(021) 66480377-66975711

معرفی مجموعه ” مفاهیم روانکاوی “

روزنامه «سازندگی» طی یادداشتی در صفحه گفتمان روز 25 خرداد خود به معرفی مجموعه کتاب ” مفاهیم روانکاوی ” پرداخته است که در ادامه می خوانید:

 

معرفی مجموعه ” مفاهیم روانکاوی “

 

دانش روانکاوی فرصتی است برای اعاده بخش هایی از خودمان که در بی خبری به آنها پشت کرده ایم. به بیان دیگر روانکاوی علمی برای پرداختن عمیق تر و متمرکزتر به ذهن ناخودآگاه است. منظور از ناخوداگاه آن بخش از روان است که از دسترس آگاهی خارج شده است ولی به کنترل رفتار فرد ادامه می‌دهد. این اصطلاح نخست در ۱۹۰۳ سال ۱۸۹۶ رایج شد. در یکی از جنبه های روانکاوی یعنی درمان، درمانگر که روانکاو نامیده می شود می کوشد درمان جو را نسبت به تعارض های ناخودآگاهش آگاه کند. در روانکاوی، روانکاو داده های خود را از مصاحبه های بالینی کسب می کند. روانکاوی کلاسیک بر پایه این عقیده اصلی زیگموند فروید استوار است که تعارض های ناخوداگاه میان بخشهای مختلف روان – نهاد، خود، فراخود – علت اصلی رفتار نابهنجار هستند. فروید بر این باور بود که آگاهی یافتن از یک تعارض دردناک موجب کاهش اضطراب می شود. وی مشاهده کرد که هرگاه بیمارانش تجربه تلخ و تکان دهنده ای را همراه با هیجان‌های اضطراب آور آن به یاد می آورند، ظاهرا از تأثیر آن تعارض بر رفتار فرد کاسته می شود. البته دستیابی به تعارض های ناخوداگاه کار ساده ای نیست. خود، به کمک سازوکارهای دفاعی مانع از هشیاری نسبت به افکار ناخودآگاه می شود. کسب بینش نسبت به ناهشیاری مستلزم فریب دادن خود و تضعیف حالت دفاعی آن است. تداعی آزاد، تفسیر، تحلیل رؤیا، مقاومت و انتقال پنج فن اصلی روانکاوی کلاسیک فروید برای آگاهی یافتن به تعارض های ناخودآگاه هستند. حسن مکارمی معتقد است که می بایست به طور جدی میان کاربالینی روانکاو و کار پژوهشی او جدایی قائل شد. روانکاو بالینی تنها در اطاق کار و در کنار بالین و دیوان فرد، در موضع روانکاو فعالیت دارد. روانکاو بالینی در همین حال می تواند در محیطهای دیگر فعالیت اجتماعی چون محیطهای آموزشی، بیمارستان ها، محیطهای خلاقیت هنری و غیره حضور داشته باشد. این حضور تنها به عنوان یک متخصص فن گوش دادن میتواند به حساب آید نه چیزی دیگر. و دیگر این که روانکاوان بالینی با کار در گروههای پژوهشی گوناگون به نوعی «روانکاوی کاربردی» را توسعه می دهند. این راهها، همگی بر مفهومی تازه استوارند. دوباره برپایی شناختهای ما، به گونه ای دیگر، آن چه قدیمی است، شکل و محتوایی تازه می یابد و تازه یافته‌ها چیزی جز دانسته های قدیمی ما نیستند. روانکاوی بالینی قدیمی ترین شناخت آدمی را دوباره تعریف می کند و در این راه خط میانی به آن اضافه میکند. خطی که ظرف و مظروف را از هم جدا می سازد. واژه‌ها در دنیا و منطق خود میزیند و معانی آنها در دنیای مفهوم و منطق خود. روانکاوی یا روان تحلیل گری، نظریه ای درباره عملکرد ذهن، اختلال های روانی و نام شیوه‌ای روان درمانی است که بر این فرض اساسی استوار است که بیشتر فعالیتهای ذهنی و پردازش آنها در ناخودآگاه رخ می‌دهد. ولی ژاک لاکان می گوید روانکاوی کاری است که یک روانکاو می کند. واژه «روانکاوی» را اولین بار ابراهیم خواجه نوری بر ساخت و سپس این واژه به همراه بسیاری دیگر از برساخته های او به سرعت مقبول نویسندگان و مترجمان قرار گرفت. ژاک لاکان می گوید تعریف داده شده از کتاب خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک تعریف درستی از روانکاوی نیست، «روانکاوی اصلا یک روش درمانی نیست. در واقع روانکاوی یک روش ورای درمانی است و به همین دلیل قطعی ترین نوع درمان است). «روانکاوی یکی از انواع روان درمانی نیست و اساسا با تمام آنها متفاوت است. درست است که در بسیاری از کتاب‌های معتبر دانشگاهی روانکاوی یکی از انواع روان درمانی قلمداد شده است ولی این کتابها را روانکاوان ننوشته اند بلکه روان شناسان یا روانپزشکان به رشته تحریر درآورده اند و برداشت خودشان را از روانکاوی ارائه داده اند. سوء تفاهم در مورد مفاهیم فروید به قدری جدی شد و این مفاهیم ارزشمند تا اندازه‌ای دستخوش تحریف شد که «لکان قسمت اعظم عمر خود را صرف سه کلمه کرد: بازگشت به فروید» و با این تلاش تئوری فروید را به منتها درجه گسترش داد. و فروید می گوید:

«ما نمیتوانیم بگوییم چه وقت یا کجا هر قطعه کوچک از دانش تبدیل به قدرت و به علاوه تبدیل به قدرت درمانی خواهد شد.» «همان طور که میدانید آنالیز به عنوان یک روش درمان پایه گذاری شده؛ ولی حالا خیلی از آن سرریزتر شده است اما اساس خود را ترک نکرده و هنوز به ارتباطش با بیماران، برای عمیق تر کردن آن و رشد بیشتر، ادامه میدهد.» (به شما گفته ام که روانکاوی به عنوان یک روش درمان آغاز شد؛ اما من نمی خواهم آن را به عنوان یک روش درمان به شما توصیه کنم؛ بلکه بر اساس حقایقی که در آن وجود دارد، بر اساس اطلاعاتی که در مورد بیشترین دغدغه های بشر به ما میدهد -یعنی ماهیت خودش- وبر اساس ارتباطاتی که بین فعالیت های بسیار متفاوت انسان آشکار می کند. برای آشنایی با روانکاوی نیاز به منابع دقیق و تحریف نشده در مورد روانکاوی به زبان پارسی داریم، منبعی که به یک روانکاو واقعی ارجاع داده شود نه به یک روانشناس یا روانپزشک؛ در آن صورت خواهیم دید متأسفانه میزان تحریف در مفاهیم روانکاوی مانند: تداعی آزاد، تعبیر، تعبیر رؤیا، مقاومت، انتقال و… تا چه حد زیاد است چنانچه این اصطلاحات کاملا از مفاهیم اصلی خود دور شده و تحریف تا جایی پیش رفته که با شگفتی می بینیم، روانکاوی نه به عنوان روشی پژوهشی و درمانی کاملا مستقل از روان پزشکی و روانشناسی بلکه به عنوان یکی از روش های روان درمانی معرفی می شود. منابع معتبر به زبان پارسی در مورد روانکاوی که توسط روانکاوی واقعی نوشته یا ترجمه و تصحیح شده باشد، محدود است. یکی از بهترین منابع در این مورد شش جلد کتابی است که انتشارات نگاه منتشر کرده است.

 

اختگی / ایوان وارد
نقش اختگی در رشد و یا سرکوب فردیت ما چیست؟ اختگی یعنی مجموعه ای از باورهای کودکی؛ لحظه ای متحول کننده؛ میراثی فیلوژنتیکی؛ یکی از تنظیم کننده های تفاوتجنسیتی؛ و یکی از مشخصه های کلیدی شخصیت و سرنوشت افراد. آثار عقده اختگی بر فرد و بر فرهنگ، پردامنه و پرشمارند. عقده «اختگی» به ما کمک میکند بفهمیم چرا ترسهای انسان از همان منبعی سرچشمه می گیرند که در عین حال، والاترین ایده آل های زندگی فردی و اجتماعی او را نیز می سازند.

اضطراب / ریکی امانوئل
از نظر فروید دلمشغولی در مورد محرومیت از چیزهایی که عاشقشان هستیم یکی از محوری ترین عوامل بروز اضطراب است؛ کودکی که قبل از بیدار شدن اعضای خانواده کادوهای تولدش را باز می کند احتمالا هنوز نمیداند بخشی از لذت هدیه گرفتن سهیم کردن دیگران در تجربه «دادن» و «گرفتن» است. شاید دخترک تازه بالغی که به بدنش زخم میزند تا جاری شدن خون را ببیند، بدین ترتیب احساس رهایی می کند. شاید فکر میکند سرانجام توانسته منشأ اضطراب را بشناسد و از خود دفع کند.

فانتزی / جولیا سیگال
وقتی فروید دست به کارشناخت عوارض مختلف بیماریها شد، فانتزی را کشف کرد. مثلا هنگام معاینه زنی که میگفت دستش هیچ حسی ندارد، فهمید فقدان حس به جای اینکه ناشی از اشکالی در رشته های عصبی باشد به قسمت آستین لباسش مربوط است! بخشی از احساس حقارت ما هنگام برملا شدن خصوصیاتی که به خیال مان خیلی خوب پنهان شده اند، از این جهت است که در می یابیم نه بر سر دیگران که فقط بر سر خود شیره مالیده ایم و گمراه شده ایم.

فوبیا / ایوان وارد
اغلب مردم نمی پرسند چرا فلان بچه از تاریکی میترسد یا بهمان کس از گوجه فرنگی بیزار است. مردم نمی پرسند چرا امر هراس آور چهره هایی اینچنین گوناگون دارد: ترس از پل، ارتفاع، عنکبوت، گربه، فضای بسته یا باز، مهاجران یا اقلیتها. ولی آیا نباید نسبت به این ترسهای غیر معقول و ظاهرا بی ربط کنجکاو باشیم؟ شاید این کتاب کمک کند دریابیم ترسها عملا تکه هایی از ذهن ما در جهان بیرون هستند در عین حال که بی دلیل آنجا نیستند.

لیبیدو/ راجرکندی
لیبیدو چیست؟ این اصطلاح چه سیر تطوری در نظریه فروید داشته است؟ تبعات این انکار، حذف یا بی اعتنایی چیست؟ از نظر نویسنده کتاب حاضر، روانکاوی فرانسه با تأثیر گسترده ژک لکان بر اندیشه فرانسوی، صرف نظر از نقش فرهنگ فرانسوی، همچنان جایگاه مرکزی میل جنسی را حفظ کرده است. بنابراین کتابی در انتظار شما است که به بهانه شرح و بسط مفهوم لیبیدو با روحیه ای انتقادی به جریان مسلط در روانکاوی بریتانیا نیز می پردازد و تقربی آشکار به اندیشه های لکان دارد.

رشک / کیت باروز
چه چیزی یک بچه را به پاره کردن نقاشی همکلاسی اش می کشاند؟ خورۂ فرهنگی که خودش را عقل کل میداند احتمالا به ما احساس نادانی و بی فرهنگی میدهد. رشک در نتیجه محرومیت و نابرابری نیز بروز می کند، انگار آدمهای محروم باید کاری کنند که رشک نورزند. ترس از موفقیت نیز همچون ترس از شکست رایج است، چراکه گاه از رشک بردن دیگران میترسیم. رشک چون ماری است که لای علفها پنهان شده و دشمنی است که بی صدا نفوذ می کند.

 

 

 

 

 

 

Pin It on Pinterest

Share This