(021) 66480377-66975711

تاریخ جهان

110,000تومان

کریس هارمن

ترجمه پرویز بابایی

جمشید نوایی

تاريخ بشر در چند هزار سال اخير، مهمتر از همه، تاريخ چگونگى پديدارى اجتماع‌ها و دستگاه‌هاى فكرى بسيار متفاوت است. اين تاريخ از  اعمال مردان و زنان بيشمارى ساخته شده، كه هركدام مى‌كوشد براى خود و همنشينان و عزيزان خويش زندگى ِ شايسته‌اى پديد آورد، گاه جهان را چنان‌كه هست مى‌پذيرد، گاهى از تغيير آن نوميد مى‌شود، اغلب ناكام است و گاهى كاميار. با اين وصف از اين جريان‌هاى بى‌پايانِ بهم پيوسته دو موضوع مشخص مى‌شود. از يك سوى، در توانايى بشر در راه گذران زندگى از طبيعت و چيرگى بر اوضاع مادى ابتدايى، كه بخشى از «جامعه اشتراكى آغازين» بود، افزايش متراكمى ديده مى‌شود. از سوى ديگر، پيدايش شكل‌هاى پياپى ِ سازمان جامعه است كه به سود اقليتى كوچك و صاحب امتياز بر اكثريت مردم ستم مى‌كند و از آن‌ها بهره مى‌كشد

همواره از من می پرسند که آیا برای تاریخ جهان کتابی هم ارز کتاب تو ، تاریخ مردمی ایالات متحد آمریکا سراغ داری؟ من همیشه پاسخ داده ام من فقط یک کتاب می شناسم که این وظیفه بسیار دشوار را به انجام رسانده و آن تاریخ جهان به قلم کریس هارمن است. این کتاب هم اکنون در قفسه کتاب های مهم مرجع من قرار دارد.

توضیحات

گزیده ای از کتاب تاریخ جهان

سرکوبى دولتى آشکار شاید در کشورهاى صنعتى غرب بیش و کم عجیب به‌نظر بیاید. اما شیوه‌هاى نامحسوس ِ تسلط همیشه پابرجاست.

در آغاز کتاب تاریخ جهان می خوانیم

کریس هارمن در سال 1942 در انگلستان متولد شده و تحصیلات خود را در دانشگاه لیدز در شهر واتفورد نزدیک لندن گذرانده است. وى از مدرسه اقتصاد لندن نیز به اخذ دیپلم Masterd of Philosophy نائل آمده است. مبارزه طبقاتى در اروپاى شرقى و انقلاب تباه شده آلمان از جمله تألیفات اوست. او سال‌ها سردبیر نشریه کارگران سوسیالیست انگلستان و از رهبران برجسته آن حزب بوده است. وى طى نامه‌اى از مترجمان کتاب و نیز از بهزاد کاظمى که سبب‌ساز این ترجمه شد سپاسگذارى کرده است.

گنجانیده‌ها

  

پیشگفتار    13

بخش یک. پیدایش جامعه‌هاى طبقاتى

 

فصل 1. «انقلاب» نوسنگى                        32

فصل 2. نخستین تمدن‌ها                           39

فصل 3. نخستین تقسیم‌بندى‌هاى طبقاتى                     47

فصل 4. ستم بر زنان           53

فصل 5. نخستین «دوران تاریکى»         56

بخش دو. جهان باستان

 

فصل 1. آهن و امپراتورى‌ها                  70

فصل 2. هند باستان            73

فصل 3. نخستین امپراتورى‌هاى چین                           80

فصل 4. دولت شهرهاى یونان                90

فصل 5. ظهور و سقوط رُم                       99

فصل 6. پدیدارى مسیحیت                      119

بخش سه. سده‌هاى میانه

 

فصل 1. سده‌هاى هرج و مرج               138

فصل 2. چین: تولدِ دیگر امپراتورى     142

فصل 3. بیزانس: فسیل زنده                      154

فصل 4. انقلاب‌هاى اسلامى                     161

فصل 5. تمدن‌هاى افریقا                          176

فصل 6. فئودالیسم اروپا     181

بخش چهار. دگرگونى بزرگ

 

فصل 1. فتوحات اسپانیاى نوین              206

فصل 2. از نوزایى به اصلاح                    219

فصل 3. دردهاى زایمان نظمى نو        245

فصل 4. واپسین شکوفایى امپراتورى‌هاى آسیا         274

بخش پنج. گسترش نظم نو

 

فصل 1. دوره آرامش اجتماعى              290

فصل 2. از خرافه به علم    294

فصل 3. عصر روشنگرى     300

فصل 4. برده‌دارى و برده‌دارى مزدبَرى                     305

فصل 5. برده‌دارى و نژادگرایى             307

فصل 6. اقتصادهاى «کار آزاد»             316

بخش شش. جهان زیر و رو شد

 

فصل 1. پیش‌درآمد امریکا                        326

فصل 2. انقلاب فرانسه         340

فصل 3. ژاکوبینیسم در خارج فرانسه     371

فصل 4. واپس‌نشینى عقل                          386

فصل 5. انقلاب صنعتى       390

فصل 6. زایش مارکسیسم   399

فصل 7.  1848                       409

فصل 8. جنگ داخلى امریکا                   421

فصل 9. تسخیر شرق            432

فصل 10. استثناء ژاپن        444

فصل 11. آسمان متلاطم: کمون پاریس                      448

بخش هفت. سده امید و هراس

 

فصل 1. جهان سرمایه         462

فصل 2. جنگ جهانى و انقلاب جهانى                         493

فصل 3. اروپا در جوش و خروش         522

فصل 4. شورش در جهان مستعمراتى   544

فصل 5. «سال‌هاى بیست زرین»            561

فصل 6. پسرفت بزرگ       568

فصل 7. امید فروخورده: 36 ـ  1934   594

فصل 8. نیمه شب در سده                        617

فصل 9. جنگ سرد              655

فصل 10. بى‌نظمى ِ نوین جهانى            695

نتیجه

 

نتیجه          724

یادداشت‌ها                 743

نمایه           791

پیشگفتار

 

 

تِبِس هفت دروازه را که ساخت؟

در کتاب‌ها اسم شاهان آمده.

شاهان تخته سنگ‌ها را بالا بردند؟

و بابل بارها ویرانه شد.

چه کسى نو به نو آن را ساخت؟ در کدام سراهاى ِ

زرتاب لیما سازندگانش مى‌زیستند؟

غروبى که بناى ِ دیوار ِ چین پایان یافت،

سنگ‌کارانش کجا رفتند؟

رُم ِ باشکوه پر از تاق‌نصرت‌هاست. چه کسى

آن‌ها را برافراشت؟ سزارها بر کدام مردمان

پیروز شدند؟

بیزانس ِ صدبار ستوده شده در ترانه‌ها، آیا فقط

اهالى‌اش را قصرنشین کرد؟

حتى در آتلانتیس افسانه‌اى

شبانگاهى که اقیانوس به کامش

کشید، فریادِ غریقان بر سر بردگانشان

بلند بود.

اسکندر جوان هند را فتح کرد.

دست ِ تنها بود؟

سزار بر مردم گُل ظفر یافت.

یک آشپز هم همراهش نبود؟

فیلیپ شاه اسپانیا به هنگام غرق ِ

ناوگانش گریست. فقط او گریان بود؟

فردریک دوم فاتح جنگ هفت ساله بود.

دیگر که فاتح بود؟

در هر برگ نقش یک پیروزى.

دست‌پخت ِ سورِ فاتحان از که بود؟

هر ده سال یک مرد بزرگ.

هزینه را که مى‌پرداخت؟

بیشمار خبرها.

بیشمار پرسش‌ها.

            «پرسش‌هاى کارگرى که سواد خواندن دارد»

                        اثر برتولت برشت

پرسش‌هایى که در شعرِ برشت مطرح شده نیازمند پاسخ‌هایى است. فراهم آوردن ِ پاسخ‌ها باید وظیفه تاریخ باشد. تاریخ را نباید محفوظات گروه کوچکى از کارشناسان قلمداد کرد یا تفنن کسانى که مى‌توانند از عهده کار برآیند. تاریخ، بنابر ادعاى هنرى فورد[1]  پیشتاز تولید کلان ِ خودرو و دشمن سرسخت ِ اتحادیه‌هاى کارگرى و ستایشگر

اولیه آدولف هیتلر، «پرت و پلا» نیست.

تاریخ درباره رشته رخدادهایى است که به زندگى کنونى ما انجامیده. داستان چگونگى به خود آمدن ماست. درک این مطلب کلید کشف ِ چند و چون راهى است که
مى‌توان جهانى را که در آن زندگى مى‌کنیم بیشتر تغییر دهیم. شعار «آن که سررشته گذشته را در دست دارد، سررشته آینده نیز به دست اوست»، یکى از شعارهاى یکه‌تازانى است که زمام دولت را در رُمان  1984، اثر جورج آرول[2]  در دست دارند.   شعارى که همواره کاخ‌نشینان و سورچرانان ِ وصف شده در پرسش‌هاى برشت آن را جدى تلقى مى‌کرده‌اند.

حدود بیست و دو سده پیش یکى از امپراتوران چین حکم کیفر مرگ را براى کسانى درنوشت که «براى انتقاد از اکنون، گذشته را دستاویز خود مى‌کردند.» آزتک‌ها وقتى دره مکزیک را در سده پانزدهم فتح کردند به قصد از میان بردن پیشینه دولت‌هاى گذشته برآمدند، و اسپانیایى‌ها هم وقتى منطقه را در سال‌هاى 1620 مسخر کردند کوشیدند تمام پیشینه‌هاى آزتک‌ها را از میان ببرند.

امور در سده واپسین چندان فرقى نکرده. مخالفت با تاریخ‌نگاران رسمى ِ استالین یا هیتلر در حکم زندان و تبعید یا مرگ بود. همین سى سال پیش تاریخ‌نگاران اسپانیایى مجاز نبودند که موضوع بمباران شهرک گورنیکاى ِ باسک را بررسى کنند، یا تاریخ‌نویسان مجارستانى به رویدادهاى سال 1956 بپردازند. در همین اواخر کار دوستان من در یونان، به‌سبب ایرادگیرى از تلقى دولت در نحوه پیوست ِ بخش بزرگى از خاک مقدونیه در دوره پیش از جنگ جهانى اول به دادگاه کشید.

سرکوبى دولتى آشکار شاید در کشورهاى صنعتى غرب بیش و کم عجیب به‌نظر بیاید. اما شیوه‌هاى نامحسوس ِ تسلط همیشه پابرجاست. هم‌اکنون که این مطلب را مى‌نویسم دولت تازه کارگرى اصرار دارد که مدرسه‌ها باید بر تاریخ و دستاوردهاى انگلیس تأکید کنند و دانش‌آموزان باید نام و دوره بزرگان انگلیسى را بیاموزند. در آموزش عالى، بیشتر تاریخ‌نگارانى که با نگرش‌هاى متداول همسازند، کماکان همان کسانى هستند که کسب افتخار مى‌کنند و کسانى که با چنین نگرش‌هایى مخالفت مى‌ورزند، از مقام‌هاى اصلى ِ دانشگاهى کنار گذاشته مى‌شوند. موضوع ِ «سازش، سازش، راه ترقى توست»، همچنان پابرجاست.

از دوره نخستین فرعونها پنج‌هزار سال پیش، فرمانروایان، تاریخ را سیاهه‌اى از «دستاوردها»ى خود و نیاکانشان نمایانیده‌اند. تو گفتى یک همچو «بزرگمردانى» شهرها و آثار تاریخى را ساخته و سبب رونق شده‌اند و بانى ِ کارهاى بزرگ یا پیروزى‌هاى ِ نظامى بوده‌اند. و برعکس، «بدکاران» لابد مسئول تمام نابکارى‌ها در عالم‌اند. نخستین آثار تاریخ فهرست شاهان و دودمان‌ها بود و به «فهرست‌هاى شاهى» شهره بود. آموختن سیاهه‌هاى ِ همانند بخش ِ عمده تاریخ باقى ماند همچنان که در مدرسه‌هاى چهل سال پیش انگلیس درس داده مى‌شد. دولت تازه کارگرى ـ و حزب محافظه‌کار مخالف ـ ظاهرآ سخت در فکر تحمیل دوباره این قضیه‌اند.بر پایه این تعبیر از تاریخ، شناخت تنها عبارت است از توانایى به یادسپارى این سیاهه‌ها، به روش «انسان حافظه» یا «مغز متفکر» رقیب. این روش، تعبیر جستجوهاى ِ سطحى ِ تاریخ است که به درک معناى گذشته و اکنون کمکى نمى‌کند.

روش دیگر بررسى ِ تاریخ، در مخالفت آگاهانه با نگرش «بزرگمرد» است. رخدادهاى خاص را برمى‌گیرد و ماجراى آن‌ها را شرح مى‌دهد، گاهى از دیدگاه شرکت‌کنندگان عامى، این روش ممکن است مردم را مجذوب کند. تماشاگران برنامه‌هاى تله‌ویزیونى پرکم نیستند ـ حتى تمام کانال‌ها ـ که این‌گونه مطالب را به کار مى‌زنند. دانش‌آموزانى که با این مطالب روبه‌رو مى‌شوند کشش غریبى به روش ِ کهن ِ «شاهان، دوره‌ها و رخدادها» نشان مى‌دهند.

اما چنین «تاریخى از پایین» از نکته بسیار بااهمیتى غافل مى‌ماند: همپیوندى ِ حوادث.تأکید صرف بر کسانى که در رخدادى دخالت داشتند، به خودى خود، امکان ندارد سبب درک ِ وجود نیروهاى بزرگ‌ترى شود که زندگانى آن‌ها را ساختند و هنوز هم زندگى ما را مى‌سازند. مثلا نمى‌توان بدون درک علل ظهور و سقوط امپراتورى رُم سبب پیدایش مسیحیت را درک کرد. نمى‌توان بدون ِ پى بردن به بحران‌هاى ژرف فئودالیسم اروپا، علت شکوفایى هنر را در عصر نوزایى (رُنسانس) و پیشرفت تمدن را در قاره‌هایى فراتر از اروپا دریافت. نمى‌توان بدون شناخت انقلاب صنعتى به علل جنبش‌هاى کارگرى سده نوزدهم پى برد. و نمى‌توان بدون دانستن ِ علت رابطه متقابل این و رویدادهاى بیشمار دیگر سبب ِ نیل ِ افراد بشر را به موقعیت کنونى دانست.

هدف این کتاب این است که در تأمین ِ یک چنین نماى ِ کلى کوشا باشد. من مدعى نیستم که شرح کاملى از تاریخ بشر فراهم مى‌آورم. جاى بسا شخصیت‌ها و رخدادها که در تاریخ جامع ِ هر دوره‌اى اساسى‌اند خالى است. اما براى فهم معناى الگوى کلى که به اکنون انجامیده لزومى ندارد که از جزء به جزء گذشته بشر باخبر شد.

کارل مارکس بود که در باب این الگوى کلى نظرى ارایه داد. یاد کرد که افراد بشر تنها از راه تلاش جمعى براى گذران زندگى در این سیّاره زنده مانده‌اند، و هر راه تازه‌اى در تأمین یک چنین گذرانى تغییراتى را در مناسبات گسترده آنان با یکدیگر ضرورى ساخته. تغییرات در آنچه او «نیروهاى تولیدى» مى‌خواند در پیوند با تغییرات در «روابط تولیدى» است و این روابط سرانجام سبب دگرگونى مناسبات گسترده در کل جامعه مى‌شود.

اما، این تغییرات به شیوه مکانیکى رخ نمى‌دهد. در هر مرحله افراد بشر انتخاب مى‌کنند که در این یا آن راه پیش بروند، و در کشاکش‌هاى عظیم اجتماعى براى این انتخاب‌ها برزمند. بجز مرحله‌اى در تاریخ، نحوه انتخاب‌هاى مردم به پایگاه طبقاتى آنان مرتبط بوده. انتخاب بَرده محتملا با انتخاب ِ برده‌دار فرق مى‌کند و انتخاب افزارمند فئودال با ارباب فئودال. مبارزه‌هاى بزرگ بر سر آینده بشر عنصرى از مبارزه طبقاتى را در برگرفته است. توالى ِ این مبارزه‌هاى عظیم استخوان‌بندیى را پدید مى‌آورد که به گِرد آن دنباله تاریخ گسترش مى‌یابد.

این نگرش، نقش ِ افراد یا اندیشه‌هاى ِ ترویجى آنان را نفى نمى‌کند. منظور تأکید براین نکته است که فرد یا اندیشه به دلیل تکامل مادى پیشین جامعه و شیوه گذران مردم و ساختار طبقات و دولت‌ها، تنها ممکن است نقش معینى بازى کند. این استخوان‌بندى مانند کالبدِ زنده نیست. اما بدون استخوان‌بندى، کالبد محکم و استوار نیست و نمى‌تواند زنده بماند. درک ِ «اساس ِ» مادى تاریخ پیش شرطى لازم، اما نه کافى براى درک ِ هرچیز دیگر است.

بنابراین، این کتاب برآن است که براى تاریخ جهان طرحى مقدماتى فراهم کند و نه بیش از آن. اما طرحى است، که امیدوارم، به برخى اشخاص کمک کند که با گذشته و اکنون کنار بیایند. در نگارش ِ آن، در تمام مدت آگاه بوده‌ام که ناچارم با دو پیشداورى روبه‌رو شوم.

یکى نظرى است مبنى‌بر اینکه خصیصه‌هاى عمده جوامع پى در پى و تاریخ بشر نتیجه سرشت «تغییرناپذیر» آدمى بوده است. همین پیشداورى است که بر نوشته‌هاى دانشگاهى و جریان اصلى مطبوعات و فرهنگ عامه سایه مى‌افکند. گفته‌اند که افراد بشر همیشه آزمند و رقابت‌جوى و ستیزه‌خوى بوده‌اند، و همین بیانگر دلهره‌هایى است نظیر جنگ و بهره‌کشى و برده‌دارى و ستم بر زنان. این تصویرِ «انسان غارنشین» بر آن است
که کُشت و کشتارها را در جبهه غرب در یک جنگ جهانى روشن کند و نسل‌کشى را در جنگ دیگر. استدلال من به کلى فرق مى‌کند. «سرشت آدمى» همچنان که امروزه خبر داریم، نتیجه تاریخ ماست، نه علت آن. تاریخ ما در قالب‌ریزى ِ سرشت‌هاى مختلف انسانى دخالت داشته و هر سرشت جاى ِ سرشتى را گرفته که پیشتر ستیزه‌هاى ِ بزرگ اقتصادى و سیاسى و ایدئولوژیکى را از سر گذرانده.پیشداورى ِ دوم، که در دهه واپسین رواج یافته، این است که گرچه جامعه بشر احتمالا در گذشته تغییر کرده، دیگر تغییر نخواهد کرد.

وقتى فرانسیس فوکویاما، مشاور وزارت خارجه امریکا در سال 1990 جزئیات این پیام را توضیح داد با اقبال بین‌المللى روبه‌رو شد. او در مقاله‌اى که در روزنامه‌هاى سراسر جهان به چند زبان درآمد اعلام کرد که ما فقط شاهد «پایان تاریخ» هستیم. دوره کشاکش‌هاى گسترده اجتماعى و مبارزه‌هاى پردامنه ایدئولوژیکى به سر آمد و تمام شد ـ و هزار سردبیر روزنامه و اجراکننده تله‌ویزیونى با این نظر همصدا شدند.

آنتونى گیدنز  رئیس مدرسه عالى اقتصاد لندن و مشاور جامعه‌شناسى نخست‌وزیر دولت تازه کارگرى انگلیس، در سال 1998 همین پیام را در کتابش راه سوم، که زیاد جنجال آفرید و کم خوانده شد، تکرار کرد. نوشت که ما در جهانى زندگى مى‌کنیم که «هیچ گزینه‌اى در برابر سرمایه‌دارى در دست نیست.» او فرضى رایج را مى‌پذیرفت و تکرار مى‌کرد. فرضى که دیرنده نیست.

نظام سرمایه‌دارى به عنوان نوعى شیوه سازماندهى ِ تولید کلى یک کشور قدمتى سه یا چهار قرنى دارد. به عنوان نوعى شیوه سازماندهى تولید کلى جهان، حداکثر صد و پنجاه سال از پیدایش آن مى‌گذرد. سرمایه‌دارى صنعتى، با منظومه شهرى عظیم و باسوادى ِ گسترده و وابستگى کلى‌اش به بازارها، در پنجاه سال اخیر به گستره‌هاى پهناور عالم خیز برداشته. بااین همه انسان‌ها از این یا آن نوع بیش از یک میلیون سال است که در کره زمین به سر برده‌اند و انسان‌هاى امروزى نیز بیش از صدهزار سال. به راستى درخور توجه است اگر یک شیوه اداره امور که در کمتر از پنج دهم درصد طول حیات ِ نوع ما وجود داشته، قرار باشد بقیه این مدت دوام بیاورد ـ مگر اینکه بنا باشد در واقع طول عمر خیلى کوتاه شود. تمام مطلبى که فوکویاما و گیدنز مى‌نویسند تأییدى است بر این‌که کارل مارکس دست‌کم در یک مورد محق بود، آن‌جا که خاطرنشان مى‌کند «براى بورژوازى تاریخى در میان بوده و دیگر نیست». گذشته نزدیک نوع ما راه هموارِ روبه بالاى ِ ترقى نبوده، بلکه با آشوب‌هاى مکرر و نبردهاى دهشتناک و جنگ‌هاى داخلى پر خونریزى و انقلاب‌ها و ضدانقلاب‌هاى خشونت‌بار رقم خورده. دورانى که به نظر مى‌آمد توده‌هاى عظیم مردم بایستى پیشرفت کنند بیش و کم همیشه جا به دهه‌ها یا حتى سده‌ها فقر توده‌گیر و ویرانى ِ و وحشتناک داد.

راست است که در طول تمام این هول و هراس‌ها، در توانایى بشر در عرصه مهار و به‌کارگیرى درست نیروهاى طبیعت پیشرفت‌هاى مهمى حاصل شد. ما امروز در این زمینه به مراتب بیش از صد سال پیش توانایى داریم. ما در جهانى به سر مى‌بریم که در آن نیروهاى طبیعت دیگر نمى‌توانند مردم را از گرسنگى یا سرما از میان ببرند و بیمارى‌هایى که زمانى مردم را به وحشت مى‌انداختند چه‌بسا از میان رفته باشند.

اما این امر به خودى خود پایان‌بخش نابودى ِ ادوارى صدها میلیون تن براثر گرسنگى و سوء تغذیه و جنگ نبوده. اسناد سده بیستم نمایانگر این نکته است. در این سده بود که سرمایه‌دارى صنعتى سرانجام بر سراسر جهان چیره شد. چنان‌که حتى دور افتاده‌ترین دهقان یا گله‌دار اکنون تا اندازه‌اى به بازار وابسته است. قرن ِ جنگ و سلاخى و محرومیت و توحش نیز بود که نظیرى در گذشته ندارد، تا بدان‌جا که فیلسوف لیبرال آیزایا برلین آن را «دهشتناک‌ترین سده در تاریخ باختر زمین» توصیف کرد. در دهه‌هاى واپسین ِ سده چیزى نیست که نشان دهد امور به‌نحوى سحرآمیز به سود کل افراد بشر بهبود یافته. آنان شاهد تنگدستى ِ گسترده بلوک شرق پیشین و قحطى‌هاى مکرر و جنگ‌هاى به‌ظاهر پایان‌ناپذیر داخلى در بخش‌هاى مختلف افریقا بودند، و شاهد زندگى ِ کم و بیش نیمى از مردم امریکاى لاتین در زیرخط فقر و درگرفتن جنگى هشت ساله میان عراق و ایران و حمله‌هاى بى‌امان نیرومندترین کشورهاى مؤتلف به صربستان و افغانستان وعراق. تاریخ پایان نیافته و نیاز به درک خصیصه‌هاى عمده آن مثل همیشه امرى بااهمیت است. من این کتاب را به این امید نوشته‌ام که در این درک به بعضى اشخاص کمک کند. در این کار، ناگزیر به کوشش‌هاى بیشمار آثار پیشین متکى بوده‌ام. براى نمونه، بخش مربوط به پدیدارى جامعه طبقاتى بدون نوشته‌هاى و. گوردون چایلد، باستان‌شناس بزرگ استرالیایى ممکن نمى‌بود. کتاب او در تاریخ چه گذشت، حتى اگر در جزییاتى بااهمیت قدیمى شده باشد، درخور مطالعه مکرر است. نیز بخش مربوط به جهان سده میانه، دین بزرگى به اثر کلاسیک مارک بلوخ و حاصل ِ سالنامه فرانسوى مکتب تاریخ‌نگاران دارد، نیز بخش‌هاى مربوط به اوایل سده بیستم به آثار لئون تروتسکى[3]  و بخش اواخر سده بیستم    به تحلیل‌هاى تونى کلیف. خوانندگانى که از موضوع کمى آگاهى داشته باشند متوجه پاره‌اى تأثیرات دیگر خواهند شد، برخى از آن‌ها مستقیمآ نقل‌قول شده و از آن‌ها در متن یا یادداشت‌هاى آخر کتاب یاد شده، و از بقیه اگر آشکارا قدردانى نمى‌شود به این‌دلیل نیست که کم‌اهمیت‌اند. نام‌هایى مانند کریستُفر هیل، جئوفرى دوسنت کروا، گاى بویز، آلبرت سوبول، ادوارد تامپسن، جیمز مک فرسن، و دى دى کوزامبى به ذهن خطور مى‌کند. امیدوارم کتاب من اشخاص را به خواندن اثر آنان دلگرم کند. براى خوانندگانى که قصد دارند دوره‌هاى خاص را پیگیرى کنند، در پایان کتاب فهرست کوتاهى را براى مطالعات بیشتر آورده‌ام. دوره‌ها غایت تاریخ نیست، بلکه رشته حوادث گاه بسیار اهمیت دارد ـ و گاهى ردگیرى کار براى خوانندگان (و حتى نویسندگان!) دشوار است. از این‌روى، در آغاز هر بخش گاه‌شمار کوتاهى از رخدادهاى عمده دوره‌اى خاص آورده شده. باز از همین روى در آخر کتاب فهرست‌هاى راهنمایى از نام‌ها و مکان‌ها و اصطلاح‌هاى ناآشنا چاپ کرده‌ایم. فراگیر نیست، اما برآن است که در هر بخش به خوانندگان کمک کند اشاره‌ها را به اشخاص و رویدادها و مکان‌هاى جغرافیایى که در بخش‌هاى دیگر به نحو کامل به آن پرداخته شده دریابند. سرانجام، باید از اشخاص بیشمارى سپاسگزارى کنم که در تبدیل دست نبشته‌اى خام به کتابى کامل به من کمک کرده‌اند. از یان بیرچال، کریس بمبرى، آلکس کالى‌نیکاس، چارلى هور، چارلى کیمبر، لیندسى ژرمن، طلعت احمد، حسن محمدعلى، سیس هرمن، پُل مک‌گر، مایک هاینس، تیتى بهاتاچاریا، برى پاویر، جان مولى‌نیو، جان ریس، کِوین آوندین، وسَم اشمن، براى خواندن تمام یا بخش‌هایى از دست‌نوشته و پى‌بردن به خطایى چند و گاهى ناگزیر کردن من به ارزیابى ِ دوباره آنچه نوشته بودم. حاجت به بیان نیست که هیچ یک از آنان نه مسئول داورى‌هاى تاریخى هستند که من در جاهاى مختلف مى‌دهم و نه خطاهاى واقعى که وجود دارد. از یان تیلر براى ویرایش دست نوشته و از راب هوومن براى نظارت بر تولید نهایى کتاب سپاس مخصوص دارم.

توضیحات تکمیلی

وزن 2000 g
ابعاد 24 × 17 cm
پدیدآورندگان

, ,

نوع جلد

SKU

94760

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-379-5

قطع

تعداد صفحه

816

سال چاپ

موضوع

وزن

2000

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تاریخ جهان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This