(021) 66480377-66975711

نامه‌هاى عارف قزوینى

120,000تومان

عارف قزوینی

به كوشش مهدى نورمحمدى

کتاب حاضر، مشتمل بر ۸۴ نامه از عارف قزوینی، ۱۳ نامه به عارف و ۱۰ نامه درباره اوست که از مجموعه های خصوصی، نسخه های دستنویس، کتب، روزنامه ها و مجلات گوناگون گردآوری شده اند. این نامه ها زبان حال و آیینه تمام نمای روحیات و افکار عارف اند و اطلاعات ارزشمند و منحصر به فردی که از این نامه ها به دست می آید در شناخت عارف، تحقیق در احوال و آثار و همچنین تدوین کامل ترین زندگی نامه او، اهمیت و ارزش فراوانی دارد. . از میان نامه های این مجموعه، ۳ نامه عارف به علی بیرنگ برای اولین بار منتشر شده است. این نامه ها، حاوی ۲ غزل و ۲ دوبیتی و ۲ بیت منتشرنشده اند که در دیوان عارف نیامده است.

توضیحات

کتاب “نامه های عارف قزوینی” به کوشش مهدی نورمحمدی

گزیده ای از کتاب نامه‌هاى عارف قزوینى

به کلنل نصرالله کلهر ـ از همدان، ۱۳۰۱

تصدق دوست پیش‌کسوت و رفیق شفیق کهنه‌کار خودم هزار بار رفته مى‌روم. قربان تو داش، باز قربان تو داش.

در حق من به دُردکشى ظن بد مبر         کالوده گشت خرقه ولى پاکدامنم

بابا به سبیل مردانه‌ات قسم، ما توى حق حساب در لوطى‌گرى هیچ وقت خیال این را هم نکردیم خال روى بچه‌هاى محله شما گذاشته باشیم. اگر روزگار ما را ذلیل نکرده بود، باز هم صد نفر ذلیل تو بودیم. اگر کسى یک چپق با کل حسین که بى‌غیرت‌ترین بچه هایى است که دور ور تو مى‌پلکند کشیده باشد، با وجود این تا هزار سال دیگر هم که باشد نوکریش را مى‌کنیم. کسى که به تو پناهنده شده، ما او را پناه‌گاه خود قرار مى‌دهیم.

با همه این ترتیبات چون مى‌دانید لوطى دولاب توى باباشمل‌ها و بابامرمرها فحش است عرض مى‌کنم خوب لوطى دولاب، آن حرف چه بود در منزل خودت زدى که تومان دو قرانش حق من است نه حق اکبر میرزا. در هر صورت بگذاریم و بگذریم، چون واقعآ دیگر از قسم به مسلک و وجدان و شرافت یا این الفاظ جدید که دوره انقلاب ناقص ایران براى ما به یادگار گذاشت بدم مى‌آید.

به جهت اینکه هر بى‌شرفى و هر بى‌وجدانى هر وقت خواست قسم بخورد، به وجدان و شرف قسم مى‌خورد. پس قسم به لوطى‌گرى، اگر بدانىاین بچه ایرانى حرام‌زاده بى‌شرف چه قسم مرا آتش زده است، خدا شاهد است به موى خودت از شرح آن عاجزم.

همین قدر مختصرى به حضرت رئیس پست، تا یک اندازه مفصل‌تر به آقا میرزا على اصغر خان نوشته‌ام. سر پاکت آن را باز گذاشته، از حضرت رئیس خواهش کرده‌ام به جهت حضرتعالى بخواند، آن وقت براى میرزا على اصغر خان بفرستد. بخوانید و عبرت کنید! این پسر یک کسب شرافت و اهمیتى در نظر عموم پیدا کرده بود و حالا عمومآ بعد از فرار او که دیگر من به مدرسه نمى‌روم و حاضر نیستم شعر حفظ بکنم، به یک نظر پستى به او نگاه مى‌کنند. کسى که با من و مهدى‌قلى خان و نصرالدوله در سر یک سفره مى‌نشست و هر وقت وارد مى‌شد به او احترام مى‌کردند، حالا شاگرد آبدار هم از دیدن او نفرت دارد.

روح سعدى شاد که فرمود: «تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است». بنده عرض مى‌کنم تربیت نااهل را چون گنبدان بر کودک است. براى اینکه گردو ممکن است یک وقتى اتفاقآ بر گنبد بند گرفته و بماند، ولى گنبد محققآ روى گردو که افتاد او را شکسته و خورد خواهد کرد.

در خاتمه این را هم عرض مى‌کنم که بدانید، بعد از این حرکت خلاف انتظار و فرار از زیر بار کار و تحصیل، آن وقت به او گفتم تحصیل از براى انسان کسب شرف است، حالا که نمى‌خواهى باشرف باشى، پس به ترتیب دیگرى با من باش. چون برداشت مرا با خود غیر از این دیده بود گفت خیر. من هم گفتم تو به خیر و ما به سلامت.

برو آنچه مى‌بایدت پیش گیر         سرِ ما ندارى سر خویش گیر

از بس که نصرالدوله و حسنعلى خان دلشان از براى زحمات من راجع به این حرام‌زاده سوخته است و مى‌بینند بعد از این حرکت روز و شب چه جور آتش گرفته و مى‌شورم، فوق‌العاده هر دو کوک هستند. هر چه به من اصرار کردند که بگذار ما یک بازى به سر او درآورده، بعد او را ول کن دلم راضى نشد. دیدم همه چیز به من بر مى‌خورد.

عودت دهد. حالا که چنین است کارى بکنید مرا نفرستد. از این به بعد به عنوان نوکر مى‌مانم …

معطل در عراق که او را نخواهم ول کرد. از طرفى هم از چشمم افتاده است. هیچ میل دیدن او را ندارم … (مانده). از تربیت رئیس جدید خودمان هم البته اطلاع حاصل کرده، خواهشمندم دیگر در خانه خودتان فریاد بلند نکنید که فلان فلان شده‌ها به من تکلیف مى‌کنند که باید زیر بار ریاست مهدى‌قلى خان بروى. چون اجنبى‌پرستى در نزد عموم ایرانى پسندیده است، من هم دیگر به شما ملامت نخواهم کرد. البته رئیس سوئدى باشد بهتر است تا اینکه ایرانى باشد! همین قدر بدانید این چند روزه را که در خدمتتان بودم یک دو تیکه خیلى بى‌شرمى فرمودید حضرت اشرف! حضرت اشرف گفتم که رفع بى‌شرمى شده باشد. از حضور مبارک معذرت مى‌خواهم … (مانده).

قربان و تصدقت، ابوالقاسم عارف بى‌شرم[۱]

 

[1] . مجله آینده (به مدیریت: ایرج افشار)،  سال ۱۸، شماره ۷ ـ ۱۲، مهر ـ اسفند ۱۳۷۱.

 

موسسه انتشارات نگاه

کتاب “نامه های عارف قزوینی” به کوشش مهدی نورمحمدی

کتاب “نامه های عارف قزوینی” به کوشش مهدی نورمحمدی

موسسه انتشارات نگاه

اطلاعات بیشتر

وزن 650 g
ابعاد 24 × 17 cm
وزن

650

پدیدآورندگان

,

نوع جلد

شابک

978-622-267-092-4

نوبت چاپ

قطع

تعداد صفحه

480

سال چاپ

موضوع

جنس کاغذ

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “نامه‌هاى عارف قزوینى”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *