کوشند که بسیاری از پیشگویی‏های «عهد قدیم» در وجود مسیح تحقق یافته است. با وجود این، «انجیل متی» مهیّج‏ترین انجیل‏های چهارگانه است، صرف‏نظر از تشریع مسیحیت، آن را در عداد شاهکارهای ناشناختۀ ادبیات جهان به شمار می‏آورند.

«انجیل لوقا» که تاریخ تدوین آن را عموماً به دهۀ پایانی قرن اول نسبت می‏دهند، در صدد برآمده شرح‏های سابق را دربارۀ حضرت عیسی با یکدیگر هماهنگ کند و سازش دهد. هدف انجیل لوقا گروانیدن یهودیان نیست، بلکه گروانیدن مشرکان به آیین مسیحیت است.

[1]. تاریخ تمدن، شباب مسیحیت، کتاب پنجم _ م.

 

انتشارات نگاه

اینستاگرام انتشارات نگاه

 

 

جزئیات کتاب

ابعاد 21 × 14 cm
پدیدآورندگان

ذبیح‌الله منصوری

نوع جلد

گالینگور

قطع

وزیری

تعداد صفحه

424

سال چاپ

1401

موضوع

داستان تاریخی

وزن

1200

نوبت چاپ

اول

دیدگاه‌ها

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مردی بالای صلیب”