(021) 66480377-66975711

مجموعه اشعار سید علی صالحی (دفتر سوم)

35,000تومان

سید علی صالحی

سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۴ صالحی همراه چند نفر از شاعران هم‌نسل خود جریان «موج ناب» را در شعر سپید پی‌ریزی می‌کند. منوچهر آتشی و نصرت رحمانی در تهران از این جریان پیشرو حمایت می‌کنند. در سال ۱۳۵۶ به عنوان برندهٔ جایزهٔ فروغ فرخزاد در شعر اعلام می‌شود. در سال ۱۳۵۷ صالحی از گروه «موج ناب» فاصله می‌گیرد. او در این باره گفته‌است: «حس می‌کردم همه ما شاعران موج ناب داریم شبیه هم می‌شویم. در سال ۱۳۶۳ با نقض تقطیع سنتی و سطربندی کلاسیک در شعر سپید، پیشنهاد «تقطیع هموار و مدرن» را مطرح کرد. سرانجام موفق می‌شود این روش تقطیع را همه گیر کند که تا امروز مورد قبول است. یک سال بعد «جنبش شعر گفتار» را با ساده کردن زبان شعر معرفی می‌کند که با آغاز دهه هفتاد به جریانی مقبول در شعر فارسی تبدیل شد. وی در این باره گفته‌است: «ریشه شعر گفتار به گات‌های اوستا بازمی‌گردد. معمار نخست آن حافظ است و نیما و شاملو هم چند شعر نزدیک به این حوزه سروده‌اند. اما فروغ دقیقا یک شاعر کامل در «شعر گفتار» است. من تنها برای این حرکت «عنوانی دُرُست» یافتم و سپس در مقام تئوریسینِ مولف، مبانی تئوریک آن را کشف و ارائه کردم. همین صالحی از ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۹ دبیر سرویس ادبی و صفحه شعر مجله «دنیای سخن» بود و در سال ۱۳۷۹ کارگاه شعر دنیای سخن (در مجله و دفتر دنیای سخن) را با استقبال مناسبی راه‌اندازی کرد.از همین دوره ترجمهٔ شعر صالحی به زبان‌های فرانسه، عربی، آلمانی، انگلیسی، ارمنی، روسی و کردی به صورت پراکنده در مطبوعات چاپ گردید و دو دفتر شعر از وی در کردستان عراق (به زبان کردی) منتشر شد.وی در سال ۱۳۷۸ برای فعالیت مجدد به کانون نویسندگان ایران بازگشت و دو سال بعد از سوی مجمع عمومی به عنوان یکی از دبیران اصلی کانون نویسندگان ایران انتخاب شد.صالحی در سال ۱۳۸۲ به عنوان سردبیر، یک شماره مجله «معیار ادبی» را منتشر کرد که متعاقبا ممنوع‌المصاحبه و از ادامه کار در مجله محروم گردید

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

گزیده  ای از دفتر سوم اشعار سید علی صالحی (دفتر سوم)

همگان به جست‌ و جوی خانه می‌ گردند
من کوچه‌ ی خلوتی را می‌ خواهم
بی‌ انتها برای رفتن
بی‌ واژه برای سرودن
و آسمانی برای پرواز کردن
عاشقانه اوج گرفتن
رها شدن

در آغاز کتاب مجموعه اشعار سید علی صالحی دفتر سوم می خوانیم:

کتاب ۱. یوماآنادا
فاخته باید بخواند مهم نیست که نصف شب است! ۲۸
دستْخطِ شتابزدهاى پشتِ آخرین صندلىِ اتوبوسِ خطِ سیدخندان. ۳۰
هفدهم ربیعالثانىِ ۱۴۲۲ هجرى قمرى. ۳۲
آه… مورچهها، مورچههاى غمگینِ من! ۳۵
هَک ۳۹
گلهاى آفتابگردان ۴۱
اَبلهِ عزیز، هى اَبلهِ عزیز! ۴۳
یکى از آوازهاى عامیانه عاشقانه محرمانه زهرِمار ۴۵
و چند تا هوا، چند تا شیئى، چند تا خواب ۴۷
یا…! ۴۹
شو، شو، شو… شوکران! ۵۱
هزاران زنِ سفیدپوش با هزاران شمعِ روشن در دست… ۵۳

شالیزارها و شبنمِ سحرگاهى ۵۶
روخوانىِ قبل از تمرینِ برهنگى ۵۹
در غیاب عَلَف… اى بامداد! ۶۱
سورتالسحور ۶۳
ب، ر، الف، و چند حرفِ در به در ۶۵
فارنهایت ۱۳۴ ۶۶
شناسنامه ۶۸
شاملِ نکته مهمى است ۷۰
تکوینِ سخاوتِ مى ۷۲
حالا هى بگو ۷۴
از اورادِ همان مُغان مادینه ۷۶
راهِ دورِ کرج ۷۹
از آوازهاى ماهِ عَطارُد ۸۱
متهم! ۸۳
قمار بر سرِ قصیدهاى که بعدها غزل از آب درآمد ۸۵
آن شب همه کهکشانها از پشتِ حصیرِ نى پیدا بود ۸۷
توضیحِ شبتاب به ستارهاى نزدیک به مَطْلَعالفَجْر ۸۹
چند پرسشِ پیشِ پا افتاده از حکیمه آبها ۹۰
آخرین وصیتِ پیامبرِ واژهها ۹۲
خودستایىِ فاخته کوچکى در پُرگویىِ بىپایانِ باد و کلاغ و کسوف ۹۶
دارالخَفا ۹۷
ناصرى ۹۹
بلاهت، هى بلاهتِ مقدس! ۱۰۱

به نشانىِ شیراز ۱۰۲
راه… راه به راهِ راه ۱۰۴
زیارتنامه نبىزاده نىزارها ۱۰۶
سرمشقِ مشترکِ نستعلیق با نىِ دُرُشت ۱۰۸
بندِ کفش، پاى چپ، گرهِ کور ۱۱۰
وَ الْجِنُ وَ اَلْناس، لذت الخلاص! ۱۱۲
حواله حى از حدوثِ رَوا ۱۱۶
گفت و گوى از گور گریختگان ۱۱۷
عبور زهره از مقابلِ آفتاب ۱۱۹
از آهسته خواندنِ مخفىِ بلور ۱۲۰
نزدیک میدان اَرْگ، طبقه اول، سمتِ چپ، آخرین اتاق ۱۲۲
عمیق، آرام، و تا اَبَد ۱۲۶
هندوى هزاره حافظ ۱۲۸
شفا ۱۲۹
نتیجه سى و دوساعت سین و جیمِ پیاپى ۱۳۰
کلمهالکشاف، مِناَلْخوفِ عَلىالنهایه! ۱۳۲
کارتنخوابها ۱۳۴
راه آخر ۱۳۸
پارهاى از پرونده سپیدهْدَم ۱۴۱
لغتِ لا ۱۴۲
سخنرانى منجىِ مقدسِ مجمعالبَحارات ۱۴۴
مقدمهاى بر چاپِ سومِ رمانِ «رؤیاهاى خرمگس» ۱۴۸
دفترچه ۱۵۱

خیابانىها ۱۵۲
قصیدهاى تابناک در مدحِ بىدریغِ زغالاَخته ۱۵۵
موعظه کاهنِ بَعلِ زبوب ۱۵۷
جاده در دستِ تعمیر است ۱۵۹
معرفى یکى از میهمانانِ ضیافتِ بروتوس ۱۶۳
سیاووشان سفیلان ۱۶۵
تفتیش ۱۶۸
زیرِ هشت ۱۷۰
چاه ۱۷۲
محاصره ۱۷۴
مارپیچ ۱۷۷
بوى مُرده گرگ ۱۸۰
کودکان کورهْپَزخانه ۱۸۱

کتاب :۲ سمفونى سپیدهدم
حلقه اول: کیمیا و سِرِّ غیب
بید، هلو، پروانه ۱۸۹
طُرفه سهگانه ماهور ۱۹۱
لیلاج ۱۹۲
دو داستانِ بلند از مادرم ماهْزرى ۱۹۴
پراکنده پراکنده ۱۹۶
از سوى صالحى خطاب به نرودا ۱۹۸
ترجمه ۱۹۹

بلبل کوهى ۲۰۱
حوصله نوشتناش در من نیست ۲۰۴
منظور خاصى ندارم، باور کنید! ۲۰۷
نومیدىِ گرامىِ من ۲۰۹
اهواز، حوالىِ جُندى شاپور ۲۱۰
عضوِ کوچکِ گروهِ سیب ۲۱۲
مخفىکارى نکنید! ۲۱۴
پشتِ پَرده نى ۲۱۶
رساله عشق ۲۱۸
راهى نیست، باید برویم ۲۲۰
بعضى چیزهاى قابلِ ملاحظه ۲۲۱
جمله لاى پرانتز، معترضه است. ۲۲۳
شبى، حوالىِ آمل ۲۲۵
همین است و جز این هرگز نبوده است ۲۲۷
آیا باز هم باران به میهمانىِ گرگ خواهد رفت؟ ۲۲۹
یواش…شَکى! ۲۳۰
بابِ هفتم، شب سى و دوم، داستانِ گندمِ زن ۲۳۱
زوایا و حضور ۲۳۲
در سوماتْرا ۲۳۳
هجرتِ هفتم ۲۳۴
داستانى کوتاه براى کودکانِ خیابانى ۲۳۹
رىرا ۲۴۰
باروهاى هزاره لُبنان ۲۴۲
اینجا ۲۴۴

راه ۲۴۵
سِرِّ غیب و حرفِ آخرِ کیمیا ۲۴۷

حلقه دوم: در غیابِ زن، پیاله، و گُلِ سرخ
سینه به سینه ۲۵۱
دارد یک چیزى یادم مىآید ۲۵۳
صندوقِ پستىِ پایین کوچه ۲۵۵
در کتابِ مَزمورات آمده است ۲۵۷
بىحیا ۲۵۸
دعواى عصرِ دیروز ۲۶۰
دوازدهگانه سین ۲۶۲
خداوندِ پَردهْپوشِ خنیاگران پادرمیانى خواهد کرد ۲۶۴
راهبَلَدِ ما یک زن بود ۲۶۶
دلدارىهاى پیشِ پا افتاده مخاطبى که دوستش مىدارم ۲۶۸
در گورستان فضل ابن یحیى برمکى ۲۶۹
هى لولىِ بَربَطْزن! ۲۷۱
علت دارد ۲۷۲
دلیل ۲۷۳
تابلویى قدیمى در آرایشگاهِ محله ما ۲۷۴
یا کاشف الکلام! ۲۷۵
در بارشِ اورادِ جِن ۲۷۷
زَنانا ۲۷۸
لمساش کن، همین کافىست ۲۸۰
قبلا اتفاق افتاده است ۲۸۱

از صاحبش بپرس! ۲۸۵
سفر به گوىِ قرینه ۲۸۶
شناسنامه ۲۸۸
دلتنگِ توام، پشتِ پرچینِ اردىبهشت منتظرت مىمانم ۲۹۰
شب ادامه دارد، باید بزنم بیرون! ۲۹۲
چمدان ۲۹۴

حلقه سوم: زمزمه دعاى ِ آزادى
چنین گفت اولادِ واژههاى بامدادى ۲۹۹
عرضِ کوتاهى داشتم آقا! ۳۰۰
اوایل دهه شصت ۳۰۱
جنوب شرقىِ شهر ۳۰۳
قصیده غزلْگریزِ مدارا ۳۰۵
نُچ ۳۰۷
به عمد، دوباره… تکرارِ وجه مشترک ۳۰۹
زمزمه در داد، گاه ۳۱۱
آمیگو خورخه باواریا ۳۱۳
آزادشان کنید! ۳۱۶
گورستانِ دورِ کرج ۳۱۸
بند هفتم از پردهى آخر ۳۲۱
تابوتها ۳۲۴
شاعر ۳۲۶
در حیاطِ خانه ما ۳۲۷

بازى در تعویضِ حلقهها ۳۲۸
بقاىِ بىدلیلِ چرخه اتفاق ۳۳۰
کفایتِ مذاکرات ۳۳۲
راهِ خواناىِ بعضى حروف ۳۳۴
آخرین صحافِ پیرِ کوچه فروردین ۳۳۵
خطبه تدفین ۳۳۶
معماىِ واو ۳۳۸
کتاب اسامىِ بعضى بهیاد ماندگانِ من ۳۴۰
هارا…! ۳۴۲
در این بُنبستِ بىبامداد ۳۴۳
فَا ۳۴۵
خیلى… مدتهاست حالا ۳۴۶
تا ۳۴۸
اشتباه در تلفظِ نى ۳۵۰
از این جهان ۳۵۲
هرگز، هیچ سهمى نداشتهام. ۳۵۲
آخرین روزهاى اسکندر مقدونى ۳۵۴
پراکنده نزدیک به هم ۳۵۶
کارگران مشغولِ تخلیه الکل و تازیانهاند! ۳۵۸
تکرار و فراموشى ۳۶۰
داستان قلع و قمع شده کاووس پیشدادى ۳۶۲
پسرِ ابوجریر وُشْمگیر ۳۶۲

حلقه چهارم: پنج بَرنوشته از الواحِ بابِلى
رو در روىِ دیکتاتور ۳۶۷
آدمى و گرگ ۳۷۰
گفتوگوىِ شبانه کارگرانِ موسمى ۳۷۸
شبِ شمال و خوابِ جنوب ۳۸۱
بَعْلِ زَبوب و خلیفه بغداد ۳۸۴
حالا تا کى… تا کى رو به دجله دریا گذر ۳۸۵

کتاب :۳ انیس آخرِ همین هفته مىآید
کتاب اول: انیس آخرِ همین هفته مىآید
بعد از سى سال، یا زمانى همین حدود! ۳۹۱
بعدش چه…!؟ ۳۹۴
حَلالا ۳۹۸
به هیچ قیمتى ۴۰۰
راه ، راه ، راه …! ۴۰۲
به من بگو ۴۰۳
صرف هر سه زمانِ شما ۴۰۶
توضیح مىدهم ۴۰۸
امروز چه ساعتى هستید، مىخواهم بیایم ! ۴۱۱
شفا بیاورید! ۴۱۴
کمى آرامتر ۴۲۱
زودتر، عجله کن انیس ! ۴۲۵
یا…؟ ۴۳۲

خودت، خودم، و فراموشىِ جهان ۴۳۵
فقط یک بار اتفاق نمىافتد ۴۳۸
متأسفام ، واقعآ…؟ ۴۴۱
کدام واژهها؟ ۴۴۴
با خودم هستم ۴۴۸
ادامه مىدهم ۴۵۱
بىزمانتر از زن ۴۵۴
دلایل، علتها، احتمالات ۴۵۸
دوستتر از دشمن ۴۶۰
پاسخ به نخستین عصرِ یخبندان ۴۶۲
همین راه درست است ، برویم ! ۴۶۹
معرفىنامه براى استخدام در حوزه کلمات ۴۷۲
تا صبح، سه بار انکارم کردند. ۴۷۷
دنباله جاده شیرى ۴۸۰
نیازى به دیدار نیست، فقط مرا بخوان ! ۴۸۲
سؤالهاى سخت ۴۸۴
بِسمل نى ۴۸۶
دیر یا زود، سرانجام…! ۴۸۹
اندازه دست که مىافتد ۴۹۲
ادامه شعر پیشین، کمى متفاوت، با فعلِ ماضى ۴۹۷
در این دفتر، گاهى گاهى بسآمدِ مطلق است، هیچ ربطى به منتقدین ندارد. ۵۰۵
شبِ حمله ، با رمزِ یا کلمه الخلاص ! ۵۱۰
مهد کودک ۵۱۲

بچهها در سفر، ادامه کلماتِ کوچک خودم . ۵۱۵
یک شب ، قبل از آب بستن به روى ماه ۵۱۸
من از کجا بدانم اشتباه نمىکنم ۵۲۱
دوره الف از حرفِ ح ۵۲۵
سکون، و حذف الف ۵۳۲
تا، به تا رسید ۵۳۶
من ، شاه ، قلعه ، وزیر، سه قاپ ۵۴۱
مصرانه تأکید مىکنم ! ۵۴۸

کتاب دوم: در مسیرِ بازگشت به کوى ِ مىفروشان
در غیاب حضرتِ شیرازِ من ۵۵۷
بلند حرف زدن با خودم ۵۶۰
پیدا مثل روز ۵۶۳
راه، رعایتِ راه ۵۶۶
از با هیچ کسِ خودم ۵۶۹
سادگى… سخت است ۵۷۲
بگو، حتمآ مىآیم ! ۵۷۵
برو، فقط یک راه مانده است . ۵۷۷
مؤمنِ مىام من به راهِ دارالشفا ۵۷۹
با دو دیده باژگون ۵۸۳
به قَمَر بنىهاشم… راست مىگویم ! ۵۸۷
دو سه کلمه، سَرِ پا ۵۹۰
طعمِ رازیانه در عیشِ عسل ۵۹۲

داستان عدهاى که پیراهن از پلکِ پروانه دوختهاند! ۵۹۷
حرفى زدیم ، محضِ مى از کفِ کبریا. ۶۰۱
بماند براى بعد! ۶۰۳
چه تاب دارم از تحملى که مرا به فرصتِ گریستن فروخته است ! ۶۰۵
قدم زدن صبحگاهى در میدانِ مین ۶۰۸
سید على صالحى نامِ مستعارِ من است ۶۱۴
سنگفرشِ کنیسه عیسا ۶۱۸
و گاهى… اشتباه نکن! ۶۲۲
گفتوگو، عیادت، بالاخره، سرانجام ۶۲۶
خیلى زود، با یک جمله ساده، تمام مىشود. ۶۳۰
میانْبُرِ بینامَتْنیت ۶۳۲
لَج ۶۳۵
مىنویسم ، اما فقط حرفِ خودم را. ۶۳۷
مثل پدر ۶۴۰
خاطرهنویسى در بیدارخوابىِ یکى از شنبهها ۶۴۳
در حضورِ حى وُ شفاى مى . ۶۴۶
مدتها بعد ۶۴۹
سندبادِ خانهنشین ۶۵۲
بَریدِ بادِ صَبا به قولِ حضرتِ او… ۶۵۴
از شما چه خبر…؟ ۶۵۷
رسید…!؟ ۶۶۲
بازگشتى در کار نیست، مىخانهها را بستهاند. ۶۶۵

کتاب :۴ ما نباید بمیریم، رؤیاها بىمادر مىشوند.
دفتر یکم: فرستادهى شفانویسِ اردىبهشت
یک وقت خبر آمد که رفت! ۶۷۳
همان ۶۷۶
باز هم آبى، همان سیاهِ مایل به خاکسترىست. ۶۷۸
دیوار ۶۸۰
در ستایش ستمگران (!) ۶۸۲
در حیرتم از شما ۶۸۵
اى واى، اى واى! ۶۸۷
زرنیخ و اضطراب ۶۹۰
مثل همیشهاى دیگر ۶۹۵
زندگى، شوخىِ کوتاهِ یک عصرِ پاییزى است. ۶۹۸
یک شعر شریفِ ساده ۷۰۱
وضعیت ۷۰۵
ماجرا ۷۰۹
لا، ولیا، و… لى! ۷۱۳
سین مرده است دوستِ من! ۷۱۷
قشنگِ قابلِ اعتماد ۷۱۹
انداختنِ بالاى هر شانهاى، دستى هست. ۷۲۲
ضمنِ یادآورى ۷۲۴
هولناکتر از خاطره، هیچ خوابى نیست. ۷۲۸
غزه، نوارِ زخم و نمک ۷۳۱

آقاى رئیسجمهور! ۷۳۴
اَلوِزْرا مِنالکلام ۷۳۷
داستانِ رَدِپاىِ بىپایانِ دوستانِ ما ۷۴۰
ساسانىِ سپیدهدم ۷۴۴
چهارشنبهسورى ۷۴۸
من، میم و نون ۷۵۰
جنگ و صلح ۷۵۳
هجرت ۷۵۶
در غیابِ تو ۷۵۸
بالاخره، سرانجام، بَعد…. ۷۶۱
ملاقات در قونیه ۷۶۵

دفتر دوم: گفتوگو در محراب
راه ۷۷۷
با خودم گاهى ۷۷۹
و… ان یکاد بخوانید! ۷۸۱
ضمنِ پیادهروى ۷۸۳
بعضىها انتقامِ خرمالوىِ گس را از انگور رسیده مىگیرند. ۷۸۴
پیشِ خودت بماند ۷۸۵
بِلافاصله، بعد از راه… ۷۸۷
آخرین ساقىنامهى عصرِ آدینه ۷۹۰
کلمه و آدمى ۷۹۲
آب ۷۹۵

لابهلاى خبرها ۷۹۷
اسمِ تو را به کسى نخواهم گفت ۸۰۰
پارههاى پراکندهاى از یک روایتِ معمولى. ۸۰۳
بهرسمِ سپیدىِ مو ۸۰۶
علاقه به عطرِ نان، اشاره به عبادتِ آدمىست. ۸۰۹
بوىِ آهوىِ بهارزا ۸۱۱
خرابِ خوابِ تو بودهام هم از منزلِ نخست. ۸۱۳
این موضوع را کجا نوشتهاند؟ ۸۱۵
گفت وگو در محراب ۸۱۸
ما را مىگردند، مىگویند همراه خود چه دارید؟ ۸۲۲
چاه از عصمتِ اسمِ تو به آب رسیده است. ۸۲۵
عُریانا…! ۸۲۸
از آب آمده، او…! ۸۳۱
زادهشدن در زبانِ اَزَل ۸۳۳
بَرات ۸۳۴
فاصله و پرانتز ۸۳۶
عادتىها ۸۳۸
بیدارىِ بىگاهِ اهلِ کَهف ۸۴۰
عبورى ۸۴۲
یار، یار…! ۸۴۴
واقعآ چرا؟ ۸۴۶
کلمات به وقتِ تَب. ۸۴۸
بعد از ۲۵ سالِ تمام ۸۵۰

وى، نى، دى، هى، طى! ۸۵۱
اسمِ این شعر به وقتِ تولد ۸۵۳
پیالهى پنجم بود. ۸۵۳
لیموى معطرِ ماه ۸۵۴
سپیدِ به شیر شُستهى عسل ۸۵۶
خودت ماه، اسمت عزیز. ۸۵۸
مُعَلّقهى خطیبِ آدینه ۸۵۹
چرا هیچ اتفاقى نمىافتد؟ ۸۶۱
گاهى رو به شیراز، گاهى رو به قونیه. ۸۶۳
ضمیرِ مزاحمِ اول شخصِ مفرد ۸۶۵
کبریت ۸۶۷
بازگشت به خانه، از راههاى مختلف. ۸۶۹
عجله نکن ۸۷۰
آخرین قصیدهى همان دوستِ درگذشتهى من. ۸۷۱
سو…! ۸۷۲
خط هفتم: وُ ۸۷۴
آتش، خودش را نیز خاکستر خواهد کرد. ۸۷۶
چشم به راهِ یک شبِ دیگر ۸۷۸
اردیبهشت اِبنِ صنوبر اِبنِ آلِ ماه ۸۸۰
گشودنِ بىگره ۸۸۲
سَفَر به سمتِ حیرتِ علف. ۸۸۴
قصیدهى خولیا ۸۸۶
قناعت به یک لکهى آفتاب ۸۸۷

در آستانهى بعضى احتمالاتِ مهم ۸۸۹
انحراف به راستِ مایل به آن یکى. ۸۹۱
در کتابها ۸۹۴
مرا به مِهرِ تو چه نسبت است، که فرصتْشمارِ شب و روزِ… ۸۹۶
شیر و کاغذ و مداد ۸۹۷
چه کسى پیالهى آب را پشتِ پاى تو بخشید؟ ۹۰۱
آزادىِ امید ۹۰۳

دفتر سوم: خوشباشانِ عهدِ کیمیافروش
چند رؤیا مانده تا رهایى ۹۰۹
از دور برایتان دست تکان مىدهم ۹۱۱
از جَلاىِ حروفِ امید ۹۱۴
سفر در برفِ سرخ ۹۱۶
بهانه بیاور! ۹۱۹
راهِ ما دشوار است. ۹۲۲
گراز و سپیدهدم ۹۲۴
بعد از هیاهوىِ بیهودهى نقطهها. ۹۲۷
بى سوىِ هر جهان که دویدهام. ۹۳۰
غار، عنکبوت، آدمى ۹۳۳
آدمى، عنکبوت، غار ۹۴۰
عبور از حریقِ نى در باد ۹۴۴
به راهِ سَفَر ۹۴۷
آخرین شاهدِ بازمانده از بوران و کهربا. ۹۵۰

عبادت ۹۵۳
پارههاى بُریده بُریدهى باد ۹۵۴
لبْخوانىِ خیام به وقتِ وداع ۹۵۷
ادامهى اتفاقِ سَفَر ۹۵۹
پیادگانِ یک روزِ پاییزى ۹۶۲

نامه
براى بارانِ هرچه زندگىست

از شما ممنون ام. از شما… براى این همه رؤیا و رضایت. براى اینهمه دوستى، دعوت، علاقه، آرامش. و آن خلوتِ خوب که من با واژه هاى بخشنده شما به شعر مىرسم. من شاعرِ شما بوده ام، و شاعرِ شما مى مانم… تا بارانِ هرچه زندگىست.
از شما ممنون ام، از شما مردم، مخاطبینِ شعرِ من که آرام و روشن سخن مىگویید، و من که از پىِ پندارِ شما و مثل شما آرام و روشن مىنویسم. مىنویسم: هرچه دارم از شما داشته، از شما دارم. من شاعرِ شما بودهام، و شاعرِ شما مىمانم… تا بارانِ هرچه زندگىست.
من از شما ممنونام، و همینجا مىمانم، نزدیکِ نزدیکِ شما، پایینِ همین پنجره. من دارم فکر مىکنم دست به کدام کار، پاى به کدام راه، و دل به کدام دریا بزنم که برایتان دعا و دعوت بیاورم، شعر و شفا بیاورم. آهسته با خودم مىگویم: دوستتان دارم. و دوست تان مىدارم. بعد… صدایى آشنا آوازم مى دهد: آن عبارتِ از آسمانْ آمده… همین است، همین تکلمِ نجات

است. آن را با مردمِ خود در میان بگذار. بگو دوستشان مىدارى، وگرنه هرگز شاعر نمىشوى! اعترافِ به عشق… رازى دارد که تنها شعر، شعر، شعر پاسخگوىِ سخاوتِ آن است. و من همواره شاعرِ شما بودهام، و من همیشه شاعرِ شما مىمانم… تا بارانِ هرچه زندگى، زندگى، زندگىست!
سید على صالحى
تابستان ۱۳۹۰

 

اطلاعات بیشتر

وزن 500 g
ابعاد 18.5 × 14.5 cm
پدیدآورندگان

نوع جلد

SKU

94051

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-696-3

سال چاپ

موضوع

قطع

تعداد مجلد

وزن

500

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “مجموعه اشعار سید علی صالحی (دفتر سوم)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *