چهار درس درباره روانکاوی

نوشتۀ مصطفی صفوان
ترجمۀ آرمین دارابی‌نژاد، سروناز حصارکی و سیده‌ملیحه انواری

کتاب پیش رو چهار درس دربارۀ روان‌کاوی فرویدی‌لکانی است و نویسنده، مصطفی صفوانِ فقید که از نخستین شاگردان لکان و نخستین مترجم تفسیر رویا به عربی است، آن را بر پایۀ مجموعه سخنرانی‌هایش در سال 2001 و در «مدرسۀ روان‌کاوی لکانی در سان‌فرانسیسکو» به رشتۀ تحریر درآورده است.

 

295,000 تومان

جزئیات کتاب

قطع

رقعی

نوبت چاپ

اول

جنس کاغذ

بالک (سبک)

پدیدآورندگان

آرمین دارابی نژاد, مصطفی صفوان

موضوع

روانکاوی

تعداد صفحه

114

کتاب «چهار درس دربارۀ روانکاوی» نوشتۀ مصطفی صفوان ترجمۀ آرمین دارابی‌نژاد، سروناز حصارکی و سیده‌ملیحه انواری

گزیده ای از متن کتاب

درس اول

فکر می‌کنم برای شروع، بهترین کار این است که درکم از کار پیش‌رویمان در هفتۀ جاری را با شما در میان بگذارم تا درباب نکاتی که ممکن است از قلم بیندازم، پیشنهاداتتان را بشنوم یا اگر نکاتی هست به آن اضافه کنید. من می‌توانم برنامۀ درسی‌ام را با پیشنهادات شما منطبق کنم.

به نظر من ماحصل کارِ فروید تئوری‌ای است دربردارندۀ چند تناقض. همین کافی است که یکی از این تناقضات بی‌جواب باقی بماند تا کل این تئوری درهم‌کوبیده یا رد شود. امروز صحبتم را به یادآوری دو مورد از شناخته‌ترین مصادیق این تناقضات محدود خواهم کرد. [یکی این است که] انتقالْ شرطِ بنیادین روانکاوی در نظر گرفته می‌شود و حتی می‌توان روانکاوی را انتقال‌کاوی نامید. با این‌همه می‌توان انتقال را قدرتمندترین سدِ پیشرفت روانکاوی نیز قلمداد کرد. بنابراین، چگونه انتقال هم شرطِ امکان و هم عاملِ ناممکنیِ روانکاوی است؟ تناقض بعدی مربوط به ایگوست. فروید ابتدا ایگو را کارکردی از واقعیت تعریف می‌کند و مادامی که حرف از میل در میان باشد، این تعریف برایش بسیار مهم تلقی می‌شود. طبق نظر فروید، امیال به سمت وهمِ ابژه‌هایشان سوق می‌گیرند؛ یعنی رضایت‌مندی خود را در ابژه‌های بریده از واقعیت می‌جویند. اگر کارکرد واقعیت کارکرد میل را اصلاح نکند، کارکرد روانی به وهم[1] یا وضعیت روان‌پریشی تقلیل می‌یابد. با این‌همه، بعد از کشف نارسیسیسم، ایگو عاملی[2] قلمداد می‌شود که به من امکان فرق گذاشتن بین کسی که می‌خواهم باشم و کسی که هستم را می‌دهد. بنابراین، چگونه عاملی یکسان هم مشعل‌دار واقعیت است و هم زایشگاه توهم[3]؟

علاوه‌بر دو تناقض بالا در تئوری، تجربۀ فروید او را به سمت کشف چند موضوع حیرت‌انگیز نیز می‌کشاند. این موضوعات چنان حیرت‌انگیزند که ممکن است آن‌ها را غریب بدانید، زیرا یافتن توضیحی برایشان خیلی آسان نیست. به عقدۀ اختگی اشاره می‌کنم. چطور است که کودک دربارۀ آلت خود احساس ناامنی می‌کند؟ ریشۀ تهدید اختگی در کجاست؟ هم‌زمان، چطور است که دختر احساس می‌کند فاقد آلت است، درحالی‌که این گزاره همان‌قدر عقلانی می‌نماید که بگوییم کسی احساس می‌کند فاقد چشم سوم یا مثلاً حس ششم است؟

و این موضوع هم هست که تجربۀ روان‌کاوانه ما را به سوی کشفِ دو پدیدۀ متفاوت سوق می‌دهد. اولی، پدیدۀ عشق انتقالی که مشخصۀ آن آرمانی‌سازی است. در حقیقت، آرمانی‌سازی جوهرۀ همۀ عشق‌هاست و طی آن ابژۀ عشق به‌مثابۀ نوعی کل[4] دیده می‌شود؛ نه فقط به این معنا که وحدت یا کلیت دارد، بلکه به این معنا هر آنچه را من فاقد آنم هم دارد. از سوی دیگر، در عین همین تجربه ما شاهد شماری امیال دیگر نیز هستیم که هر کدامشان به میانجی آنچه می‌‌توان ابژۀ جزئی[5] (دهانی، مقعدی، نگاه خیره[6] و صدا را نیز می‌توانید اضافه کنید) نامید ارزش‌گذاری می‌شوند، اما نکتۀ اصلی مشخصۀ آن‌‌ها به‌عنوان ابژه‌های جزئی است. از همین روست که به‌سادگی نمی‌توان ارتباط میان این دو پدیده، یعنی عشق و میل، یا به تعبیری دیگر ارتباط میان ابژۀ کلی و ابژۀ جزئی را درک کرد.

[1]. hallucination

[2]. agent

[3]. illusion

[4]. a whole

[5]. partial object

[6]. gaze

موسسه انتشارات نگاه

کتاب «چهار درس دربارۀ روانکاوی» نوشتۀ مصطفی صفوان ترجمۀ آرمین دارابی‌نژاد، سروناز حصارکی و سیده‌ملیحه انواری

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “چهار درس درباره روانکاوی”