(021) 66480377-66975711

بر میز بی گلدان

4,500تومان

مریم مهرآذر

با تورّق دفتر اول شعر؛ آن چه حضورش را در سطر سطر اشعار این دفتر، بر خود شعر مقدم می دارد، زنی‌ست ایستاده در کنار شعر، با سایه‌ی سنگین حضورش بر متن. حضوری که با شعر ِ ” در انتهای حیاط “، این‌گونه آغاز می‌شود: سرَ زده آمد/ با خاطره‌ی شاخه گلی در دست/ بوسه‌ای بر گونه و خنجری در قلبش / خاطره‌ی زن در حیاط / برای خاطره‌ی گنجشک ها دانه ریخته / حیات، باغ ِعَدَن است./ با استعانت به غور و حضور در همین شعر است که شاید بتوان گفت: حیات در شعر مهرآذر، راقم باغ ِعَدَنی‌ست که برای راوی‌اش، معشوقی سر زده با خاطره‌ی شاخه گلی در دست،هم بوسه‌ای بر لب،هم خنجری در قلب دارد و بی آن‌که این حضور، از خاطر زن زدوده شده باشد، متداعی خاطره‌ای می شود در زبان به شعر نشسته‌ی زن، آن دم که در حیاط دلش، دانه به کام گنجشک‌های بی زبان ریخته تا دل، حیات را باغ عدنی بدارد با خنجری همیشه در کام ِ جان ِ زن. اشعار دفتر اول شعر ِ مریم مهر آذر را که قدم بزنی، در باغ شعرش، بوی مِهر و مُهر زن، همزمان، هم مشام را پر می‌کند وهم بر قلب، سندان می کوبد. همسان با نشان داغی که تاریخ بر پیشانی خود، از رنج مدام زنان دارد. شعر دوم از همین دفتر به نام ” اثیر”؛ ناظر بر واگویه‌ای جانکاه از جهانی‌ست که زنان را در حضور خود، رنگی به سیاهی بیش نمی‌زند.

دفتر دوم:  یک کوهستان برف، تقدیم به مهربانی‌های یک همسر

 عاشقانه‌های خانم مهر آذر با تقدیم ِ شعر ِ ” سکوت ِ تو ” به مهربانی‌های همسرش آغاز  و با همین خط سیر عاشقانه، سیر می یابد. تداومی که عشق را تنها در مشایعت و تناظر نمی بیند و گاه تنافر، در مشایعت تناظر عاشقانه، فهمی خطی و یکدست (فلت ) را از عشق، بر مخاطبش عارض نمی دارد. آن‌گونه که در شعر ِ ” اقیانوسی در لیوان ” می‌خوانیم: دست تو گلی بود در آستین./ باور کرده بودم / اقیانوسی را که در لیوان به من تعارف کرده بودی / گمان می‌کردم از این سفر پروانه‌ای به خانه بر می‌گردد / من جهانی را که از پیله نمایان بود / دوست می‌داشتم / دستِ کم پیراهنی به من بده! / تا این فصل را سرکُنم./ و با مرور شعری دیگر از این دفتر شاعره با عنوان ِ ” تلخم ” : تلخَم / هر فنجانی را که انگشت می‌زنم/ شاخه‌ای تازه در آستینم می رویَد / انگشت می‌زنم و فنجان ادامه‌ی راهَم را پنهان می‌کند./ انگشت می‌زنم و زنی در فنجان گریه می‌کند./ رازی را که از کف خیابان جمع کرده‌ام / با فنجان به آشپزخانه می‌بَرَم / من هیچ‌گاه تو را این گونه تلخ ننوشیده بودم./  درمی‌یابیم که در گریز از لحظات عاشقانه نیست که شعرهای عاشقانه‌ی این دفتر، رنگ نوشیدن شان در کام مخاطب تلخ می شود بلکه این خود عشق است که گاه تلخ می نماید. از این منظر، اگر بخواهیم به این دفتر استناد کنیم باید اذعان نماییم که نگره‌ی شاعره به معشوق، دیدی یکسو سپید نگر نبوده وبا تاکید بر دیگر سویه‌های دوست داشتن، توام است. به گونه ای که در پایان همین شعر، تاکید بر؛ هیچ‌گاه تاکنون چنین تلخ نوشیدن را، تاکید می دارد.

دفتر سوم: دارم به نام ِ” بیوه‌ی مونته نگرو ” فکر می‌کنم

بیشتر اشعار دفتر سوم این مجموعه، قطعاتی کوتاه با رویکردی ” زن- هستی ” محور‌اند. با گرایشی هم‌چنان تقدیر محور در هستی، که یک پای در گذشته و یک پای درحال دارد. شعر ِ ” تقدیر ” می‌تواند، پایان درنگ کم رنگی بر خیال ِ شعر مهرآذر باشد:

تقدیر ِمن این بود / پرنده ای را که در بهار مُرده  / در چاهی که با سوزن کنده ام، مدفون کنم / تقدیر پرنده این بود./

توضیحات

گزیده ای از کتاب بر میز بی گلدان

سر زده آمد با خاطره ی شاخه گلی در دست بوسه ای بر گونه و خنجری در قلبش خاطره ی زنی در حیاط برای خاطره ی گنجشک ها دانه ریخته

در آغاز کتاب بر میز بی گلدان می خوانیم

دفتر یکم

در انتهای حیاط.. ۹

اثیر. ۱۰

هیاهو. ۱۱

نیلوفر. ۱۲

بانو. ۱۳

جهان‌بینی.. ۱۴

برفِ یک دست… ۱۵

ژاکتِ قدیمی.. ۱۶

سمتِ روشن ِخیابان. ۱۷

همزاد. ۱۸

خاک…. ۱۹

جاجرود. ۲۰

دفینه. ۲۱

رنج ِاستحاله. ۲۲

سوسو. ۲۳

آواز ِغمگین.. ۲۴

حسرتی دیگر. ۲۵

مُجادلِه. ۲۶

آبی، سفید. ۲۷

شعری برای جَنگ…. ۲۸

در منتها الیهِ میز. ۳۰

نام ِتو. ۳۱

در شبِ آخر. ۳۳

بارانی ِبلند. ۳۴

در فراموشی.. ۳۶

خیابانِ تفتیده. ۳۸

مُکاشِفه. ۴۰

 

دفتر دوم: عاشقانه‌ها

سکوتِ تو. ۴۵

کوهستان ِبرف… ۴۶

از گلوی ِمن.. ۴۷

چراغی مُرده. ۴۸

ماه ِاستخوانی.. ۴۹

اندوهِ تو. ۵۰

نامم را به تو خواهم گفت… ۵۱

برای اودیسه. ۵۲

اقیانوسی در لیوان. ۵۳

خانه دلگیر نیست… ۵۴

برای تهمینه. ۵۶

گلدان ِسربه‌زیر. ۵۸

ستارگان ِتپنده. ۵۹

خبری از باران. ۶۰

مادیانی برمی‌گردد. ۶۱

قدّیسه در مطبخ.. ۶۲

در حَوالی ِساعتِ پنج.. ۶۴

تابستان ِبی‌پرنده. ۶۶

چهارشنبه. ۶۸

بیگانه‌ای در خانه. ۷۰

تلخَم.. ۷۲

در راهِ خانه. ۷۳

فراموشی ِجنگل.. ۷۵

درختِ کوچکِ بادام. ۷۷

با من پرنده‌ای است… ۷۹

در شبِ بلندِ تابستان. ۸۱

من فرشته نبودم. ۸۳

فرشته‌های جامانده. ۸۵

 

دفتر سوم

بلوغ. ۸۹

کوچه. ۹۰

سلام. ۹۱

خیال. ۹۲

چمِدان. ۹۳

مکالمه. ۹۴

شهر ِهزار پنجره. ۹۵

پاییز. ۹۶

دوره‌گرد. ۹۷

زمستان. ۹۸

خیال ِکمی نیست… ۹۹

در آینه‌ی خورشید. ۱۰۰

ضیافت… ۱۰۱

درَنگ…. ۱۰۲

خوشه‌چین.. ۱۰۳

سراب… ۱۰۴

گلایه و افسوس… ۱۰۵

وهم.. ۱۰۶

پرندگان ِمردارخوار. ۱۰۷

چراغ. ۱۰۸

بوته‌ی گل سرخ.. ۱۰۹

آزادی.. ۱۱۰

با کلاهِ حصیری ِنو. ۱۱۱

جایی دیگر. ۱۱۲

در اتاق ِزن. ۱۱۳

زن ِکُهن‌سال. ۱۱۴

شبِ وحشی.. ۱۱۵

بیوه‌ی ِمونِته نِگرو. ۱۱۶

آهوها ۱۱۷

جوانی ِنوبَر. ۱۱۸

تقدیر. ۱۱۹

رَستاخیز. ۱۲۰

اطلاعات بیشتر

وزن 500 g
ابعاد 21 × 14 cm
پدیدآورندگان

نوبت چاپ

نوع جلد

SKU

94156

شابک

978-964-351-714-4

قطع

تعداد صفحه

120

سال چاپ

موضوع

وزن

500

تعداد مجلد

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “بر میز بی گلدان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *