دختر کوچولوی آفریقا – ملکه‌ی بلشویک

نوشتۀ جرج برنارد شاو
ترجمه و بازنویسی محمد قراگوزلو

دختر کوچولوی آفریقا از معدود داستان­‌های برنارد شاو‌ نمایشنامه‌نویس نامدار انگلیسی است. این داستان کوتاه را می‌توان در کنار شاهکار آنتوان سنت­اگزوپری، شازده کوچولو از آثار تمثیلی برجسته‌ی ادبیات جهان دانست. بااین­‌همه از حیث ژرفای مباحث فلسفی و انسجام اندیشه و طنز گزنده و شخصیت‌پردازی و منظومه‌­یی از مناظره‌های نظری، اثر شاو افقی متفاوت و در بسیاری جهات گسترده‌تر می‌گشاید. پرداخت ظریف و هنرمندانه­‌ی چالش‌های فلسفی و دینی و عرفانی و انسانی و حتا سیاسی آن­هم در قالب زبانی ساده و کودکانه خصلت‌­نمای این اثر است. دخترکی سیاه‌پوست از ژرفای روستاهای آفریقای عصر استعمار برای یافتن حقیقت خداوند، کلبه و آموزه‌های کلیشه‌­یی مبلّغان مسیحی را ترک می‌کند. او در این سفر با پیامبران بزرگ عهد عتیق و جدید و گروهی از اندیشمندان و نیز پیامبر اسلام روبه‌رو می‌شود و با هر یک به گفت‌وگو و مناظره می‌پردازد. سرانجام، در قلب عصر روشنگری، به مزرعه‌ی اشتراکی ولتر که می‌رسد آرام می‌گیرد، به کار مشغول می‌شود‌ و با کارگری ساده و مهربان ازدواج می‌کند.

ملکه‌ی بلشویک نمایشنامه‌­یی تک‌پرده‌­یی از برنارد شاو است که در آن نویسنده با طنزی تند و هوشمندانه نهاد سلطنت و دربار و اصل وراثت قدرت و اقتدار نظامی را به نقد می‌کشد و به بنیادهای سنّتی قدرت می­تازد.

 

 

 

 

 

450,000 تومان

جزئیات کتاب

وزن

250

قطع

رقعی

نوبت چاپ

اول

جنس کاغذ

بالک (سبک)

پدیدآورندگان

محمد قراگوزلو, جورج برنارد شاو

تعداد صفحه

199

سال چاپ

1405

کتاب «دختر کوچولوی آفریقا: ملکه‌ی بلشویک» نوشتۀ برنارد شاو ترجمه و بازنویسی محمد قراگوزلو

گزیده ای از متن کتاب

کوچولوی آفریقا

دختر کوچولوی سیاه از راهبه‌ی مبلغی که باعث گرویدن او به مسیحیت شده بود پرسید:

_ خداوند کجاست؟

راهبه با حوصله پاسخ داد:

_ خداوند گفته است جست‌وجو کنید تا من را بیابید.

راهبه زنی لاغراندام و پریده رنگ و سفید روی و کوتاه قامت بود که هنوز 30 سالش نشده بود. او در خانواده‌یی از طبقه‌ی متوسط و ایل و تباری انگلیسی به دنیا آمده بود. راهبه با همان جثه‌ی ظریف و روح و روان ناآرام خود به قلب جنگل‌های آفریقا آمده بود تا مگر عشق کودکان را نسبت به ستایش مسیح مقدس برانگیزد و آنان را به پرستش پیامبر دین و آئین خود مجاب و مومن سازد. هدف راهبه از این خطرِ خطیر علاوه بر تبلیغ مسیحیت حصول آرامش خاطر و وصول خواهش پرتنش قلبی هم بود. انگار او ذاتاً عاشق و شیدا زاده شده بود. هنگام تحصیل در مدرسه ناگاه و ناخودآگاه یکی پس از دیگری شیفته‌ی معلمان خود می‌شد. چنانکه بی‌اختیار دل می‌باخت و اسرار پنهان عاشقی را با رنگ رخسار آشکار می‌ساخت. هر بار بی اعتنا به زنهار روزگار و اعتبار و انذار خانوار تا پای جان مفتون عاشق شوریده‌روان می‌شد و تا مرز پرستش می‌شتافت. او به دختران همکلاسی اهمیت نمی‌داد و برای هم‌سن و سالان خود ارزشی قائل نبود. در همان حال به مذمت و نصیحت والدین و مدیران مدرسه نیز توجهی نمی‌کرد. نخستین بار تازه 18 ساله شده بود که با کله به‌دام عشق افتاد و عاشق شد. آن‌هم چه عشقی! همین عشق سرکش و سرشار از نکوهش در مدتی کوتاه همچون آه او را یکی پس از دیگری به سوی نامزدیِ نامراد با شش کشیش مشتاق و خوش‌اخلاق کشید اما تمام این نامزدی‌ها پیش از وصال به ملال انشقاق و طلاق انجامید. هرگاه یکی از این نامزدی‌ها به آستانه‌ی ازدواج می‌رسید دختر منصرف می‌شد و قول و قرارهای خود را زیر پا می‌گذاشت و از پیوند زناشویی می‌گریخت. او ابتدا برای هر کدام از این عشق‌ها رویاپردازی‌های عجیب و غریبی در ذهن خود پرورش می‌داد. قلبش مملو از شور و شادی می‌شد اما پس از مدتی کوتاه به این نتیجه می‌رسید که تمام آن شوق و امید واهی بوده است. از طرف دیگر نامزدهای او دل‌شکسته و محزون از این عهدشکنی واکنش‌های مختلفی نشان می‌دادند. بعضی از آنان اندوهگین می‌شدند و بعضی دیگر فکر می‌کردند همه‌ی آنچه به سرعت میان ایشان و دختر گذشته خواب و خیالی بیش نبوده است. رویاهایی بسیار دور از حقیقت. یکی دو نفر از نامزدانِ ناکامِ دختر به این نتیجه رسیده بودند که دوران کوتاه نامزدی فقط چیزی شبیه خواب بوده که در بیداری اتفاق افتاده است اما اساس آن از حقیقت فرسنگ‌ها فاصله دارد.

سرانجام فاجعه رخ‌نمود و یکی از نامزدهای مغموم شکست عشق را برنتافت و دست به انتخاری موفق زد و خود را کشت. این مصیبت دردناک در دل دختر به داستانی شگفت‌انگیز تبدیل شد. او به نحو فوق‌العاده‌یی در اعماق قلب خود احساس لذت و کامیابی می‌کرد. به نظر می‌رسید وقوع آن تراژدی سوزناک چنان شور و شعفی در دل دختر به وجود آورده بود که می‌توانست او را از دنیای کاذب رویاها خارج کند و به مرحله‌یی بی‌مانند از تعالیِ روحی روانی برساند که شکوه شادی و شادابی را در شگون شوره‌زار آشوب شوربختی و شدت شاق شراره‌ی درد بیابد. با وجودی که نامزد مرحوم آخرین فرد از آن شش نفر نبود اما به‌هر حال مرگ آن جوان سودازده به این نامزدبازی‌های تخیلی پایان داد.

موسسه انتشارات نگاه

کتاب «دختر کوچولوی آفریقا: ملکه‌ی بلشویک» نوشتۀ برنارد شاو ترجمه و بازنویسی محمد قراگوزلو

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دختر کوچولوی آفریقا – ملکه‌ی بلشویک”