(021) 66480377-66975711

رفتارها و آفریده‌های فرهنگی و هنری

5,500تومان

كاوه احمدي‌علي‌آبادي

در عرصه فرهنگ، افرادِ هيچ نسلى نمى‌توانند از دستاوردهاى نسل ديگر استفاده كرده و با آن‌ها ارتباط برقرار كنند، مگر اين كه هر نسل، پس از تولّد، به همان تعاملاتى دست بزند كه نسل‌هاى پيشين زده‌اند؛ و از آن طريق، همان نوع برنامه‌هايى را در مغز درونى سازد كه نسل‌هاى پيشين درونى ساخته‌اند، و با عدم اين‌همانىِ تعاريف، در صورت تمايل، همان رفتار و آثارى را متجلّى سازد كه پيشينيان بروز مى‌دادند. بنابراين بايد گفت كه، هيچ نسلى، ميراثى را به نسل بعدى انتقال نمى‌دهد، مگر اين كه نسل جديد به تعاملاتى مشابه نسل قبلى دست زده و به درونى كردنِ برنامه‌هايى مشابه نسل پيشين مبادرت ورزيده باشد تا بتواند با آثار به جاى مانده از گذشتگان، ارتباط برقرار كرده، از آن‌ها استفاده كرده و مشابه آثار آنان بيافريند. آنچه در بالا از آن ياد شد، در نظريه‌اى بنيادى تحت عنوان “نظريه تعاملى ـ تناقضى” به آن پرداخته‌ايم.

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

 گزیده ای از کتاب رفتارها و آفریده‌های فرهنگی و هنری

نظریات مختلفى براى تشریح دنیاى فرهنگ و هنر به ظهور پیوستند. از نظریاتى که، فعالیت‌هاى فرهنگى و هنرى را نوعى فعالیت غریزى مى‌دیدند و نظریاتى که از روزنه روان‌کاواى به فرهنگ و هنر مى‌نگریستند، تا نظریاتى که به زیبایى و جوهره هنر و حتى پردیسه خیال و الهام نظر داشتند.

در آغاز کتاب رفتارها و آفریده های فرهنگی و هنری می خوانیم

مقدمه

  

انسان در طول شبانه روز به شمار قابل توجه‌اى از فعالیت‌ها دست مى‌زند که نمى‌توان با نیازهاى زیستى به تبیین‌شان پرداخت. بسیارى از رفتارهایى را که به شکل فعالیت‌هاى ادبى، فرهنگى و هنرى بروز مى‌دهیم، عارى از هر گونه علل زیستى است. پس به چه سبب انسان ـ چه بدوى و چه امروزى ـ به فعالیت‌هایى روى آورده است که تحت عنوان آثار هنرى و فرهنگى مى‌شناسیم؟ و به چه علتى، نیاز به خلق و بازآفرینى مداوم آن‌ها را بى‌وقفه در خود احساس کرده است؟نظریات مختلفى براى تشریح دنیاى فرهنگ و هنر به ظهور پیوستند. از نظریاتى که، فعالیت‌هاى فرهنگى و هنرى را نوعى فعالیت غریزى مى‌دیدند و نظریاتى که از روزنه روان‌کاواى به فرهنگ و هنر مى‌نگریستند، تا نظریاتى که به زیبایى و جوهره هنر و حتى پردیسه خیال و الهام نظر داشتند. فروید[1]  هنر را نشأت گرفته از شورهاى فطرى انسانى، به خصوص شور جنسى مى‌دید که وازدگى‌هاى خود را دگرگون و برتر مى‌سازد. باتو[2]  هنر را تقلیدى از زیبایى طبیعت مى‌بیند که براى لذت بخشیدن پدی مى‌آید. شیللر[3]  نیز منشأ هنر را لذت مى‌داند، که هدف‌اش چیزى وراىتقلید، یعنى زیبایى است. اسپنسر[4]  هنر را نشأت گرفته از بازى مى‌داند، چنان که هنر چون بازى تظاهر به عمل واقعى است.کان[5]  جمال‌پرستى فطرىِ انسان را آفریننده هنر مى‌دید که بدون سود و فایده‌اى مادى، از نفس زیبایى لذت مى‌برد. تولستوى[6]  هنر را وسیله‌اى براى انتقال احساس  توسط انسان مى‌دانست که در آن انسان‌ها با گرفتن شرح احساسات انسان‌هاى دیگر، مى‌توانند همان احساسى را که شخص بیان کننده، تجربه کرده است، آنان نیز تجربه و لمس نمایند. اما فیخته[7]  بر این باور است که زیبایى در جهان وجود ندارد، بلکه در روح زیبا نهفته است و هنر تجلى آن براى اعتلاى وجود انسان است. هگل[8]  هنر را آفریده روحى مى‌داند که غایتش درک مطلق است که ایده زیبایى به وجه کلى را عینیت بخشیده و صورت مى‌بندد که پایان‌ناپذیر است. بسیارى دیگر نیز به تعریف هنر، زیبایى و فلسفه آن‌ها پرداختند که مباحث‌شان در حیطه زیباشناختى و فلسفه هنر گنجیده و به حوزه این اثر که به علل و منشاء پیدایش فرهنگ و هنر مى‌پردازد، مربوط نمى‌شوند. در حوزه آثار فرهنگى نیز باید گفت، برخلاف آنچه بسیارى پنداشته‌اند، بسیارى از فعالیت‌ها و آثار فرهنگى را که از اعصار گذشته به جاى مانده است، نمى‌توان آثارى دانست که به سبب انتقال میراث فرهنگى 

به نسل‌هاى بعدى آفریده شده باشد، بلکه افراد هر نسل، تنها به سبب شکل‌گیرى و تثبیت برنامه‌هایى در مغز و عدمِ این‌همانى آن‌ها از طریق محیط، به بروز آثار فوق مبادرت مى‌ورزیدند و در نتیجه دنیایى را در پیرامون خود مى‌آفرینند که پیش از آن، در هستى سابقه نداشته است و در جوامع ابتدایى، آن‌ها را در قالب انواع مناسک توتمى، جادویى، مراسم ارواح و گذار، جشن‌ها و آئین‌هاى مختلف که در بسیارى از موارد با کارهاى زندگى روزمره در هم آمیخته خلق مى‌کنند. این فعالیت‌ها در جوامع باستان و امروزى از فعالیت‌هاى دیگر متمایز شده و به صورتى تخصصى از کارهاى روزمره منفک و در قالب حرفه‌هایى در پردیسه‌هاى هنر و فرهنگ آفریده مى‌شوند؛ گر چه آثار فرهنگى و هنرى پس از آفرینش، کارکردهاى مختلفى یافته‌اند، از جمله حفظ و انتقال میراث نسل‌هاى گذشته به نسل آینده. آثارى که حاصل تثبیتِ برنامه‌هاى کلى و عدمِ این‌همانى‌شان در مغز بوده و افراد آن گونه که ماهیت این برنامه‌ها حکم مى‌کنند، شناسایى مى‌کنند، که حاصل‌اش، خلق آثارى فرهنگى و هنرى است؛ ولى برخى از کم و کیف این آفریده‌ها و به خصوص تصمیم‌گیرى درباره تبدیل‌شان به رفتار در گستره اختیار انسان‌ها بوده و برخى از خصایص، همچون نحوه و زمان و مکان بروزشان توسط انسان‌ها گزینش شده و خلق مى‌شوند. از این روى، در عرصه فرهنگ، افرادِ هیچ نسلى نمى‌توانند از دستاوردهاى نسل دیگر استفاده کرده و با آن‌ها ارتباط برقرار کنند، مگر این که هر نسل، پس از تولّد، به همان تعاملاتى دست بزند که نسل‌هاى پیشین زده‌اند؛ و از آن طریق، همان نوع برنامه‌هایى را در مغز درونى سازد که نسل‌هاى پیشین درونى ساخته‌اند، و با عدم این‌همانىِ تعاریف، در  صورت تمایل، همان رفتار و آثارى را متجلّى سازد که پیشینیان بروز مى‌دادند. بنابراین باید گفت که، هیچ نسلى، میراثى را به نسل بعدى انتقال نمى‌دهد، مگر این که نسل جدید به تعاملاتى مشابه نسل قبلى دست زده و به درونى کردنِ برنامه‌هایى مشابه نسل پیشین مبادرت ورزیده باشد تا بتواند با آثار به جاى مانده از گذشتگان، ارتباط برقرار کرده، از آن‌ها استفاده کرده و مشابه آثار آنان بیافریند. آنچه در بالا از آن یاد شد، در نظریه‌اى بنیادى تحت عنوان “نظریه تعاملى ـ تناقضى” به آن پرداخته‌ایم. در این اثر، نظریه‌اى بنیادى مطرح مى‌شود که براى پاسخگویى به پرسش‌هاى فوق، به تبیین برنامه‌هایى در مغز بپردازد که موجب ظهور رفتارها و آثارى مى‌گردد که از آن‌ها تحت عنوان آفریده‌هاى هنرى و فرهنگى یاد مى‌کنند. نظریات این اثر، از نظرگاه هنر یا فرهنگ به تشریح‌شان نمى‌پردازد، بلکه از زاویه نظریه‌اى علمى و بنیادى به تبیین پدیده‌ها و رفتارهایى مى‌پردازد که در عرصه‌هاى فرهنگى و هنرى تعریف مى‌شوند. به بیان دیگر، به بحث‌هاى زیباشناختى و طبقه‌بندى‌هایى که مفهومِ اثر فرهنگى و هنرى و غایت و وجوه مختلف آن را مدنظر قرار مى‌دهند، کارى نداشته و آن را در حیطه پردیسه هنر مى‌بیند و تنها در گستره علمى درصدد تبیین پدیده‌ها و رفتارهایى برمى‌آید که در زمینه‌هاى فرهنگى و هنرى تحقق یافته و متجلى مى‌شوند. پدیده‌هایى همچون موسیقى، انواع نمایش، رقص، بازى، مناسک، زبان، اسطوره و افسانه، شعر، نقاشى، تصویرنگار و خط که در این اثر تبیین شده‌اند، هر یک به تنهایى بحث‌هاى بسیارى را به خود اختصاص داده‌اند و نظریات علمى متعددى براى تشریح‌شان شکل گرفته است. کسانى که به اندازه کافى از عرصه نظریات علمى و منطق‌هاى حاکم بر آن و از فضایى  فکرى که نظریات از آن مى‌جوشند، آشنایى داشته و از وقوفى بیش از جرقه‌هاى گذراى ذهنى برخوردار باشند، به خوبى آگاه‌اند که هر گزاره‌اى توصیفى نمى‌تواند تا اوج “نظریه” ارتقاء یابد و علاوه بر آن که باید به گونه‌اى جامع باشد که تمامى حوزه دلالت مورد ادعاى خود را در برگیرد، در ضمن مى‌بایست به حدى مانع باشد که تمایزش به دقّت با مفاهیم و موضوعهاى خارج از گستره نظریه، تعیین شده باشد، و هر تغییرى که با افزایش یا کاهش پدیده‌هاى موردنظر همراه باشد، ناگزیر محدودیت‌هاى بیشترى را به نظریه تحمیل مى‌کند. نظریه‌اى که در این اثر تشریح شده است، علاوه بر تبیین پدیده‌هاى موردنظر، حدود و بردِ تعاریف و گزاره‌هاى خود را به گونه‌اى تعدیل داده و سپس تعیین کرده است که علاوه بر تشریح فصول مشترکِ پدیده‌هاى مذکور، فصول تمایزشان را با یکدیگر مشخص مى‌سازد. از این روى، مطالب این اثر، چون بسیارى از کتب کلاسیک فرهنگ و هنر عرضه نمى‌شوند؛ چنان که در چنان کتبى متداول است و از ابتدا به تعریف و تفکیک موضوعها و رشته‌هاى مختلف هنر با نظمى تحمیلى و از پیش تعیین شده مى‌پردازند و در حقیقت تاریخ آن را مرور مى‌کنند. این اثر به همان سبب که روش‌شناسى‌اش اقتضاء مى‌کند، به طرح مسائل و پرسش‌ها و سپس استخراج نظریات مى‌پردازد و ورود به هر مبحثى را نیز از طریق چنین فرآیندى طى مى‌کند و تمامى ارزش آن نیز در همین تبیین علمى نظریات در روش‌شناسى اعمال شده است که از آن، به جاى کتابى پیرامون تاریخ هنر، اثرى مستدل، روشمند و تئوریک از پیدایش و تحول فرهنگ و هنر مى‌سازد.

[1] . Freud

[2] .Batteux

[3] .Schiller

[4] . Spencer

[5] . Kant

[6] . Tolstoy

[7] . Fichte

[8] . Hegel

اطلاعات بیشتر

وزن 300 g
ابعاد 21 × 14 cm
پدیدآورندگان

نوع جلد

نوبت چاپ

SKU

94739

شابک

978-964-351-436-5

قطع

تعداد صفحه

262

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

300

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رفتارها و آفریده‌های فرهنگی و هنری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.