کـلایـن، سـارتـر و تـخیـل در فیلـم‌های اینـگمار برگمـان

نوشتۀ دن ویلیـامز
ترجمۀ نیکاخمسی

سینمای اینگمار برگمان همواره آینه‌ای تمام‌نما از رنج‌ها، تردیدها و پیچیدگی‌های روان انسان بوده است. اما نیروی محرکۀ این جهان‌بینی چیست؟ دن ویلیامز در کتاب کلاین، سارتر و تخیل در فیلم‌های اینگمار برگمان، پاسخی جسورانه به این پرسش می‌دهد: «تخیل» او در این کتاب با بهره‌گیری از دو چارچوب نظری روانکاویِ عمیق ملانی کلایـن و فلسفۀ اگزیسـتانسـیالیـستیِ ژان پل سارتر نوری تازه بر شاهکارهای استاد سوئدی می‌تاباند. نویسنده نشان می‌دهد چگونه شخصیت‌های برگمان در تعلیقی دائم میان واقعیت بیرونی و جهان برساختۀ ذهن خود گرفتارند؛ جهانی که گاه پناهگاه است و گاه شکنجه‌گاه. «تخیل» در آثار برگمان نه صرفاً عنصری هنری بلکه مکانیسمی حیاتی در دفاع روانی، ترمیم زخم‌های کودکی و مواجهه با پوچی هستی است.

675,000 تومان

جزئیات کتاب

وزن

250

قطع

رقعی

نوبت چاپ

اول

جنس کاغذ

بالک (سبک)

پدیدآورندگان

دن ویلیامز, نیکا خمسی

تعداد صفحه

328

سال چاپ

1404

موضوع

سینما

نوع جلد

شومیز

کتاب کـلایـن، سـارتـر و تـخیـل در فیلـم‌های اینـگمار برگمـان نوشتۀ دن ویلیـامز ترجمۀ نیکاخمسی

گزیده ای از متن کتاب

تخیل: برگمان، کلاین و سارتر

و همۀ فیلم‌هایم، تک‌تک فیلم‌هایم، رؤیاگونه‌اند.

_ اینگمار برگمان(1)

 

در فانی و الکساندر (1982_1983)، هلنا اِکدال به پیشنهاد عروسش مبنی بر بازی کردن هر دو نفرشان در نمایش رؤیاییِ آگوست استریندبرگ[1]، واکنشی مأیوسانه نشان می‌دهد:

امیلی اِکدال: دلم می‌خواد نمایشنامۀ جدید آگوست استریندبرگ رو بخونی.

هلنا اِکدال: اون زن‌ستیز پست‌فطرت!

در اینجا، اینگمار برگمان از استریندبرگ، یکی از مهم‌ترین منابع الهامش، فاصله می‌گیرد. جملۀ هلنا قاطعانه نشان می‌دهد که قصد برگمان افشای طرز فکر نادرست استریندبرگ دربارۀ زنان بوده است. با این حال، لحظاتی بعد، در پایان فانی و الکساندر، هلنا این دیالوگ را برای پسرش می‌خواند:

هر اتفاقی ممکن است بیفتد. هر چیزی ممکن و محتمل است. زمان و مکانی وجود ندارد. تخیل روی چوب‌بست سست واقعیت، نقوش تازه‌ای می‌تند و می‌بافد (آگوست استریندبرگ).(2)

سخنان پایانی حاکی از این است که برگمان ایده‌های اساسی استریندبرگ را گلچین می‌کرد بدون اینکه کورکورانه از نگاه جنسیتی او تبعیت کند. این دیالوگ آخر مهم است، نه صرفاً چون پایان فیلم را رقم می‌زند، بلکه به این دلیل که گویای باور برگمان به ارزش غایی تخیل در سرتاسر اثرش است.

در فانی و الکساندر، تخیلْ نیرویی بی‌همتا و قدرتمند است. الکساندر هرازگاهی روح پدر درگذشته‌اش را در رؤیای بیداری می‌بیند و این اوهامْ واقع‌نمایی را خدشه‌دار می‌کند. وقتی ایزاک بچه‌ها را از چنگ اسقف نجات می‌دهد، نیرویی به‌ظاهر جادویی عیان می‌شود، نیرویی که حضور همزمان و آنیِ بچه‌ها را در دو مکان میسر می‌سازد، و این نیرو پس از آشنایی الکساندر با ایشمِیلِ مرموز جان می‌گیرد. روشن نیست که این نیروی جادویی منشأ مابعدالطبیعه دارد یا نه، ولی به نظر می‌رسد با توانایی الکساندر برای دیدن فراسوی دنیای محسوسِ بلافصل، ارتباطی مستقیم داشته باشد. بنابراین، فانی و الکساندر نشان می‌دهد که تخیل از نگاه برگمان نه‌تنها مفهومی جاودانه است بلکه او در روایت‌هایش از آن چون عنصری ساختاری استفاده می‌کند. از این رو، در اواخر فیلم، با حضور مجدد اسقف، ناپدری الکساندر، تخیل چونان نیرویی تسخیرکننده نشان داده می‌شود، ایماژی آزاردهنده که از رویکرد پیچیدۀ برگمان نسبت به تخیل پرده برمی‌دارد.

ضمن تحقیق برای این کتاب، به بررسی باور برگمان به قدرت تخیل پرداختم، و در آغاز، این سؤال برایم مطرح شد که آیا باور او همانند دیدگاهی است که در نقل‌قول استریندبرگ در فانی و الکساندر آمده یا خیر. گرچه استریندبرگ بسیار تأثیرگذار بوده است، برایم محرز شد که آثار و ایده‌های برگمان دامنۀ وسیعی از تفاسیر گوناگون را ایجاب می‌کند. هرچند مجموعۀ قدردانی‌ها از برگمان و نقد و بررسی آثارش حول قدرت تخیلِ او در جایگاه فیلمساز مؤلف می‌گردد، کاوش در ایده‌های برگمان پیرامون تخیل، در ارتباط با دیگر هنرمندان و اندیشمندان، موضوع تحقیقات بیشتر شد. در نتیجه، نه‌تنها به بررسی ایده‌های برگمان دربارۀ فلسفه و مبانی نظری روانکاوی علاقه‌مندم، بلکه مایلم عناصری از فیلم‌هایش را که بر فرایند تخیل تأکیدی ویژه دارند، در نظر گیرم. تحلیل دقیق فیلم‌ها در این کتاب، به اهمیت ساختاری بخش‌هایی خواهد پرداخت که ماوراءالطبیعه، رؤیاها، کابوس‌ها، و خیالات را بازنمایی می‌کنند. همچنین، در این تحلیل نشان داده خواهد شد که زبان سینمایی و سازماندهی روایی چگونه در دیگر قسمت‌های فیلم به کار رفته‌اند تا بر جهان آخرت دلالت کنند، دنیایی که هیچ‌یک از شخصیت‌های داستان به‌وضوح آن را نمی‌بینند، و فقط یکی از آنان، شخصیتی چون الکساندر، ممکن است به آن دسترسی داشته باشد. نمونۀ خوب میزانسنی که به این منظور استفاده شده، حضور مرگ در هیئت شوالیۀ مُهر هفتم (1956) است.

[1]. Johan August Strindberg: نمایشنامه‏نویس، رمان‏نویس، و شاعر سوئدی قرون 19 و 20 (همۀ پانوشت‏ها از مترجم است).

موسسه انتشارات نگاه

کتاب کـلایـن، سـارتـر و تـخیـل در فیلـم‌های اینـگمار برگمـان نوشتۀ دن ویلیـامز ترجمۀ نیکاخمسی

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کـلایـن، سـارتـر و تـخیـل در فیلـم‌های اینـگمار برگمـان”