در آغاز کتاب غروب خدایان بر فراز نظم نوین جهانی با سازماندهی تولید بین المللی می خوانیم :
فهرست مطالب
I . دگرگونیهای اساسی در اقتصاد سیاسی امپریالیسم. 27
مبانی شکلگیری انحصارهای بینالمللی 29
شرکتهای چندملیتی پس از جنگ جهانی دوم 33
تولید بینالمللی در کانون سیاست انحصاری 35
صنعت برق، الکترونیک و کامپیوتر 52
ادغام انحصارهای کشاورزی با انحصارهای بانکی و صنعتی 71
هماهنگی بینالمللی سیاست کشاورزی امپریالیستی 75
غذای جهانی به مثابهی بازیچهی انحصارهای بینالمللی 79
انکار پرولتاریای صنعتی بینالمللی 88
گرایش به همترازی بینالمللی پرولتاریای صنعتی 89
همترازی تولید بینالمللی خودرو 93
گرایش به یک تمایز فزاینده در دستمزدها 99
تکامل پرولتاریای صنعتی در مناطق اقتصادی ویژه 104
دگرگونیها در ساختار طبقاتی بورژوازی 107
رشد طبقهی کارگر و دگرگونیها در آرایش آن 110
کاهش در شمار استخدامشدهگان در بخش کشاورزی 124
گرایش به پرولتاریاییسازی لایههای میانی خردهبورژوایی 124
پیدایش «انحصارهای آلفینانس» 133
نقش فوقالعادهی بانکداری سرمایهگذاری 134
بازسازی بانکها و کاهش سهامداری بیرونی آنها 138
نقش صندوقهای سرمایهگذاری 150
مبارزهی سه بلوک امپریالیستی برای حاکمیت 164
تکامل ناموزون میان کشورهای امپریالیستی و کشورهای وابستهی نومستعمراتی 174
رقابت جهانی برای صدور سرمایه 182
نقشی که صدور سرمایه در تکامل ناموزون کشورهای وابسته به امپریالیسم ایفا میکند 185
II . بازسازماندهی تولید بینالمللی، مبشر یک مرحلهی نوین در تکامل امپریالیسم. 201
ادغام تمامعیار اروپای شرقی در تولید سرمایهداری بینالمللی 213
پنجمین دورهی سرمایهگذاری 225
اعتلای ناکام در آلمان شرقی 235
دگرگونیها در فعالیت سرمایهگذاری انحصارهای بینالمللی 243
مراکز ادغامشدهی جهانی برای طرحریزی، تولید و توزیع 245
تغییر از تمرکز «عمودی» به تمرکز «افقی» 246
تمرکز تولید انحصاری بر معدود زنجیرههای ارزشی حاکم بر بازار 247
روابط متقابل میان انحصارهای بینالمللی، شرکتهای تابع و تأمینکنندهگان آنها 249
انحصارهای تجاری بینالمللی، بخش کشاورزی تمام کشورها را به انقیاد خود درمیآورند 250
بینالمللیسازی روشهای انحصارگرایانه-دولتی در فعالیت سرمایهگذاری 251
انقیاد بازارهای کار ملی به انحصارهای بینالمللی 252
روشهای بازسازماندهی تولید بینالمللی 253
اَبرادغامهای کلیهی گروههای شرکتی 253
تملکهای خصمانه و نابودی رقبا 253
شبکههای بینالمللی روابط برای قدرتمندترین گروههای مالی 254
تلاش برای رهبری تکنولوژیکی 255
کنترل سهمها در بازار جهانی 256
دستکاری قیمتهای بازار سهام 257
بدهیها به مثابهی ابزار اعمال فشار 259
بینالمللیسازی تولید، دولت ملی را تحلیل میبرد 264
تنزل دولتهای ملی به دستگاههای خدمترسان انحصارهای بینالمللی 269
انحلال انحصار دولتی در امر کاریابی 277
خصوصیسازی انحصارهای صنعتی دولتی 285
خصوصیسازی انحصارهای خدماتی دولتی 287
فروش کامل امکانات تأمینی و دفعی تحت مالکیت دولت،به منظور بازسازی بودجههای شهری 289
صنعتیسازی و تجاریسازی جنبههای مهم تولید و بازتولید زندگی انسانی 292
بازپخش فزایندهی ارزش اجتماعی جدید به ضرر تودههای وسیع 299
انحلال تدریجی بیمهی اجتماعی سهمگذارِ 50/50 307
یکپارچگی و توسعهی اتحادیهی اروپا 321
سیاست اروپایی امپریالیسم جمهوری فدرال آلمان 323
کمیسیون اتحادیهی اروپا در خدمت انحصارهای بینالمللی اروپا 327
نقش صندوق بینالمللی پول (آی.ام.اف) 341
سازمان تجارت جهانی (دبلیو. تی. اُ) 351
فروش کامل مطبوعترین اقسام اقتصادهای ملی به انحصارهای بینالمللی 358
مبارزهی انحصارهای بینالمللی برای کنترل مستقیم بر مواد خام 363
گسترش تجارت جهانی و معرفی بینالمللی قیمتهای انحصاری 366
علائم ویرانیهای آتی استعمار نو 368
مسیر آرژانتین به سوی ورشکستگی ملی 370
امیدهای فریبنده به سیاست خصوصیسازی 372
پیامدها برای سرمایهی مالی بینالمللی 374
III . بازسازماندهی تولید بینالمللی، بحران سیستم جهانی امپریالیستی را وخیمتر میکند. 379
نابودی سرمایه به واسطهی استهلاک 384
افزایش شمار ناتوانی در پرداخت بدهی 385
ادغامها و تصاحبهای فرامرزی 388
تملک هش از سوی کروپ و ادغام کروپ/تیسن 388
ادغام وبا و ویاگ و تشکیل ای.اون 388
ادغام دایملر–بنز و کرایسلر و تشکیل دایملرکرایسلر 389
بحران ساختاری به مثابهی پیشگام یک بحران اقتصادی جهانی 389
انحصارهای بینالمللی، نقطهی کانونی بحران اقتصادی جهانی 394
بحرانهای بازار سهام و تأثیر آنها بر تکامل اقتصادی 403
- 4. بحران تنظیم دولتی 417
- 5. مبارزهی رقابتی بینالمللی سرمایهی مالی، مانع اقدامهای مؤثر علیه بحران زیستمحیطی جهانی 425
اثر گلخانهای، یک تغییر بحرانی در اتمسفر جهانی 428
نابودی جنگلهای بارانی حارهای 433
رشد آشکار فجایع زیستمحیطیِ منطقهای 434
بیماریهای مسری بینالمللی نوین با پیامدهای دراماتیک. 436
مشارکت زنان در تولید بینالمللی در یک مقیاس تودهای 442
سیاستِ برابری امپریالیستی، حامی بینالمللیسازی شیوهی سرمایهداری تولید 445
بحران سیستم خانوادگی بورژوایی به مثابهی یک پدیدهی بینالمللی 449
جنگهای امپریالیستی عمده در دههی 1990 462
تضادهای میانامپریالیستیِ رشدیابنده 467
مبارزه برای تقسیم مجدد مناطق مواد خام 468
استراتژیهای امپریالیستیِ تغییریافته 469
ادعای بیپردهی جورج دبلیو. بوش به حاکمیت جهانی 475
بیداری آگاهی طبقاتی طبقهی کارگر 483
دروغ بزرگ امپریالیسم: «جنگ علیه تروریسم بینالمللی» 486
جهتگیری دستگاه دولت به سوی جنگ علیه «تروریسم بینالمللی» 487
بحران تئوری بورژوایی جهانیسازی 494
انتقاد خردهبورژوایی از جهانیسازی و جنبش اتک. 498
کورچشمی انتقاد خردهبورژوایی از جهانیسازی 505
انتقاد خردهبورژوایی از امپریالیسم 506
فریب سرمایهداری «کنترلشده» 506
سرمایهداری «متمدن» یا «اهلیشده» 507
اجتماعی سازی تولید در یک سطح بینالمللی 509
چشمانداز یک تولید جهانی سوسیالیستیِ رهایییافته 513
زراعت دقیق برای چیرگی بر گرسنگی و سوءتغذیه 514
فرآیندهای ساخت و ساز خودکار برای تولید در تناسب با نیازهای تودهها 514
منابع تجدیدپذیر انرژی برای برپایی وحدت اقتصاد و بومشناسی 515
تکنولوژی مدرن ارتباطات و اطلاعات برای سازماندهی و برنامهریزی اجتماعی فراگیر 516
فهرست جداول
جدول 1: بزرگترین ده انحصار بینالمللی صنعت وسایل نقلیهی موتوری.. 49
جدول 2: بزرگترین شرکتهای بینالمللی بیمه. 52
جدول 3: انحصارهای بینالمللی پیشتاز در صنعت کامپیوتر، الکترونیک و الکتریکی.. 53
جدول 4: انحصارهای بینالمللی پیشتاز در صنعت ارتباطات از راه دور. 56
جدول 5: انحصارهای بینالمللی صنعت شیمیایی.. 59
جدول 6: بزرگترین انحصارهای بینالمللی صنعت دارویی.. 61
جدول 7: انحصارهای بینالمللی پیشتاز در کسب و کار خردهفروشی.. 63
جدول 8: انحصارهای پیشتاز صنعت نفت… 65
جدول 9: تولید کشاورزی اتحادیهی اروپا و مخارج کشاورزی اتحادیهی اروپا 69
جدول 12: فروشها به ازای هر کارور در صنعت خودرو به یورو و افزایش از 1989 تا 2000 به درصد 93
جدول 13: روندهای استخدامی در صنعت خودرو(1) 95
جدول 14: مقایسهی بینالمللی متوسط دستمزهای ساعتی خالص در صنعت فلز- برابریهای قدرت خرید 101
جدول 18: نسبت کارکنان صنعت تولیدی در کارخانههای شرکتهای خارجی (به درصد کل استخدام) 121
جدول 19: کمپانیهای بیمه و بانکهای بازرگانی پیشتاز جهان (ارقام به میلیون دلار آمریکا) 135
جدول 20: بانکهای سرمایهگذاری: پیشتازان جهان در ادغامها و تصاحبهای جهانی.. 136
جدول 21: بزرگترین صندوقهای جهان و ثروت پولی تحت مدیریت آنها 151
جدول 22: قدرت اقتصادی کشورهای امپریالیستی (به ترتیب تولید ناخالص داخلی (1) در سال 2000) 159
جدول 23: بزرگترین «بازارهای مشترک» در مقایسه با چین و ژاپن در سال 2000. 164
جدول 25: رشد صادرات و تقاضای داخلی (شاخص 1991=100، به پول محلی و قیمتهای 1995) 174
جدول 26: رشد تولید ناخالص داخلی در کشورهای منتخب… 176
جدول 27: تولید خالص صنعتی (به دلار آمریکا، قیمتهای جاری) 180
جدول 28: ادغامها و تصاحبهای فرامرزی در چندین کشور امپریالیستی (متوسط در هر سال) 183
جدول30: سهم سرمایهگذاری مستقیم خارجی در صورتبندی سرمایهی ثابت ناخالص به میلیون دلار آمریکا 186
جدول 31: ادغامها و تصاحبهای فرامرزی در 16 کشور در حال توسعه. 187
جدول 32: سرمایهگذاری مستقیم خارجی در چین (جریان ورودی سالانه به میلیون دلار آمریکا) 191
جدول 33: سهم سرمایهگذاریهای مستقیم چین در خارج (به میلیارد دلار آمریکا) 194
جدول 34: توسعهی صادرات اروپای شرقی (به میلیون دلار آمریکا) 206
جدول 35: تراز تجاری و بدهیهای کشورهای سی.ام.ای.اِی (به میلیون دلار آمریکا) 209
جدول 36: رشد اقتصادی در اروپای شرقی و مرکزی (تولید ناخالص داخلی به درصد نسبت به سال قبل) 215
جدول 37: سرمایهگذاری مستقیم خارجی در کشورهای سابق اروپای شرقی و مرکزیِ سی.ام.ای.اِی 217
جدول 38: توسعهی تجارت اتحادیهی اروپا با کشورهای غیراتحادیهی اروپا (صادرات به میلیون اکو) 218
جدول 39: افزایشها در بارآوری کار در آلمان در دورههای سرمایهگذاری مختلف (به درصد) 225
جدول 40: مزدها و حقوقها نسبت به فروشها در صنعت خودرو، به درصد. 230
جدول 41: تغییر در سهم پارهوقت از کل استخدامها در چندین کشور صنعتی.. 231
جدول 42: مشتریان امپریالیسم با بیشترین فشار بدهیها (درسال 2000) 259
جدول 43: خصوصیسازی بنگاههای تحت مالکیت دولت فدرال (از تاریخ 30 سپتامبر 2002) 282
جدول 44: سهمهای ای.اون از تسهیلات تأمین آب و انرژی شهری سابق (به درصد) 286
جدول 45: نرخ رشد متوسط سالانهی تولید صنعتی (به درصد) 297
جدول 46: بدهی عمومی جمهوری فدرال آلمان (به میلیارد یورو؛ تغییرها نسبت به سال پیش به درصد) 298
جدول 47: روند مهمترین مالیاتها بر زحمتکشان و بر بنگاهها در آلمان (به میلیارد یورو) 301
جدول 48: مالیاتبندی کمپانیهای ثبتشده در اروپا 304
جدول50: اتحادیهی اروپا به نسبت جمعیت، تعداد آراء و تولید ناخالص داخلی.. 329
جدول 51: عضویت در ملل متحد، سازمان تجارت جهانی، صندوق بینالمللی پول (توان رأی در سال 2001) 335
جدول 52: تعداد سازمانهای غیردولتی، کنفرانسهای جهانی ملل متحد. 339
جدول 54: سرمایهگذاریها در بخشهای زیربنایی با مشارکت خصوصی (به میلیون دلار آمریکا) 361
جدول 55: سهم فلزات غیرآهنی در بازار جهانی.. 364
جدول 56: قدرت بازاری شرکتهای چندملیتی در کشاورزی تمرکز تجارت بینالمللی در فرآوردههای کشاورزی 365
جدول 59: روند سوداگری بازار سهام در ایالات متحدهی آمریکا، آلمان و ژاپن (شاخص 1995=100) 391
جدول 60: روند تولید صنعتی (چهارمین سهماهی سال 2000= شاخص 100) 394
جدول 61: عواید 500 بزرگترین انحصارهای جهان در کشورها/مناطق.. 395
جدول 62: بزرگترین ورشکستگیهای کسب و کاری از زمان آغاز بحران اقتصادی جهانی.. 397
جدول 63: نابودی سرمایه در ایالات متحدهی آمریکا (به میلیارد دلار آمریکا) 410
جدول 64: ارزش شرکتی انحصارهای آلمان (به میلیارد یورو) 411
جدول 65: نشر گازهای گلخانهای در کشورهای صنعتی، در هزار تن از گازهای برابر (1) با دیاکسید کربن 429
جدول 67: توسعهی نرخ موالید، امید به زندگی و بیسوادی زنان در سراسر جهان. 445
جدول 68: بحران مزمن سیستم خانوادگی بورژوایی در شش کشور صنعتی.. 450
فهرست نمودارها
نمودار 1: عواید فروشها و تولیدهای بی.اِی.اس.اف، در داخل و خارج، 1980 تا 2000 36
نمودار 2: عواید فروشها و تولیدهای بایر، در داخل و خارج، 1980 تا 2000 37
نمودار 3: عواید فروشها و تولیدهای زیمنس، در داخل و خارج، 1980 تا 2000 38
نمودار 4: عواید فروشها و تولیدهای دایملرکرایسلر، در داخل و خارج، 1980 تا 2000 39
نمودار 5: عواید فروشها و تولیدهای فولکسواگن، در داخل و خارج، 1980 تا 2000 40
نمودار 6: عواید فروشها و تولیدهای تیسنکروپ، در داخل و خارج 1980 تا 2000 41
نمودار 7: رشد فروشهای خارجی تلکوم، 1996 تا 2000 42
نمودار 8: رشد فروشهای خارجی مترو، 1996 تا 2000. 42
نمودار 9: سهمهای گروههای خودروساز از بازار جهانی در 1999، به درصد. 50
نمودار 11:جمعیت شهری 1998-1950 (به میلیون) 126
نمودار 12: 30 بزرگترین منطقهی شهری جهان (به میلیون سکنه) 129
نمودار 13: تولید صنعتی 1970 تا 2000 (شاخص 1995= 100) 173
نمودار 14: تجارت خارجی چین (به میلیارد دلار آمریکا) 192
نمودار 15: نرخهای رشد اقتصاد شوروی (رشد متوسط سالانه به درصد) 204
نمودار 17:بیکاری و نیمهبیکاری تودهای در جمهوری فدرال آلمان، 2001-1971. 223
نمودار 18: تصاحبها و ادغامهای فرامرزی نسبت به صدور سالانهی سرمایه (به میلیون دلار آمریکا). 226
نمودار 19: شکلهای جدید کار در آلمان (افراد تحت استخدام به میلیون) 233
نمودار 20: روند مهمترین مالیاتها بر زحمتکشان و بر بنگاهها در آلمان (به میلیارد یورو) 299
نمودار 24: ورشکستگیها در آلمان. 386
نمودار 25: روند شاخصهای داو جونز، داکس، تاپیکس در نخستین بحران بازار سهام. 404
نمودار 26: روند شاخصهای داو جونز، داکس، تاپیکس در دومین بحران بازار سهام. 407
نمودار 27: روند شاخصهای داو جونز، داکس، تاپیکس در سومین بحران بازار سهام. 408
نمودار 30: شمار فزایندهی فجایع عمده در دهههای اخیر (تعداد/به میلیارد دلار آمریکا) 435
نمودار 31: محل استقرار سربازان ایالات متحده (از ژوئن 2002) 480
پیشگفتار
اشتفان انگل[1]، در انتخاب عنوان کتاب از یک اسطورهی آلمانی بهره میجوید: در «غروب خدایان»، götterdämmerung، پایان جهان دربرگیرندهی خدایان خستهی عهد عتیق است و از خاکستر حریق جهان، یک جهان ستودنی صلحآمیز و آکنده از زندگی لذتبخش گسترده میشود. وجه شبه با اسطورهی مزبور، سقوط قشر حاکم کنونی جامعهی جهانی و تمهید یک آیندهی نوین ارزشمند برای زیستن است! کتاب، این منظر را از قلمرو اسطوره جدا کرده و آن را بر یک مبنای علمی استوار از نو بنا مینهد.
رئیس جمهور ایالات متحده[2]، جورج بوش[3]، در سال 1991 گستاخانه جلودار یک «نظم نوین جهانی» شد. اما این اعلام پرطمطراق، به طور صرف پوششی بود بر ادعای آشکار یگانه ابرقدرت برجای مانده، ایالات متحدهی آمریکا، به رهبری بر تمام جهان.
مؤلف، بهطور جامع به تحلیل این مطلب میپردازد که چطور «نظم نوین جهانی» به یک بینظمی جهانی تبدیل شده به نحوی که دیگر هیچکس را توان مهار آن نیست. همراه با بازسازماندهی تولید بینالمللی به مثابهی ماهیت اقتصادی تحولات اجتماعی، انبوهی از بحرانهای مصیبتبار، جنگها و فروپاشیها به بارآمدهاند. نیروهای تولیدی انقلابی به سوی شکوفایی جهانی در حرکت است _ و در بند ساختارهای اجتماعی منسوخ امپریالیسم فرونشانده میشود. از آنجا که سیستم سرمایهداری قادر به حل این مشکلات نیست، سقوط آن شتاب بیشتری به خود میگیرد. اما در عین حال تمام پیششرطهای مادی لازم برای تحقق یک نظم نوین جهانی راستین یعنی سرنگونی انقلابی سیستم جهانی امپریالیستی در یک انقلاب سوسیالیستی بینالمللی و استقرار ایالات سوسیالیستی متحدهی جهان، در درون همین سیستم به بلوغ لازم دست مییابند.
ویژهگی این کتاب چشمگیر نه فقط برخورداری از یک فرهنگ نیروبخش بحث بلکه یک متد علمی دقیق نیز است که به این طریق حجم خیرهکنندهای از وقایع و مواد خام مورد بررسی قرار گرفته و تفسیر شده. کتاب حاضر، به تمام آنها که غروب خدایانِ سلطهی جهانیِ سرمایهی مالی برایشان نه به معنای پایان تاریخ بلکه نقطهی آغاز یک عصر تازه از تکامل اجتماعی انسان است چشماندازی نو میبخشد: چشماندازی بدون گرسنهگی، استثمار و جنگ.
انتشارات نویر وگ
اِسِن
Verlag Neuer Weg
Essen
15 مارس، 2003
دیباچه
از زمان انحلال اتحاد شوروی[4] و امپراطوری آن، شاهد یک فرآیند نفسگیر بازسازماندهی اقتصادی و سیاسی جهان بودهایم. تحت عنوان گمراهکنندهی «جهانیسازی»، سیلی از نشریات پیرامون این موضوع به قلم اقتصاددانهای بورژوایی و خردهبورژوایی پدید آمدهاند. اما به ندرت تحلیلی پیدا میشود تا از دقت علمی لازم برخوردار باشد و پیش از هرچیز بتواند نیاز به کشف علل اجتماعی این تکامل را از همه ابعاد مرتفع سازد.
در جنبش بینالمللی مارکسیستی _ لنینیستی و طبقهی کارگر نیز تاکنون تنها شمار معدودی تحلیل قابل توجه از جنبههای جداگانهی این فرآیند در دست است. فقدان یک ارزیابی دقیق و همهجانبه هنوز قابل احساس است. این فقدان میتواند به تعابیر نادرست از پیشرفتهای نوین در جامعه، همراه با پیامدهای جدی، و به نتایج نادرست در مبارزه علیه امپریالیسم و برای سوسیالیسم منجر شود.
کتاب حاضر، بر صحت عمومی تحلیلهای لنین[5] از امپریالیسم و تحلیلهای ویلی دیکهوت[6] از سرمایهداری انحصاری _ دولتی در آلمان تأکید دارد. در عین حال به نمودهای نوین و دگرگونیهای اساسی در سیستم جهانی امپریالیستی توجه تام دارد. دگرگونیهای مزبور به عنوان بازسازماندهی تولید بینالمللی سرمایهداری جمع بندی میشوند.
نقطهی آغاز سیاسی این بازسازماندهی پایان دوران اتحاد شوروی سوسیال _ امپریالیست بود، دورانی که با تلاش توطئهآمیز عقیم مردان نظامی شوروی در آگوست سال 1991 به سرآمد. امتداد هستی اتحاد شوروی و شورای همکاری اقتصادی متقابل[7] به مثابهی یک حوزهی اقتصادی که به طور نسبی از باقی جهان منزوی شده بود دیگر ممکن نبود. انقلاب علمی و فنی در اثر میکروالکترونیک و اتوماسیون تمام و کمال و بینالمللیسازی تولید سرمایهداری، تا اندازهی زیادی مبنای اقتصادی و سیاسی ابرقدرت اتحاد شوروی را از بین برده بود. ادغام کامل حوزههای نفوذ شوروی در یک بازار جهانی یکپارچه و انطباق نسبی مناسبات تولیدی آنها با مناسبات بسیار بارآورتر تولیدی در غرب، به یک ضرورت اقتصادی فوری تبدیل شده بود.
تحولات بعدی در روسیه[8] و سایر کشورهای اتحاد شوروی سابق و شورای همکاری اقتصادی متقابل سابق، البته صاحب چنان خصلتی نبودند تا سیستم را به طور کل دگرگون سازند. اتحاد شوروی پیش از اینها از زمان کنگرهی بیستم حزب کمونیست اتحاد شوروی[9] در فوریهی سال 1956 خصلت سوسیالیستی خود را از دست داده بود. با قبضه شدن قدرت از سوی یک بورژوازی نوین که از بوروکراسی مرکزی حزب، اقتصاد و دولت میآمد اتحاد شوروی به یک سرمایهداری انحصاری _ دولتی بوروکراتیک تراز نوین انحطاط یافت. از آن پس تنها وجه اشتراک آن با سوسیالیسم، نام آن بود.
پروپاگاندای «پایان سوسیالیسم» و حتی «پایان تاریخ» به طور صرف هیاهوی پیروزمندانهی نیروهای غربی فاتح بود که رقیب سوسیال _ امپریالیست خود را در یک جنگ رقابتی بیامان از صحنه به در کرده بودند. هدف عمدهی این پروپاگاندا، دستکاری افکار ستمدیدهگان و استثمارشدهگان سراسر جهان بود که با یک نارضایی رشدیابنده بیش از پیش در جستوجوی بدیلی برای جامعهی سرمایهداری هستند.
این نه سوسیالیسم، بلکه رویزیونیسم مدرن خروشچف[10]، برژنف[11] و گورباچف[12] بود که همراه با فروپاشی شوروی در هم شکسته شد. این رویزیونیسم مدرن، سنگ بنای فلسفی سلطهی بورژوازی نو در اتحاد شوروی و مبنای آمال آن یعنی توفق بر رقیب اصلی خود، ایالات متحدهی آمریکا، بود تا خود به عنوان ابرقدرت امپریالیست پیشتاز جهان به آقای جهان تبدیل شود.
ورشکستگی ابرقدرت شوروی سوسیال _ امپریالیست نمودی از تباهی و گندیدگی سیستم جهانی امپریالیستی به طور عام و سرمایهداری انحصاری _ دولتی بوروکراتیک به سبک شوروی به طور خاص بود. با این شکست، یک بحران عمیق سرتاپای رویزیونیسم مدرن و شرکای همقطار آن را فراگرفت. شکست مزبور، در عین حال راه را برای جنبش بینالمللی مارکسیستی-لنینیستی و طبقهی کارگر هموار کرد تا به ارزیابی بنیادین این تکامل منفی پرداخته و بر آن چیره شود. در یک فرآیند ایدئولوژیک _ سیاسی بلندمدت، علل و تبعات و شرایط برای انحطاط روزیونیستی و احیای سرمایهداری در تمام کشورهای سوسیالیستی سابق، بدون استثنا، باید به طور کامل توضیح داده شود. این امر باید با بازسازی صفوف مارکسیست _ لنینیستهای سراسر جهان بر مبنای نتایج خلاقانه برای آیندهی مبارزهی رهاییبخش انقلابی و برای یک اعتلای نوین مبارزهی بینالمللی برای سوسیالیسم/کمونیسم همراه باشد.
بازسازماندهی تولید بینالمللی، یک نقطهی اوج موقت در بینالمللیسازی شیوهی سرمایهداری تولید است. این وضعیت معرف یک مرحلهی نوین در تکامل سیستم جهانی امپریالیستی به شمار میآید.
در نتیجهی حذف موانع بزرگ متعدد در مسیر گشایش آزادانهی بازار جهانی، یک جهش غولآسا در تکامل نیروهای تولیدی در پایان سدهی بیستم روی داد. هیچ کشوری در جهان نتوانست و نمیتواند متأثر از این رویداد نباشد. یک فرآیند بیسابقهی تمرکز و تراکم فرامرزی در صنعت، کشاورزی، بازرگانی و بانکداری به حرکت درآمد و چشمانداز اقتصادی و سیاسی را به طور عمیق دگرگون کرد.
بازار جهانی یکپارچهی نو که انحصارهای بینالمللی دسترسی به نسبت آزادانهای به آن دارند، تمام ساختارهای سنتی و سازمانیافتهی هنوز عمدتاً ملی تولید و مبادله، و شکلهای ارتباطات، رقابت و همکاری متناسب با آنها را به طور بنیادین به چالش میکشد. با این حال، قدرتهای حاکم حتی گامی هم در یک سطح بینالمللی به سوی ایجاد روابط تولید و یک روبنای سیاسی کارآمد متناسب با این انقلابیسازی نیروهای تولیدی، برنمیدارند.
با تمام مدیحهسراییهای بورژوایی از حسب ادعا «جهانیسازی» شفابخش، روابط سرمایهدارانهی قدرت و مالکیت به مثابهی مبنای اجتماعی این دگرگونیها البته دستنخورده باقی ماند. بر عکس، لایهی سرمایهی مالی بینالمللی که به طور جهانی عمل میکند، ماهیت درندهخو و ضدبشری خود را به واضحترین شکلی عیان ساخت. لایهی مزبور بیش از هر زمان دیگری شرایط خود را بر اقتصادهای واحد و بورژوازی غیرانحصاری تمام کشورها تحمیل میکند.
دولتهای ملی به گشودن بیدر و پیکر مرزهای خود و دست شستن از اقدامهای حمایتی ملی در برابر رقابت بینالمللی وادار شدند. همچون هجوم ملخها، انحصارهای بینالمللی به اقتصادهای وابستهی نومستعمراتی در آسیا[13]، آفریقا[14] و آمریکای لاتین[15] حملهور شدند و به شکل افسارگسیختهای نیروی کار، منابع مواد خام، نهادهای دولتی و صنایع سودمند آنها را قبضه کردند و بازارهای داخلی این ملل را در یک تاراج بیسابقه به انقیاد خود درآوردند. ایالات متحدهی آمریکا به عنوان بزرگترین قدرت اقتصادی امپریالیستی، بیشترین نفع را از این غارت نواستعماری عاید خود کرد.
حکومتهای ارتجاعی کشورهای نومستعمره در بیشتر موارد به امید بردن بهرهای درخور از کوبیدن چوب حراج به کشورهای خود، مشتاقانه دروازهها را به روی سرمایهی مالی امپریالیستی گشودند. اما در هر جا صنایع سنتی ناگزیر از کنار کشیدن به نفع سیستمهای بینالمللی تولیدی صنعت انحصاری به شدت بارآور یا جریانهای تجاری ارزانقیمت از سراسر جهان بودند. و به این کیفیت، این کشورها از آخرین نشانههای خودفرمانی اقتصادی و استقلال محروم شدند.
همگام با پروپاگاندای فریبندهی لیبرالیسم نو، یک فرآیند جهانی خصوصیسازی و انحصاریسازی بنگاههای دولتی و نهادهای حکومتی شروع شد و سفاکانه به بلعیدن دستاوردهای اجتماعیای پرداخت که طی سالهای آزگار با چنگ و دندان به دست آمده و از موقعیت امنی برخوردار بودند.
در عین حال، نقش سنتی دولت بورژوایی به مثابهی تنظیمکنندهی مرکزی اقتصاد ملی بهطور روزافزونی جای خود را به یک سیستم رقابت جهانی میان دولتهای ملی برای ارائهی بهترین خدمات به انحصارهای بینالمللی به انگیزهی توسعهی بهینهی سرمایههای آنها و ایجاد یک فضای سیاسی مطلوب داد.
قلب بازسازماندهی تولید بینالمللی، گرایش به انحلال نسبی سازمان ملی _ دولتی روابط تولید و مبادله است، سازمانی که جای خود را به شبکهی بینالمللی پیشرفتهترین شیوههای تولید و مبادله تحت سلطهی سرمایهی مالی بینالمللی میدهد. موجی از ادغامها و تملکهای فرامرزی آغاز شد تا به این چشمانداز شرکتی از نو ساختار دهد. مبارزهی رقابتی میان انحصارهای بینالمللی، خصلت یک جنگ متقابل تا نابودی به خود گرفت.
در عین حال، در مکانهای تولیدی انحصارهای بینالمللی و مناطق اقتصادی ویژه که همراه با آنها برپا میشوند، یک پرولتاریای صنعتی بینالمللی پدید آمد که به طور عمده به یک سیستم تولیدی جهانگستر پیوند یافته است.
تکامل پرشتاب ارتباطات از راه دور، به ویژه اینترنت، رشد خارقالعادهای برای سرمایهی مالی بینالمللی در نیمهی دوم دههی 1990 به ارمغان آورد. سودهای سوداگرایانهی سرسامآور از بازارهای سهام فوران کردند. توأم با این روند، هنگامی که تولید ناب به صنعت و مدیریت راه یافت و انعطافپذیری سراسری ساعتهای کار شایع شد، جهشهای عظیم در بارآوری کار مزدبگیران و حقوقبگیران روی داد. این جهشهای عظیم، به استثمار سرمایهدارانهی نیروی کار انسان بعد تازهای بخشید. چرخ ادغامهای بینالمللی سرعت بیشتری به خود میگرفت تا آن که سرانجام در باتلاق بحران اقتصادی جهانی جدید در آغاز هزارهی سوم به گل نشست.
بازسازماندهی تولید بینالمللی یک تلاش عبث است برای توقف بیثباتی سیستم جهانی امپریالیستی از طریق انقیاد هرچه فراگیرتر تمام جهان به فرامین سرمایهی مالی بینالمللی. باری، تلاش مزبور حتی از حل یک مشکل واحد نیز در سیستم امپریالیستی ناتوان بود. به عکس، تمایل بحرانخیز سیستم را عمیقتر و وخیمتر کرده است. به این ترتیب، یک بحران ساختاری بینالمللی نوین تکامل یافت که از یک بحران جهانی اضافهتولید در آغاز هزارهی سوم خبر میداد. بحران سیستم استعمار نو حتی عمیقتر شد. بحران زیستمحیطی جهانی به شکل تهدیدآمیزی شدت یافت. بیکاری فزاینده، نیمهبیکاری، فقر و نابودی وسیع معاش دهقانان کوچک، اوضاع زندگی تودههای جهان را به چالش میکشد. بحران مزمن سیستم خانوادگی بورژوایی به یک نمود بینالمللی تبدیل شده است. تشنجهای اقتصادی کمابیش مسلم در اقتصادهای ملی، بحران سیاسی پنهان را در تمام کشورها حادتر میکند. حتی کشورهای امپریالیستی که در گذشته به نسبت باثبات بودند، از این بحرانها بیتأثیر نماندند. از آنجا که سیستم جهانی امپریالیستی به طور روزافزونی کارآمدی خود را از دست میدهد، قدرتهای حاکم بیش از پیش با گسترش دستگاه قهر دولتی و انحلال حقوق و آزادیهای بورژوا _ دمکراتیک به دنبال علاج خود میگردند.
تکامل ناموزون، مرحلهی نوینی از مبارزه را برای تقسیم مجدد جهان در میان بزرگترین انحصارهای بینالمللی و بزرگترین قدرتهای امپریالیستی آغاز کرده است. جنگ و ارتجاع، پیام اصلی یک سیستم اجتماعی منسوخ است.
آنچه به عنوان یک «نظم نوین جهانی» با گستاخی از سوی جورج اچ. دبلیو. بوش رئیس جمهور ایالات متحده در بوق و کرنا کرده شد به یک بینظمی سیاسی بینالمللی نوین تبدیل شده است. این فرآیند ویرانگر و خودویرانگر، ابعاد گسترده و عام یافته است. تلاش قانونمند در جهت یافتن یک راهحل بنیادین البته باید یک توهم تحققناپذیر در محدودههای تنگ جامعهی سرمایهداری باقی بماند. راه رهایی مآلاً در یک مقیاس بینالمللی و در شکل گذار انقلابی به یک سیستم اجتماعی سوسیالیستی قابل تصور است.
تشدید همهجانبهی تمام تضادهای بنیادین و بیثباتی رشدیابنده، صفت مشخصهی سیستم جهانی امپریالیستی است. بنابراین حق داریم اگر از یک مرحلهی نوین _ پنجمین مرحلهی بحران عمومی سرمایهداری _ از آغاز دههی 1990 سخن به میان آوریم.
تکامل نیروهای تولیدی، به وضوح یک مرحلهی تاریخی نوین گذار را آغاز کرده است، مرحلهای که به نحوی قابل رؤیت در تکامل عالیتر مبارزهی طبقاتی بینالمللی تجلی مییابد. استثمارشدهگان و ستمدیدهگان سراسر جهان نمیخواهند در بربریت سرمایهداری فروروند و در جستوجوی یک راه حل اجتماعی برای خروج از این وضعیت هستند. در مراکز امپریالیستی، پس از سالهای متمادی آرامش نسبی، آگاهی طبقاتی طبقهی کارگر بار دیگر در جبههای وسیع بیدار شده است. در دنبالهای از کشورهای تحت ستم و استثمار نواستعماری امپریالیسم، در آمریکای لاتین به طور ویژه، بیثباتی جامعه تا اندازهای پیش رفته که یک جوش و خروش انقلابی فراملی به راه افتاده است. یک جنبش «ضد جهانیسازی»، صلح، زیستمحیطی در عرصهی جهانی در کار نبرد علیه پیامدهای ضدبشری بازسازماندهی تولید بینالمللی و اختلال سیاسی توأم با آن است.
در اوایل دههی 1990، ویلی دیکهوت تزهای دوراندیشانهای مطرح کرد دائر بر این که پاسخ به بینالمللیسازی تولید سرمایهداری باید انقلاب پرولتاریایی بینالمللی باشد. پرولتاریای بینالمللی چونان مبنای آن باید نقش رهبری خود را در رابطه با تودههای پرولتاریایی و غیرپرولتاریایی در مبارزه علیه امپریالیسم به کار بندد.
تحلیل فراگیر پدیدهای نو در سیستم جهانی امپریالیستی و پاسخدهی به پرسشهای ایدئولوژیک، سیاسی و سازمانی شکلگیرنده در خصوص مبارزهی طبقاتی پرولتاریایی وظیفهی مارکسیست-لنینیستها باقی میماند. کشف آن عوامل در تکامل اجتماعی نوین که جلوهای از تدارک مادی سرعتیافته برای یک جامعهی نو بدون ستم و استثمار و زمینهساز یک اعتلای نوین مبارزه برای سوسیالیسم/کمونیسم است، وظیفهی خطیری به شمار میآید.
قصد کتاب حاضر، خدمت به بحث ایدئولوژیک و سیاسی و اتحاد در درون جنبش بینالمللی مارکسیستی _ لنینیستی و طبقهی کارگر است. هدف آن، افراختن پرچم و ترویج راه انقلاب بینالمللی پرولتاریایی است. این امر شامل مبارزه با اصلیترین تئوریها و کنشهای رفورمیستی، رویزیونیستی و ماجراجویانه است که پرولتاریای بینالمللی باید در کار تکمیل رسالت تاریخی خویش به فهم و درک آنها نایل شود. بدون دستیابی به پیروزی در این پیکار مقدماتی در زمینهی ایدئولوژیک _ سیاسی، در عمل نیز پیروزی انقلاب پرولتاریایی بینالمللی غیرممکن خواهد بود.
اشتفان انگل
ژانویهی 2003
I
دگرگونیهای اساسی
در اقتصاد سیاسی امپریالیسم
1. برپایی انحصارهای بینالمللی
مبانی شکلگیری انحصارهای بینالمللی
کارل مارکس[16] در کتاب خود، سرمایه، به تحلیل تراکم و تمرکز سرمایه به مثابهی یک قانون شیوهی سرمایهداری تولید میپردازد. وی تراکم را در یک نظر دقیقتر به معنای رشد سرمایه در فرآیند بازتولید گسترده میانگارد. تراکم «محدود است به درجهی افزایش ثروت اجتماعی» یا رشد سرمایهها در بنگاههای اقتصادی واحد (مارکس، سرمایه، ج. 1، ص. 586). فرآیند تمرکز ناظر است به
تراکم سرمایههای تاکنون شکلگرفته، نابودی استقلال فردی آنها، سلب مالکیت سرمایهدار از سوی سرمایهدار، تبدیل سرمایههای متعدد کوچک به معدود سرمایههای کلان. (همانجا)
تمرکز، از طریق ادغام یا تصاحب بنگاههای اقتصادی حاصل میشود. فرآیند تمرکز، هیچ سرمایهی جدیدی نمیآفریند؛ معنای آن فقط و فقط عبارت است از انتقال کنترل سرمایهی موجود در میان صاحبان گوناگون سرمایه. تمرکز سرمایه، فرآیند عمومی تراکم سرمایه را فراتر از درجهی افزایش ثروت اجتماعی سرعت میبخشد.
تراکم و تمرکز سرمایه، مبنای برپایی و تکامل انحصارها را به عنوان «یک قانون عمومی و بنیادین مرحلهی حاضر از تکامل سرمایهداری» (امپریالیسم، بالاترین مرحلهی سرمایهداری، لنین، مجموعهی آثار، ج. 22، ص.200) تشکیل میدهند. ویلی دیکهوت در کتاب سرمایهداری انحصاری _ دولتی در جمهوری فدرال آلمان[17] (ج. ف. آ)، راجع به فرآیند پیدایش انحصارها، میگوید:
تراکم سرمایه در سدهی گذشته به چنان رشدی رسید که ناگزیر به انحصار انجامید. این تکامل، تحت تأثیر پیشرفتهای عظیم تکنولوژی در ثلث آخر سدهی نوزدهم، به ویژه در نتیجهی بهکارگیری نیروی برق، اختراع دینام برقی (ژنراتور) و موتور برقی، توربین بخار و موتور درونسوز روی داد… (ج. 1، ص. 10)
فرآیندهای فراگیر تراکم و تمرکز به طور معمول در یک پیوند بسیار نزدیک با دگرگونیهای انقلابی در نیروهای تولیدی قرار دارند و اغلب برای انجام این دگرگونیها لازم هستند. نوآوریهای فنی البته به طور متقابل انباشت عظیمتر سرمایهی تازه را ایجاب میکند که به نوبهی خود به فرآیند تراکم سرعت میبخشد.
در پی بحران اقتصادی 1900 تا 1903، انحصارها به مبنای تمام زندگی اقصادی تبدیل شدند. لنین، به این نتیجه رسید که استقرار انحصارهای حاکم نمایان گر یک مرحلهی بالاتر در تکامل سرمایهداری است:
رقابت به انحصار تبدیل میشود. نتیجه عبارت است از پیشرفت عظیم در اجتماعیسازی تولید. به ویژه فرآیند نوآوری و بهبود فنی، اجتماعی میشود. (امپریالیسم، بالاترین مرحلهی سرمایهداری، لنین، مجموعهی آثار، ج. 22، ص. 205؛ تأکیدها اضافه شدند)
تشکیل انحصارها را نباید فقط به مثابهی انباشت سرمایه دید. بلکه بازار آزاد و رقابت آزاد گذشته، اکنون به انقیاد دیکتاتوی انحصارها درمیآمدند. لنین، به این واقعیت اشاره میکند:
سلطه و زورگویی مربوط به آن، چنین روابطی است که برای «آخرین مرحلهی تکامل سرمایهداری» جنبهی مشخصه دارد؛ این است نتیجهای که ناگزیر از تشکیل انحصارهای اقتصادی ابرقدرت گرفته شود، که گرفته شده است. (همانجا، ص. 207)
موقعیت تسلطآمیز انحصارها به طور طبیعی روابط سرمایهداری تولید را دستخوش دگرگونی کرد. ویلی دیکهوت، توضیح میدهد:
که انحصارها موقعیتهای فرماندهی تمام اقتصاد کشورهای پیشرفتهی سرمایهداری را کنترل میکنند. تمام سرمایهداران دیگر مربوط به شعب غیرانحصاری اقتصاد، به انحصارها وابستهاند. این وابستگی یا به طور مستقیم است همچون تأمینکنندهگان اجزای آنها، یا به طور غیرمستقیم از طریق فرمانبری از قیمتهای دیکته شده از سوی آنها. دیگران از سوی انحصارها خریداری میشوند و دیگربار هم این دیگران هستند که به ورشکستگی کشیده میشوند. در سرمایهداری انحصاری، دیگر نه منافع سرمایهداری به مثابهی یک کل، بلکه این منافع سرمایهی انحصاری است که از اهمیت قطعی برخوردار است. (سرمایهداری انحصاری-دولتی در جمهوری فدرال آلمان(ج. ف. آ)، ج. 1، ص. 20)
لنین، استادانه مرحلهی نوین تکامل سرمایهداری را امپریالیسم معنا میکند که نشاندهندهی ویژگیهای اساسی زیر است:
امپریالیسم، مرحلهای از تکامل سرمایهداری است که در آن سلطهی انحصارها و سرمایهی مالی مستقر میشود؛ صدرو سرمایه اهمیت مسلم یافته، تقسیم جهان در میان تراستهای بینالمللی آغاز شده و تقسیم تمام اقلیمهای جهان در میان بزرگترین قدرتهای سرمایهداری انجام یافته است. (لنین، مجموعهی آثار، ج. 22، صص. 267-266)
سرمایهداری، از آغاز گرایشی به بینالمللیسازی تولید داشت. کارل مارکس این مطلب را در اثر خود، سرمایه، خاطرنشان میکند:
همگام با این تمرکز یا به عبارت دیگر با این سلب مالکیت بسیاری از سرمایهداران از سوی عدهی قلیلی از آنها، شکل همکاری فرآیند کار در مقیاس هماره وسیعتر، استفادهی آگاهانه از دانش در امور فنی، بهرهبرداری روشمند زمین، تبدیل وسایل کار به وسایلی که فقط بهصورت جمعی بهکار میروند، صرفهجویی در کلیهی وسایل تولیدی از طریق استفاده از آنها بهمثابهی وسایل کار اجتماعیشدهی مرکب ، بههمپیوستگی همهی خلقها در شبکهی بازار جهانی، و به این اعتبار، خصلت بینالمللی رژیم سرمایهداری، تکامل پیدا میکند.. (مارکس، سرمایه، ج. 1، صص. 715-714)
بهرغم تمام عوامل ویرانگر، لنین در این تکامل قانونمند مشاهده میکرد که:
عملکرد تاریخی مترقی سرمایهداری، جداافتادگی و انزوای کهن سیستمهای اقتصاد (و در نتیجه، محدودیت زندگی فکری و سیاسی) را از میان میبرد و تمام کشورهای جهان را به یک کلیت اقتصادی واحد تبدیل میکند. (لنین، مجموعهی آثار، ج. 3، ص. 67)
با پیدایش امپریالیسم، این «عملکرد تاریخی سرمایهداری» یک کیفیت نوین به خود گرفت. لنین این کیفیت نوین را در مقدمه بر جزوهی ن. بوخارین[18]، امپریالیسم و اقتصاد جهانی توضیح میدهد:
در یک مرحلهی معین در تکامل مبادله، در یک مرحلهی معین از رشد تولید انبوه، یعنی در مرحلهای که با آغاز سده فرارسید، مبادله به قدری سرمایه و روابط اقتصادی را بینالمللی کرد، و تولید انبوه چنان ابعادی یافت که انحصار جای رقابت آزاد را گرفت. (لنین، مجموعهی آثار، ج. 22، ص. 104، تأکیدها از ما)
به این ترتیب، امپریالیسم نه فقط با گذار از رقابت آزاد به انحصار بلکه با سرمایه و مناسبات اقتصادی بینالمللیشده تعریف میشود.
بر این مبنا بود که کارتلهای بینالمللی شکل گرفتند. آنها نه فقط در بازار داخلی کشور خود بلکه در بازار جهانی نیز به یک موقعیت مسلط دست یافتند. لنین در استقرار چنین کارتلهایی یک مرحلهی نوین از تمرکز جهانی سرمایه و تولید را ملاحظه کرد:
سرمایهداری مدتها پیش یک بازار جهانی ایجاد کرد. همچنان که صدور سرمایه افزایش یافت، و همچنان که پیوندهای خارجی و استعماری و «حوزههای نفوذ» انجمنهای انحصارگرای بزرگ در همه ابعاد گسترش یافت، مسائل «به طور طبیعی» به یک وفاق بینالمللی در میان این انجمنها و به سوی تشکیل کارتلهای بینالمللی تمایل یافت.
این یک مرحلهی نوین از تمرکز جهانی سرمایه و تولید به حساب میآید. مرحلهای که به طور غیر قابل مقایسهای از مراحل پیشین عالیتر است. بگذارید ببینیم این ابرانحصارها چگونه تکامل مییابند. (لنین، مجموعهی آثار، ج. 22، ص. 246؛ تأکیدها از ما)
یوجین وارگا[19]، تئوریپرداز اقتصادی مارکسیست-لنینیست، در میان سالهای 1925 تا 1928 عمدهی وقت خود را صرف مطالعهی صورتبندی کارتلهای بینالمللی کرد. وی مطالب خود را با تمرکز بر موضوع فوق در گزارشهای سهماهی انترناسیونال کمونیستی (کمینترن)[20] دربارهی علم اقتصاد و سیاست اقتصادی به رشتهی تحریر درآورد. در دههی 1920، کارتلهای بینالمللی متعددی در تولید مواد خام و صنایع سنگین سربرآوردند. اما بسیاری از آنها به علت تضادهای میانامپریالیستی لاینحل ناکام ماندند و بار دیگر به سرعت منحل شدند. در نتیجه، تشکیل انحصارهای بینالمللی تا پیش از جنگ جهانی دوم هنوز یک پدیدهی عمومی نبود اما یک ویژگی حیات اقتصادی باقی ماند. وارگا به این نتیجهی هشیارانه رسید:
اگر ما مؤسسههای تراستهای بینالمللی خاص برای نمونه تراست بینالمللی برق (تروفینا[21]) را مورد تحلیل قرار دهیم، به نظر میآید که از اهمیت زیاد برخوردارند: اما اگر حجم واقعی سرمایهای را که در اختیار هر بورژوازی واحد قرار دارد با آن سهمی که به طور بینالمللی در هم میآمیزد مقایسه کنیم، این آخری هنوز جزء ناچیزی به حساب میآید. (مکاتبات مطبوعاتی انترناسیونال[22]، ش. 12، 1928، ص. 223)
[1]. Stefan Engel
[2]. United States of America
[3]. George H. W. Bush
[4]. Soviet Union
[5]. V. I. Lenin
[6]. ویلی دیکهوت (Willi Dickhut 1992-1904) ، فعال حزب کمونیست آلمان 1966-1926. پس آنگاه مصرانه درگیر برپایی حزب مارکسیست ـ لنینیست آلمان (ام. ال. پ. د) شد. با رهنمود او شمارههای یک تا بیست و چهار ارگان تئوریک حزب، راه انقلابی (Revolutionärer Weg)، به عمل آمد.
[7]. The Council for Mutual Economic Assistance (CMEA)
[8]. Russia
[9]. Communist Party of the Soviet Union (CPSU)
[10]. Nikita Khrushchov
[11]. Leonid Brezhnev
[12]. Mikhail Gorbachov
[13]. Asia
[14]. Africa
[15]. Latin America
[16]. Karl Marx
[17]. Federal Republic of Germany (FRG)
[18]. Nikolai Bukharin
[19]. Eugen Varga
[20]. Communist International (Comintern)
[21]. Trufina
[22]. Internationale Pressekorrespondenz
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.