(021) 66480377-66975711

فریدون توللی ( شعر زمان ما ۱۸ )

35,000تومان

فریدون توللی

فیض شریفی

… بى‌هيچ ترديدى مجموعه‌ى بى‌نظير و پنج جلدى «شعر زمان ما» كه تفسير و تحليل گزيده شعرهاى پنج شاعر بزرگ معاصر: نيما، اخوان، شاملو، سپهرى و فروغ را شامل مى‌شود و طى ساليانى طولانى از سوى زنده‌ياد «محمد حقوقى» شاعر و محقّق فروتن فراهم آمده بود، گنجينه‌اى گرانبهاست از شعر روزگار ما كه انتشار آن با تلاش انتشارات نگاه ميسّر شد و جامعه‌ى ادبى اعم از روشنفكران و دانشجويان و ديگر اهالى فرهنگ از آن استقبال شايانى كردند و تجديد طبع چندباره‌ى هركدام از مجلّدات آن، گواه بارز اين ادعاست. دريغا در هشتم تيرماه 1388 محمد حقوقى، ملك اين جهانى وانهاد و به مصداق «اى بسا آرزو كه خاك شده»، كار تدوين مجلّدات بعدى شعر زمان ما، نافرجام ماند.آنچه اينك برابر خواننده است دوره‌اى جديد از اين مجموعه است كه به‌واقع حاصل تلاش و تتبّع محقق و اديب معاصر «فيض شريفى» است كه به روايت ايشان زنده‌نام «حقوقى» شش ماه پيش از فرونهادن قلم، دوام و پيگيرى و تأليف ساير مجلدات را بدو سپرده بود. در دوره‌ى جديد، فراهم‌آورنده سروده‌هاى «سيمين بهبهانى»، «نادر نادرپور»، «سياوش كسرايى»، «نصرت رحمانى»، «منوچهر آتشى»، «سيد على صالح »«يدالله رويايى»، «فريدون مشيرى»، «شمس لنگرودى»، «حميد مصدق» و «حسين منزوى» را مطمح نظر قرار داده و بى‌آنكه صرفآ قصد تقليد از شيوه‌ى كار زنده‌ياد حقوقى را داشته باشد با روش و ديدى علمى و مدرن، با واكاوى و جستجوى برگ‌هاى ادبيات معاصر، ضمن تحليل و نقد اشعار هر شاعر، به‌گزينى از سروده‌هاى اثرگذار شاعران مورد بحث را نيز عرضه كرده است…

انتشارات نگاه» مفتخر است در آغاز دهه‌ى پنجم فعاليت‌هاى فرهنگى‌اش، در كنار چاپ آثار بزرگان ادب معاصر ايران، بار فرونهاده‌ى زنده‌ياد محمد حقوقى را دگربار بر دوش گرفته و با چاپ ديگر مجلدات آن كه به سعى «فيض شريفى» فراهم آمده، اين بار را به سرمنزل مقصود برساند. به‌يقين اين مجموعه همراه با تجديد طبع مجلدات پيشين، چنانكه گفته آمد مجموعه‌ى «شعر زمان ما» را به گنجينه‌اى بى‌بديل بدل خواهد كرد كه هيچ آشنا به شعرى از آن بى‌نياز نخواهد بود…

در انتهاى كلام، يادى ديگر از «محمد حقوقى» اين استاد فرهيخته و شعرشناس شاخص داشته باشيم كه به‌قول سهراب سپهرى در شعر «دوست

«بزرگ بود

و از اهالى امروز بود

و با تمام افق‌هاى باز نسبت داشت…»

عليرضا رئيس‌دانايى

 

توضیحات

در آغاز کتاب فریدون توللی ( شعر زمان ما ۱۸ ) می خوانیم :

 

فهرست مطالب

 سخن ناشر             ۹

بیوگرافى (زندگى‌نامه‌ى فریدون توللى)   ۱۱

فریدون توللى از نگره‌ى زمانى و دوره‌هاى تاریخى و ادبى    ۱۴

رومانتى‌سیسم ایرانى و اروپایى و تأثیرپذیرى و تأثیرگذارى‌هاى فریدون توللى     ۱۸

ساختار زبان و تطور زبان رومانتیک‌گونه‌ى اشعار توللى        ۲۴

شاخصه‌هاى زبانى ۲۵ ـ سازه‌ها: ۲۶- واژه‌ها: ۲۶ ـ تکرار و اطناب: ۲۷ ـ صفات : ۲۷ ـ ترکیبات تصویرى: ۲۷ ـ موتیف‌ها یا (بن‌مایه‌ها): ۲۸ ـ کارکردهاى دوگانه‌ى ایماژ در شعرهاى فریدون توللى:  ۲۸

فصلِ گذارِ قوالب و تجدّد در شعر معاصر ایران     ۳۲

چکیده‌اى از شاخصه‌ها، ویژگى‌ها و سبک و مایگان در اشعار فریدون توللى       ۴۰

«محتوا یا مایگان»: رومانتى‌سیسم سانتى‌مانتال و ساده: ۴۰ ـ مایگان : رومانتى‌سیسم پلید و تاریک: ۴۲ ـ ترکیبات خوش‌آهنگ جدید: ۴۵ ـ زبان و توازى‌هاى نحوى، موتیف‌ها، از رهگذر مشابهت‌هاى نحوى: ۴۵ ـ دیدگاه ضداستعمارى و استثمارى فریدون توللى:  ۴۷

جوانب موسیقایى و اوزان عروضى اشعار فریدون توللى       ۵۰

۱ـ التفاصیل (۱۳۲۴) و کاروان (۱۳۳۱)   ۵۸

نثر مصنوع و متکلف ۵۹ ـ نثر مُرسل (یا ساده) و بین‌بین، مثل نثر قابوس‌نامه و تاریخ بیهقى: ۶۰ ـ «طنز و هزل در اروپا و ایران»  ۶۳

 

2ـ چگونگى بیان و قرینه‌ها و ساختار مکانیکى شعرهاى فریدون توللى

در دفتر شعر رها (۱۳۲۹)               ۶۷

ترکیبات تصویرى دفتر شاعر در دفتر شعر رها (تهران ۱۳۲۹) به اختصار: ۶۸ ـ اضافه‌هاى تشبیهى: ۶۸ ـ اضافه‌هاى استعارى: ۶۸ ـ ترکیب‌هاى تصویرى وصفى:  ۶۹

نافه (تهران، ۱۳۳۹)   ۷۱

پویه (شیراز، ۱۳۴۴)              ۷۶

شگرف (تهران، ۱۳۵۳)          ۸۰

بازگشت (شیراز ۱۳۶۹)         ۸۵

دفتر شعرِ کابوس     ۸۹

نقطه. شعر              ۹۶

فهرست منابع و مآخذ            ۱۱۲

دفترهاى شعر التفاصیل و کاروان           ۱۱۴

سیاست‌الملوک        ۱۱۶

فلاخن      ۱۱۸

کابینه        ۱۲۲

خواجه…   ۱۲۵

وافور        ۱۲۸

خان         ۱۳۱

از تذکره‌السفهاء       ۱۳۴

اسکناس    ۱۳۷

درویشى    ۱۳۹

اختلاس    ۱۴۲

کافه         ۱۴۴

مفتضح‌الملک          ۱۴۶

منورالدین!              ۱۴۸

 

قرطاس     ۱۵۱

مضرات نکاح!         ۱۵۳

زالو          ۱۵۶

کتاب کاروان           ۱۵۹

به شیوه التفاصیل      ۱۵۹

ذیمقراط    ۱۶۰

کاروان      ۱۶۷

خلع         ۱۷۱

 

رها          ۱۷۷

قصیده ۱۷۹ ـ پشیمانى ۱۸۶ ـ فرداى انقلاب ۱۸۸ ـ مریم ۱۹۲ ـ عشق رمیده ۱۹۴ ـ مهتاب ۱۹۶ ـ سایه‌هاى شب ۱۹۸ ـ باستانشناس ۲۰۳ ـ اندوه شامگاه ۲۰۵ ـ ناآشناپرست ۲۰۸ ـ شعله کبود ۲۱۰ ـ کارون ۲۱۳ ـ پندارها ۲۱۶ ـ هوسناک ۲۱۸ ـ پیشواز مرگ  ۲۲۰

 

دفتر شعر نافه         ۲۲۳

دیوِ درون ۲۲۵ ـ گرفتار ۲۲۹ ـ ملعون ۲۳۱ ـ سرنوشت ۲۳۳ ـ سایه‌ها ۲۳۵ ـ بوسه مار ۲۳۷ ـ عید ۲۳۹ ـ بُن‌بست ۲۴۱ ـ یار دیرینه ۲۴۳ ـ هنرمند ۲۴۴ ـ جادو ۲۴۶ ـ شِکوِه ۲۴۸ ـ کاخِ گمان ۲۵۰ ـ شرمسار ۲۵۲ ـ مرگ  ۲۵۴

 

دفتر شعر پویه         ۲۵۹

پائیز ۲۶۱ ـ جوانه ۲۶۲ ـ پاکوبى ۲۶۵ ـ عمرِ ما ۲۶۷ ـ عزیزا ۲۷۰ ـ همسرم مهین  ۲۷۱

 

دفتر شعر شگرف     ۲۷۵

غمِ پاییز ۲۷۷ ـ گُلبن ۲۸۰ ـ کرشمه بهار ۲۸۲ ـ دل قمرى‌ها… نى چوپان‌ها ۲۸۷ ـ
زمستان ۲۸۹ ـ کوهِ درد ۲۹۲ ـ آوازِ قوها… ۲۹۴ـ رنگین بهار ۲۹۷ ـ غبار کهکشان ۳۰۰ ـ خزان ۳۰۳ ـ ترازوىِ سیمین! ۳۰۵ ـ هراس ۳۰۷ ـ فلاخن! ۳۱۱ ـ بامدادِ بهار ۳۱۴ ـ بر این درِ نگشوده… ۳۱۶ ـ بعدِ پنجاه سال رنج و شکنج… ۳۱۸ ـ اى مرگِ دلاویز ۳۲۱ ـ شکوفه نارنج  ۳۲۳

 

دفتر شعرِ بازگشت   ۳۲۹

اندرز سوختگان ۳۳۱ ـ شرط و اگر… ۳۳۴ ـ شکنج مسیح! ۳۳۶ ـ سر به درگاهت نسایم… ۳۳۹ ـ جستم و نعره بر زدم! ۳۴۱ ـ گل و عشق… ۳۴۳ ـ اوج درد! ۳۴۷ ـ ناودان ۳۴۹ ـ شبگیر! ۳۵۲ ـ پاسخى بر شکوه دوست… ۳۵۴ ـ شکفته بهار!  ۳۵۶

 

دفتر شعر کابوس (۱۳۸۶)       ۳۵۹

کینه‌ها ۳۶۱ ـ تا آخرین نفس! ۳۶۲ ـ محکمه ۳۶۵ ـ کابوس! ۳۶۹ ـ طبلى در گلیم! ۳۷۲ ـ چرخشت ستم! ۳۷۶ ـ سازِ خوشِ عِبادى ۳۷۸ ـ نوازش!  ۳۸۰

 

سخن ناشر

 «من مرگ را سرودى کردم

سرسبزتر ز بیشه…»

ا. بامداد

  … بى‌هیچ تردیدى مجموعه‌ى بى‌نظیر و پنج جلدى «شعر زمان ما» که تفسیر و تحلیلِ گزیده شعرهاى پنج شاعر بزرگ معاصر: نیما، اخوان، شاملو، سپهرى و فروغ را شامل مى‌شود و طى سالیانى طولانى از سوى زنده‌یاد «محمد حقوقى» شاعر و محقّق فروتن فراهم آمده بود، گنجینه‌اى گرانبهاست از شعر روزگار ما که انتشار آن با تلاش انتشارات نگاه میسّر شد و جامعه‌ى ادبى اعم از روشنفکران و دانشجویان و دیگر اهالى فرهنگور از آن استقبال شایانى کردند و تجدید طبع چندباره‌ى هرکدام از مجلّدات آن، گواه بارز این ادعاست. دریغا در هشتم تیرماه ۱۳۸۸ محمد حقوقى، ملک این جهانى وانهاد و به مصداق «اى بسا آرزو که خاک شده»، کار تدوین مجلّدات بعدى شعر زمان ما، نافرجام ماند.

آنچه اینک برابر خواننده است دوره‌اى جدید از این مجموعه است که به‌واقع حاصل تلاش و تتبّع محقق و ادیب معاصر «فیض شریفى» است که به روایت ایشان زنده‌نام «حقوقى» شش ماه پیش از فرونهادن قلم، دوام و پیگیرى و تألیف سایر مجلدات را بدو سپرده بود.

در دوره‌ى جدید، فراهم‌آورنده سروده‌هاى «سیمین بهبهانى»، «نادر نادرپور»، «سیاوش کسرایى»، «نصرت رحمانى»، «منوچهر آتشى»، «سید على صالحى»،
«یدالله رویایى»، «فریدون مشیرى»، «شمس لنگرودى»، «حمید مصدق» و «حسین منزوى» را مطمح نظر قرار داده و بى‌آنکه صرفآ قصد تقلید از شیوه‌ى کار زنده‌یاد حقوقى را داشته باشد با روش و دیدى علمى و مدرن، با واکاوى و جستجوى برگ‌هاى ادبیات معاصر، ضمن تحلیل و نقد اشعار هر شاعر، به‌گزینى هم از سروده‌هاى اثرگذار شاعران مورد بحث را نیز عرضه کرده است…

«انتشارات نگاه» مفتخر است در آغاز دهه‌ى پنجم فعالیت‌هاى فرهنگى‌اش، در کنار چاپ آثار بزرگان ادب معاصر ایران، بار فرونهاده‌ى زنده‌یاد محمد حقوقى را دگربار بر دوش گرفته و با چاپ دیگر مجلدات آن که به سعى «فیض شریفى» فراهم آمده، این بار را به سرمنزل مقصود برساند. به‌یقین این مجموعه همراه با تجدید طبع مجلدات پیشین، چنانکه گفته آمد مجموعه‌ى «شعر زمان ما» را به گنجینه‌اى بى‌بدیل بدل خواهد کرد که هیچ آشنا به شعرى از آن بى‌نیاز نخواهد بود…

در خاتمه‌ى کلام، یادى دیگر از «محمد حقوقى» این استاد فرهیخته و شعرشناس شاخص داشته باشیم که به‌قول سهراب سپهرى در شعر «دوست» :

«بزرگ بود

و از اهالى امروز بود

و با تمام افق‌هاى باز نسبت داشت…»

مؤسسه انتشارات نگاه

                علیرضا رئیس‌دانایى

  

بیوگرافى (زندگى‌نامه‌ى فریدون توللى)

 فریدون توللى فرزند حاج جلال خان، در شیراز ۱۲۹۸ به‌دنیا آمد. دوران ابتدایى را در دبستان نمازى و متوسطه را در دبیرستان سلطانى (ملاصدرا) گذراند. فریدون شش خواهر و برادر از نامادرى و سه خواهر تنى داشت. او در دوران دانش‌آموزى روحیه‌اى شوریده، حساس و شاعرانه داشت و در جلسات شعرخوانى که غالبآ مهدى حمیدى، رسول پرویزى، مهدى پرهام و… حضور داشتند، شرکت مى‌کرد. فریدون بعد از پایان دوران متوسطه براى ادامه‌ى تحصیل به تهران رفت و در دانشکده‌ى ادبیات در رشته‌ى باستان‌شناسى مشغول تحصیل شد. و پس از اخذ کارشناسى در ۱۳۲۵ به شیراز آمد.

توللى در ۱۳۲۲ با خانم مهین توللى که نامادرى فریدون دخترعموى او بود ازدواج مى‌کند. ماحصل این ازدواج سه دختر است به نام‌هاى نیما، فریبا و رها.

پس از اخذ کارشناسى در ۱۳۲۵ به شیراز مى‌آید و در امور باستان‌شناسى اداره‌ى فرهنگ فارس استخدام مى‌شود. وقایع سوم شهریورماه ۱۳۲۵ و اشغال ایران از سوى متفقین، اوضاع کشور و من‌جمله فارس را آشفته کرد، ولى قدرت و هیبت حکومت مرکزى را فرو ریخت. قلم‌ها و زبان‌ها آزاد شد و روزنامه‌هاى توقیف شده دوباره منتشر شدند. توللى در روزنامه‌ى فروردین قطعاتى به نام التفاصیل به سبک مرزبان‌نامه‌ى سعد وراوینى در پوسته‌ى طنز و لیچار و هجو نوشت. شاعر در این اثر بیشتر نیشِ قلم خود را بر معضلات اجتماعى و سیاسى آن عصر فرو مى‌کرد که مورد توجه مردم قرار مى‌گرفت. او همچنین در سال  ۱۳۲۲ در روزنامه‌ى اقیانوس به مدیریت مهدى حمیدى، شاعر نامدار و معلم دوران
دبیرستان توللى، قطعات التفاصیل را در ستونى به نام فوائدالادب و مقالات جدى دیگر به چاپ مى‌رساند. در همین سال توللى دامنه‌ى مبارزات قلمى‌اش را گسترش داده و نوشته‌هاى طنزآمیز خود را با عنوان لطائف‌التحف در روزنامه‌ى خورشید ایرانِ تهران به چاپ رساند.

این نوع نوشتار، باعث خشم معاون استاندارى فارس شد ولى قبل از آن‌که توللى دستگیر یا تبعید شود به تهران مى‌گریزد. او قطعه‌ى «خواجه» در التفاصیل را به یاد آن روزگاران نگاشته است. توللى در سال ۱۳۲۴ مجموعه التفاصیل را با ۷۶ قطعه با مقدمه‌هایى از بهار، ابطحى و جعفر پیشه‌ورى چاپ و منتشر کرد. چاپ قطعه‌ى «ذیمقراط» در روزنامه‌ى ایرانِ حزب توده که در آن به قوام‌السلطنه، نخست‌وزیر وقت و به حزب دموکرات حمله کرده بود. توللى را به شهرت بسیار رسانید. بعدآ توللى در قطعه‌ى «گلبانگ بند» علت انشعاب و کناره‌گیرى خود را از حزب توده بیان کرد: «المنه‌اله که از این شعبده جستیم / جستیم و ز هم رشته‌ى تزویر گسستیم».

این در حالى بود که او بخشى از قطعات خود را تحت عنوان بردگان سرخ در کتاب کاروان به نفع حزب توده درج کرده بود. توللى در اواخر سال ۱۳۲۸ به شیراز منتقل شد و در اداره‌ى کل فرهنگ فارس در امور باستان‌شناسى به کار اشتغال ورزید و در سال ۱۳۲۹ مجموعه اشعارِ نو قدمایى خود را به نام «رها» منتشر کرد. طبع مبارزه‌جوى توللى تا کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فرو ننشست. توللى در سال ۱۳۳۲ گزینه‌اى از قطعات به سبک التفاصیل را به نام کاروان انتشار داد. در همین سال منزل او غارت شد و به آتش کشیده شد. شاعر به ایل قشقایى پناهنده مى‌شود. تغییر دیدِ او در قطعه «ملعون» شکوفا شده است: «برو اى مرد برو چون سگ آواره بمیر = که حیاتِ تو به جز لعن خداوند نبود».

توللى تا اواخر ۱۳۳۸ در تهران ماند و بار دیگر به شیراز انتقال یافت و تا سال ۱۳۴۴ در سمتِ مدیریتِ کلِ باستان‌شناسىِ فارس روزگار گذراند و مدت‌ها با پروفسور گریشمن فرانسوى، مورخ و باستان‌شناس همکارى کرد. این سال‌ها مترادف با انزواى شدید شاعر بود. توللى در موسیقى مهارت داشت، پیانو و ویولن مى‌زد و مدتى نزد ابوالحسن‌خان صبا تلمذ مى‌کرد. دستاوردِ تسلط او در
موسیقى، غزلیاتى است لطیف و خوش‌آهنگ که وصف‌الحال شاعر را در حالات حُزن و سرور نشان مى‌دهد.

توللى در سال ۱۳۴۱ دفتر شعر «نافه» و در سال ۱۳۴۵ دفتر شعر «پویه» را انتشار داد.  انتقال او به دانشگاه شیراز همراه با اوقات فراغت و سرایش  ۱۶۰ غزل و ۱۳ قصیده بود. که آن‌ها را ظرف سه ماه سروده است. شاعر در سال ۱۳۵۳ مجموعه‌اى از غزلیات و قصاید خود را به نام شگرف (تهران ۱۳۵۳) منتشر مى‌کند و بازگشت (۱۳۶۹) و کابوس (۱۳۸۶) را همسر شاعر، مهین توللى، بر بساط نشر مى‌نشاند.

بن‌مایه‌ها «یا موتیف‌ها»ى این اشعار در این دوران، تنهایى، تاریکى، وحشت، نومیدى، ناکامى، لذّت و شهوت و گناه و از همه مهم‌تر ضربآهنگ مداوم و دلهره‌آور مرگ است که آن‌ها را در قوالب کهن سروده است. فریدون توللى در ۱۳۶۴ به دیار خاموشان پیوست. و در حافظیه به خاک سپرده شد. خودِ شاعر گفته بود مرا در حافظیه خاک نکنید که استخوان‌هاى من زیر بارِ سنگینِ حافظ خُرد مى‌شود :

من از پیش حافظ، نخُسبم به مرگ

هراسم از آن گردن‌افراز نیست

چو این جسم خاکى، فرو شد به خاک

روان بر فلک، جز به پرواز نیست[۱]

 

فریدون توللى از نگره‌ى زمانى و دوره‌هاى تاریخى و ادبى

 معیارهاى متفاوتى که ملاک ارزیابى شاعر قرار مى‌گیرد از دیدگاه خاستگاه‌هاى طبقاتى هنر، «میدان دید جدید»، زمان، مکان و قالب‌هاى شعرى قابل بررسى است.

توللىِ انقلابى، محافظه‌کار که شعرهایش آبشخور بهره‌بردارىِ احزاب و تحولات اجتماعى و سیاسى زمانه‌ى خود شده است، مى‌توان از یک نگره نگریست و توللىِ تغزّلى را از ساحتِ دیگرى مورد ارزیابى قرار داد. «درخشندگى ]شعرِ[ «مریم» در برابر ]شعر[ «شیپور انقلاب» نشان مى‌دهد که توللى، شاعر آن ساحت از فرهنگ ]صناعى[ نیست و اگر اصالتى دارد در شعرهاى شخصى و غنایى اوست. آنچه از میراث شعرى توللى خواهد ماند، شعرهاى لطیف غنایى اوست از قبیل «کارون» در مجموعه‌ى رها و «ملعون» در مجموعه‌ى نافه و همین‌ها بس است براى آن‌که او را در میان انبوه شاعران پنجاه سال اخیر ایران در رده‌هاى صدرنشینان قرار دهد[۲]

به جز نظریات عالمانه‌ى کدکنى در باب اشعار توللى، مى‌توان بر این نظریه مُقِر و مشعِر شد که عمده‌ى شهرت شاعر در دوران جوانى را باید مدیون اشعار تند و تیز سیاسى او دانست که این اشعار در سال ۱۳۸۶ در آخرین مجموعه اشعار او به نام «کابوس» بر بساط کتاب نشست. توللى چند دوره‌ى شعرى دارد. او مدتى متأثّر از نیما و در صفِ مدافعان او قرار داشت. ولى به‌زودى عطاى نیما را به لقایش بخشید و به شعر نوقدمایى و کلاسیک پیوست.

نیما مى‌نویسد: «امروز هم براى شکستن من عملیّاتى هست… این‌ها جمعیّت خانلرى‌ها هستند که صورتگر و توللى (بچه شاعرى که بعد با من بد شد) در آن دخالت دارند.

همه شلوغ مى‌کنند. چپى‌ها معیوب و بى‌لیاقت بودند، راستى‌ها عنود و کینه‌ور هستند و همه براى جاى و مقام و پول است که سیاست آن را مى‌گردانند… من باطنآ از هیچ‌کس راضى نیستم. علم و هنر امروز بازیچه‌ى دستِ جاه‌طلبى است که سیاستمداران در آن انگشت مى‌دوانند… جوان‌هاىِ ساده‌لوح دیگر را مثل (نادرپور و توللى)… هر کدام یکى از مدل‌هاى مرا (که بین قدیم و جدید است) سرمشق کار خود قرار داد. عنوان مى‌دهند که به شعر من صورت کامل حسابى را داده‌اند، یعنى به دور انداخته‌هاى مرا وسیله‌ى پیشرفت کار دنیایى‌شان قرار مى‌دهند. طرز کار را نمى‌بینند و نمى‌دانند براى چه اوزان را شکسته‌ام، براى تفنن نبوده است براى متابعت به طرزِ موزیکِ کلامِ طبیعى بوده است… از گوشت و پوست من تغذیه کرده‌اند. حتمآ از دل من هم مى‌خواهند تغذیه کنند. شاملو کم از توللى نبود و دیگران کم از هم… دوستان من یکایک مثل توللى به من گرویدند و همین که سفره را خالى دیدند گریختند… من همین‌طور فریب پسربچه‌هایى را خوردم که از من چیز یاد مى‌گرفتند. در خصوص شعر و شاعرى (مثل توللى و دیگران) و بعد خودشان آدم‌هاى گردن کلفتى شدند که بار را خوب مى‌کشند…»[۳]

به جز جملات مختلف‌الجهتِ نیما که نشانگر دلخورى شاعر از توللى و شاعران رومانتیک دوران اوست، نمى‌توان از این صفت مرکبِ «گردن کلفتِ» نیما درباره‌ى توللى صرفنظر کرد، که همو بود که بعد از مرگ نیما حدود دو دهه همراه با نصرت رحمانى و نادرپور «از شهریورماه ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۹» شعر نیما را به‌خاطر هنجارگریزى‌هاى نحوشکنانه و زبان وحشى و غریب‌اش در سایه نشاندند. شعرهاى تغزّلىِ توللى که معمولا در قالب چهارپاره ظهور مى‌کرد با
زبان سَخته و شُسته رفته‌اى، مضامین عاشقانه و اجتماعى آن زمانه را نشانه رفته بود. زبانى که زمانه‌ى نیما هنوز با آن اُخت و سازگار نبود و امکان تماس از نوع نزدیک را با او مشکل مى‌کرد. توللى شاعرى بود که با صیانت از خط و خطوط اشعار قدما، تغییرات و تکمضراب‌هایى در وزن و قوافى و قوالب ایجاد کرد و در قالب‌هاى چهارپاره و اشعارِ مستزادگونه و نیمایى از نظر شکل و محتوا تا حدود زیادى متأثّر از فضاى عاطفى و قالب ترکیب‌بندگونه‌ى روایى و نمایشى «افسانه»ى نیما و اشعار رمانتیک‌گراىِ شاعرانِ فرانسوى بود. افسانه‌ى نیما نقطه عطف یا محلِ پرش شعر کهن به سمت شعر رومانتیک بود. و شعر «مریم» توللى با تاریخ (۱۳۲۴) سالروزِ اوج‌گیرى رومانتیکِ انعطاف‌پذیرِ غریزه‌اى و عاطفى شعر معاصر ایران به‌شمار مى‌رود.

این نوع نگاه، مِفصلِ همه‌ى گرایش‌هایى است که عشقِ «دگرسانى» را به نمایش مى‌گذارد که حذفِ عنصر زن مثل «افسانه و مریم» در روابط عاشقانه را مغایر با اعتلاى حیات واقعى انسانى تلقى نمى‌کند. توللى اما تا همین جا هم که آمده بود کافى مى‌دید و به استناد به اشعارش مى‌توان گفت که بعد از شعر «کارون» و «مریم»، «باستان‌شناس» و چند و چندین شعر دیگر، همین عناصر سطحى و دگرگونى و کرشمه‌هاى رنگین‌کمانى گذرا و فرعى را در شعر به یک سو نهاد و به سمت سنت‌هاى پولادین و پیشین گرایش پیدا کرد و به ترکیب‌سازى‌هاى تصویرى و سازه‌هاى واژگانى مرکب و مشتق مرکب به تقریب نو در سروده‌هاى بعدىِ خود بسنده کرد. وقتى حقوقى مى‌گوید: «]اشعار توللى[ مطلقآ نشان‌دهنده‌ى هیچ دید تازه‌اى نیست. تا آن‌جا که حتى از مضامین مکرر قاآنى‌وار هم نمى‌گذرد.

فاصله‌ى میان شاعر و شعر، همچون توللى و قاآنى در برابر شعر خود، شعرى است که شاعر در آن غوطه خورده، تجزیه شده و سرانجام پس از ترکیب با همه‌ى نشانه‌هاى ارایه شده در شعر، یک بار دیگر به چهره و هیئت تازه‌اى از خود دست یافته است.»[۴]

این فرضیّه‌ى سخت‌گیرانه‌ىِ حقوقى عزیز را از آن جهت خیلى جدّى نمى‌گیریم که توللى توانست مدت‌هاى مدیدى طیف عظیمى از جمله شاعران زمان خود مثل: نادرپور، ابتهاج، نصرت رحمانى، فروغ فرخزاد، آتشى، فریدون مشیرى و شفیعى کدکنى و پرویز خائفى را زیر بیرق شعرش قرار دهد. هرچند که بسیارى از این شاعران بعدآ به زبان مستقلى دست یافتند و حتى از اسلاف هنرى خود به نحوى سبقت گرفتند. قطعآ اگر قاآنى این پتانسیل را داشت پیش از توللى دست به کار مى‌شد و در پیشگامى از او گوى سبقت را مى‌ربود و فرصت میدان‌دارى را از توللى سلب مى‌کرد.

 

 

 

 

 

اطلاعات بیشتر

وزن 500 g
ابعاد 21 × 14 cm
پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

99170

نوبت چاپ

شابک

978-600-376-246-6

قطع

تعداد صفحه

384

سال چاپ

موضوع

وزن

500

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “فریدون توللی ( شعر زمان ما ۱۸ )”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *