(021) 66480377-66975711

خوشه

225,000تومان

احمد شاملو

نخستین هفته شعر خوشه (زیباترین شعر نو)

يادنامه نخستين هفته شعر «خوشه» (زيباترين شعر نو) را احمد شاملو تهیه و تنظیم کرده بود.
در مقدمه‌ کتاب که از خبرها و مقاله‌هاي نوشته‌شده توسط رضا براهني، جواد مجابي، صادق هاتفي و كوروش مهربان در روزنامه‌هاي اطلاعات و كيهان به‌تاريخ مهرماه سال 1347 درباره شب‌هاي شعر خوشه استفاده شده، آمده است: شب‌هاي شعر خوشه توانست راه‌گشاي آينده‌اي سالم‌تر در شعر معاصر باشد؛ چراكه شاعر در برخورد مستقيم خويش با مردم، ارزش‌هاي خود را بازشناخت يا برعكس، از محدوديت و فردگرايي خويش آگاه شد…
شب‌هاي هفته شعر خوشه از 24 تا 28 شهريور سال 1347 به‌مدت چهار شب در باشگاه شهرداري تهران برگزار شد.
هم‌زمان با برگزاري اين شب شعر، نمايشنامه «‌چشم به‌راه گودو» نوشته ساموئل بكت به كارگرداني داوود رشيدي و با بازي او، پرويز كاردان، پرويز صياد و سيروس افخمي به‌اجرا درآمد. منصوره حسيني و اردشير محصص نيز در طول برگزاري اين شب شعر نمايشگاهي از آثار نقاشي و كاريكاتور خود را براي تماشا گذاشته بودند.
در اين كتاب، پس از آمدن دو شعر از نيما يوشيج و فروغ فرخزاد، نام‌هاي 115 شاعر به‌همراه شعرهايي كه در اين شب شعر توسط آن‌ها خوانده شده، آمده است

توضیحات

گزیده ای از کتاب خوشه

مقدمه

 این یادنامه‌یى است از کارى چشمگیر، چیزى که «در تاریخ شعر فارسى به عنوان بزرگ‌ترین حادثه»[1]  تلقى شد، کارى سخت بزرگ و تکان‌دهنده که

روزنامه‌ها و مجلات از ستایش آن هیچ فرونگذاشتند.

«اطلاعات» زیر عنوان :

شاعران دوشادوش به میدان رفتند

 در این‌باره چنین نوشت :

و ابتدا قرار بود چند شاعر که کار شعرى خود را در صفحات شعرى خوشه شروع و یا متمرکز کرده بودند، در این شب‌ها براى مردم شعر بخوانند. اما بعد، با تبادل نظر و مشورت‌هاى بسیار، لیست مفصلى از شاعران تهیه شد که در عمل چندتن دیگر بدان افزوده شد. همعصران نیما، جوان‌ترها، موج نوى‌ها و شاعران شهرستانى (نه از روى دسته‌بندى، بلکه) با کمال راحتى دوشادوش یکدیگر در شب‌هاى شعر شرکت جستند و بى آن که انحصار و امتیازى براى کسى مقرر شود، هر شاعر براى دوستاران شعر خویش کارهایى عرضه کرد و شگفت این که کسى جاى کسى را تنگ نمى‌کرد… براى اولین‌بار (نوعى) نظم طبقاتى (در شعر) درهم ریخت؛ که این خود از شگفتى‌هاى روزگار، بل تاریخ ادبیات است. این‌کار اگرچه فوائد دموکراسى را متذکر بود، این نتیجه خود را با خود داشت که ملوک‌الطوایفى شعر معاصر حصارهاى کاغذین خود را بى‌بنیاد دید…»[2]

«کیهان» در همین‌باره نوشت :

«شب‌هاى شعر خوشه… توانست راهگشاى آینده‌یى سالم‌تر در شعرها معاصر باشد. چرا که شاعر در برخورد مستقیم خویش با مردم،
ارزش‌هاى خود را بازشناخت و یا برعکس، از محدودیت و فردگرایى خویش آگاه شد…»
[3]

در همین شماره‌ى کیهان چنین مى‌خوانیم :

«گروه عظیم تماشاگران مشتاق که در این شب‌ها توانستند خود را به این جمع صمیمى و باشکوه برسانند، خاطره آن را فراموش نخواهند کرد.»[4]

و بدین‌گونه شب‌هاى درخشان هفته شعر خوشه، از 24 تا 28 شهریور ماه امسال، در باشگاه شهردارى تهران، در هاله‌یى از شور و اشتیاق گذشت.

همچنان که کورش مهربان در مقاله خود نوشته است :

«در شب‌هاى شعر خوشه بودند شاعران جوانى که جز چند شعر، و چند ماه شاعرى گامى در این راه نپیموده‌اند. اما به آن‌ها امکان داده شد که در کنار سالکان دیرپاى این طریق، از پشت همان بلندگو، صداى خویش را به گوش برسانند.»

 نقل این قول، توجیه چاپ مقادیرى از مایحتوى این مجموعه است که من خود ــ به عنوان گردآورنده ــ بدان‌ها معتقد نیستم و اگر نام «یادنامه» عذرخواه نمى‌شد مى‌بایست آن همه را کنار نهاده باشم.

اما جاى آن است که هم در این وجیزه از نکته‌یى مهم به اشاره‌یى کوتاه بگذرم.

صادق هاتفى در یادداشت خویش نوشته است :

«شعر (شاعرانى) که یارى از ایده‌ها و موقعیت‌هاى محیطى داشت… مردم را برانگیخت تا با تشویقى سالم به تثبیت و تأیید شعر مسؤول برخیزند…»

 شک نیست که این، سختى مقبول است اگر «شعار» و «شعر خطابى» را با یکدیگر اشتباه نکرده باشیم. اما متأسفانه نویسنده در تفکیک این دو به خطا رفته است. و هم در این مورد است که رضا براهنى در مجله فردوسى مى‌نویسد :

«شعار، شعر نیست و فقط شعار است، به دلیل این که اگر شعار شعر بود، هر کسى که مرده‌باد یا زنده‌بادى به حق مى‌گفت، ممکن بود شاعر خوانده شود و ما به خوبى مى‌دانیم که ده‌ها زنده‌بادگو و مرده‌بادگو، پس از دادن شعار، به کلى فراموش شده‌اند. هنر، گفتن نیست، نشان دادن است. و شعار، نشان نمى‌دهد، بلکه مى‌گوید. و به همین دلیل، شعار، هنر نیست. حتى اگر کسى بلند شود و بگوید «زنده‌باد آزادى» باز هم شعر نگفته است و فقط شعار داده است و آن هم براى تحریک آنى اذهان مردم شعار داده است. تأثیر شعر ثبات و دوام دارد، موقعیت‌ها را ارائه مى‌دهد و تصویر مى‌کند. و اگر موقعیت‌ها اجتماعى باشند ــ که نمى‌توانند نباشند ــ موقعیت‌هاى اجتماعى را ارائه مى‌دهد و تصویر مى‌کند. شعار نوعى ژورنالیسم است و مثل ژورنالیسم به دنبال تأثیر آنى مى‌گردد؛ شعر به دنبال تأثیرى مى‌گردد که اگر آنى هم باشد، بعدها ویژگى‌هاى پایدار خود را برملا کند. هیجانى که در شنونده از شعر ایجاد مى‌شود، با هیجانى که از شنیدن اشعار ایجاد مى‌شود، یکى نیست. هیجان هنرى زودگذر نیست، هیجان شعار گذراست و کسى که شعار مى‌دهد و فقط با شعار مردم را به کف زدن مجبور مى‌کند شاعر نیست. بلکه فقط شعاردهنده است.

شعر اجتماعى، رسوخ در اعماق اجتماع از طریق تصویر و ریتم و تحرک دینامیک کلام است، در عصر و شب، شاعر از اجتماع تصویرى تمثیلى مى‌دهد و موقعیت‌ها را طورى از طریق زبانى مجازى برملا مى‌کند که خواننده و یا شنونده با یک شم هنرى، مى‌تواند در پشت سر سمبول‌ها و تصاویر، شخصیت‌ها و عناصر سازنده و یا نابودکننده اجتماعى را تشخیص دهد و در واقع در عین‌حال که از ارائه بى‌نظیر تمثیل‌ها و استعارات و ریتم‌ها از شعر لذت مى‌برد، در پشت سر آن‌ها به یک حقیقت برتر از خود شعر دست یابد. مرغ آمین نیما، یکى از بهترین نمونه‌هاى این نوع برداشت اجتماعى بود و به همین دلیل پس از تجزیه و تحلیل در نخستین شب شعرخوانى ناشى از شعار به وجود آید، مردم چهره خود و چهره آرزوهاى خود را در شعر نیما به روشنى دیدند و به موقعیت خود پى بردند. این تفکیک را از این نظر کردم که شعارهاى داده شده در یکى از این شب‌ها به حساب شعر گذاشته نشود و خواننده یا شنونده بداند که شعار تا موقعى که به سطح هنرى نرسیده است، فقط شعار است و به شعر ربطى ندارد و اگر یکى از شعاردهندگان مقبولیت عام یافت، این امر دلیل قبول شعرى نمى‌تواند بود و بهتر بود در جاى دیگر شعار مى‌داد، چرا که آن شب‌ها اسم و رسمى داشت تحت‌عنوان شب‌هاى شعرخوانى و توفیقش هم به دلیل توجه مردم به شعر اصیل امروز فارسى بود.»

نمى‌توان شب‌هاى بزرگ هفته شعر خوشه را به یاد آورد بى‌آن‌که خاطره توفیق عظیم داوود رشیدى ــ کارگردان آگاه تآتر ــ در اجراى نمایشنامه «چشم به راه گودو» (اثر ساموئل بکت) در ذهن ما تجدید شود. بازى درخشانى که با همکارى او و پرویز
کاردان و پرویز صیاد و سیروس افخمى، موفقیتى بیش از اندازه داشت.

نیز از منصوره حسینى و اردشیر محصص که گوشه‌یى از باغچه باشگاه را، فروتنانه، به نمایشگاهى از نقاشى و کاریکاتورهاى خویش تبدیل کرده بودند.

گروهى از شاعران، علیرغم اشتیاق خود، به دلایل گوناگون به شرکت در شب‌هاى شعر خوشه توفیق نیافتند.

از این عده، براى آن‌ها که آثارشان در خوشه ارائه مى‌شود، فصل مجزایى به آخر یادنامه افزوده‌ایم. لیکن در آخر کار چاپ کتاب با کمال تأسف دریافتیم که نام و اشعار تنى چند از بهترین و پرکارترین شاعران در متن نیامده است. خود ناگفته پیداست که به هیچ‌روى قصدى در این کار نبوده است و به ناچار جز اظهار تأسف از این پیشامد کارى نمى‌توانیم کرد، مگر آنکه اگر چاپ دیگرى از این یادنامه لازم آید این نقیصه برطرف شود.

اما تنى چند با همه پافشارى ما نخواستند در برابر مردم آشکار شوند. معذوریم که براى آنان فصل خاصى در نظر نگرفتیم.

[1] . دکتر رضا براهنى، مجله فردوسى. اول مهرماه 47.

[2] . جواد مجابى، اطلاعات. سه‌شنبه ششم مهرماه 47.

[3] . صادق هاتفى، کیهان، دوشنبه اول مهرماه 47.

[4] . کورش مهربان، کیهان. ششم مهرماه 47.

اطلاعات بیشتر

وزن 710 g
ابعاد 21 × 14 cm
وزن

710

پدیدآورندگان

نوع جلد

نوبت چاپ

قطع

تعداد صفحه

653

سال چاپ

موضوع

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خوشه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.