کتاب «دیکتاتورها چگونه سقوط میکنند و ملتها چگونه میمانند» نوشتۀ مارسل دیرسوس ترجمۀ حمید کاشانیان
گزیده ای از متن کتاب
پیشگفتار: تفنگ طلایی
انکار نمیکنم که تنها هستم. عمیقاً تنها هستم. زمانی که پادشاهی مجبور نیست بهخاطر آنچه میگوید و انجام میدهد، به کسی پاسخگو باشد، ناگریز بسیار تنها میشود.
محمدرضا پهلوی، شاه سابق ایران
قدرتمندترین دیکتاتورهای روی زمین محکومند با ترس زندگی کنند. آنان میتوانند با تلنگری دشمنانشان را تا بود سازند. آنان، خانوادههایشان و سرسپردگانشان ممکن است تمام کشورشان را از کاخهای شکوهمندشان کنترل کنند، اما هر ساعت از بیداریشان را باید با ترس از دست دادن همه چیز سپری کنند، اهمیتی ندارد که دیکتاتورها چقدر قدرتمند میشوند، نمیتوانند با پرداخت هزینهای یا با دستور دادن، آن ترس را برطرف نمایند. اگر دیکتاتور حرکت اشتباهی انجام دهد، سقوط خواهد کرد. و زمانی که دیکتاتورها سقوط میکنند، اغلب تبعید میشوند یا به زندان میافتند، یا به گور میروند.
در یک روز سرد زمستانی در اواخر سال 2007، نگهبانان آمازونی گشتی با یونیفرمهای سبز رنگ خود همه چیز را تحتکنترل گرفتند. لحظاتی بعد، سرهنگ معمر قذافی از هتل د مارینی در مرکز پاریس خارج شد. او پس از آنکه از پلهها پایین آمد، بر فرش قرمزی که روی چمن دست نخورده ای پهن شده بود، شروع به قدم زدن کرد، در انتهای فرش قرمز، چادر بزرگی افراشته شده بود. هتل د مارینی که دولت فرانسه به منظور پذیرایی از مهمانان دولتی استفاده میکرد، برای برآوردن هوی و هوسهای حاکمان قدرتمند نیز استفاده میشد، اما هرگز قبلاً چادر بادیهنشینی در آن باغ برافراشته نشده بود تا دیکتاتوری میهمان در آن بتواند میهمانانش را با ” سنت صحرا” ملاقات نماید.
کتاب «دیکتاتورها چگونه سقوط میکنند و ملتها چگونه میمانند» نوشتۀ مارسل دیرسوس ترجمۀ حمید کاشانیان












دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.