(021) 66480377-66975711

روزنامه آرمان ملی ستون “دریچه” خود در صفحه “کتاب” شماره 666 خود را با یادداشتی از طاهره موسوی به معرفی کتاب ” داستان های اوهایو ” اختصاص داده است که در ادامه ملاحظه می کنید:

اوهایو؛ از شروود اندرسون تا دونالد ری پولاک

اولین کتاب پولاک که مجموعه داستانی است به نام «ناکمستیف» (داستانهای اوهایو) با نقل قولی از دون پاول (طنزنویس) آغاز میشود: «همه آمریکایی ها اوهایویی اند، اگر شده کمی.» حال وقتی حرف از اوهایویی به میان می آید که وطن پولاک است و آن صحنه پردازی های دوزخی هجده داستانش در کار است، دیگر نمی توان به آسانی ساکنان ساختگی کتاب را رها کرد. شخصیت های زیادی سعی دارند از ناکمستیف فرار کنند، اما ساعاتی بعد باز در خانه اول هستند. اگر هم اتفاقی موفق به رهایی از این شهر شوند، معمولا فقط برای آن است که در حاشیه ای دوردست فناشوند.

نقشه ای که در کتاب «واینزبرگ، اوهایو» اثر شروود اندرسون می آید با نقشه ای که در صفحات آغازین مجموعه پولاک می آید فرق دارد. در حالی که اندرسون در نقشه به دفتر روزنامه محلی، حوضچه ها و آبشارهای بی صدا پرداخته، نقشه پولاک زباله های شهر را نشان میدهد و خانه یک شخصیت گندذهن در کتاب به نام ویمپی را. اگرچه اوهایوی پولاک تاریک تر از اندرسون است، اما تنهایی چندلایه و ناامیدی در هردو اثر جاری است.

بچه های خوب ناکمستیف کم هستند، اما پولاک استعداد عجیبی در کشف آن پرده های عجیب وغریب و خیالی ای دارد که پشت نقاب رفتار بد شخصیت ها قرار گرفته است. او درست لحظه ای شخصیتش را به پیروزی اخلاقی نائل می کند که خواننده اصلا چنین انتظاری ندارد. مثلا بیگ برنی در داستان «من دوباره آغاز کردم» تمام قد به دفاع از فرزند معلول ذهنی خود در برابر طعنه های پسرهایی شنگول می پردازد و این رفتارش به ما انگیزه هایی کافی میدهد تا فراموش کنیم برنی همان جانوری است که به دنبال دختران زیر سن قانونی، شهر را گز می کند.

ممکن است وقتی برای اولین بار با این شخصیت های عمدا گروتسک روبه رو می شویم شل دست بدهیم، ولی وقت خداحافظی کاملا با آنها همدلی می کنیم. پولاک در این مجموعه چند شخصیت می سازد که نمادی شیطانی دارند و آنها با موفقیت موضوع را جلو می برند؛ دندان های مردم را بیرون می کشند، باهمسران خود یا غریبه ها دعوا می کنند، بچه ها را اغوا می کنند و خلاصه همه را اذیت می کنند. از آنجا که این داستان ها به هم پیوند خورده اند، این احتمال وجود دارد که باز این افراد به درون داستان بازگردند.

جای تعجب نیست وقتی شخصیتی می خواهد از این شهر جدا شود، ما به عنوان خواننده برای او در شهر ریشه دوانده ایم و راضی به جدایی او نیستیم. دانیل، قهرمان نوجوان داستان «سرنوشت مو»، میخواهد ناکمستیف را ترک کند، چون پدرش مچش را گرفته و به عنوان مجازات، موهای بلند و بخشی از پوست سرش را با چاقوی قصاب کنده است. دانیل از دست پدرش فرار می کند، اما بدتراز آن در دام یک راننده کامیون و قرص های روان گردان می افتد.

به طور کلی داستانهای پولاک به طرز ماهرانه ای گفته و بسته می شوند. شما می دانید که در دستهای توانمند نویسنده ای نابغه گیر کرده اید که پایان بندی داستان هایش شما را انگشت به دهان رها می کند.

 

 

موسسه انتشارات نگاه

داستان های اوهایو

داستان های اوهایو

داستان های اوهایو

موسسه انتشارات نگاه

 

 

داستان های اوهایو – چشم و چراغ 85

 

 

Pin It on Pinterest

Share This