دیوان محتشم کاشانی

55,000تومان

محتشم کاشانی،

با تصحیح و مقدمه اکبر بهداروند

دیوان محتشم کاشانی

دیوان علی بن احمد محتشم کاشانی به تصحیح و مقدمه اکبر بهداروند به چاپ رسیده است.
محتشم شاعرى بزرگوار و سخن سنجى كامل عيارست در سرودن انواع شعر ماهر، و به ويژه در فن قصيده و غزل و تاريخ يگانه عصر خوده بوده است و اين مدعا را قصايد غرّا و قطعات شيواى تمام تاريخ و غزليات دلنشين تواريخ مختلف او مدلّل مىسازد، عصر زندگانى او در بحبوحهى روحانيت و رواج آفرين حدّ تعصبات مذهبى ايران بوده است از اين جهت دوازده بند مرثيهى او ديگر آثار گرانبهايش را تحتالشعاع قرار داده و او را صرفآ شاعرى مرثيهسرا شناسانده است و به حقيقت بايد گفت مقتضيات آن عصر زحمات ادبى يك عمر طولانى او را خنثى كرده است و با كمال شگفتى مىبينيم هرجا اسمى از محتشم برده مىشود مىپرسند مگر محتشم غير از مرثيه اشعار ديگرى نيز داشته است؟!
بند آغازین از ترکیب‌بند ویژه و پرهوادار محتشم:
باز این چه شورش است؟ که در خلق عالم است باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است؟
باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا؟ کزو کار جهان وخلق جهان جمله درهم است

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

گزیده ای از دیوان محتشم کاشانی

باز این چه شورش است؟ که در خلق عالم است

باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است؟

باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین

بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا؟ کزو

کار جهان وخلق جهان جمله درهم است

در آغاز دیوان محتشم کاشانی می خوانیم:

اى نام تو بهترین سرآغاز
بى نام تو نامه کى کنم باز

منت خداى را که ما خاموشى سرمایگان را به روشن سواد لطایف برق تجلى خویش مىنوازد و توسن ادراک قلم را پیشآهنگى به ضرباهنگ نغمهى وحدت در بهارستان جنون عنایت مىکند و در سگاه دبستان صنع را به زیور سرمهى اعتبار در مزرع تسلیم که خاموشى و سخن قافلهى دشت خیال در آن تموّج دارد آذین کرده است و به قول حافظ شیرازى :

بیان شوق چه حاجت که شرح آتش دل توان شناخت ز سوزى که در سخن باشد

قلم در عشرت خرامى خویش بر عارض برگ گل آستین شوخ مىافشاند و غبار بال عنقاى کلام مهر را بر پلک آسمان نگاه حیرت هدیه مىکند تا موج فریب نفس و نیرنگ هوس را از سلامت آثارى و عافیت کنارى و غفلت آهنگى که حیرت نصیبىاش سر به آسمان عشق مىزند بزداید، گرچه بانگ دراى شرمسار جانم به همراه قافلهى رنگ و بوى ذوق تبسم راه به دلى نمىبرد و نیک مىدانم که گل داغم در مرغزار عدم خون جگر مىکارد و در ابد قیاسى عشق غیور خویش همچون گرداب در موج آیینهى حیرت شناورست.
و امّا بعد

بر سر آنم که گر ز دست برآید دست به کارى زنم که غصه سرآید
خلوت دل نیست جاى صحبت اغیار دیو چو بیرون رود فرشته درآید
صحبت حکام ظلمت شب یلداست نور ز خورشید خواه، بو که برآید
بر در ارباب بىمروت دنیا چند نشینى که خواجه کى به در آید
صبر و ظفر هردو دوستان قدیمند براثر صبر نوبت ظفر آید
بگذرد این روزگار تلختر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید
صالح و طالح متاع خویش نمودند تا که قبول افتد و چه در نظر آید

بلبل عاشق تو عمرخواه که آخر باغ شود سبز و سرخ گل به بر آید
غفلتحافظ در این سراچه عجب نیست هرکه به میخانه رفت بىخبر آید

در کتاب گرانسنگ قابوسنامه نوشتهى عنصرالمعالى کیکاووسبن وشمگیر در باب سى و پنجم در رسم شاعرى آمده است که :
اى پسر! اگر شاعر باشى جهد کن تا سخن تو سهل ممتنع باشد و پرهیز از سخن غامض و به چیزى که تو دانى و دیگرى نداند که به شرح حاجت افتد، مگوى، که این شعر از بهر مردمان گویند نه از بهر خویش و به وزن و قوافیت قناعت مکن و بىصناعتى و ترتیبى شعر مگوى که شر راست ناخوش بود، صنعت چربک باید که بود و شعر در ترجمه مردم را ناخوش آید، با صناعت باید به رسم شعرا، چون امّا اگر خواهى که سخن تو عالى باشد و بماند بیشتر سخن مستعار گوى و استعارت بر ممکنات گوى و در مدح استعارت به کار دار و اگر غزل و ترانهگویى سهل و لطیف و تر گوى و به قوافى معروف گوى تازىها سرد و غریب مگوى برحسب حال عاشقانه و سخنهاى لطیف گوى و امثالها خویش بهکار دار چنانک خاص و عام را خوش آید و بدان که هرکسى را چه باید گفت، امّا بر شاعر واجب بود که از طمع ممدوح آگاه باشد و بداند که او را چه خوش آید، آنگاه او را چنان ستاید که او را خوش آید و تا تو آن نگویى که او خواهد و تو را آن ندهد که تو را خوش آید و حقیر همت مباش و در قصیده خود را خادم مخوان، الّا در مدحى که ممدوح بدان ارزد و هجا گفتن عادت مکن، که همیشه سبوى از آب درست نیاید، امّا بر زهد و توحید اگر قادر باشى تقصیر مکن که بهر دو جهان نیکوست و در شعر دروغ از حدّ مبر، هرچند که مبالغت دروغ در شعر هنرست و مرثیت دوستان و محتشمان نیز گفتن واجب باشد، امّا غزل و مرثیت از یک طریق گوى و هجا و مدح از یک طریق، اگر هجا خواهى که بگویى و بدانى: همچنان که در مدح کسى را بستایى ضد آن مدح بگوى، که هرچند ضد مدح بود هجا بود و غزل و مرثیت همچنین بود، امّا هرچه گویى از سخن خرد گوى و از سخن مردمان مگوى، که طبع تو گشاده نشود و میدان شعر تو فراخ نگردد و هم بدان قاعده بمانى که اول در شعر آمده باشى، امّا چون در شعر قادر باشى و طبع تو گشاده شده باشد ماهر گشته اگر جایى معنى غریب شنوى و ترا آن خوش آید و خواهى که برگیرى و دیگر جاى استعمال کنى مکابره مکن و هم آن لفظ را به کار مبر اگر آن معنى در مدح بود تو در هجا به کار بر، و اگر در هجا بود تو در مدح به کار بر و اگر در غزل شنوى در مرثیت به کار بر و اگر در مرثیت شنوى در غزل به کار بر، تا کسى نداند که آن از کجاست و اگر ممدوح طلب کنى کار بازار کنى مدبر روى و بلید جامه و ترش روى مباش، دایم تازهروى و خندهناک باش، حکایت و نوادر سخن مسکته و مضحکه بسیار حفظ کن، در بازار بیش ممدوح گوى، که شاعر را از این چاره نباشد سخن بسیارست امّا بدین مختصر کردیم باللهالتوفیق. شعر و شاعران دورهى صفوى را بایستى با موقعیتهاى زمانى و مکانى و با نقطهنظرهاى مختلف و راهیافتهاى عمیق نقدى به تماشا نشست، چون شعر بابا فغانى با شعر وحشى بافقى و شعر سحابى استرآبادى با شعر نظیرى نیشابورى و نگاه ظهورى ترشیزى با نگاه هستىشناسانهى ابوالمعانى عبدالقادر بیدل دهلوى متفاوت و مختلف است و همچنین شعر و دیدگاههاى شاعران این شیوه و روش از نظر مکانى و زمانى متفاوت مىباشد و به تعبیرى دیگر مىشود گفت: شاعرانى که به هندوستان مهاجرت کرده و در آن فضا زیست کردهاند طیف شعریشان با شاعرانى که در ایران بودهاند متفاوت است، با این تفاصیل مىشود گفت که شعر ادوار مختلف صفوى از قرن دهم تا به آخر دورهاش داراى نگاههاى مختلف و شاعرانى بیشمار مواجه است که هرکدامشان خصایص و صناعات و زبان و ذهن و تعابیر شعریشان متلون مىباشد. استاد یحیى آرینپور در کتاب از صبا تا نیما گفته است: شعر از محیط دربار قدم بیرون نهاد و به دست عامه افتاد و گویندگان غزلسرا به بارگاه شاهان گورکانى هند روى آوردند و به تشویق آنان سبک هندى که آوردن مضامین بدیع باریک و بیان معنى بسیار درلفظ اندکبود، در شعرفارسى رسوخ یافت. این سبک گویندگى که در سرزمینهاى غیر ایرانى به وجود آمد، و در محیط نامساعدى رشد و نمو یافته بود، روز به روز به سستى و پستى افتاده، و دقت در ایجاد مضامین تازه و استعانت از استعاره و مجاز و خیالبافىها و نازکاندیشیهاى دور از ذهن به حدى رسید که گفته و سرودههاى شعراى این عهد از لطف و ذوق عارى گردید.
سخنوران این سبک در جستجوى مضامین ناگفته و ناشناخته برهم سبقت مىجویند و بعضى از آنان در این مسابقه به حدى افراط مىورزیدند که کار به ابتذال مىکشد و دیگر هیچ فکر بکر و اندیشهى بدیعى در سرتاسر اشعار آنان نمى توان یافت.
به قول ملکالشعراى بهار

فکرها سست و تخیلها عجیب
شعر پر مضمون ولى نادلفریب
وز فصاحت بىنصیب
هر سخنور بار مضمون مىکشید
رنج افزون مىکشید
زان سبب شد سبک هندى مبتذل

با مطالعه ى کتب ادبى مىتوان پى به آرا و نظرات مختلف نویسندگان و محققان ادوار مختلف بعد از عصر صفوى برد و یکى از مبدعان و رواجدهندگان اصلى این اندیشهى بدون پشتوانهى ادبى ادوارد براون نویسندهى تاریخ ادبیات ایران است که مى نویسد :
یکى از مسایل عجیب و در بادى امر لاینحل زمان صفویه، قحط و فقدان شعراى مهم است]!!![ معمارى، نقاشى و سایر صنایع فوقالعاده ترقى نموده، عمارات عالى عمومى که شاه عباس، سرتاسر کشور خود، خاصه اصفهان را به آنها مزین ساخت، از آن عهد تاکنون نظارگان را
به حیرت و تعجب انداخته است. بهزاد و دیگر هنرمندانى که درباره تیموریان هرات مشهور آفاق شدند، جانشینانى مانند رضا عباسى و همگنانش یافتند، امّا اگرچه در تحفهى سامى و دیگر تذکرهها و تاریخهاى زمان، نام گروهى فراوان از شاعران ثبت شده است، براى ما مشکل است که یکى از آنها را (به استثناى جامى و هاتفى و هلالى و سایر شاعران خراسان که به حق بقایاى مکتب ادبى هرات بودند) در درجهى اول محسوب بداریم در طول عمر توفانى هفتاد سالهى امیر تیمور، به استثناى حافظ بزرگ که همه را تحتالشعاع خود داشت دست کم هشت الى ده تن شاعر بودند که هرکس راجع به ادیبان ایران چیز بنویسد آنها را نمىتواند از نظر دور دارد لیکن در دویست سال سلطنت صفویه تا آنجایى که من توانستهام به تحقیق برسانم، به دشوارى یک تن را مىتوان در ایران یافت که داراى لیاقت بارز و قریحهى مبتکر باشد.

توضیحات تکمیلی

وزن 1120 g
ابعاد 24 × 17 cm
پدیدآورندگان

,

SKU

94013

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-005-3

قطع

تعداد صفحه

736

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

1120

نوع جلد

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دیوان محتشم کاشانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This