برای آینده

12,500تومان

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

در آغاز کتاب برای آینده می خوانیم :

 

مقدمه

ترانه، هنر- صنعتی است وابسته به موسیقی و صدا،آنی‌ است که به زیباترین و ساده‌ترین شکل ممکن، عمیق‌ترین مفاهیم را شرح می‌دهد. یکی از عمده تفاوت‌های ترانه و شعر این است که ترانه برخلاف شعر دارای پیش‌اندیشی است؛ پیش‌اندیشی به موسیقی و صدا. پیش‌اندیشی که از طرف سفارش‌دهنده به مؤلف و بعضاً بالعکس اتفاق می‌افتد. ترانه لزوماً احتیاجی به پیروی از شعر ندارد و از شعر نیز جدا نیست، مایعی‌ است که آن را در هر ظرفی بریزیم به همان شکل در می‌آید.

شعر محاوره نیز گونه‌ای از شعر است، در این گونۀ شعری، تنها از ظرفیت زبان محاوره استفاده می‌شود و ارتباط آنچنانی با ترانه ندارد جز در شکستگیِ زبان.

اگر شعری اجرا شود به اقبال آن شعر برمی‌گردد همانند اجرای غزل‌هایی از حضرت حافظ، مولانا و …

امیدوارم مجموعه ترانه «برای آینده» برایتان ظرف و مظروف قابل قبولی باشد.

نوشتن چند سطر بالا اندک درکی بود که بعد از یک دهه فعالیت در عرصۀ سرایش ترانه و اجرا به‌دست آمد و بابی است برای تشکر از استادانی که طی این چند سال سایۀ آموزگاری‌شان روشنای راهم بوده و هست.

با سپاس از بزرگواران و استادان

عبدالجبار کاکایی، سعید ذهنی و حمیدرضا شکارسری

و سپاسی ویژه

از تمامی دوستان و هم‌ترانه‌های عزیزم.

 

 

سامی تحصیلداری

دی ماه 1395

 

یک

در یخچالُ باز کرد و نبست

وقت رفتن توو لاک سرسختیش

مثِ یه قایق مقوایی

غرق شد توی وان بدبختیش

 

در یخچال باز بود و اتاق

مِهِ سردی گرفت و برف اومد

مرد برفک زد و درُ ول کرد

تا آدم برفی شد به حرف اومد

 

سر دلتنگی و سکوت اتاق

یه جهان بغض و درد خالی شد

یه خشاب قدیمی پُرِ ‌حرف

سرِ فریاد مرد خالی شد

 

به زبون خودش مسلط بود

لهجه‌ی خونه رُ عوض می‌کرد

آدمک مثِ بید می‌لرزید

کل راهُ پیاده گز می‌کرد

 

وسط خونه بود پاش شُل شد

دور تا دورِ خونه اسکی رفت

از جلو چشم آینه رد می‌شد

آینه اما نمی‌دونس کی رفت

 

 

ته خونه‌ش رسید پای اجاق

سیل اومد اتاقشُ آب برد

در یخچال بسته شد وقتی

چشای مرد قصه رُ خواب برد

 

در یخچالُ باز کرد و …

 

حامل درد

ملودی: احمد محمد زاده

تنظیم : سلمان قلمداران

 

دو

چیزی نگو وقتی پریشونی

چیزی نگو لطفا تمرکز کن

این جاده لغزنده‌س نمی‌بینی؟

آروم قدم بردار ترمز کن

 

جنگ میون ما دوتا سرده

اما من و تو کوه آتیشیم

ما هر دو سرباز یه مِیدونیم

با هم روی مین هم‌قدم می‌شیم

دو جاده‌ی بن‌بست

در حال تخریبیم

باید که برگردیم

دو بمب ساعتی

نزدیک انفجار

ما حامل دردیم

 

واسه من و تو زندگی کردن

توو این هوای مرده ممکن نیس

ما توی خونه ماسک می‌بندیم

این خونه‌ی مسموم ایمن نیس

 

چیزی نگو می‌خونم از چشمت

ما هردو از ‌این عشق ترسیدیم

چیزی نگو لطفا تماشا کن

ما روی دست هم پلاسیدیم

 

دو جاده‌ی بن‌بست

در حال تخریبیم

باید که برگردیم

دو بمب ساعتی

نزدیک انفجار

ما حامل دردیم

 

سه

 

موهاتُ مش کردی که پاییزُ بیاری

توو خونه‌ای که چارفصلش برف داره

چن ساله درگیر زمستون و سکوته

گوشاتُ واکن خونه با ما حرف داره

 

این خونه هم دلتنگ روزای گذشته‌س

روزایی که ما زیر سقفش شاد بودیم

دیشب شنیدم پنجره بی‌پرده می‌گفت

ما زخمی‌ِ بی‌حرمتیِ باد بودیم

 

دیوونگی کردیم و اسمش زندگی شد

این زندگی کردن تهش دیوونگی شد

هر روز درگیر یه درد تازه بودیم

خیلی کارا کردیم نفهمیدیم چی شد

 

سر‌تاسر خونه پر از تارعنکبوته

جایی واسه پروانگی‌کردن نداریم

شمعا‌ رُ روشن کن هوا خیلی گرفته‌س

ما دیگه نایِ زندگی کردن نداریم

 

ما خونه‌ی دلبازمونُ تنگ کردیم

توو این هوای مرده از هم سل گرفتیم

دلتنگیامونُ نوشتیم پای تقدیر

آخر درِ این عشقُ با هم گل گرفتیم

 

دیوونگی کردیم و اسمش زندگی شد

این زندگی کردن تهش دیوونگی شد

هر روز درگیر یه درد تازه بودیم

خیلی کارا کردیم نفهمیدیم چی شد

 

 

توضیحات تکمیلی

وزن 400 g
ابعاد 21 × 14 cm
پدیدآورندگان

نوع جلد

SKU

99203

نوبت چاپ

شابک

978-600-376-193-3

قطع

تعداد صفحه

180

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

400

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “برای آینده”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This