دوران کودکی

ماکسیم گورکی
ترجمه کریم کشاورز

دوران کودکی زندگی‌نامۀ خودنوشت ماکسیم گورکی است؛ دورانی غرق در فقر و سختی‌های وحشتناک که گورکی پنج ساله را مهیای درک معنای زندگی روزمره در روسیۀ قرن نوزدهم می‌کند. مرگ زود هنگام پدر و زندگی با خانوادۀ پر جمعیت مادری، حیات درونی دوران کودکی او را شکل می‌دهد. پدربزرگی کج‌خلق که او را تا حد بیهوشی کتک می‌زد و مادربزرگی مهربان و قصه‌گو که شب‌ها در کنار تختخواب گورکی زانو می‌زد و زیر لب دعا می‌خواند. به قول خود گورکی«از آن روزها توجهی آمیخته به ناراحتی و نگرانی به انسان‌ها پیدا کردم، گویی پوست قلبم را کسی کنده باشد و از آن زمان قلبم در برابر رنج و توهین، حساسیتی عجیب پیدا کرد». ذهنی حساس و قلبی منقلب در جامعه‌ای سرد و خشن، ما را به یاد وجه اشتراک همۀ نویسندگان می‌اندازد: رنج

 

750,000 تومان

جزئیات کتاب

وزن 350 گرم
ابعاد 21 × 14 سانتیمتر
پدیدآورندگان

کریم کشاورز, ماکسیم گورکی

نوع جلد

شومیز

نوبت چاپ

ششم

قطع

رقعی

تعداد صفحه

319

سال چاپ

1404

موضوع

داستان خارجی

وزن

350

گزیده ای از کتاب دوران کودکی

چند روز بعد از مـراسم بـه‌خاک سپردن مادرم، جدّم بـه مـن گفت: خوب آلکسی، تـو کـه مدال نیستی همیشه بـه گـردنـم آویزانت کنم. جـای تـو اینجـا نیست. بـرو تـوی مـردم. و مـن هـم رفتـم میـان مـردم

در آغاز کتاب دوران کودکی می خوانیم

وران کودکی . داستان زندگی خود ماکسیم گورکی ، نویسنده روس است و نخستین کتاب از داستان سه‌گانه‌ای (تریلوژی) است که دو قسمت دیگر آن در جستجوی نان و دانشگاه است. نویسنده به خاطرات اولین سالهای حیات خود در میان مردم پرداخته است. دچار بدبختی و فقری است که موجد پست‌ترین تمایلات است. میان پدربزرگی خشن و پرخاشگر و سبع، که می‌خواهد او را به سبک قدیم تربیت کند، و مادربزرگی مهربان و پرهیزگار، به سر می‌برد. خانواده در وحشت از پیرمرد به حیات ادامه می‌دهد و او هم بی‌دریغ زن و بچه‌هایش را به باد کتک می‌گیرد. تنها لحظات آرام وقتی است که پدربزرگ در خانه نیست. آنگاه است که همه خانواده به شادی و پایکوبی می‌پردازند، مشروب می‌نوشند،‌ مادربزرگ می‌رقصد، و به بچه‌ها شیرینی و شربت داده می‌شود. اما اغلب، خاطرات تلخ است که افکار نویسنده را به هم می‌ریزد. خاطره عمویی که زاری می‌کند، چرا که زنش را آنقدر زده که بر اثر ضربات مشرف به موت است. تنها یکی از دوستان آلیوشا، پسرکی کولی، مورد علاقه پیرمرد است که او هم به شکل خدعه‌آمیزی بر اثر حسادت به دست عمه‌های آلیوشا کشته می‌شود. آتش‌سوزی عظیمی همه را خانه‌خراب می‌کند و موجب جدایی خانواده می‌شود… پسرک کم‌کم بزرگ و شیطان‌تر می‌شود و از اینکه پدربزرگش کمتر از سابق او را کتک می‌زند دچار حیرت می‌شود. پسرک عاشق کوچه است. چشمش کم‌کم به زندگی باز می‌شود، بی‌آنکه راز غمی که او را فراگرفته برایش فاش شود. بدبختی همچنان بر مردم بیچاره سنگین و سنگین‌تر می‌شود و پیرمرد باید اموالش را با بچه‌ها قسمت کند. کاملاً فقیر و خسیس می‌شود. مادر آلیوشا می‌میرد و پسرک نوجوان باید به دنبال چوب جمع کردن برود. داستانسرای ما کم‌کم متوجه می‌شود که دهقانهای روس از بس ناملایمت و بدبختی کشیده‌اند، کم‌کم به رنج خویش عادت کرده‌اند و حتی به آن علاقمندند. وقتی هم که فاجعه‌ای بزرگتر از گذشته پیش می‌آید، آن را چون حادثه و وسیله‌ای برای تفریح در زندگی محقر خود تلقی می‌کنند و «بر چهره‌ای خالی، جای چنگ زینتی به شمار می‌رود». زندگینامه‌های نویسنده به حق در آثار گورکی مشهورترین آنهاست، و در میان آنها دوران کودکی مسلماً شاهکار نویسنده به شمار می‌رود و بازپردازی غم‌آور طبقات فقیر و بدبخت روسیه در اواخر قرن نوزدهم است.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دوران کودکی”