(021) 66480377-66975711

من و پلاترو

25,000تومان

خوان رامون خيمنس

ترجمه عباس پژمان

خوان رامون خيمنس در مدرسه يسوعى‌ها درس خوانده بود، كه يكى از كتاب‌هاى درسى‌اش كتاب درس‌هايى از مسيح، اثر قديس آكِمْپيس آلمانى، بوده است. مى‌گويند آن نسخه از اين كتاب كه او آنجا مى‌خواند اكنون هست و او زير بعضى جمله‌هايش خط كشيده است. ظاهرآ يكى از آن جمله‌ها اين است: راز دلت را براى هر كس فاش نكن. پژوهشگران آثار خيمنس معتقدند او واقعآ در تمام عمرش به اين سفارش قديس آكِمْپيس عمل كرد. انگار در من و پلاترو هم گاهى اين را مى‌شود ديد. شايد آن اشارات مبهمى كه در بعضى فصل‌هاى كتاب به عشق‌هاى بيهوده و بى وفايى مى‌شود واقعآ از همين نوع رازپوشى‌هاست. اصلا شايد همين «عشق‌هاى بيهوده» و «بى وفايى»ديدن‌ها بوده است كه باعث شد او من و پلاترو را خلق كند، كه در واقع كتاب تنهايى يك شاعر و شرح مردم گريزى اوست.

پلاترو خر کوچولوی بسیار نرم و سفیدی است که خوان رامون خیمنس آن را خلق کرد تا دوست دنیای تنهایی اش باشد. من و پلاترو شرح آن تنهایی و آن دوستی است. خیمنس من و پلاترو را برای بزرگسالان نوشته بود، اما وقتی کتابش چاپ شد کودکان هم استقبال غیرمنتظره ای از آن کردند که بدون شک به خاطر وجود دوست داشتنی پلاترو بود. می گویند در سال 1948 که خیمنس به آرژانتین رفته بود، مدرسه های پایتخت تعطیل شد و بچه ها هجوم آوردند تا خالق پلاترو را ببینند.چاپ های قبلی من و پلاترو از متن فرانسه و انگلیسی آن ترجمه شده بود. نسخه حاضر ترجمه ای است از متن اصلی اثر، یعنی از متن اسپانیایی آن.

توضیحات

گزیده از کتاب من و پلاترو

هنگام غروب آفتاب که من و پلاترو سر تا پامان یخ بسته است و قدم در تاریکی ارغوانی رنگ کوچه‌ی مختصری می‌گذریم که رو به روی بستر خشکیده‌ی رودخانه واقع است،
بچه‌های فقرا در حال بازی هستند،
یک دیگر را می‌ترسانند، ادای گداها را درمی‌آورند.
یکی از آن‌ها گونی‌ای روی سرش کشیده است،
دیگری خودش را به کوری زده است،
سومی ادای آدم‌های لنگ را درمی‌آورد…
آن وقت یک دفعه یک هوس دیگر به سرشان می‌زند و ورق برمی‌گردد،

در آغاز کتاب من و پلاترومی خوانیم

مقدمه کوتاه

بعضى‌ها فکر مى‌کنند که من من وپلاترو را براى بچه‌ها نوشته‌ام و من وپلاترو کتاب بچه‌هاست.

نه. در 1913، ناشر لالِکْتورا که مى‌دانست من این کتاب را نوشته‌ام، از من خواست بعضى از صفحه‌هاى خیلى شبانانه‌اش را بازنویسى کنم تا در مجموعه نوجوانان چاپ بشود. آن وقت من هم، که درخواست او را عجالتآ قبول کرده بودم، این مقدمه را نوشتم : اى کسانى که این کتاب را براى کودکان خواهید خواند این کتاب کوچک، که در آن شادى و غم، مثل دوتا گوش پلاترو، توأمان هستند، براى کسانى نوشته شد که… راستش نمى‌دانم چه کسانى!… براى هرکسى که شعر شاعران شوریده حال را مى‌خواند… و حالا هم که مى‌خواهد کتاب بچه‌ها شود چه قدر خوشحالم که هیچ چیزش را، حتى یک ویرگولش را، نه حذف کرده‌ام، نه تغییر داده‌ام!

نُوالیس گفت هرجا که بچه‌ها هستند دوران طلایى‌اى آنجا هست. بله، در آن دوران است که قلب شاعر گردش مى‌کند، در آن جزیره روحانى‌اى که از بهشت به زمین افتاده است، و آن قدر از آنجا خوشش مى‌آید که بزرگ‌ترین آرزویش این است که هیچ وقت آنجا را ترک نکند.

اى جزیره لطافت و طراوت و خوشبختى، اى دوران طلایى کودکى! تو را من همیشه در زندگى‌ام، این دریاى ماتم، پیدا خواهم کرد، و نسیم تو، بلند و گاهى دیوانه‌وار، چنگش را برایم خواهد زدـ که انگار چهچهى است که چکاوکْ در آفتاب سفید صبحگاهى مى‌زند.

من هیچ وقت هیچ چیزى براى کودکان ننوشته‌ام، و نخواهم نوشت، چراکه معتقدم کودک هم مى‌تواند کتاب‌هایى را که بزرگ‌ترها مى‌خوانند بخواند، به استثناى بعضى کتاب‌ها که هرکس دیگر هم ممکن است نتواند بخواند. مگر زن‌ها و مردها هر کتابى را مى‌توانند بخوانند؟

شاعر

مادرید،  1914

اطلاعات بیشتر

وزن 400 g
ابعاد 21 × 14 cm
وزن

400

پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

94416

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-816-5

قطع

تعداد صفحه

255

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “من و پلاترو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.