میگل لیتین، قهرمان این کتاب، یکی از برجسته‌ترین فیلمسازان آمریکای جنوبی است که در دوران حکومت نظامی به شیلی بازگشته‌است. او در تصمیمی شجاعانع با قیافه‌ای مبدل وارد شیلی شد تا زندگی ملتی تحت سلطۀ دیکتاتوری فاشیستی ژنرال پینوشه را به تصویر بکشد… آزادیخواهانی را به جهان معرفی کند که با وجود سرکوب و دستگاه مخوف امنیتی پلیس، تمام رسالت مبارزاتی خود را در راه تغییر وضعیت قرار داده‌اند. اقدام لیتین آن‌قدر چشمگیر بود که گابریل گارسیا مارکز تصمیم گرفت تجربه‌های این سفر را تبدیل به کتاب بکند. نکتۀ جالب اینکه پس از انتشار کتاب در فوریۀ 1987، وزارت کشور شیلی اذعان کرد، هزاران نسخه از این کتاب را مصادره و در شهر «والپارایزو» سوزانده‌است. به مانند «گزارش یک آدرم‌ربایی» از رئالیسم جادویی مارکز در این کتاب نیز ردپایی دیده نمی‌شود. مارکز در «بازگشت پنهان به شیلی»در قامت یک خبرنگار خیالی کوشیده است پرده از جنایتی سیستماتیک بردارد که تمامی رسانه‌های وقت در براب آن سکوت کرده‌بودند.

 

بازگشت پنهانی به شیلی- چشم و چراغ 102

Pin It on Pinterest

Share This