(021) 66480377-66975711

زندگی و موسیقی

12,000تومان

ناصر وحدتی

موسيقى همان‌قدر مؤثر است كه علم پزشكى و… به باور من اگر كه موسيقى نباشد انسان بسيار كوتاه زندگى خواهد كرد چون موسيقى سرچشمه‌ى همه‌ى خوشى‌هاى انسان است. موسيقى او را به سرمنزلِ عالى‌ترين خاستگاه اجتماعى مى‌برد. موسيقى خستگى‌هاى ناشى از مرارت‌هاى كار طاقت‌فرساى روزانه را در مزرعه و در هرجاى ديگر فرومى‌نشاند. باور كنيد كه در ترافيك كشنده‌ى شهرهاى بزرگ جهان و تهران اگر رانندگانِ اتومبيل‌هاى گرفتار شده در ترافيك، در داخل اتوموبيل‌هايشان موسيقى گوش نكنند سر به كوه و بيابان مى‌زنند ديوانه مى‌شوند. شايد گاهى توجه كرده‌ايد در ترافيك كه وقتى كسى در داخل اتومبيل‌اش موسيقى گوش نمى‌كند و مثلا مخالف موسيقى است چطور با نفرت به سرنشينانِ ماشين‌هاى ديگر نگاه مى‌كند! موسيقى سيماى خشنِ انسان‌هاى بدسيما را مهربان و شيرين مى‌نمايد. موسيقى انسان‌هايى را كه در ماتمِ از دست دادن كسى نشسته‌اند تسكين مى‌دهد! ازدواج و عروسى براى بيشتر انسان‌ها فقط يك‌بار اتفاق مى‌افتد و آنجا و آن مجلس را فقط موسيقى شيرين و دلپذير مى‌كند.

توضیحات

گزیده ای از کتاب زندگی و موسیقی

در این صد سال اخیر هم با اختراعات خیره‌کننده چنان جهان را در سیطره‌ى خود درآورده که در آن 15 ـ 16 هزار سال پیش نتوانسته بود چنین کند!

در آغاز کتاب زندگی و موسیقی می خوانیم

  

در آغاز     7

درآمدى بر موسیقى    11

دوران‌هاى موسیقىِ غرب         19

1ـ قرون وسطى        21

2ـ رنسانس            23

3ـ باروک               25

4ـ کلاسیک             25

5ـ رومانتیک            27

6ـ مدرن    28

البرز خاستگاه موسیقى گیلان    29

موسیقىِ فولکلور در جلگه‌ىِ گیلان         37

تفاوت‌هاى اقلیمى شرق و غرب گیلان     39

یاورى       40

اوضاع معیشتى و خانه‌سازى در روستاهاى گیلان     40

مَچاسرى    42

دلیل تفاوت گویش‌هاى شرق و غرب گیلان           43

عدم ارتباط جلگه‌نشینان غرب گیلان با البرز          44

موسیقىِ بامواره‌ى البرز «دیلمان»           47

موقعیتِ معیشتى        49

موسیقىِ زنانِ گیلان   55

آوازهاى زنان در مزرعه          57

پیشکو یا «مچّه نقاراى»          58

پیش‌خوان              58

گاره‌سرى «لالایى»    61

آوازهاى زار در شرق گیلان     65

موسیقىِ نوازنده‌هاى محلى «مطرب‌ها»      69

مراسم عروسى در شهرهاى گیلان           71

مراسم عروسى در روستاهاى گیلان        72

آوازهاى دسته‌هاى نوازندگان محلى         75

مقام‌ها و آهنگ‌هاى شناخته شده‌اى که با سورنا نواخته مى‌شد              78

نقش ساز و نقاره در آیین‌ها و جشن‌ها     81

طناب‌بازى              83

نوروز و سیزده‌بدر     83

جشن تیرگان           85

لوچى       85

جشن مهرگان          87

سورنا «ساز»، نقاره و مرگ      88

موسیقى و آئین‌هاى دیگر         89

خرسابونى              90

ورزا جنگ             92

عروس گوله‌ى         93

رابچرى     94

نوروز ـ نوسال         95

کول کوله چارشنبه     96

گلاکونى     97

کسوف      98

باران‌خواهى و آفتاب‌خواهى     98

موسیقىِ چوپانى        99

موسیقىِ چارودارى و گالشى    103

آوازها و ترانه‌هاى شوخىِ موسیقىِ فولکلور گیلان   107

سازها و آلات شناخته شده‌ى موسیقىِ گیلان          109

رقص‌هاى گیلان       115

رقص‌هاى زنان        117

رقص‌هاى مردان       120

بازآفرینى موسیقى فولکلور گیلان           123

جذابیتِ ابدىِ موسیقىِ فولکلور گیلان      128

گروه شمشال            135

ترانه‌هایى که با گروه شمشال خوانده‌ام :     137

گروه آمارد             154

ترانه‌هایى که با گروه آمارد خوانده‌ام :       155

گروه گیل و آمارد     167

ترانه‌هایى که با گروه گیل و آمارد خوانده‌ام :          168

گروه ایل    180

ترانه‌هایى که با گروه ایل خوانده‌ام :         181

حیدرخان، صفرخان، هیبت‌جان و دو روایت‌از ترانه‌ى حماسىِ «هیبت»    191

هیبت «روایت اول»   203

هیبت «روایت دوم»   205

سه روایت از ترانه شور انگیز رعنا          207

موسیقى رزمى گیلان              221

نشانه‌هاى موسیقىِ رزمىِ گیلان              224

موسیقىِ مذهبىِ گیلان             227

موسیقىِ جدید گیلان              237

چه‌کسانى‌ازچه‌نوع‌موسیقى لذت مى‌برند!     249

مختصرى از چند اصطلاح موسیقایى         258

سازهاى ارکستر سنفونیک        261

منابع         267

فهرست اعلام          269

در آغاز

  

خیام اگر ز باده مستى خوش باش         با ماه‌رخى اگر نشستى خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستى است         انگار که‌نیستى چو هستى خوش‌باش

            خیّام

  

سرانجامِ جهانِ هر موجود زنده و انسان مرگ است و آن را چاره‌اى نیست که اگر روزى اکسیرِ عمرِ جاویدان کشف شود خودِ انسان‌ها باید دسته دسته همدیگر را بکشند تا فقط بتوانند روى کره زمین بایستند! تازه مگر مى‌گذارند دنیاپرستانِ خون‌آشام و حاکمانِ سرمایه تا آن مثلا اکسیر به‌دستِ کسانى غیر از خودشان بیفتد! و چه فاجعه‌اى خواهد شد اگر حاکمى که میلیون‌ها انسان را اسیر حماقت‌هاى خودش کرده و مردم هر لحظه آرزوى مرگ او را مى‌کنند، او این اکسیر را بخورد زنده بماند و به ریش همه بخندد! و آن هنگام این اکسیر درد و ننگِ عظیمى مى‌شود که هیچ انسانِ شرافتمندى آرزوى کشف آن را نخواهد کرد! پس مرگ را گریزى نیست اما دوران زندگى نیز باید شرافتمدانه و خوش طى شود. حالا بسیار هول‌انگیز مى‌شود که اگر انسانى فرسوده، هوش و عاطفه و احساس از دست داده در مسندِ قدرتى قرار گیرد! آدمى که خنده‌هایش تمام شده! عشق به زندگى و هم‌نوع در او خشکیده نمى‌تواند آرزوى دل‌خوشى و زندگىِ شیرین براى نوع بشر بکند! آخر مگر امکان دارد یک آدم مثلا صد ساله یک جوانِ بیست ساله و فرایندِ زندگىِ او را درک کند! این آدم بیست ساله نیز به نصایح و دکترین چنین آدمى از زیستن که یک قرن از او دور است تن نمى‌دهد! پس انسان فقط براى گذرانِ یک عمرِ شیرین، خوش، شرافتمندانه و مفید باید بسیار احتیاط، تلاش و مبارزه کند که از همان آغاز زندگى و در کودکى پدر و مادر و نزدیکانش او را از چالش‌هاى مرگ‌آفرین آگاه مى‌کنند از خطر آب و آتش و بلاهاى طبیعى دیگر از خطرِ تصادف با اتومبیل و موتور، هواپیما و حکومت‌هاى حیوانى، انسان درنده‌خو و بلاهاى مصنوعى دیگر!علم پزشکى نیز قدرمندانه به میدان آمده و طول عمر انسان را بسیار منطقى افزایش داده است. علاوه بر درمان بسیارى از بیمارى‌هاى نابودکننده مدام به او هشدار مى‌دهد تا مراقبِ سلامتى‌اش باشد ورزش کند چرب نخورد براى مالِ دنیا حرص نخورد و خیلى کارهاى دیگر نکند تا مثلا گرفتار ویروس ûHIVý نشود! سرطان را هم که هنوز درمان نکرده این علم پزشکى! علاوه بر این‌ها انسان در قراردادهاى اجتماعى نیز دست برده و با جان‌فشانى‌ها و مبارزاتِ نفس‌گیر بسیارى از حکام دنیاپرست و سفّاک را به زانو درآورده و براى به‌زانو و سرِ عقل آوردنِ بیشتر یک‌لحظه از مبارزه و پیکار دست نکشیده است!در این صد سال اخیر هم با اختراعات خیره‌کننده چنان جهان را در سیطره‌ى خود درآورده که در آن 15 ـ 16 هزار سال پیش نتوانسته بود چنین کند! پس مرگ بى‌گمان فرامى‌رسد و انسان باید تا زمانى که زنده است به‌درستى، شرافتمندانه و شیرین زندگى کند و مدام با پدیدآورندگان مرگ و سیه‌روزى، زندگىِ تلخ و فقر مبارزه کند. در این میان و تا اکنون او به عالى‌ترین شیوه‌هاى شیرین زیستن دست یافته است که هنر و به‌ویژه موسیقى همان‌قدر زندگى را دلپذیر مى‌کند و مرگ را پس مى‌زند که قراردادهاى شرافتمدانه‌ى اجتماعى. موسیقى همان‌قدر مؤثر است که علم پزشکى و… به باور من اگر که موسیقى نباشد انسان بسیار کوتاه زندگى خواهد کرد چون موسیقى سرچشمه‌ى همه‌ى خوشى‌هاى انسان است. موسیقى او را به سرمنزلِ عالى‌ترین خاستگاه اجتماعى مى‌برد. موسیقى خستگى‌هاى ناشى از مرارت‌هاى کار طاقت‌فرساى روزانه را در مزرعه و در هرجاى دیگر فرومى‌نشاند. باور کنید که در ترافیک کشنده‌ى شهرهاى بزرگ جهان و تهران اگر رانندگانِ اتومبیل‌هاى گرفتار شده در ترافیک، در داخل اتوموبیل‌هایشان موسیقى گوش نکنند سر به کوه و بیابان مى‌زنند دیوانه مى‌شوند. شاید گاهى توجه کرده‌اید در ترافیک که وقتى کسى در داخل اتومبیل‌اش موسیقى گوش نمى‌کند و مثلا مخالف موسیقى است چطور با نفرت به سرنشینانِ ماشین‌هاى دیگر نگاه مى‌کند! موسیقى سیماى خشنِ انسان‌هاى بدسیما را مهربان و شیرین مى‌نماید. موسیقى انسان‌هایى را که در ماتمِ از دست دادن کسى نشسته‌اند تسکین مى‌دهد! ازدواج و عروسى براى بیشتر انسان‌ها فقط یک‌بار اتفاق مى‌افتد و آنجا و آن مجلس را فقط موسیقى شیرین و دلپذیر مى‌کند.بسیارى از آدم‌هاى کوته‌فکر که از روى جهل و تعصّب دشمن موسیقى هستند، دلیل مى‌آورند که چون تعدادى از موسیقى‌دانان  برجسته‌ى جهان عمرى طولانى نکرده‌اند پس موسیقى براى انسان سازگار نیست! و در این میان بتهوون و شوبرت و موزارت را مثال مى‌زنند که عمر زیادى نکرده‌اند و البته آگاهان مى‌دانند کوتاهىِ عمرِ این بزرگان ربطى به موسیقى نداشت اما این موسیقى است که نام و آوازه‌ى آن‌ها را جاودان کرده است و دشمنان موسیقى به محض این‌که بمیرند و در خاک دفن شوند، پس از مدتى کوتاه از یاد و خاطرِ حتى نزدیکانشان هم خواهند رفت! نکته‌ى دیگر این‌که قصد داشتم فقط از جامعه‌شناسى موسیقى گیلان با عنوان «البرز خاستگاه موسیقى گیلان» بنویسم که وقتى نشانه‌ها و سرچشمه‌هایش را جستجو کردم، نوشتن از «درآمدى بر موسیقى» اجتناب‌ناپذیر بود که به دنبالش «دوره‌هاى موسیقىِ غرب» «مختصرى از چند اصطلاح موسیقایى» و «سازهاى ارکستر سنفونیک» نیز آمده است که انتخاب عنوان «زندگى و موسیقى» براى این نوشته منطقى‌تر به‌نظر رسید. نوشتن از موسیقى تالش، مازندران و گلستان نیز به‌عهده‌ى پژوهشگران آنجا است. در پایان تأکید مى‌کنم بى‌آن که قصدِ ورود به حیطه‌ى سایر مبانىِ علمىِ موسیقى را داشته باشم، از نگاه یک محقق و جامعه‌شناس به جامعه‌شناسى علمىِ موسیقى و موسیقىِ گیلان پرداخته‌ام.

اطلاعات بیشتر

وزن 250 g
ابعاد 21 × 14 cm
پدیدآورندگان

نوع جلد

SKU

94794

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-270-5

قطع

تعداد صفحه

272

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

250

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “زندگی و موسیقی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.