(021) 66480377-66975711

در صفحه “کتابخانه” روزنامه «سازندگی» طی یادداشتی«ادبیات آلمانی در قرن بیستم» نوشته حسن نکوروح معرفی شده است که در ادامه می خوانید:

 

فلسفۀ ادبیات آلمانی: معرفی مختصر “ادبیات آلمانی در قرن بیستم”

هدف از نگارش کتاب «ادبیات آلمانی در قرن بیستم» از آغاز گسترش معلومات خواننده ایرانی بوده درباره این ادبیات در زمان یاد شده. گسترش به مفهومی فراتر از مفهوم رایج، که معمولا به کمیت توجه دارد، یا بیشتر به کمیت تا کیفیت. در واقع می توان گفت خواننده فارسی زبان آغاز راه را رفته است. که همان خواندن و آشنایی با این ادبیات باشد. که مطابق معمول نیز از نویسندگان و شاعران بزرگ آغاز می شود؛ نویسندگانی که شهرت جهانی یافته اند. ضمن آنکه خواننده را نیز هرجا که لازم بیاید با نقل قولی هرچند کوتاه با اینگونه مطالب آشنا می کند، تا با فضای حاکم در بحث های مربوط به هر نویسنده و به طور کلی نظریاتی که در تفسیرها و نقدهای رایج در محیط بومی آثار مورد بحث مطرح می شود در حد امکان تماس یابد.

باید دوباره تاکید کرد که هدف از نگارش این کتاب آشناسازی خواننده به شکلی با کیفیت با ادبیات آلمانی در قرن بیستم است؛ این مبحث در دو قسمت که یکی از آغاز تا پایان جنگ جهانی دوم و دیگری از پایان جنگ تا پایان قرن بیستم را دربر می گیرد ارائه شده و به آثار نویسندگان کشورهای آلمان، اتریش و بخش آلمانی زبان کشور سوئیس می پردازد. در بخشی از کتاب می خوانیم: ذهنیت در آثار هسه دارای عینیت است، چنان که رویا نیز از واقعیت دنیای بیداری جدا نیست. این درهم آمیختگی خیال با واقعیت از ویژگیهای بنیادین هنر داستان پردازی هسه است. دنیای خیال نه فقط در صحنه های رویایی ظاهر می شود، این دنیا در آثار هسه شکل افسانه نیز به خود می گیرد – چنان که در «سیدهارتا» می بینیم، در این اثر که به عنوان داستان هندی معرفی می شود، افسانه، قالب افسانه شرقی زمینه و فضای لازم را برای محتوای داستان به دست میدهد. حال اینکه چرا هسه برای داستان خود این قالب و این فضا را انتخاب کرده، پرسشی است که پاسخ به آن نکات مهمی را روشن می کند: دنیای جدید، که با طبع حساس شاعران و هنرمندان سازگاری چندانی ندارد، آنها را به گریز از واقعیت های خود وا میدارد، چنان که یکی از ویژگیهای سبک جدید یا نئورمانتیک همین دنیاگریزی است. از این گذشته این دنیا با پیچیدگی های روابط اجتماعی که پدید آورده، چهره خود را به درستی آشکار نمی کند که این را در آثار نویسندگان و شاعران دیگر هم دیدیم و سخن شان را در رد آن شنیدیم. این پیچیدگی به خصوص آنجا وضع مشکلی پدید می آورد که شاعر و نویسنده ای بخواهد تا کنه زندگی انسانها و روابط آنها پیش برود و رازهای آن را بر ما فاش سازد. انسان و زندگی اش در این دنیا با سازمانها و تشکیلات تودرتویش چنان محو و پنهان می شود که نمایش حقیقت آن دشوار و گاه حتی ناممکن می‌نماید.

موسسه انتشارات نگاه

ادبیات آلمانی در قرن بیستم