اینفوکراسی

بیونگ چول هان
مسیح بهار

بیونگ‌چول هان، فیلسوف کره‌ای‌ـ‌آلمانی، در کتاب اینفوکراسی به تبیین چرخش بنیادین قدرت از «رژیم انضباطی» به «رژیم اطلاعات» در عصر حاضر می‌پردازد. او استدلال می‌کند که برخلاف گذشته که قدرت از طریق سرکوب و اجباربدن‌ها اعمال می‌شد، رژیم اطلاعاتی جدید با تسخیر روان و بهره‌کشی از خود«آزادی» کار می‌کند. در این وضعیت، انسان‌ها مشتاقانه خود را به نمایش می‌گذارند و با تولید مداوم داده خود را هدایت‌پذیر و پیش‌بینی‌پذیر می‌کنند؛ پیوندی میان آزادی ظاهری و نظارت پنهان که سلطه را به کمال می‌رساند. این اینفوکراسی یا حاکمیت اطلاعات، بنیادهای دموکراسی و حوزۀ عمومی مبتنی بر گفت‌وگو را ویران می‌کند. سیاست از عرصۀ استدلال و تصمیم‌گیری جمعی به رقابتی سطحی برای جلب توجه و طوفان‌های خشم زودگذر در فضای مجازی تنزل می‌یابد و کارزارهای انتخاباتی به جنگ‌های اطلاعاتی هدایت‌شده با بات‌ها و ارتش‌های ترول تبدیل می‌شوند. هان هشدار می‌دهد که این انبوهی اطلاعات، برخلاف تصور عمومی، به شناخت و آگاهی بیشتر منجر نمی‌شود، بلکه با تبدیل حقیقت به گردوغبار، بحرانی عمیق را رقم می‌زند؛ وضعیتی فرارسیده که در آن اطلاعاتِ بیشتر نه مایۀ بسط دموکراسی، بلکه عامل اصلی تهدید و فروپاشی آن است.

 

 

 

350,000 تومان

جزئیات کتاب

وزن

250

قطع

رقعی

نوبت چاپ

اول

جنس کاغذ

بالک (سبک)

پدیدآورندگان

بیونگ چول هان, مسیح بهار

تعداد صفحه

104

سال چاپ

1405

موضوع

فلسفه

نوع جلد

شومیز

کتاب «اینفوکراسی: دیجیتالی شدن وبحران دموکراسی» نوشتۀ بیونگ چول هان به ترجمۀ مسیح بهار

گزیده ای از متن کتاب

رژیم اطلاعات

منظور من از «رژیم اطلاعات» شکلی از سلطه است که در آن اطلاعات و پردازش اطلاعات با الگوریتم‌ها و هوش مصنوعی اثری تعیین‌کننده بر فرایندهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دارند. در رژیم اطلاعات از «داده‌‌‌ها» و اطلاعات بهره‌برداری می‌شود، برخلاف رژیم‌های انضباطی[1] که در آن‏ها از «بدن‌ها» و «انرژی‌ها» استفاده می‏شود. قدرت دیگر به مالکیت ابزار تولید وابسته نیست، بلکه به دسترسی به اطلاعاتی بستگی دارد که از آن برای نظارتِ[2] روان‌سیاسی[3] و پیش‌بینی و کنترل رفتار ‌استفاده می‌شود. رژیم‏های اطلاعات به نوعی سرمایه‏داری اطلاعات متصل‏اند که در ادامه به نوعی سرمایه‌داری «نظارتی» گسترش پیدا می‌کند و انسان‌ها را به گلّۀ مصرف‌کننده‏‌‌ای تقلیل می‌‏دهد که داده تولید می‏کنند.

رژیم انضباطی شکلی از مشخصۀ سلطۀ سرمایه‌داری صنعتی است. شکلِ آن ماشینی است: در ماشینِ قدرت انضباطی هر فرد مهره‌ای ناچیز است. قدرت انضباطی وارد اعصاب و مفاصل می‌شود و «از گِل رُسی بی‌شکل، بدنی بی‌مهارت» یک «ماشین» تولید می‌کند.(1) قدرت انضباطی بدن‌های «مطیع» تولید می‌کند: «بدنی مطیع است که بتواند تحت ‌سلطه درآید، به کار گرفته شود، تغییر شکل پیدا کند و بهینه شود.»( 2) بدن‌های مطیع ماشین‌های تولیدند. آن‌ها دارندگان داده و اطلاعات نیستند؛ آن‌ها دارندۀ انرژی‏اند، ماشین‏هایی مولدند. تحت رژیم انضباطی، انسان‌ها آموزش می‌بینند که به «گله‌ای برای بیگاری» تبدیل شوند.

سرمایه‏داری اطلاعات از ارتباط و ارتباط‏پذیری استفاده می‌کند و به این ترتیب، تکنیک‌های انضباطی مانند جداسازی[4] فضایی، قوانین سخت‌گیرانۀ کار و تمرینات بدنی در آن منسوخ‏اند. آرمان رژیم اطلاعات «مطیع بودن» و پیروی و اطاعتی نیست که رژیم انضباطی مستلزم آن است. در رژیم اطلاعات، سوژۀ مطلوب نه مطیع است نه تابع. رژیم اطلاعات وانمود می‌کند که سوژه‌هایش «آزاد، اصیل و خلاق» هستند. این سوژه خودش را «عرضه» می‏کند.

رژیم انضباطیِ فوکو جداسازی را همچون یکی از ابزارهای سلطه به کار می‌گیرد: «جداسازی شرط اولیۀ تسلیم کامل است.»(3) سراسربین[5] با سلول‏های مجزا نماد آرمانی رژیم انضباطی است. بااین‌حال، جداسازی به رژیم اطلاعات راه پیدا نکرد، چراکه این رژیم مشخصاً از ارتباط بهره می‌گیرد. در رژیم اطلاعات، نظارت با استفاده از داده صورت می‌گیرد. در سراسربین انضباطی، زندانیانِ ایزوله‌شده داده‌ای تولید نمی‌کنند، زیرا آن‌ها «ارتباط برقرار نمی‌کنند».

هدفِ قدرت انضباطیِ زیست‌سیاسی همانا بدن است: «از نظر جامعۀ سرمایه‏داری، زیست‌‌سیاست[6] مهم‌تر از هر چیز دیگری بود. زیست‌سیاست یعنی [امر] زیستی و جسمانی و محسوس.»(4) رژیم زیست‌سیاسی بدن را درون ماشین تولید و نظارت قرار می‏دهد تا آن را با روش‏های ارتوپدیِ انضباطی بهینه کند. رژیم اطلاعات، که فوکو ظهورش را ندید، به دنبال «برنامۀ کار زیست‌سیاسی» نیست. این رژیم به بدن علاقه‌ای ندارد و «روان» را از طریق «روان‌سیاست» تسخیر می‏کند. این روزها بدن بیشتر از نظر زیبایی‌شناختی و تناسب‏ اندام درک می‏شود. دست‌کم در سرمایه‏داری اطلاعاتی غربی، بدن تا حدود زیادی از قدرت انضباطی‌ای رهایی یافته است که بدن را تمرین می‌داد تا به نوعی ماشین بیگاری تبدیل شود. به‌جای آن، صنعت زیبایی است که بدن را تصاحب کرده است.

[1]. disciplinary: «رژیم انضباطی» مفهومی است که فوکو برای اشاره به شیوۀ حکومت ابداع می‌کند و دال بر چارچوب‌هایی است که نهادهای کنترلی در جامعۀ انضباطی تعبیه می‌کنند. کارکرد این مجموعه کنترل و هنجارمند کردن رفتار بدن‏ها یا انسان‌هاست _ م.

[2]. surveillance

[3]. psychopolitical: «روان‌سیاسی» یا «روان‌سیاست» از مفاهیم ابداعی هان است که استفادۀ نهادهای قدرت از مسیرهای روان‌شناختیِ انگیزش، پیشران، هویت، شناخت و ادراک در جهت کنترل اراده و رفتار مردم را در بر می‌گیرد _ م.

[4]. isolation

[5]. panopticon: سراسربین طرحی از زندان یا ندامتگاه است که جرمی بنتام، فیلسوف انگلیسی قرن هجدهم، آن را طراحی کرد. این طرح از نوعی استوانۀ توخالیِ پر از سلول زندان تشکیل شده است. در سراسربین، برج مراقبتی در مرکز استوانه قرار دارد و هم‌زمان تمامی سلول‏ها را می‏پاید _ م.

[6]. biopolitics: در آثار فوکو، مفهوم «زیست‌سیاست» به چگونگی اعمال قدرت دولت‏های مدرن بر جنبه‏های زیستی جمعیت‏ها اشاره دارد. زیست‌سیاست نوعی از حکومت است که در آن قدرت از طریق مکانیسم‌های مختلف تنظیم و کنترل بر مدیریت زندگی انسان‏ها متمرکز می‏شود، بر سلامت و تولیدمثل و مرگ‌ومیر آن‏ها. زیست‌سیاست یکی از مفاهیم کلیدی در بررسی‏های فوکو درخصوص قدرت و نحوۀ عملکرد آن در جامعه است _ م.

موسسه انتشارات نگاه

کتاب «اینفوکراسی: دیجیتالی شدن وبحران دموکراسی» نوشتۀ بیونگ چول هان به ترجمۀ مسیح بهار

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “اینفوکراسی”