(021) 66480377-66975711

دهقانان

88,000تومان

انوره دو بالزاك

ترجمه هژبر سنجرخانى

این رمان نیز مانند دیگر آثار نویسنده جامعه دهقانی فرانسه در قرن 19 را به تصویر کشیده است و داستان حول مواجهه جامعه دهقانی و طبقه بورژواری است.

اُنوره دو بالزاک نویسنده نامدار فرانسوی است که او را پیشوای مکتب رئالیسم اجتماعی در ادبیات می‌دانند.
«کمدی انسانی» نامی است که بالزاک برای مجموعه آثار خود که حدود ۹۰ رمان و داستان کوتاه را دربرمی‌گیرد برگزیده‌است. توصیفات دقیق و گیرا از فضای حوادث و تحلیل نازک‌بینانه روحیات شخصیت‌های داستان بالزاک را به یکی از شناخته‌شده‌ترین و تأثیرگذارترین رمان‌نویسان دو قرن اخیر تبدیل کرده‌است.

بالزاک یکی از پرکارترین نویسندگان دنیاست. وی در طول عمر نسبتاً کوتاهش بیش از صد مقاله، رمان و نمایشنامه به رشته تحریر درآورد. تعدادی از داستان‌های بالزاک به فارسی ترجمه شده‌اند، از جمله:
چرم ساغري ٬ اوژني گرانده ٬ زنبق دره ٬ پيردختر ٬ زن سي ساله ٬ آرزوهاي بربادرفته ٬ دخترعمو بت ٬ و …

خانمی به اسم دوبرنی حامی وی بود و بالزاک در رمان زنبق دره وی را تصویر کرده است. بالزاک در صدد بود تا با افزایش مجموعه کمدی انسانی به 143 جلد تمام جنبه های جامعه فرانسه را در قرن 19 بر قلم آورد اما به نگارش بیش از 80 اثر توفیق نیافت. شگفت آنکه بالزاک فقط چند ماه پیش از مرگش در 1850 با کنتسی لهستانی به اسم اولیناهانسکا ازدواج کرد. رمان دهقانان بالزاک مثل تمام آثارش تصویرگر جامعه دهقانی فرانسه در قرن 19 و رو در رویی آن با طبقه نو خاسته بورژوازی است.

توضیحات

گزیده ای از کتاب دهقانان

ما سه نوع مباشر داریم ، مباشری که تنها به خود می اندیشد ، مباشری که به ما و خودش می اندیشد ، به مباشری که فقط به ما بیندیشد هرگز برنخواهیم خورد . خوشبخت مالکی که دست روی مباشر دوم بگذارد .

در آغاز کتاب دهقانان می خوانیم

درباره‌ى پریشانحالى یا سیه‌روزى‌ى دهقانان در ادبیّات فرانسه، یعنى در ادبیات سرزمینى که تا فرداى جنگ جهانى دوم یا کمى بعد از آن به طور کلّى قضایاى زمین، تقسیم جغرافیایى، پراکندگى و توزیع اجتماعى‌ى جمعیّت، بر اثر کارها و منافع‌اش، بر اثر رفتار جمعیّت‌شناختى‌اش، همینطور سیاسى‌اش و بر اثر سلوک اخلاقى و مذهبى‌اش و بر اثر شیوه‌ى اداره کردن امورش، توجّه به فصول و تغییرات آب و هوا، بدگمانى به همسایگان و درگیرى‌هاى حدگذارىِ مزارع و جدال افکار و عقاید محلّى که از گذشته به‌جا مانده است ایراد مى‌گیرند. وقتى دهقانان بر اثر تصادف یا بر اثر بد اقبالى نزدیک به این «حیوانات سرکشِ» لا برویِر[1] ، وحشى با سیمایى انسانى ظاهر مى‌شوند که خوشبختانه نیرومند هم هستند و مى‌توانند براى دیگران گندم برویانند، فرزندانى به وجود بیاورند یا اینکه بچه چوپانهایى هستند دلفریب که به کار مشغول مى‌شوند و «وقتى از کار برمى‌گردند در میان علفهاى خشک به این سو و آن سو مى‌پرند» و براى رضایت مارکیز دوسوینیه[2]  یا توسط کاخ‌نشین نوهان[3]  ـ با شخصیت‌هاى تصنّعى و تغزّلى، بى‌آنکه دستهاى‌شان پینه بسته باشد و بوى بْزِ نرِ چوپانانِ ویرژیل[4]  را بدهد یا قدم به آشیانه‌ى کوتوله بگذارد، به‌علاوه در طى قرن‌ها در ظلمتکده‌ى موزه‌ها؛ یا در جشن و سرور عاشقانه‌ى واتو[5]  و درست در نوعى دیگر از مراسم ساده‌ى آنژلوسِ مییه[6]  ـ آنهایى که مى‌رقصند تا شاه‌نشین‌ها را لبریز از شادى کنند، یا آنهایى که انسان را دعوت مى‌کنند تا از کلبه‌هاى کاهگلى نتیجه‌ى اخلاقى بگیرند. مختصر اینکه در ادبیات جهانى به‌زحمت چنین نمونه‌اى از جهل و بى‌اعتنایى، تحقیر یا فراموشى از «خلقى فراموش شده» مى‌توان یافت، این چنین هستند، دهقانان. «خلقى فراموش شده»، کلامى است از بالزاک که در اهدانامه‌ى اثرِ یگانه‌اش که تقریباً در این حیطه به‌نام خود به ثبت رسانده است دیده مى‌شود. دهقانان بالزاک نه‌فقط در ادبیات، بلکه هنوز و مخصوصاً در تاریخ به حیات خود ادامه مى‌دهد. وانگهى کمدى انسانى بررسى ادبى را غنا بخشیده و ترجمانى است دشوار، بالزاکى‌تر از خود بالزاک، که در این داستان بدان معنا مى‌بخشد تا حدى به‌کُندى و تأمّل، با فصل‌هاى طولانى که به‌تأنّى پیش مى‌رود تا از هر درى سخن بگوید، فقرى است از الهام یا لااقل کُندىِ گذران قوه‌ى تخیّل. وانگهى نویسنده با صداقت معتادش نخستین کسى است که حقایق را شناسایى مى‌کند: «بالزاک به مادام هانْسکا[7]  مى‌نویسد: قوه‌ى خیال من، همچون بْزهاى ماده‌ى بوالهوس که توان خلق کردن ندارند و از حرکت باز مى‌مانند و در خواب فرو مى‌روند، مى‌ماند.» و در ادامه فریاد برمى‌دارد: «من خودم را نخواهم بخشید که زندگى‌ام را در این «دهقانان» «دهقانان نادان» عجین کرده‌ام، که به هرحال به‌پایان نخواهد رسید. درست است که بالزاک دوباره «شور و شوق»اش را باز مى‌یابد و به مادام هانْسکا مى‌نویسد: «دهقانان باید یک شاهکار بشود و یک شاهکار خواهد شد.»

یک شاهکار: آیا به منزله‌ى یکى از شاهکارهاى ادبیات است؟ صاحبنظران در باره‌اش بحث و گفتگو مى‌کنند. مطمئناً به منزله‌ى یکى از شاهکارهاى تاریخ است، به‌غیر از یک شاهکار، در هر حال اسناد گرانبهایى است: همینطور براى توصیف نیمه اول قرن نوزدهم، مفیدتر از این نثر ادارىِ خوشنویسى‌شده‌ى متملّقانه‌اى که به اجبار براى ارضاءِ خوشنودىِ اعصار دیگر نوشته شده است، به علت عدم وجود بهتر از آن و در غیبت هر نوع ادبیات دیگرى، تغزّلى، رمانتیک، رئالیست و هر سبک دیگرى تخیّلى یا اغراق‌گونه، و این گزارشات اُستانداران، فرمانداران، و وکلاى مدافع است که مورد استفاده‌ى محقّق تاریخ واقع مى‌گردد و تلقّىِ نادرست و مغشوش تاریخى آن را به نقد مى‌کشاند، تا اینکه بالزاک و توکوویل[8] ، صاحبنظر در مباحث تاریخى، مورّخِ نهادها، اخلاق و آداب، با دیدى انتقادى از آن استفاده کنند. در این دوران است که وزیرى در جایى مى‌نویسد: «من در پایان صدارت کاونیاک[9]  دیده بودم که چطور یک حکومت مى‌تواند با امیدهاى واهى، با خوش‌خدمتى‌هاى مأموران سودجو به حکومت خود ادامه دهد. من بارها از نزدیک دیدم که چطور این چنین مأمورانى مى‌توانند با وحشت روزافزون با آنهایى که آنان را به کار مى‌گمارند کار کنند؛ به همین دلیل هم نتیجه‌ى معکوس داده است؛ هریک از آنها وقتى تصوّر مى‌کنند که ما مضطرب هستیم مى‌خواهد با فراهم کردن کشف دسیسه‌هاى تازه و به نوبه خود نشانه‌ى جدیدى از توطئه‌اى که ما را تهدید مى‌کند خود را شُهره سازد، به‌ویژه آنها به‌آسانى از موقعیت خطرناک‌مان که گمان مى‌کنند بیشتر از موفقیت‌هاى‌مان است سخن مى‌گویند.» همان‌قدر که بایگانى‌هاى ادارى، با اطلاعات اولیه و ضرورى‌اش و باوجود قِدمَت‌اش عدم اعتماد ما را برمى‌انگیزاند، همان‌قدر هم داستان بالزاک اطمینان ما را به خود جلب مى‌کند، گواهى توکوویل با تسلّط بر حوادث دوران‌اش و همین‌طور شهادت پرودُن، پراکنده در اثر پُرعظمت‌اش، عناوینى هستند که فریاد حقیقت سر مى‌دهند. بالزاک، توکوویل و پرودُن[10] ، شاهدان بزرگ نیمه اول قرن نوزدهم و پیشگامان تاریخ روستایى هستند. دانیل هاله‌وى[11]  پژوهشگر مسائل دهقانان مرکز و اندره زیگفرید[12]  پژوهشگر

مسائل دهقانان غرب که شاهدان ممتاز دهقانانى هستند که آثارشان براى بررسى جامعه روستایى‌ى پایان قرن نوزدهم و قرن بیستم کاملاً ضرورى است و همین‌طور «دهقانان» بالزاک متعلق است به تاریخ روستایى‌ى نیمه اول قرن نوزدهم. گزارش بالزاک که در سال 1844 (به‌عنوان بخش اول) به‌چاپ رسید، سندى است تاریخى براى تاریخ‌نگاران. تاریخ‌نگاران به‌طورکلى نسبت به ادبیات روستایى تا حدى بى‌اعتمادند. از جمله‌ى این آثار: ژاکِرى‌ها[13] ، اثر میشله یا زمین، اثر زولا و به‌استثناى چند اثر روستایىِ دیگر که غیر منصفانه مورد بى‌مهرى قرار گرفته است، براى مثال، اثرِ واندِن ژان یول[14] ، مورد تحسین دانیِل هاله‌وى واقع شده است. امّا این سندِ تاریخى یعنى دهقانان، به تاریخ اعتبار بخشیده است. انقلاب 1848 شک و تردید توکوویل را به ثبوت رساند چرا که پوچى‌ى بخش عظیمى از اسناد ادارى، جعل و تحریف احتیاط‌آمیز اُستانداران بسیار محتاط، و وکلاى بسیار متملّق را فاش ساخت. البته انقلاب اوضاع و احوال، اغراض و سوداها را به طرزى کاملاً روشن و شگفت‌انگیز برملا مى‌سازد، در صورتى‌که بالزاک سال‌ها قبل، آن را پیش‌بینى کرده و به تشریح آن پرداخته بود. به‌عنوان مثال چرا ضارب در آخرین فصلِ کتاب، حاضر به سوء قصد نمى‌شود و در صحنه‌اى غیر منتظره با شتاب طرح و توطئه را افشاء مى‌کند؟ این است دلیل مردى که مأموریت دارد در گوشه‌اى از جنگل، مونکورنه را از پاى درآورَد و سرانجام از اقدام خود صرفنظر مى‌کند :

«ژنرال، این سومین بار است که شما را هدف مى‌گیرم، و این سومین بار است که من به شما حیات مى‌بخشم… من اشخاصى را که به امپراتور خدمت کرده‌اند دوست دارم، من حاضر نیستم شما را مثل کبک بکشم ـ از من نپرسید چرا، من حرفى براى گفتن ندارم… البته شما دشمنانى قدرتمندتر از خودتان دارید.» اتفاقاً مردم طبقه‌ى تنگدست این ناحیه به شدّت بُناپارتیست باقى مانده‌اند. موضوع اصلى عبارت از پیش‌بینىِ یک رویداد مهم تاریخى است که در همین‌جا رُخ مى‌دهد: لویى ناپلئون بُناپارت[15]  به‌عنوان نماینده‌ى مردم اُستان یون[16] انتخاب خواهد شد. به این پایان ماجرا که اهمیت بسیار براى آن قائل‌اند و دلیل قاطعى را که براى آن مى‌آورند ایراد مى‌گیرند. بدون شک این یک تغییر ناگهانى و غیر مترقّبِ بسیار خیالى‌ى این رمان نیست، فکرِ بِکرى است از یک نویسنده، که شتاب مى‌ورزد تا کتابى را به‌پایان رسانَد. در مجموع تصادف میمونى است از الهام بالزاکى. البته تصادفاتى از این نوع را باید کاملاً از چنین بخت نادرى پذیرفت که از آن (در آثار بالزاک) بسیار یافت مى‌شود و لیکن هنوز بسیار باورنکردنى است که چطور مى‌توان این بختِ بلندِ بالزاک را در مجموعه‌ى کمدى انسانى بیان کرد؟

در حقیقت دهقانان، قبل از اینکه موضوع یک رمان بشود چندین بار در کمدى انسانى البته به‌طور ضمنى، آن هم در سایه اشرافیت یا بورژوازى، در خدمتِ خودِ مردم پاریس که آنها را با اطمینان و به مدد مهاجرت‌هایى است که اتفاق مى‌افتد و که اغلب در جاى جاىِ کمدى انسانى با قلم بالزاک با جملات معترضه توصیف و باز سازى مى‌گردد ظاهر مى‌شوند و که این خود، داراى یک ارزش بزرگ تاریخى است. مخصوصاً موقعیتى براى نویسنده فراهم مى‌کند که به‌طرزى خستگى‌ناپذیر، تئورى کهنه‌ى ارتجاعى خود را پیش بکشد. این است سخنان کلوزیه، قاضى صلح در کشیش دهکده: «حقّالارثِ قانون مدنى مصیبتى است عظیم براى فرانسه، ویروسى است ویرانگر… دهقان آنچه را که به‌دست آورده است به هیچ‌وجه آن را پس نخواهد داد. یک‌بار که قباله‌ى قطعه زمینى را در دهان همیشه بازاش فرو بُرد تا وجب آخر تقسیم‌اش مى‌کند.» بهتر است اینک اهدانامه‌ى دهقانان را بخوانیم: «مختصر بگویم، آیا تشریح وضع این دهقانى که قانون اجرا نشدنى را اجرا مى‌کند در ضمن موجبات مالکیت خود را به هرچه که هست و هرچه که نیست فراهم مى‌سازد یک نیاز فورى نیست؟ شما بروید این سرباز تبردارِ خستگى‌ناپذیر را، این جانورِ جونده را که زمین را قطعه قطعه مى‌کند، تقسیم مى‌کند بررسى کنید.»

این واژه‌هاى «تشریح»[17] ، «بررسى»[18] ،تفاوتى را که میان این رمان و طرح‌هاى قبلى‌اش وجود دارد به‌قدر کفایت تأکید مى‌کند و نیز در این داستان اگر تبیین اندیشه‌هاى بالزاک رادر باره‌ى قطعه قطعه کردن زمین‌ها و در باره‌ى تهدید یک انقلاب اجتماعى‌ى وحشتناک را درک نکنیم مرتکب اشتباه همیشگى شده‌ایم. بدون شک این اندیشه‌ها هنوز در اینجا و همین‌طور در بقیهِ اثر وجود دارد و هنوز در بخش وسیعى از آراءِ دوران ما هم وجود دارد، وانگهى این اندیشه‌ها براى بررسى کردن این آراء بسیار جالب‌است و این آراء، به همان اندازه‌اى‌که در کمدى انسانى منعکس است، در تألیفات معتبر معاصر هم منعکس است. بررسى تحقیقات ادبى که این همه تلاش و وقت به هدر مى‌دهد شگفت‌انگیز است. این بررسى‌ى اندیشه‌هاى سیاسىِ بالزاک قطعاً کمتر به نکات مهم و بدیعِ اثرش تعلّق دارد و همواره به مخزنِ تحقیقات ادبى ارائه مى‌شود و با سخنان تکرارى بر روى آنچه که اکنون سخنان مکررى بیش نیست انباشته مى‌شود و کارى است که هیچ نتیجه‌اى در بر ندارد. این بررسى تصویر فرد مارکسیست را به هیچ‌وجه خدشه دار نمى‌سازد و از دور بدان ترو تازگى‌مى‌بخشد و تنها چروکى چند بر سیمایش مى‌افکند. این بخش از بررسى‌هاى بالزاک‌شناسان در باره‌ى مجموعه کمدى انسانى و همین‌طور در باره دهقانان را مى‌بایست یک بار آن هم براى همیشه پایان داد. در اهدانامه‌ى دهقانان مى‌خوانیم «این عنصر ضد اجتماعى زاده‌ى انقلاب سرانجام روزى بورژوازى را نابود خواهد کرد همان‌گونه که بورژوازى اشرافیت را نابود کرد.» بهتر از این عباراتِ اهدانامه، اندیشه‌هایى است که بارها توسط بالزاک و دیگران بیان شده است. این سطور آلبوم را که در پیشاپیش طرح اصلى، یادداشت شده است، باید به‌خاطر سپرد: «نبرد میان دهقانان بخش و یک مالک بزرگ که دهقانان‌اش جنگل‌ها را تخریب مى‌کنند ـ نگهبان جنگل کشته مى‌شود که این خود آغاز عمل شنیعِ مجرمان است. یک گدا… پیرزنان، اراذل و اوباشِ حسود، مَنِش‌گارد و زنش، ارباب و غیره.» این طرح نه از تصوّرات بلکه از رُخدادها است، نه یک اُسلوب خشک و خالى بلکه یک رمان است. داستان یک درام که در یک مکان مشخّص و کاملاً محدود که منطقه نامگذارى مى‌شود روى مى‌دهد، همان‌گونه که از گزارشات کُمیسرهاى پلیس و کُمیسرهاى قضایى بر مى‌آید رخدادهایى از نوع دهقانان در طول نیمه اول قرن نوزدهم و به‌ویژه در ناحیه‌ى پُر درختِ «منطقه‌ى جنگلى» عیناً رخ مى‌دهد.

«تقریباً در پنجاه فرسنگى، در ابتداى بورگونْى…» این جمله، جمله‌اى است از سرآغاز درام دهقانان. این درام، در بخش جنوبىِ اُستان یون اتفاق مى‌افتد؛ انسان در افق «نخستین ردیف تماشاگهِ باشکوهِ موسوم به موروان» را مشاهده مى‌کند. لاـویل‌ـاوـفِى، جایى است که در آنجا توطئه‌گران دسیسه مى‌چینند «دلتایى است واقع در مصب رودخانه‌ى آوون که پنج فرسنگ پائین‌تر به یون مى‌ریزد.» همان‌گونه که آوالون در ساحل رودخانه‌ى کوزَن[19]  واقع در مصب رود کور[20]  که کمى دورتر به یون مى‌ریزد. لاـویل‌ـاوـفِى ناحیه‌اى است جنگلى، از املاک بزرگ اربابى مثل املاک اِگ: قصرى است مثل صدها قصر ناحیه‌ى پاریسى، البته با اختلافاتى که بالزاک یادداشت مى‌کند «فرماندار گفت: آقاى مارکى، نرماندى و بورگونْى دو ولایت کاملاً متفاوتى است، میوه‌هاى تاکستان زودتر از میوه‌هاى باغستانِ سیب، انسان را از کوره به‌در مى‌کند، ما زیاد از قوانین و اقامه‌ى دعوا سررشته نداریم اطراف‌مان را جنگل فراگرفته است؛ ما هنوز صنعتى نشده‌ایم.» (بخش دوم، فصل دهم) در شهرهاى کوچک معمولى، کمابیش معمولى، حسادت عده‌اى نسبت به عده‌ى دیگر برانگیخته مى‌شود، بنابراین آنان بر اثر نفرت‌شان موقتاً علیه ساکنان قصر اِگ با هم متحد مى‌شوند و دهقانان هم با اَعمال خشونت‌آمیزشان به پیش مى‌تازند. زحمتکشانى فقیر و هیزم‌شکنانى که آلت دست بورژوازى هستند، در ضمن گاهى آنان از خود مى‌پرسند آیا اقدام به این کار به نفع‌شان است: «ساکنان اِگ را مى‌ترسانید تا حقوق‌تان را رعایت کنند، خُب! آنها را از ولایت بیرون مى‌کنید و وادارشان مى‌سازید که املاک اِگ را بفروشند چون بورژواهاى دره همین را مى‌خواهند. این کار برضد منافع ما است. اگر شما به تقسیم زمین‌هاى بزرگ کمک کنید بنابراین در انقلاب آینده از کجا املاک فروشى به‌دست خواهید آوُرد؟» این پرسشى است که یکى از میان آنها مى‌پرسد. (بخش اول، فصل دوازدهم) اینجا در چند کیلومترى اِگ است که توطئه‌گران دسیسه‌مى‌چینند، آن هم با چنین بازیگرانى و در چنین درامى: همه چیز با چنان دقّتى و با چنان صحّت بیانى در باره‌ى حوادث و آدم‌ها توصیف و نقل شده است که فقط بالزاک مى‌توانست آن را پیش‌بینى کند تا مورّخ بتواند با اشتیاق بخش تاریخىِ این داستان را بررسى کرده و از آن استفاده نماید. مورّخ در ضمن مى‌پرسد چگونه بالزاک بدین صحّت، داستان را بیان کرده است قطعاً کمتر رمان‌هایى از بالزاک وجود دارد که انسان را وادار به پرسش و پاسخ مى‌کند که معمولاً با پرسش‌هاىِ داستان ادبى مغایر است یا بهتر است بگویم در جوار انکشاف مسلّم ادبى ـ دلایل محکم و قطعى ـ نوعى دیگر از آگاهىِ ادبى را شکل مى‌بخشد. البته حقیقتِ تاریخى‌ى دهقانان، یعنى این توصیف نبردهاى ارضى مردمِ آوالون در طى بازگشت سلطنت و پادشاهىِ ژوئیه ـ که داستانِ آن از سال 1823 آغاز و در 1837 پایان مى‌یابد ـ خیلى اسرارآمیز تر از توصیفِ رمان‌هایى است که در این جوامعِ پاریسى و ولایتى که بالزاک خوب مى‌شناخت، که خود از میان آنان برآمده بود و درست در میان آنها مى‌زیست چگونه با دقّت زیاد از این تابلوى اضطراب‌آورِ یک بخش از اُستان را از این یونِ آوالون که یونِ اُزر نیست و یونِ سانس هم نیست را بیان مى‌کند؟ و نیز چطور مى‌باید آن را بیان کند تا بتواند آن را به‌پایان برساند آن هم ـ نه بدون زحمت ـ با به تصویر کشیدن این تابلو، با نوشتن دهقانان، در صورتى که هرگز «کارگران» را نه حتّى کتاب کارگرانِ پایتخت را هم با وجود این که آن‌ها را خوب درک مى‌کرد و در هر گریزى در اثر پاریسى‌اش، که بر نوک قلم‌اش جارى مى‌شد هرچند که بیشتر مضمون‌اش از کارگران بود وآنان را خوب مى‌شناخت ننوشت، عنوان «بیمارستان و مردم» عنوانى است منحصر به فرد براى کتابى که امکان نداشت مبحث دیگرى را در خود جاى‌دهد. او کارگرانِ پاریسى را وصف نکرد، بلکه دهقانان بورگونْىِ شمالى را توصیف کرده‌است. این همان چیزى است که باعث شگفتىِ همگان شده‌است، و باید درباره‌ى آن اندیشید.

مطمئناً این موضوع، موضوعى است قابل توجّه که بدانیم آیا بالزاک آشنایىِ زیادى با فرماندار ژوآن‌یى[21]  داشته است در صورتى‌که او بارها از طریقِ این ناحیه به سوئیس و ایتالیا مى‌رفته است:«من سه روز دیگر از طریق بورگونْىِ کسالت‌آور به پاریس بازخواهم‌گشت.» بالزاک در ژوئیه 1836 به یک دوست مى‌نویسد. بورگونْىِ کسالت‌آور؟ این نوشته از طرفِ فردى است که شروع به نوشتن دهقانان در سال 1834 مى‌کند این سخنى است تعجب آور. البته شاید لازم باشد این نوع توضیحات در جاى  درست‌اش قرارگیرد. وانگهى بالزاک در زندگى‌اش به کرّات از بورگونْى عبور نکرده‌و در هیچ محفل پاریسى نیز فرماندار ژوآن‌یى را ملاقات نکرده‌است. یا وقتى که هنوز در حرفه‌اش خیلى جوان بود از ژوآن‌یى عبورى ردمى‌شده، و در نزد دوشسى بخشنده راز خود را برملا یا اقرار مى‌کند آیا با عنوان کردن‌اش، قصد خودنمایى داشت؟ مادام دو بوسئان در بابا گوریو در جواب دوشس آهسته مى‌گوید: «بله عزیزم، آقا به هدف خود مى‌رسد». البته او همچون نقّاد ادبى، مسرور از کشف به‌جایش به هدفِ خود مى‌رسد.

براى درک خبرِ بورگونیایى بالزاک و حساسیت فوق‌العاده‌اش نسبت به منافع، به تضادها به سیماهاى ساکنان یک بخش از آوالون، آن را باید به عنوان شعر پاریسى نگریست نه شعر بورگونیایى. دیدگاه نویسنده همیشه پاریسى است. همین‌طور نقطه‌ى آغازینِ اثر. فصل اول با یک نامه، از پاریسى‌ترین نامه‌ها آغاز مى‌شود که بلونده، روزنامه‌نگار پاریسى، دعوت‌شده به قصر، که به دوست‌اش ناتان، نویسنده‌ى مشهور مى‌نویسد. در فصل دوم این اثر هم، این‌چنین آغاز مى‌شود: «زمانى‌که یک پاریسى قدم به روستا مى‌گذارد…» البته بخصوص در این ناحیه همزمان جداافتاده از پاریس و باوجود اندک دورافتادگى، اغلب شخصیت‌هاى رمان، نجیب‌زادگان یا بورژواها و توده‌مردم خود آنها در ارتباطى تنگاتنگ با پایتخت هستند. قصرنشینان دست‌کم قبل از شروع سرما به خاطر معاملات‌شان، فروش شراب و مخصوصاً فروش چوب بدانجا مى‌روند. گوبرتن یکى از محرکان اصلىِ توطئه علیه ساکنان اِگ است که «حدود یک‌سوم حمل و نقل چوب پاریس و نمایندگىِ کُل تجارتِآن را به‌عهده دارد ولى بهره‌بردارى از جنگل، قطع درختان، نگهدارى، حمل‌ونقل از طریق آب رودخانه، از آب بیرون کشیدن و حمل‌ونقل آن را اداره مى‌کند.» (بخش اول، فصل هشتم). «این بخارى‌هاى دیوارىِ پاریس است که هزینه‌ى‌گزاف در بر دارد.» یعنى این صاحبان بخارى‌هاى دیوارى هستند که پول گزافى خواهند پرداخت، و براى توطئه، سرمایه‌گذارى مى‌کنند. تا روزى که زُغال جاى هیزم را بگیرد، بنابراین با نزدیک شدن انقلاب 1848 بحران آوالونیایى تشدید مى‌شود. خلاصه ارسال چوب از طریق رودخانه‌هاى کور[22] ، یون و سِن عمل گرم کردن پایتخت را به‌تنهایى تضمین نمى‌کند، بلکه از برکت رودنَوردان است که حمل چوب را به‌عهده مى‌گیرند و آن را توسّط جوانان شرور، امثال آدمکشِ اسرار پاریس[23] ، «کارگران بارانداز، چوب‌هاى شناور و بسته‌هاى هیزم شناور در اسکله‌ى سن‌ـپل را ذخیره‌سازى مى‌کنند»، منظور از کارگر بارانداز، جانى‌آزادشده است. امّا این امر نمى‌تواند مانع اندیشیدن شود، مخصوصاً خواننده بعد از قرائت دهقانان، از جنگل‌اش وقوعِ حوادث خونینى را احساس مى‌کند؛ اندک شرارتى در میان کارگران بارانداز باعث خواهد شد که هزینه‌ى باربرى در ولایت بالا رود. افکار و مَنِش نادرست انقلابیون را همان‌گونه که در اثر بالزاک مى‌توان به فراست دریافت، در صورتجلسه‌هاى پلیس آن دوران هم مى‌توان دید.

ب

            لویى شِوالیه

                استاد کولِژ دو فرانس

[1] . La Bruyهre

[2] . La Marquise de Sإvignإ (1696-1626): بانوى نویسنده که شهرت او به‌واسطه‌ىنامه‌هایى است که به دخترش و دیگران نوشته. این نامه‌ها در سال 1726 منتشر شده.

[3] . منظور از کاخ‌نشین نوهان Nohan، ژُرژ ساند George Sand (1876-1804)، بانوىرمان‌نویس فرانسوى است.

[4] . Virgile (19-70 ق.م) شاعر رومى است. آثار اولیه او به تقلید از تئوکریتوسِ یونانىدر ستایش زندگى روستایى و شبانى است. اما مهمترین کتاب وى منظومه‌ى اِنه‌ئید Enإideاست که حماسه ملى مردم رومى و یک شاهکار ادبى است.

[5] . آنتوان واتو Watteau Antoine (1721-1684): نقاش فرانسوى.

[6] . ژان فرانسوآ مییه Jean Franµois Millet (1875-1814): نقاش فرانسوى. کهنقاشى‌هایش از زندگىِ روستایى شهرت دارد از جمله آنژلوس Angelus.

[7] . Hanska: همسر بالزاک.

[8] . الکسى دو توکوویل Alexis de Tocqueville (1859-1805): نویسنده سیاسى فرانسه.آثار معروف‌اش: «درباره‌ى دمکراسىِ کشور امریکا» 1859 «رژیم پیشین و انقلاب» 1850.

[9] . لویى اوژن کاونیاک Cavaignac (1857-1802): ژنرال فرانسوى و وزیر جنگانقلاب 1848.

[10] . پیر ژُزف پرودان Pierre Joseph Proudhon (1865-1809): آنارشیست فرانسوى،یکى از متفکّران و صاحبنظران در مسائل سیاسى و اقتصادى. نویسنده‌ى «سیستم تناقضاقتصادى یا فلسفه‌ى فقر». نخستین کسى بود که لفظ آنارشى را به‌کار برد ولى نه به‌معناىانقلابىِ آن.

[11] . Daniel Hlإvy

[12] . Andrإ Siegfried

[13] . ژاکرى Jacquerie به معناى دهقانِ شورشى است: در 28 مه 1358 دهقانانایل‌ـدوـفرانس Il-de-France در نتیجه‌ى تنگدستى برضد نُجبا و سربازان تاراجگر شورشکردند، و به‌شدت قصاص شدند. بدین مناسبت این دهقانان را ژاک‌ها  Jacquesنامیدند.

[14] . Vendإen Jean Yole

[15] . ناپلئون سوم

[16] . Yonne

[17] . peindre

[18] . voir

[19] . Cousin

[20] . le Cure

[21] . Joigny

[22] . la Cure

[23] . اسرار پاریس رمانى است از اوژن سو Eugإne Sue (1804-1857) نویسنده‌ىفرانسوى.

اطلاعات بیشتر

وزن 600 g
ابعاد 21 × 14 cm
وزن

600

پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

94391

شابک

978-964-351-923-0

نوبت چاپ

تعداد صفحه

535

قطع

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

جنس کاغذ

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “دهقانان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.