(021) 66480377-66975711

قصه‌نویسى

125,000تومان

رضا براهنى

قصه نویسی دکتر رضا براهنی، مدرن ترین کتاب تالیفی در باب قصه و نگارش آن در زبان فارسی است. با وجود اینکه حالا نزدیک به 5 دهه از چاپ نخست آن می گذرد، نوگرایی و تازگی مطالب آن حیرت انگیز است.قصه نویسی از کتاب های شگفت روزگار ماست و سرگذشت چاپ های آن و فواصل ناخواسته ای که در چاپ کتاب پیش آمده از سرگذشت های حیرت بار کتاب در ایران است.چاپ جدید اثر با مقدمه ای نو حاوی نکاتی تازه یاب از نویسنده با پیراستن از نارسایی ها اینک به دوستداران آثار ادبی عرضه می شود.

توضیحات

گزیده ای از قصه‌نویسى

شکل قصه نه‌تنها اساس، بافت درونى و ساخت عمقى زبان را تشکیل مى‌دهد، و نه‌تنها انسان بدون قصه
نمى‌تواند به زندگى ادامه دهد و به‌طور کلى یک تعریف نسبتآ جامع براى انسان عبارت است از اینکه انسان موجودى است قصه‌گو، و نه‌تنها ادبیات به لحاظ ملاحظات فوق بى‌قصه نمى‌تواند باشد، بلکه ـ و در اینجاست که وارد اصل آن مقوله زیبایى‌شناسى ادبى مى‌شویم ـ قصه، گسترده‌ترین، جهانى‌ترین و مهم‌ترین شکل ادبى سراسر دنیاى معاصر است

در آغاز کتاب قصه‌نویسى، می خوانیم

فهرست

مقدمه بر چاپ سوم              ۹

یادداشتى بر چاپ جدید قصه‌نویسى       ۳۷

بخش اول قصه‌نویسى

  1. چرا نقد درباره قصه؟ ۸۱
  2. قصه‌نویس حرفه‌اى و غیر حرفه‌اى ۸۵
  3. علل تاریخى پیدایش قصه ۹۰
  4. داستان، حکایت، تاریخ و قصه ۱۰۳
  5. قصه و نمایش (به‌ویژه تراژدى) ۱۱۸
  6. اجزاءِ قصه و تراژدى ۱۲۱

بخش دوم. قصه‌نویس در عصر شب

  1. قصه و معاصران ۱۳۳
  2. امتیاز قصه بر زندگى ۱۳۶
  3. قصه، روزنامه‌نگار و مورخ ۱۴۳
  1. قصه‌نویس و روزنامه‌نگار ۱۵۵
  2. قصه فرمایشى و اخلاق حزبى ۱۶۱
  3. تعهد و مسؤولیت قصه‌نویس ۱۶۵
  4. وظیفه در عصر شب ۱۶۸
  5. شرقى و مسأله تعهد ۱۷۱

بخش سوم. ساختمان قصه

  1. اهمیت ابعاد چهارگانه در قصه‌نویسى ۱۸۱
  2. عامل تجربه ۱۹۲
  3. عامل جدال در قصه ۲۰۱
  4. عامل حادثه در قصه ۲۱۱
  5. عامل داستان در قصه ۲۲۱
  6. نقش راوى داستان ۲۲۸
  7. عامل طرح و توطئه در قصه ۲۴۰
  8. عامل طرح و توطئه، نقش راوى در قصه ۲۴۹
  9. باز هم عامل طرح و توطئه ۲۵۸
  10. عامل شخصیت ۲۶۴
  11. باز هم عامل شخصیت (چند نمونه) ۲۷۲
  12. باز هم عامل شخصیت در قصه ۲۸۴
  13. باز هم عامل شخصیت در قصه ۲۹۳
  14. باز هم عامل شخصیت در قصه ۲۹۷
  15. عامل زمینه ۳۰۷
  16. عامل محیط یا فضا ۳۱۶
  17. عامل لحن ۳۲۸
  1. لحن و باز هم اشاراتى به سبک ۳۴۰
  2. عامل الگو ۳۵۵

بخش چهارم. نظر به قصه روانى         ۳۴. فرق بین دید کلاسیک، دید رمانتیک و دید مدرن           ۳۷۱

  1. اشاره‌اى به زمینه اجتماعى و فلسفى قصه روانى ۳۸۹
  2. قصه روانى ۳۹۴

بخشى از کتاب مولوى اثر بکت            ۴۱۷

بخش پنجم. مقدمه‌اى بر قصه‌نویسى معاصر ایران            ۳۷. علت تحجر و مرده‌پرستى ما           ۴۲۹

  1. کوته‌بینى ما در مورد چوبک ۴۳۵
  2. نظریاتى درباره چند قصه‌نویس معاصر ۴۳۹
  3. اشاراتى دیگر به قصه امروز، نثر هدایت، چوبک،

آل احمد و گلستان    ۴۵۵

  1. دایره‌اى براى نثر قبل از مشروطیت ۴۶۹
  2. نثر مشروطیت تا دهخدا ۴۸۲
  3. طنز دهخدا و تأثیر دهخدا بر روى نثر معاصر ۴۹۸
  4. برج عاج ایرانى جمال‌زاده در قلب اروپا ۵۰۹

بخش ششم نقدى بر آثار صادق چوبک

  1. دو شیوه نقد و انتقاد و فهرست آثار ۵۲۳
  2. اشاره به خصوصیات قصه‌هاى کوتاه چوبک ۵۳۰
  3. خیمه‌شب‌بازى ۵۳۹
  1. انترى که لوطیش مرده بود ۵۵۷
  2. تطهیر تنگسیر ۵۶۸
  3. روز اول قبر ۵۸۵
  4. چراغ آخر ۵۹۶
  5. نقد عمودى قصه‌هاى چوبک ۶۱۴
  6. سنگ صبور ۶۲۷

گزیده مراجع فارسى             ۶۶۵

گزیده‌اى از منابع و مراجع خارجى       ۶۶۹

فهرست اعلام         ۶۷۵

مقدمه بر چاپ سوم

۱) کتاب قصه‌نویسى تاریخچه‌اى خاص خود دارد. ولى در اواسط دهه چهل، وقتى که شروع به نوشتن این کتاب کردم، این تاریخچه خصوصى برایم قابل پیش‌بینى نبود. حقیقت این است که وقتى شروع به نوشتن این کتاب کردم، تصور نمى‌کردم که چیزى به این قطر خواهم نوشت. و وقتى که تازه کتاب قطر فعلى خود را پیدا کرد، دیدم که چیزهاى گفتنى بیش ازین‌هاست. بعضى از مطالبى که پس از این کتاب در مطبوعات نوشته‌ام، شاید از کتاب حاضر هم مفصل‌تر باشد. برخى دیگر از مطالب مربوط به قصه را به‌صورت کتابى جداگانه نوشته‌ام که به زودى تحت عنوان بوطیقاى قصه‌نویسى درخواهد آمد. و تازه پس از تکمیل چاپ این مطالب به بررسى داستان‌هاى کهن و «رمان» بلند امروز خواهم پرداخت. اگر عمرى باقى باشد، دست‌کم ده سال را به بررسى قصه تخصیص خواهم داد. غرضم ازین همه بحث‌هاى طولانى درباره قصه‌نویسى، روشن کردن این نکته اصلى زیباشناسى ادبى است که: شکل قصه نه‌تنها اساس، بافت درونى و ساخت عمقى زبان را تشکیل مى‌دهد، و نه‌تنها انسان بدون قصه
نمى‌تواند به زندگى ادامه دهد و به‌طور کلى یک تعریف نسبتآ جامع براى انسان عبارت است از اینکه انسان موجودى است قصه‌گو، و نه‌تنها ادبیات به لحاظ ملاحظات فوق بى‌قصه نمى‌تواند باشد، بلکه ـ و در اینجاست که وارد اصل آن مقوله زیبایى‌شناسى ادبى مى‌شویم ـ قصه، گسترده‌ترین، جهانى‌ترین و مهم‌ترین شکل ادبى سراسر دنیاى معاصر است. و ایران، ازین نظر استثناء نیست. وقایعى که در قصه‌نویسى ایران در طول همین پانزده سال گذشته، یعنى از آغاز به نگارش کتاب حاضر تا به امروز، اتفاق افتاده، مؤید اهمیت روزافزون شکل قصه است. تمامى قصه‌هاى محمود دولت‌آبادى، و هوشنگ گلشیرى، مهم‌ترین قصه‌هاى سیمین دانشور، بخش اعظم قصه‌هاى ابراهیم گلستان، تقریبآ سراسر حیات قصه‌نویسى احمد محمود، تجربه‌هاى محمود گلابدره‌اى، هم در «واقعیت‌گرایى انتقادى» و هم در مستندنویسى، و به‌طور کلى رواج روزافزون قصه بلند، یعنى رمان، مربوط به همین پانزده شانزده سال گذشته هستند. هر قدر آدم‌هاى فرزانه جامعه به محیط خویش با دید انتقادى نگریسته‌اند، به همان اندازه مجاب شده‌اند که جامعه را نه در شعر کوتاه، نه در قصه کوتاه، و نه حتى در نمایش دو ساعته، نمى‌توان نشان داد. قصه بلند، یعنى «رمان»، تنها شکل واقعى ادبیات عصر ماست. زمانه ما، عصر بروز حسیت قصه بلند است. پس از کجدار و مریزهاى طولانى و متنوع با سبک، با شکل، با کوتاه‌نویسى، با درون‌گرایى‌هاى مختصر و جالب، پس از این همه تجربه ادبى و حتى تجربه بى‌ادبى با قصه کوتاه، و با قصه کوتاه بلند، و پس از پشت سر گذاشتن سنگلاخ‌ها و بیراهه‌ها و چپ اندر قیچى رفتن‌ها، دورنمایى نسبتآ روشن از هامون‌ها و جلگه‌هاى سرسبز به چشم مى‌خورد: قصه بلند دارد نوشته مى‌شود. البته سووشون رقیب آثار روانشاد على شریعتى از نظر پرفروشى نیست. ولى کیست
نداند که رقیب پرفروش‌ترین کتاب تاریخى بعد از انقلاب، یعنى گذشته چراغ راه آینده هست. همسایه‌ها فروش دارد، و با مادر گورکى دوشادوش فروش مى‌رود، و دولت‌آبادى ـ آن‌طور که من شنیده‌ام ـ نویسنده‌اى است محبوب و پرفروش؛ و این نشانه آن است که نوعى از رمان معاصر، یعنى قصه‌اى که در طرزهاى مختلف «واقعیت‌گرایى» نوشته مى‌شود، فروش دارد، قصه‌نویسى، دست‌کم دوسوم صفحات آن، به ساخت قصه‌هاى واقعیت‌گرا تخصیص دارد. خواننده قصه بلند، خواننده قصه‌نویسى هم هست، وگرنه کتاب، پس از گذشت قریب دوازده سال از چاپ دومش، که شش سال آن را سانسور شاهى بر آن سرپوش گذاشته بود و مانع انتشارش مى‌شد، نباید نیاز به چاپ بعدى پیدا مى‌کرد. قصه‌نویسى پیشگویى‌کننده رواج قریب‌الوقوع و گسترده شکل خاصى از ادبیات است که درباره آن نوشته شده است. مثل اینکه باز «تئورى» سرچشمه گرفته از واقعیت‌هاى گذشته، به‌طور طبیعى، به پیشواز «پراتیک» واقعیت آینده شتافته است. ولى این، تنها بخش کوچکى از تاریخچه خاص کتاب قصه‌نویسى است.

۲) در اوایل دهه چهل، من به استخدام دانشگاه تهران درآمدم. در آن زمان در دانشگاه تهران، «تئورى ادبى» تدریس نمى‌شد. گروهى که من در آن کار مى‌کردم، یعنى گروه زبان‌هاى خارجى زیر نظر پدر شاهى چون دکتر لطفعلى صورتگر، به «تئورى ادبى» توجهى نداشت. خود صورتگر معتقدات ادبى عجیب و غریبى داشت. اعتقاد داشت که چون اکثریت قریب به اتفاق شاعران، قصه‌نویسان و منتقدان قرن بیستم هنوز در قید حیات هستند، آثارشان را نباید در برنامه‌ها گنجاند. دو نوع تدریس وجود داشت، هم در گروه ادبیات فارسى و هم در گروه زبان‌هاى خارجى: ۱) تدریس لغوى ادبیات، که مبتنى بر معنى کردن
متون بود، که در سطح پائین کار هر معلم ادبیات داخلى و خارجى بود و در سطح بالا از نوع کار مرحوم «بدیع‌الزمان فروزانفر» که علاوه بر دادن معانى لغات، تعدادى مرجع و اشاره و آیه و قصه هم مى‌داد، ولى به ساخت شعر، زیبایى‌شناسى درونى و برونى شعر و یا تئورى ساخت قصه و روایت و حکایت نمى‌پرداخت؛ ۲) تدریس زمانى و «کرونولوژیکى» ادبیات که طبق آن ادبیات بر اساس ترتیب و توالى تاریخى حوادث به رشته تسبیح کشیده مى‌شد، و ذهن دانشجو را از تعدادى نام، کتاب و تاریخ ولادت و مرگ مى‌انباشت: حماسه‌سرایى، تاریخ ادبیات ایران، و گنج سخن دکتر صفا، و تاریخ ادبیات انگلیس دکتر صورتگر از نمونه‌ها و نتایج این نوع تدریس ادبیات فارسى و خارجى هستند. و اگر دروسى در نقد ادبى هم تدریس مى‌شد، بیشتر در همان روال کرونولوژیکى عقاید و آراء ادبى بود. خود صورتگر، که به‌طور کلى نقد ادبى در هر دو گروه، یعنى هم گروه ادبیات فارسى و هم گروه زبان‌هاى خارجى را انحصارآ به خود تخصیص داده بود، اعتقاد داشت که نقد ادبى در غرب با «مثیو آرنولد» انگلیسى و «سنت‌بو» فرانسوى که هر دو از منتقدان مهم قرن نوزدهم بودند، پایان مى‌یابد، و وقتى که به او اعتراض مى‌شد که قرن بیستم، قرن بزرگ نقد و انتقاد ادبى است و در این قرن به اندازه صد برابر کلیه قرون ماضى نقد و بررسى و تئورى ادبى نوشته شده، صورتگر، یک تکیه کلام همیشگى خود را با طمأنینه و وقار خاصى در جمع بر زبان مى‌آورد : «اعلیحضرت همایونى فرموده‌اند که نقد ادبى تا همان «مثیو آرنولد» کافى است!» و چون اهل مزاح و طنز هم بود، حتمآ موقع گفتن این حرف در دل هم به ریش ما مى‌خندید و هم به ریش اعلیحضرت؛ و خانم صورتگر، که زبان‌هاى خارجى، به‌ویژه بخش انگلیسى آن شدیدآ تحت تأثیر تلقینات و سلیقه‌هاى او بود، چیزى جز یک متفنن بسیار ساده وابتدایى در ادبیات نبود. تخصص ادبى نداشت، مدعى بود که دارد، و گویا لیسانس تاریخ داشت، ولى حتى همین تفنن هم به مراتب بهتر از تحجر خود صورتگر بود. ولى او نیز تئورى ادبى سرش نمى‌شد، به ادبیات به‌صورت یک میهمانى رسمى و مجلل نگاه مى‌کرد که سفیر بریتانیا هر از چند وقت مى‌داد؛ و مقدارى نقل قول هم بود که مدام بر زبان مى‌آورد، و پشت سر هم «آگاتا کریستى» مى‌خواند و با همین بضاعت مزجات، شدیدآ از ادبیات کشورهاى دیگر، جز انگلستان، حتى ادبیات آمریکا، نفرت داشت و حتى پس از سى و چند سال ازدواج، نام کوچک صورتگر را، به طرزى مضحک، غلط ادا مى‌کرد. و علاوه بر این عیوب دیگرى هم داشت: اگر دانشجویى، برحسب تصادف، اسم مارکس را- به اثبات یا به نفى- در نوشته‌اى مى‌برد، خانم صورتگر با وجدان خود ساعت‌ها خلوت مى‌کرد و بعد ناگهان از اطرافیانش مى‌پرسید: «فکر نمى‌کنید که باید مسأله را به حسن بگویم؟» و البته منظور از حسن، همان «حسن پاکروان»، رئیس «سازمان اطلاعات و امنیت کشور» بود که از دوستان صورتگرها بود. این بود آن بلبشوى عظیم، غریب، خائنانه و شگفت‌انگیز که بر صحنه حاکم بود. و من پر شر و شور آن دوره، به‌خاطر خودم هم شده بود، قرار بود بر مجموع درهم و برهم این بى‌منطقى رسوا نوعى منطق حاکم بکنم، و یا در غیر این صورت زیر پاى حضرات خرد و خمیر شوم. نه اینکه کار علمى اصلا وجود نداشت. در حوزه ادبیات فارسى، کار «خانلرى» در وزن نمونه کار علمى خوب بود. سبک‌شناسى مرحوم «بهار»، گرچه اثرى بود نسبتآ کهنه، با شیوه‌هاى کهن، لکن صد برابر سخن‌سنجى صورتگر، که مبتنى بر ذوق صرف بود، ارزش داشت. چیزى که براى من به راستى تعجب‌آور بود این بود که چرا آدمى مثل صورتگر که ذوق داشت، و حتى فرهنگ هم داشت، اصلا تربیت و
انضباط صحیح و درونى ادبى پیدا نکرده بود، و ادبیات را به‌طور کلى یک شوخى بامزه مى‌دانست که در آن شاهان و شاعران دربارى و دلقکان در یک نمایش جمعى و خانوادگى شرکت مى‌کردند و دل مى‌دادند و قلوه مى‌گرفتند. و از مجموع آن ذوق و فرهنگ چیزى نماند جز سه چهار شوخى مستهجن در ذهن شاگردان صورتگر. و تازه این شاید رویه قضایا بود: در عمق، پدرسالارى ریشه‌دار و شومى بود که بر سراسر دستگاه آموزش ادبى حاکمیت داشت. و همین، هر نوع کوشش براى شکستن و واژگون کردن ساخت‌هاى مرید و مرادى را دشوار مى‌کرد، چراکه سدى ستبر و بلند بود در برابر هر نوع ابداع و نوآورى ادبى، هم در ساحت خلاقیت و هم در ساحت آراء و عقاید ادبى، و من چه شانسى آورده بودم که شاگرد هیچ‌کدام ازین استادان اجل و مرید هیچ‌کدام ازین مرادهاى عالیقدر نبودم، وگرنه من نیز حالا، مثل دیگران براى صدمین بار، بر گلستان و بوستان سعدى حاشیه مى‌نوشتم و یا ازین نسخه به آن نسخه سفر مى‌کردم و در طول راه تخمه مى‌شکستم.

اطلاعات بیشتر

وزن 1000 g
ابعاد 21 × 14 cm
وزن

1000

پدیدآورندگان

نوع جلد

SKU

94463

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-96-29

قطع

تعداد صفحه

680

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “قصه‌نویسى”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *