(021) 66480377-66975711

گل آفتابگردان – چشم و چراغ 31

58,000تومان

ويليام كندى

ترجمه غلامحسين سالمى

 

چشم و چراغ 31

 

 «گل آفتابگردان» تصويري از بيگانگي انسان با خود و سرنوشتش ارائه مي دهد. اين رمان زندگي يك انسان مسخ شده و رو به قهقرا را به تصوير كشيده و به موازات چهره يي كه از خانواده فيلان ترسيم مي كند، زوايايي از زندگي، مناسبات اجتماعي و روابط ميان افراد جامعه امريكا را در نيمه هاي قرن 20 به نمايش مي گذارد. در اين رمان با توصيف هاي عيني و جزييات نگاري فراواني از زندگي شهري و روابط انساني در امريكا روبه رو هستيد. ويليام كندي همچون يك فيلمنامه نويس (كما اينكه او يك فيلمنامه نويس نيز هست) نماهاي متعددي از گوشه و كنار شهر، خيابان ها، كافه ها و مغازه ها را در داستان هايش ثبت كرده است.

این رمان (برنده ی جایزه پولیتزر 1984), گویای بیگانگی انسان از خویشتن است‌؛ توصیف از زندگی که مسخ می‌شود و انسان را به ورطه هلاک می‌کشاند. ‘فرانسیس’ شخصیت اصلی داستان, شخصیتی است که خانواده‌اش را از دست داده و مبتلا به سرطان شده است. او می‌خواهد با بیماری‌اش مبارزه کند. فرانسیس با افرادی نیز در ارتباط است که هر یک به نوعی مبتلا به یک بیماری هستند. فرانسیس عاشق زنی است به نام ‘هلن’ که شخصیتی خاص دارد. در هنگامه‌ای که همه زنان و مردان به دنبال برآوردن کام دل هستند, هلن, خود را از آن دور می‌کند و از لذایذ آن چنانی می‌پرهیزد. همین ویژگی هلن سبب شده فرانسیس در اندیشه او باشد. این در حالی است که فرانسیس خود صاحب زن و فرزند است.

توضیحات

گزیده ای از کتاب گل آفتابگردان

آیرون‌ویدِ بلند گلى از تیره‌ى آفتابگردان‌ها (آستراسه‌آ) است که ساقه‌اى بلند و کشیده دارد، با گلِ ارغوانى‌رنگِ خوشه‌اى و برگ‌هاى بلندِ نازکِ نوک‌تیز، میوه‌اى دانه‌اى‌شکل با ردیفى از پُرزهاى زبر و خشن.

آیرون‌وید در خاک‌هاى حاصلخیز و مرطوبِ مناطقى از نیویورک به طرفِ جنوب تا جورجیا، در غرب تا لوئیزیانا و در شمال تا میسورى، ایلى‌نویزومیشیگان مى‌روید و در ماه‌هاى اوت تا اکتبر گل مى‌دهد. نامِ این گل اشاره‌اى است به ساقه‌ى محکم و مقاوم آن.

در آغاز کتاب گل آفتابگردان می خوانیم

ویلیام کندى بیش از چهل سال است که مى‌نویسد و تاریخ و خاطراتِ جمعىِ جامعه را در قالبِ ادبیات چنان جا داده است که گویى شهرى تازه در تخیلِ نویسنده‌اى جان گرفته و اینک در برابرِ چشمانِ خوانندگان مى‌درخشد. شهرى از طلا و سرب و کثافت. سابقه‌ى شهرسازى در میانِ نویسندگان به روم و یونان‌باستان بازمى‌گردد که نمونه‌هایى از آن را در شهرِ تروا و بعدها در لى‌لى‌پوت و در دورانِ معاصر در یوکناپاتافایاى فاکنر و ماکوندوى مارکز مى‌یابیم. تصویرى که جیمزجویس از دوبلین به دست مى‌دهد یا شیکاگویى که سائول‌بلو تصویر مى‌کند هرکدام گوشه‌اى از این خلاقیتِ ادبى است. ویلیام کندى خالقِ گلِ آفتابگردان هم از این دست نویسندگان است. او آلبانىِ نیویورک را آفریده است. شهرى که وجود دارد اما خیالى هم هست. مجموعه‌ى رمان‌هاى او درباره‌ى آلبانى تصویرى زنده و بى‌بدیل از مکانى خیالى است که در عینِ حال خیالى هم نیست. حلقه‌ى آلبانى در آثارِ کندى پُر است از آدم‌هاى
مطرود، واخورده، پیزورى و سیاست‌مدارانِ دروغ‌پرداز، زندگى‌هاى به ظاهر پرزرق و برق و از درون‌پوسیده. شهرى خیالى در پسِ آجرها و ساختمانِ بتونىِ واقعى. کندى با قلمِ تواناى خود توانسته است جایى دلپذیر را در نقشه‌ى اساطیرىِ ایالاتِمتحده خلق کند آن هم در گوشه‌اى از نقشه که یادآورِ خاطراتِ ملى امریکایى‌هاست، در کلان‌شهرى با مبارزه براى بقا.

کندى در سالِ 1928 در نورث‌اند(North End)  آلبانى به دنیا آمد. دلش مى‌خواست روزنامه‌نگار شود و بعد از اتمامِ تحصیلاتِ ابتدایى و متوسطه به دانشکده‌ى سینا (Siena Colleje) رفت. کار روزنامه‌نگارىِ خود را با عنوانِ گزارشگرِ ورزشى در پُست‌استار (Post Star) گلنز فالز (Glens Falls) آغاز کرد و در سالِ 1950 به خدمت در ارتش فراخوانده شد.

در زمانِ خدمتِ سربازى در اروپا خبرنگار روزنامه‌اى نظامى شد و پس از پایانِ خدمت به تایمز یونیون (Time Union) پیوست.

در سالِ 1906 به استخدامِ روزنامه‌اى در پورتوریکو درآمد و در همان شهر بود که با دیزى‌سوسا هنرپیشه ازدواج کرد که حاصلِ آن سه فرزند است.

در سالِ 1959 سردبیر سان‌خوان استار (San Jvan Star) شد و دو سال بعد روزنامه‌نگارى را به کنارى نهاد و تمام‌وقت به داستان‌نویسى پرداخت. ویلیام کندى هم مثلِ بسیارى از نویسندگانِ بزرگ کار خود را با روزنامه‌نگارى آغاز کرد، نویسندگانى مثلِ ارنست همینگوى، جان چیور، ویلیام فاکنر و جورج اورول.

ویلیام کندى در پورتوریکو دوره‌اى را زیرنظر سائول بلو گذراند که خیلى زود به استعدادِ داستان‌پردازى او پى برده بود. سائول بلو درباره‌ى کندى گفته بود که استعداد بى‌نظیرى در پرداختِ موادِخامِ داستان دارد و از بدیهى‌ترین وقایع پیش‌پاافتاده، داستانى مى‌سازد که خواننده انگشتِ حیرت به دهان مى‌برد.

کندى حس مى‌کرد که مى‌تواند در پورتوریکو موادِ لازمِ داستان‌هاى خود را بیاید اما خیلى زود دریافت که کارهایش از جنمِ دیگرى است و باید رحلِ اقامت را در آلبانى بیفکند. در سالِ 1963 به آلبانى رفت و گزارش‌هایى درباره‌ى آن‌شهر نوشت که حاصلِ کار این بود که نامزدِ دریافتِ جایزه‌ى پولیتزر شود.

کتابِ غیرداستانىِ آه، آلبانى شرحِ زیبایى است که سال‌ها بعد به بار نشست. کتابى درباره‌ى مردم و زیبایى و طنزِ شهرى که پایتختِ ایالتِ نیویورک بود و شهرى با قدمتِ چهارقرن.

تجربه‌ى روزنامه‌نگارى در آلبانى او را با ظرایفى آشنا کرد که بتواند آن‌ها را در قالبِ خط و خطوطِ داستانى ارائه کند. رمانِ اولِ او به نامِ کامیونِ جوهر  (Ink Truk)که در سالِ 1969 به چاپ رسید داستانِ اعتصابِ کارکنانِ روزنامه‌اى است که بسیار روشن و روان است و البته نامى از آلبانى در آن به میان نمى‌آید. داستانى پُر از لحظه‌هاى ناب و شاعرانه است. پا (Legs) که در سالِ 1975 منتشر شد نخستین رمان از حلقه‌ى آلبانى است که داستانِ زندگىِ گانگسترِ معروف نیویورک جک دایاموند است که لقب «پا» داشت. تصویرى اغواکننده از روابطِ انسانى و داستانى زیبا از گانگسترهایى که به‌راحتىِ آب‌خوردن آدم مى‌کشند و یک‌ریز حرف مى‌زنند. دنیایى کوچک از آلبانىِ کاتولیک – ایرلندى که در دهه‌ى سى با آثارِ ادبى جاویدان شد.

قمارِ بزرگِ بیلى‌فیلان (Billy Phelan¨s – The Greatest Game) براى اولین‌بار خانواده‌ى فیلان را معرفى مى‌کند که در پنج رمانِ بعدىِ او حضورى فعال دارند. بیلى‌فیلان قماربازى از دورانِ رکودِ اقتصادى است که در ربودنِ فرزندِ سیاست‌مدارى از اهالىِ آلبانى درگیر مى‌شود.

پدرِ بیلى معتادى الکلى است که مى‌خواهد از گذشته‌ى نامطلوبِ خود بگریزد و در گلِ آفتابگردان ظاهر مى‌شود که در سال 1983 به چاپ رسید و چشمِ منتقدان را خیره کرد. جایزه‌ى ملىِ کتاب، جایزه‌ى ملىِ منتقدانِ ادبیاتِ داستانى، جایزه‌ى پولیتزر و چندین جایزه‌ى دیگر نشان از استقبالِ خوانندگان و حلقه‌ى منتقدان از این کتاب داشت. گلِ آفتابگردان خیالى است که در آن بیگانگىِ انسان از خود و سرنوشتِ او به زیبایىِتمام تصویر شده، زندگى‌اى که مسخ مى‌شود و انسان را به ورطه‌ى هلاک مى‌کشاند. کارى خارق‌العاده پُر از رنگ و نور و تباهى.

توفیقِ ادبىِ کندى درهاى شهرت را به روى او گشود. این بار دنیاى پُر زرق و برقِ سینما او را به سوى خویش جلب کرد که خونى تازه در رگ‌هاى خود داشت. او که علاقه‌ى زیادى به سینما داشت و از منتقدانِ جدى و کار کشته‌ى آن به‌حساب مى‌آمد به فیلمنامه‌نویسى رو آورد. با همکارىِ فرانسیس فورد کاپولا (Francis Ford Cappola) سینماگرِ معروف باشگاه پنبه را نوشت (Cotton Club). فیلمنامه‌ى گلِ آفتابگردان را هم نوشت که به کارگردانىِ هکتور بابنکو (Hector Babenco) و با شرکتِ جک نیکلسون و مریل استریپ به روى پرده رفت و با استقبالى بى‌نظیر روبرو شد. کندى البته دست از حلقه‌ى آلبانى برنداشت. سه رمانِ اولِ او درباره‌ى فجایعِ دورانِ رکودِ اقتصادى و نمادى از ادبیاتِ کارگرى بود اما آثارِ بعدى‌اش به دوره‌هاى تاریخىِ دیگرِ آلبانى معطوف شد و سه رمان بعدى‌اش چهره‌اى متفاوت از آلبانى به تصویر درآورد. کتابِ کین (Quinn¨s Book) در قرن نوزدهم مى‌گذرد و ماجراى دانیل کین جدِ فیلان‌ها را روایت مى‌کند. استخوان‌هاى خیلى قدیمى (Very Old Bones) به دهه‌ى پنجاه منتقل مى‌شود و حکایِت ویرانى و از پا افتادنِ اورسن پورسل پسرِ حرامزاده‌ى پیتر فیلان است.

آثارِ کندى به ترتیب موردِ توجه اهالىِ ادبیات قرار گرفت و او پس از ده‌ها کتابى که نوشت به جرگه‌ى مدرسانِ ادبیاتِ خلاقه پیوست. از سال 1974 تا 1982 در دانشگاه آلبانى ادبیات درس مى‌داد و تا سالِ 1983 در دانشگاه کورنل به این کار اشتغال داشت. در سالِ 1983 بورسِ بنیادِ مک آرتور را گرفت. بخشى از آن بورس و جایزه به انتخابِ خودِ کندى در اختیارِ دانشگاه آلبانى قرار گرفت که به مؤسسه‌ى آموزشِ داستان‌نویسى اختصاص یافت و به مدتِ پنج‌سال، سالانه 15 هزار دلار در آن مصرف شد.

دانشگاه هم با امضاى قراردادى طرحِ مؤسسه‌ى آموزشِ نویسندگان را به مجلسِ قانون‌گذارى برد و به رؤیاى کندى تحقق بخشید.

کندى در سالِ 1993 به عضویتِ آکادمىِ هنر و ادبیاتِ امریکا درآمد و جوایزِ متعددى به خود اختصاص داد. بورسِ تعهد ملىِ هنر و ادبیات، نشانِ عالىِ دانشگاه نیویورک، جایزه‌ى هنرِ فرماندارى، نشانِ شوالیه‌ى فرهنگ و ادب فرانسه، جایزه‌ى پن‌فاکنر و ده‌ها جایزه‌ى ریز و درشتِ دیگر از افتخاراتِ اوست.

اطلاعات بیشتر

وزن 700 g
ابعاد 21 × 14 cm
وزن

700

پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

94398

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-171-5

قطع

تعداد صفحه

319

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “گل آفتابگردان – چشم و چراغ 31”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.