(021) 66480377-66975711

اخلاق | ارسطو

125,000تومان

ارسطو

تدوین و ترجمه رضا مشايخى

ویژگی مهم این کتاب اینست که مبتنی بر یک سلسله مشاهدات و استدلالاتی از واقعیت های زندگانی است. به کلی عاری از مباحث اولی یا پند و موعظه، بلکه انسانی را که دارای درایت و صاحب قضاوت و نیروی تمیز است در برابر محسوسات زندگانی قرار داده و معتقد است از آنجا که فرد انسان، طالب خیر و خوشی و آرزومند درک سعادت است، لذا راه وصول به هدف فضیلت و کمال که عبارت از سرکوبی شهوات پلید – قناعت به حد اعتدال، جلوگیری از حرص و تجاوز است، خلاصه پیشگیری از همه نوع افراط و تفریط را پیش گرفته و حد میانه ی قرار گرفته بین دو انتها را پیشه ی خود می سازد، تا به مقام والای انسانی نایل شود.

کتاب حاضر، ترجمه‌اي از کتاب معروف «ارسطو» (384ـ321ق.م) با نام «اخلاق» است. «کتاب «اخلاق»: معروف به «اخلاق نيکوماکوس» است و گفته مي‌شود که ارسطو آن را به نام پسر خود «نيکوماکوس» ناميده است. اين کتاب در ده بخش تدوين يافته و با نظرية «سعادت» به اتمام مي‌رسد که مي‌توان آن را فشردة کتاب و کليد آن دانست. «ارسطو» پس از نفي لذّت، ثابت مي‌کند که سعادت حقيقي انسان در اين است که در مشاغل عقلي و مشهودات هوشي صرف شود و اسم آن را حيات تأمّلي مي‌نهد. در نهايت «ارسطو» نتيجه مي‌گيرد که سعادت عبارت از عمل تأمّل است و اينکه مرد دانشمند، تنها فردي است که مي‌داند خوشبخت‌ترين فرد روي زمين است.

توضیحات

گزیده ای از کتاب اخلاق (ارسطو)

کتاب حاضر یعنى اخلاق که معروف به اخلاق نیکوماکوس مى‌باشد و گفته مى‌شود که ارسطو آن رابه اسم پسر خود (نیکوماکوس) نامیده است در ده بخش تدوین یافته و با نظریه «سعادت» به اتمام مى‌رسد که مى‌توان آن را فشرده کتاب و کلید آن محسوب داشت

در آغاز کتاب اخلاق (ارسطو)؛ می خوانیم

فهرست مطالب

زندگى و آثار و اندیشه‌هاى ارسطو       7

گفتارى از مترجم    33

کتاب اول. در خیر و سعادت             41

کتاب دوم. فضیلت             75

کتاب سوم. دنباله فضیلت: شجاعت و اعتدال مزاج          99

کتاب چهارم. سایر فضایل    137

کتاب پنجم. عدالت             175

کتاب ششم. فضایل عقلانى   213

کتاب هفتم. عدم اعتدال و لذت          241

کتاب هشتم. دوستى            281

کتاب نهم. دنباله دوستى       317

کتاب دهم. خوشى و سعادت واقعى     351

ضمیمه نخست بر کتاب اخلاق نیکوماخس     389

قسمت اول. مسئله اخلاق در دنیاى قدیم          391

اخلاق قبل از ظهور حکیمان   392

سقراط، اخلاق عملى، تعلیم فضیلت      397

اخلاق نظرى، مقرون بودن فضیلت با علم و سعادت          398

افلاطون، فضایل، اصولشان ناشى از عقل است و وحدتشان در عدالت           401

غایت خیر و نیکى و عوامل آن، لذت دانش، تقوا و سعادت، کیفر گناه            404

ارسطو، قانون اخلاقى: تقوا و سعادت، فضایل: عدالت و دوستى زندگانى…      408

خصوصیات اخلاقى، پس از ارسطو، اخلاق فردى            417

پیشگامان اپیکور، مکتب سیرنائیک      417

اپیکور، تعریف لذت، لذایذ روح، نظریه راجع‌به امیال، تقوا   419

پیشگامان رواقیان؛ کلبى‌ها، دفاعیه از کوشش و همت؛ پیرون، بى‌اعتنایى مطلق            424

رواقیان؛ طبیعت و اراده، اخلاق فردى، عقل، اخلاق اجتماعى، حقوق طبیعى…              426

تعالیم اپیکور (اپیکوریسم) در رم، لوکرس، مسلک رواقیان در رم…   434

اپیکتت، مارک اورل؛ تسلیم و توکل مذهبى        438

افلاطونیان جدید، اخلاق عرفانى، توجه به خداپرستى، فضایل علمى             440

خصوصیت اخلاق در دنیاى قدیم: مفهوم تکلیف و وظیفه   444

قسمت دوم. مسئله اخلاق در دوران جدید        447

  1. اخلاق در عالم مسیحیت: ایمان، امید، احسان 447
  2. اخلاق در قرون وسطى: وجدان اخلاقى 450

دکارت: اخلاق تجربى (استقرایى): روح و اتحادش با جسم، نشئه روح، علم و حسن نیت           423

مالبرانش، مناسبات تکامل، عشق به انتظام         462

اسپینوزا، ترتب: به مفهوم مطلق نه خیرى وجود دارد و نه شرى، عافیت،…      466

لایبنیتس؛ خیر محض، غریزه اخلاق و عقلانى: طبیعت و فضل الهى، نظریه عشق          473

سیستم‌هاى اخلاقى مبتنى بر انتقاع: «هابس؛ نفع شخصى؛ «هلوتیوس»؛…       478

بنتام؛ حساب اخلاقى: نفع عام             483

اخلاق مبتنى بر احساس: مفهوم اخلاق، غریزه اخلاق آدام اسمیت ــ تمایل طبیعى       486

کانت: اخلاق مبتنى بر اصل تکلیف تبدل صورت قانون به ماده، استقلال اراده   492

«استوارت میل»: کیفیت لذایذ، خودپسندى و نوع‌دوستى    498

«هربرت اسپنسر»: دست تقدیر اخلاق   482

قسمت سوم. مسئله اخلاق در قرن نوزدهم و بیستم         507

فلسفه اولى آلمانى و مسئله اخلاق       509

فلسفه تحققى اوگوست کنت   512

شارل رنوویه و علم اخلاق    517

اخلاق و مفهوم زندگانى: گویو، نیچه، اخلاق عملى (مبتنى بر خود قضایا)       521

فرردریک نیچه       523

مکتب اجتماعى: علم رفتار و کردار      532

جنبه علمى و باطن‌بینى در اخلاق        537

لغات و اصطلاحات              543

زندگى، آثار و اندیشه‌هاى ارسطو

تولد ارسطو در 384 پیش از میلاد بوده است، براساس روایت اپللودور آتنى که باعث نقل آن در منابع مختلف منجمله الفهرست ابن‌الندیم نیز شده است وى 63 سال زندگى کرده و در حدود 321 پیش از میلاد چشم از جهان بسته است.

ارسطو اصلا اهل ایونى (یونان) بوده است، پدرش نیکوماکوس از نسل اسکلپیادس و مادرش پایستاس نیز از همان قوم بوده است. محل تولدش استاگیرا[1]  در ساحل شرقى شبه‌جزیره خلقیدیه که به کالسیدس[2]  شهرت داشت در ضلع تراسیان[3]  از بلاد مقدونیه قرار داشت، در آن دوران این منطقه مستعمره یونان بود، مادر ارسطو نیز از شهر کالسیس[4] مى‌باشد که در اواخر عمر ارسطو در همین شهر گوشه‌گیرى اختیار نمود.

براساس منش ایونى‌ها، ارسطو نیز به کشف حقایق طبیعت علاقمند شد، فلاسفه این ناحیه، نخستین کسانى بودند که پژوهش‌هایى در اطراف طبیعت نمودند، ارسطو نیز از آغاز یک مشاهده‌گر حقایق طبیعت بود.

نیکوماکوس، پدر وى، دوست و پزشک خانوادگى آمینتاس[5]  دوم پدر فیلیپ بود و در قصر شاهى زندگى مى‌کرد، پسر وى با فیلیپ پسر شاه، به علت نزدیکى سن، دوستى پیدا کرده بود که این دوستى تا مرگ فیلیپ نیز ادامه یافت. در باب تربیت ارسطو اطلاعاتى در دست نداریم، تنها مى‌دانیم که پس از درگذشت پدرش، پروگزینوس آتارنى[6]  کفالت او را به‌عهده داشته و این تا هفده سالگى بود که ارسطو به آتن رفت و به آکادمى افلاطون وارد شد. ارسطو هیچگاه محبت پروگزینوس را فراموش نکرد و حتى وصیت کرد که دخترش را به عقد نیکاتور پسر پروگزینوس درآورند.

باید گفت که طبابت شغل خانوادگى آنان بوده و همین در تربیت و فطرت ارسطو تأثیرى نمایان داشته است، علاوه بر این حضور در دربار نیز در صفات ظاهرى او تأثیرى بارز نهاده است.

ارسطو در 367 پیش از میلاد، به آتن آمد که در آن زمان کانون بزرگ علم و دانش یونان بود، در آن دوران از نفوذ سوفسطایى‌ها نیز کاسته شده و جوانان با شور از هر سو رو به آکادمى مى‌آوردند و در اطراف مردى گرد مى‌آمدند که به باور آتنى‌ها از نسل آپولون بود، مردى گوشه‌گزیده و به خدا پیوسته، گویا خدا هم نظر عنایت خود را به او معطوف داشته و دلى پر از گنج و زبانى گهرسنج به او عطا کرده بود.

با حضور ارسطو در آتن، گویا افلاطون در سیسیل بود و ارسطو پیش از ورود به آکادمى به‌احتمال، آموزش خود را نزد ایزوکرات شروع کرده و در 365 پیش از میلاد با بازگشت افلاطون، به آکادمى پیوسته است.

مدت تحصیل ارسطو را در آکادمى حدود بیست سال دانسته‌اند، او تا مرگ استادش افلاطون در 347 پیش از میلاد همواره همراه و ملازم وى بود. افلاطون نیز به این شاگرد خود نظر عنایتى داشته و از او با عناوینى همچون «عاقل»، «بسیارخوان» و گاه «عقل مدرسه» نام برده و ضمن ستایش از کوشش‌هاى وى مى‌گفت: «او لگام به‌کار دارد نه مهمیز». شاید به علت همین برترى نسبت به دیگر شاگردان بوده که عده‌اى را به این باور رسانده که او در برخى مسائل با استادش اختلاف داشته است.

به هر حال گفته مى‌شود که براساس همین اختلافات ارسطو مدرسه را ترک کرده، و مانند کره‌اسبى که بر مادر خود عصیان کند نسبت به استادش گستاخى کرده و افلاطون نیز گویا او را از خود رانده است، حتى آمده است که ارسطو در روزگار زندگى افلاطون مدرسه‌اى مشابه آکادمى گشوده است. البته اینها هیچکدام سندیت تاریخى ندارد و گویا رابطه پرمهر استاد و شاگردى تا مرگ افلاطون بین آن دو برقرار بوده است. ارسطو اگر در

جایى هم حلقه درسى برپا داشته، تحت نظارت و تعالیم آکادمى بوده و در همین کتاب اخلاق نیز گرچه گاه در مقام انتقاد از دیدگاه استادش برمى‌آید، اما ادب را فرو نمى‌نهد.

اختلاف دیدگاه ارسطو با استادش درباره «مُثُل» و «خیر فى ذاته» بوده است و این هم نشان از آزادى فکر ارسطو و نه رودررویى با افلاطون دارد.

در برخى منابع آمده که ارسطو به اشتغالات سیاسى نیز مى‌پرداخته، مثل نمایندگى فیلیپ نزد مردم آتن که این هم با طبع و خلق‌وخوى ارسطو هماهنگ نبوده است.

در دوران حیات ارسطو حکومت‌هاى محلى و کوچک در سراسر یونان برقرار بودند به همین دلیل در اندیشه ارسطو حکومت شاهى عادلانه بر دیگر انواع حکومت‌ها برترى داشت. البته این به این مفهوم نیست که ارسطو از دخالت در سیاست خود را برکنار مى‌دانسته، سیاست به منزله تدبیر امور مردم و تمشیت درست خواست‌هاى عموم مورد نظر فیلسوف بوده و به همین علت سلوک برحسب عقل و وجدان را بر حاکمان واجب مى‌دانسته است. به این بینه افسانه یا حقیقت شاگردى اسکندر نزد ارسطو و یا آموزش اسکندر براى پیشبرد امر حکومت از چنین زاویه‌اى قابل تحلیل و بررسى است.

دوره زندگى علمى ارسطو را مى‌توان به سه بخش تقسیم کرد، نخست دوره کارهاى فلسفى او در  مکتب افلاطون که از 17 سالگى تا سى و هفت سالگى یعنى تا 347 پیش از میلاد دوام داشته است، دوم دوره زندگى او در اسوس[7]  در برابر جزیره لیسپوس[8]  و هم در مقدونیه در پیلا[9]  قرار گرفته که این دوره هم دوازده سال یعنى تا چهل و نه سالگى ارسطو در سال 335 پیش از میلاد ادامه یافته است، این دوران با به سلطنت رسیدن اسکندر خاتمه مى‌یابد. دوره آخر یا سوم که از 335 تا 322 پیش از میلاد یعنى از چهل و نه سالگى تا 62 سالگى او تداوم مى‌یابد، این دوران با حیات فلسفى و در آتن به‌عنوان رئیس مکتب مشائیان و بالاخره با مرگ او در کالیسیس[10]  توأم است.

شاید مهمترین دوران زندگى ارسطو همان زمانى است که در آکادمى نزد استادش افلاطون 61 ساله به کسب معرفت مى‌پرداخت. این دورانى است که آکادمى از تفکر سقراط فاصله گرفته و به سمت «مُثُل» و تقسیمات فرعى آن گرایش یافته بود.

در آکادمى و در همین دوران افکار مابعدالطبیعه و گرایش به منطق در ارسطو پیدا شد. در آن محیط البته به ریاضى به‌ویژه هندسه و هیأت توجه جدى مى‌شد، قوانین افلاطون و دانش طب هم مورد توجه بود که ارسطو از همه آنها بهره مى‌برد، دیدگاه ارسطو در باب «حکومت مثالى»[11]  در کتاب سیاست وى به‌روشنى دیده مى‌شود.

ارسطو چندان پاى‌بند کسب ریاضیات نبود، اما علاقه‌اى وافر به علوم طبیعى از خود بروز مى‌داد. گرایش افلاطون به «مُثُل» بنایى طبیعى را بر شالوده اشکال هندسى و قانون مجرد اعداد[12]  نهاد، اما علاقه ارسطو در دسته‌بندى «اجناس» و «انواع» او را به‌سوى دنیاى طبیعى اعضاء کشانید. علیرغم همه اینها ارسطو تا پایان حیات افلاطون در حلقه درس او ماند و جز محبت و علاقه بین استاد و شاگرد نبود.

پ[1] . Stagira

[2] . Chalcidice

[3] . Thracian

[4] . Chalcis

[5] . Amyntas

[6] . Proxenus of Atarnevs

[7] . Assus

[8] . Lesbos

[9] . Pella

[10] . Chalicis

[11] . ideal state

[12] . Numbers

سایت انتشارات نگاه

اینستاگرام نگاه

اطلاعات بیشتر

وزن 909 g
ابعاد 24 × 17 cm
وزن

909

پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

94507

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-711-3

قطع

تعداد صفحه

552

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “اخلاق | ارسطو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.