(021) 66480377-66975711

مجموعه اشعار سید علی صالحی (دفتر دوم، بازسرایی ها)

45,000تومان

سید علی صالحی

سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحی همراه چند نفر از شاعران هم‌نسل خود جریان «موج ناب» را در شعر سپید پی‌ریزی می‌کند. منوچهر آتشی و نصرت رحمانی در تهران از این جریان پیشرو حمایت می‌کنند. در سال ۱۳۵۶ به عنوان برندهٔ جایزهٔ فروغ فرخزاد در شعر اعلام می‌شود. در سال ۱۳۵۷ صالحی از گروه «موج ناب» فاصله می‌گیرد. او در این باره گفته‌است: «حس می‌کردم همه ما شاعران موج ناب داریم شبیه هم می‌شویم. در سال ۱۳۶۳ با نقض تقطیع سنتی و سطربندی کلاسیک در شعر سپید، پیشنهاد «تقطیع هموار و مدرن» را مطرح کرد. سرانجام موفق می‌شود این روش تقطیع را همه گیر کند که تا امروز مورد قبول است. یک سال بعد «جنبش شعر گفتار» را با ساده کردن زبان شعر معرفی می‌کند که با آغاز دهه هفتاد به جریانی مقبول در شعر فارسی تبدیل شد. وی در این باره گفته‌است: «ریشه شعر گفتار به گات‌های اوستا بازمی‌گردد. معمار نخست آن حافظ است و نیما و شاملو هم چند شعر نزدیک به این حوزه سروده‌اند. اما فروغ دقیقا یک شاعر کامل در «شعر گفتار» است. من تنها برای این حرکت «عنوانی دُرُست» یافتم و سپس در مقام تئوریسینِ مولف، مبانی تئوریک آن را کشف و ارائه کردم. همین صالحی از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۹ دبیر سرویس ادبی و صفحه شعر مجله «دنیای سخن» بود و در سال ۱۳۷۹ کارگاه شعر دنیای سخن (در مجله و دفتر دنیای سخن) را با استقبال مناسبی راه‌اندازی کرد.از همین دوره ترجمهٔ شعر صالحی به زبان‌های فرانسه، عربی، آلمانی، انگلیسی، ارمنی، روسی و کردی به صورت پراکنده در مطبوعات چاپ گردید و دو دفتر شعر از وی در کردستان عراق (به زبان کردی) منتشر شد.وی در سال ۱۳۷۸ برای فعالیت مجدد به کانون نویسندگان ایران بازگشت و دو سال بعد از سوی مجمع عمومی به عنوان یکی از دبیران اصلی کانون نویسندگان ایران انتخاب شد.صالحی در سال ۱۳۸۲ به عنوان سردبیر، یک شماره مجله «معیار ادبی» را منتشر کرد که متعاقبا ممنوع‌المصاحبه و از ادامه کار در مجله محروم گردید

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

گزیده ای از مجموعه اشعار سید علی صالحی (دفتر دوم، بازسرایی ها)

او
سنگسارمان خواهند کرد
از این اَرایه خواهم گذشت
ماه و چنگ و چراغ
نامش را به من نگفت
برگردید، مرا بنگرید!
داناییِ گندم
لیلی …!

در آغاز کتاب گزیده ای از مجموعه اشعار سید علی صالحی دفتر دوم می خوانیم:

درباره یک ضرورت
سه رُخ

1
سادهترین تعریفِ «بازسرایى» همان ترجمه فارسى به فارسىِ یک متن در گذر از زمان و زبان است؛ یعنى تغییرِ سرنوشتِ متن در هجرتِ زمان، به نیتِ روزآمد کردنِ یک لهجه کهن: عبور از پُلى که انگار پیش از این وجود نداشته است. گذرگاهى تازه که از مِهِ تخیل بهدر آمده است.
اساسىترین محملها و محورهاىِ ممکنِ این پُلِ پندار، سه ستون مستحکم است که شرطِ نخستِ گذر از گذشته به امروز بهشمار مىروند : É قرائت نو از متن کهن، با حفظِ وفادارى نسبت به موضوع. É آرایشِ زبانِ زنده به مددِ نیروى خلاقیت. É انتقالِ روحِ عتیقِ شعر به قطارى که از لحظه اکنون رو به آینده مىرود.
دیگر گوشهها، طُرفهها، تَرَنُمها، ظرافتها، مرزها و مَرایاىِ فرعى، خود بهعنوانِ زیرمجموعه همین سه محورِ ممکن تعریف و تولید مىشوند، که بود و نبود یا ضعف و قدرت و حضورشان در این اتفاق، به توانایىها، تجارب و تدبیرِ خلاقه خودِ شاعرِ بازسرا بستگى دارد. گفتنى است که تفاوتِ روایت و بازسرایى دو شاعر از یک متنِ مشترک به میزانِ پرداخت، وَرْز، بدعت و برداشت در همین زیرمجموعههاى مهم بازمىگردد.

2
آیا تعریفِ بازسرایى تنها در محدوده و حجمِ همین صورتِ کمى و تعریفِ فنْمندانه خلاصه مىشود؟ اگر با اندکى سخاوت، پرده را کنار بزنیم، شاید باور آوریم که خودِ «شعر» بهعنوانِ آفریدهاى بکر و مستقل نیز… در نهایت نوعى بازسرایىِ زبان در اتفاق و اتفاق در زبان است؛ همان انعکاس جهان در تخیلِ ما و کلمه است، دخالت در نامگذارى جهان براى عبور از یک موقعیتِ معین است. ما دوباره اشیاء، روابط، رازها، حسها، صفتها، بودهها، باورها، سایهها، روشنها، و سایهْروشنهاى آدمى و خلقت را بازمىسراییم، با این تفاوتِ بدیهى که هر شاعرى با خوانشِ خنیاگرانه خود… این «شدنِ مُشَدَّد» را رَقم مىزند.
همه هستى در هر لحظه در حالِ بازسرایىِ خود است: تکرارِ ضربان، بازسرایىِ زندگىست. کُنش کمالطلبِ بازسرایى در کلام مکتوب، بیشترینه از پیشینهاى کهن و بشرى برخوردار است. رَد و راهِ این شیوه گُمشده در گُمانِ زمانْزده بشر… روشن و بسیار است: هر دفتر از کتاب مقدس بازسرایىِ دفترِ پیشینِ خویش است. ایلیاد و اُدیسه هومر، بازسرایىِ افسانههاى شفاهى مردم یونان است، و افسانه گیلگمش و درخت آسوریکِ مشرقیان هم. رودکى کلیله ودمنه را بازسروده، شاهنامه نیز بهنوعى بازسرایىِ قصههاى پهلوانى، حکایاتِ حماسى، روایات رزمى و افسانههاىِ مردمِ دیرین همین دیارِ بزرگ است. در حوزه و حیاتِ ترنُمهاى عاشقانه و تغزلى، نظامىِ گنجوى بزرگترین بازسراىِ ماست. مثنوى معنوىِ آفریدگار بلخ، همان بازآفریدنِ امثالِ اخلاقى و سلوک حکمى و معناها و مَثلهاى معنوى و برآمده از سه فرهنگِ ایرانى، هندى و عربى است، و تا امروز…
و تا امروز: بازسرایىِ گیلگَمش و سپس غزل غزلهاى سلیمان به همتِ بىغروبِ «بامداد». بازسرایى یکى از انواعِ ادبى در فرهنگ و تاریخ بشریت است، که همچنان پندارِ خویش را تا عصر ما پاییده است.

3
یکى از دستاوردهاى مؤثر این شیوه ـ در شعر ـ نوزایىِ اثرى است که هنوز از حیثِ مضمون و معنا زنده است و بارِ ویژهاى از جادوى شعرِ ناب را در خود نهان دارد، که در عبور از آن پُل پنهان و قبول هجرت در زمان، تناسخِ تأثیرگذار خود را در ترانه شدن طلب مىکند. بازسرایى، نجاتِ متنِ مدفون مانده از قلعه طلسم شده زمانِ ماضى و زبانِ کهن است. اما آیا هر متن کهنى را مىتوان به این سفر خطرخیز و زمانْشکن دعوت کرد؟ براى رسیدن به پاسخى روشن و اعتمادى قابل قبول، باید پیشْآزمونها و شرطهایى را تجربه کنیم: É کشفِ متنِ مناسب É تشخیصِ قابلیتهاى لازمِ معنایى É درکِ میزانِ جوهر شعرى آن É و ساختِ شهودىِ زبانى که سلولهاى بنیادى و تبار آن به زبانِ نخستِ متن نزدیک باشد، وگرنه این پیوند، پاکیزه از آب درنخواهد آمد، و قطعآ به شکست مىانجامد.
و اینهمه… در عین وفادارى نسبت به مفاهیم اصلىِ اثر و مأخذِ نخست، حتمآ و باید در حضورِ ذهنى آزاد، از آینه تخیل عبور داده شوند، وگرنه متنِ مادر با تو همدلى و همراهى نخواهد کرد، و در چنین بزنگاههایى است که مِهِ منتظر مىآید و پُل زمان را مىپوشاند. و تو و دسترنج تو وقتى به ایستگاه عصر خود مىرسد که قطارِ به مقصدِ آینده ، اکنون را ترک کرده است.

توضیحات تکمیلی

وزن 500 g
ابعاد 18.5 × 14.5 cm
پدیدآورندگان

نوع جلد

SKU

94050

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-309-2

قطع

تعداد صفحه

1000

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

500

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مجموعه اشعار سید علی صالحی (دفتر دوم، بازسرایی ها)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This