(021) 66480377-66975711

دیوان هاتف اصفهانی

17,500تومان

احمد هاتف اصفهانی

دیوان هاتف اصفهانی با مقابله نسخه تصحیح شده وحید دستگردی و نسخ خطی و چاپی دیگر با شرح احوال هاتف از عباس اقبال آشتیانی.

سید احمد حسینی متخلص به هاتف اصفهانی از شعرای نامی ایران در عهد افشاریه و زندیه است. وی اصالتاً از خانواده‌ای آذربایجانی بود ولی در اصفهان بدنیا آمد. سید احمد درکودکی به تحصیل علوم قدیمه و از جمله ادبیات فارسی و عربی، طب، منطق و حکمت پرداخت و گذشته از علم طب که در آن تسلط داشت، به یکی از سرآمدان زبان عربی مبدل گشت و اشعاری به زبان عربی سرود. هاتف در جوانی به سرودن اشعار خود پرداخت و در طول زندگی آرام خود از مدح شاهان و روی آوردن به دربار سلاطین خود داری کرد و بیشتر به مطالعه و حکمت و عرفان‌مشغول بود. وی در سال ۱۱۹۸ درگذشت.
در آخر نیز گزیده اشعار رشحه دختر هاتف نیز آورده شده است.
ای فـدای تـو هم دل و هم جــان وی نثار رهت هـم این و هـم آن
دل فـدای تو چــون تویی دلبر جان نثار تو چون تویی جانـان
دل رهـانـدن ز دست تو مشکـل جـان فشانـدن به پـای تو آسان …
ساقی آتش پرست و آتش دست ریخت در ساغر آتش سوزان

شناسه محصول: 94010 دسته: , برچسب: , , , , , ,

توضیحات

گزیده از دیوان هاتف اصفهانی:

ای فـدای تـو هم دل و هم جــان

وی نثار رهت هـم این و هـم آن

دل فـدای تو چــون تویی دلبر

جان نثار تو چون تویی جانـان

دل رهـانـدن ز دست تو مشکـل

جـان فشانـدن به پـای تو آسان

ساقی آتش پرست و آتش دست

ریخت در ساغر آتش سوزان

در آغاز دیوان هاتف اصفهانی می خوانید:

شرح احوال هاتف از شادروان عباس اقبال آشتیانى

در دوره سلطنت سلاطین صفوى به عللى که اینجا مجال ذکر آنها نیست شعر فارسى بکلى از طراوت و جزالت افتاده و از سیاق کلام فصیح و بلیغ استادان قدیم به شکل عجیبى منحرف گردید. مضامین دلنشین و معانى رنگین که دست استادان سخن آنها را در زیباترین لباسها به جلوه آورده و در کمال رسائى و تمام اندامى بر کرسى قبول خاص و عام نشانده بود متروک و مهجور شد و کسانى که لیاقت ایجاد نظایر آنها را نداشتند حتى از خواندن آنها و تتبع کلام سخنسرایان پیشین نیز خوددارى کردند و گرد خیالبافىها و نازککارىهایى که به سبک هندى مشهور شده و اولین بار بعضى نمونهها از آنها در اشعار خواجه حافظ شیرازى و نزارى قهستانى و شعراى همطبقه ایشان دیده مىشود گردیدند. در عصر صفویه که بین ایران و هندوستان روابط بسیار برقرار بود و شعرا و فضلاى این دو مملکت به سرزمین یکدیگر رفتوآمد فراوان داشتند و سلاطین گورکانى هند نیز از نظم و نثر فارسى تشویق زیاد مىکردند سبک هندى قوت بسیار گرفت و شعراى این عصر و زمان کار دقت در ایجاد مضامین و معانى و استعانت از استعارات و مجازات و تخیلات دور از ذهن و فهم را به جائى کشاندند که اگر چه هنر ایشان در ابداع این معانى و آوردن آنها در قالب نظم از لحاظ سخنسازى و صنعتگرى مورد اعجاب است ولى غالب گفتههاى این طبقه از شعرا حتى آنها که پیش بعضى از کجطبعان جزء شاهبیتهاى نظم فارسى بهشمار مىآید ناپسند و در مقابل میزان ذوق سلیم بىوزن و مقدار و سست و خالى از هرگونه اعتبار است. به طورى که مىتوان گفت بعد از مولانا عبدالرحمن جامى که در سال 898 فوت کرده و آخرین شاعر معتبر و مشهور قبل از دوره صفویه است تا دو قرن بعد شاعر دیگرى که بتواند از جهت سلامت ترکیب کلام و سلاست الفاظ و جزالت مضمون و معنى در تاریخ ادبیات فارسى اسم و رسمى شایان پیدا کند به ظهور نرسیده با آنکه در مدت این دو قرن هم عده گویندگان لاتعد و لاتحصى و هم مقدار شعرى که از ایشان باقى است بسیار است. یک نظر به تذکره تقىالدین یا تذکرههاى دیگر که در اواخر عهد صفویه ترتیب داده شده، هم فراوانى عدد این شعرا را که اکثر ایشان در زمره مجهولان ماندهاند و هم کثرت اشعار و رکاکت سخن غالب ایشان را مىرساند. شاعرى از شعراى این دوره که شاید تاکنون کسى اسم او را نشنیده و لااقل نام او را قابل سپردن به ذهن ندانسته است به نام «غواصى یزدى» است روزى پانصد بیت شعر مىگفته و تا قریب به سن نود کار او همین بوده و چهل سال قبل از فوت خود مى گفته :
ز شعرم آنچه حالا در حساب است هزار و نهصد و پنجه کتاب است
به قول قائم مقام سلسل القول داشته کتابهاى روضهالشهدا و قصصالانبیا و تاریخ طبرى و کلیله و دمنه و ذخیره خوارزمشاهى را به نظم آورده بود و تقىالدین از تمام گفتههاى این شاعر نامراد فقط همین مطلع را قابل ضبط دانسته که مىگوید :
گرنه هر دم ز سر کوى توام اشک برد عاشقىها کنم آنجا که فلک رشک برد
و همین یک بیت معرف مقام این گوینده پرگو مىتواند شد.
میرزا شانى، از گویندگان عصر شاه عباس بزرگ به پاداش بیتى که در مدح حضرت امیرالمؤمنین على گفته بود از شاه هموزن خود طلا یافت و آن این است :

اگر دشمن کشد خنجر وگر دوست به طاق ابروى مردانه اوست
مقایسه این بیت با دوبیتىهاى عنصرى و امیرالشعراء معزى که به پاداش آنها از سلطان محمود غزنوى و سلطان سنجر سلجوقى صلهاى درخور یافتند مىرساند که بازار شعرگوئى و شعرشناسى در عصر صفوى تا چه پایه از رونق افتاده بوده است، یکى از آن شعرا زلالى خونسارى در وصف اسب گوید :
ز جستن جستن او سایه در دشت چو زاغ آشیان گم کرده مىگشت
و این شعر را حتى معاصرین او نیز در ایام حیاتش بىمعنى مىدانستند.
سعدى مى گوید :
دلى چون شمع مىباید که بر جانم ببخشاید که جز وى کس نمىبیند که مىسوزد به بالینم
یکى از شعراى عهد صفوى گفته :
ز بسکه مشق به مکتب به لاغرى کرده تنش به کاغذ مسطر کشیده مىماند
استاد فصاحت و بلاغت یعنى شیخ شیراز مىگوید :
حذر کنید ز باران دیده سعدى کهقطره سیلشود چون بهیکدگر پیوست
یکى از شعراى عصر صفویه فایضى ابهرى گوید :
ز مژگان ساختم گلگون چنان روى بیابان را که داغ لاله کردم پرده چشم غزالان را
حالا اگر کسى در مقابل سخنان سراپا لطف و معنى امثال سعدى گفتههاى

سست و دلبره مزن گویندگان عصر صفوى را مىپسندد مختار است، ولى به تصور نگارنده جمهور اهل ذوق از قبول آنها تبرّى دارند و نقاد سلیمالطبع روزگار نیز همچنان که نام و نشان آنها را از میان برده روز به روز بر جلاء و صفاى کلام گویندگانى نظیر سعدى و حافظ مىافزاید و پایه و مقام اینان را سنجیده و به حق در بوته فراموشیشان انداخته است

توضیحات تکمیلی

وزن 250 g
ابعاد 24 × 17 cm
پدیدآورندگان

SKU

94010

نوبت چاپ

شابک

978-964-673-685-6

قطع

تعداد صفحه

245

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

250

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دیوان هاتف اصفهانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This