(021) 66480377-66975711

جنبش های انقلابی صوفیان در هند و امام ربانی

3,500تومان

ابراهیم ادهم بیلگین

ترجمه منصوره حسینی و داوود وفایی

 

كتاب «جنبش‌های انقلابي صوفيان در هند و امام ربّاني» توسط آقاي ابراهيم ادهم بيلگين از اساتيد رشتة الهيات در دانشگاه استانبول، به زبان تركي استانبولي نوشته شده و در سال 1989 ميلادي توسط انتشارات «نشر و طبع فرهنگ» در استانبول به چاپ رسيده است.

نویسنده در این کتاب به بررسی تاریخچۀ طریقت‌های مختلف صوفیانه در هند و شخصیت تأثیرگذاری چون «امام ربّانی» پرداخته است.

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

در آغاز کتاب جنبش های اتقلابی در هند و امام ربانی می خوانیم :

 

فهرست

 

 

مقدمه‌ی مترجمان. ۵

مقدمه‌ی نویسنده. ۷

مدخل.. ۱۱

فصل اول. زمینه‌ی عمومی تصوف در هند اسلامی تا زمان امام ربّانی.. ۱۷

پی‌نوشت فصل اول: ۳۶

فصل دوم. آن‌چه باعث بروز عکس‌العمل از سوی مکتب صوفیانه‌ی ربّانی

در جغرافیای هند،  در فاصله‌ی زمانی قرن شانزدهم تا نوزدهم میلادی گردید. ۳۹

پی‌نوشت فصل دوم. ۵۸

فصل سوم. امام ربّانی رهبر حرکتی پویا ۶۱

پی‌نوشت فصل سوم. ۸۷

فصل چهارم. شیوخ پس از امام ربّانی.. ۹۱

پی‌نوشت فصل چهارم. ۱۰۸

فصل پنجم. امام ربّانی و رهبران سیاسی پیرو او. ۱۰۹

پی‌نوشت فصل پنجم.. ۱۳۶

فصل ششم. خالدیه؛ گسترش مکتب ربّانی در خاورمیانه. ۱۳۷

پی‌نوشت فصل ششم.. ۱۶۷

فهرست منابع و مآخذ.. ۱۷۳

 

 

مقدمه‌ی مترجمان

 

کتاب «جنبش‌های انقلابی صوفیان در هند و امام ربّانی» توسط آقای ابراهیم ادهم بیلگین از اساتید رشته الهیات در دانشگاه استانبول، به زبان ترکی استانبولی نوشته شده و در سال ۱۹۸۹ میلادی توسط انتشارات «نشر و طبع فرهنگ» در استانبول به چاپ رسیده است.

نویسنده در این کتاب به بررسی تاریخچۀ طریقت‌های مختلف صوفیانه در هند و شخصیت تأثیرگذاری چون «امام ربّانی» پرداخته است. احمد سرهندی معروف به «مجدِّد الف ثانی» و «امام ربّانی» یکی از چهره‌های مطرحِ طریقت نقشبندیه در هند است که در قرن دهم هجری (۹۷۱ هـ / ۱۵۶۳ م) به‌دنیا آمد. او و ادامه‌دهندگان راهش با تأکید بر خلوص دین به مبارزه با پیرایه‌های دینی و مکاتب بدعت‌گذار صوفیانه پرداختند. پیروان او بعدها سرزمین هند را «دارالکفر» خواندند و با حاکمیت استعماری انگلستان به جنگ مسلحانه برخاستند. در دوره‌های بعد حرکت‌هایی تحت عنوان «فرائضی» و «مجاهدون» با الهام از تعالیم امام ربّانی به تصفیه اسلام از خرافه‌ها و نبرد با حاکمان ستمگر هند پرداختند.

از آن جا که صوفیان و عُرفای عصر احمد سرهندی در هند، از نظریه وحدت وجودِ شیخ اکبر ابن عربی برداشت‌های غلطی داشتند، و این امر در میان عامه مردم موجب بروز انحرافات مختلفی می‌شد، امام ربّانی با طرح نظریه «وحدتِ شهود» اقدام به اصلاح سوءبرداشت‌ها در این زمینه کرد.

ابعاد ظلم و ستم انگلیسیان و هندوها در برخورد با مسلمانانِ هند در کتاب حاضر مورد بررسی قرار گرفته؛ و بیان ارتباط صوفیانِِ وابسته به طریقت نقشبندیّه در دوره‌های مختلف با حاکمان شبه قاره هند نیز از بخش‌های تشکیل‌دهنده کتاب است.

نویسنده در ادامه تحقیق خود به بررسی حرکت «خالدیّه» که ترویج‌دهنده فعلی حرکت امام ربّانی است می‌پردازد، و در انتهای کتاب مقاله‌ای از محقق مشهور «آلبرت حورانی» تکمیل‌کننده مباحث است.

از ویژگی‌های این کتاب بررسی زمینه‌های تصوف در دوره‌های مختلف تاریخ هند و اقدامات طیفی از صوفیان و بیان انحرافات به وجود آمده توسط مُدعیانِ دروغین و اختلافات مسلمانان و هندوهاست.

به نظر می‌رسد تاکنون در این موضوع و در معرفی امام ربّانی کتابی به زبان فارسی منتشر نشده باشد. البته باید از کتاب «ابعاد عرفانی اسلام» که توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامی (به قلم خانم آن ماری شیمل) به چاپ رسیده است یاد نمود که بخشی از آن توضیحات نسبتاً مبسوطی در باره هند و شخصیت فکری امام ربّانی را دربرمی‌گیرد.

امید است برگردان این اثر به سهم خود موجب روشن شدنِ زوایایی از تاریخ تصوف ایران و هند گردد.

 

داود وفایی

منصوره حسینی عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

 

 

 

 

مقدمه‌ی نویسنده

 

دین اسلام در طول تاریخ خود در سرزمین‌های مختلف توسط عالمان دینی، بازرگانان، نظامیان و عرفا تبلیغ و گسترش یافته است. در کتاب‌های تاریخ ثبت است هنگامی که سلطان شهاب‌الدین غوری فرمانده نظامیان مسلمان وارد هندوستان شد، در منطقه‌ای که اجمیر خوانده می‌شد صدای اذان را از مناره­ها به گوش خود شنید. اجمیر پیش از آن­که توسط نظامیان مسلمان تسخیر گردد از سوی یک گروه مسلمان دیگر فتح شده بود. سلطان شهاب‌الدین با کمی تحقیق و وارسی دانست که پیش از او اسلام توسط استاد محیی‌الدین چشتی برادرزاده خواجه عبدالقادر گیلانیِ معروف، به مردم آن منطقه شناسانده شده است؛ لذا به دیدار او رفت و به وی تبریک گفت.

مناطق مختلف هند از قرن یازدهم میلادی به تدریج توسط مسلمانان فتح می‌شد. براساس نظر نویسنده مشهور معاصر «الصوفی» که پیرامون تاریخ کشمیر کتاب باارزشی نگاشته است: گسترش اسلام در سرزمین‌های هند بیش از هر چیز مدیون صوفیان سهروردیّه، قادریّه و چشتیّه بوده است. هنگام گسترش نفوذ جریان‌های عرفانی در مناطق مختلف هند، مذاهبی چون هندوئیزم و بودیسم که از گذشته در هند دارای پیروانی بودند برای اسلام از جنبه‌های مادی و معنوی خطراتی در برداشتند. این دو مذهب غالباً از طریق تأثیرگذاری‌های فرهنگی اعتقادات مسلمانان را به طور جدی تهدید می‌کردند. بعدها از التقاط دو فرهنگ اسلام و هندوئیزم مذهب جدید و انحرافی سیکیزم ظهور یافت.

مکاتب عرفانی همان‌گونه که تعالیم اسلام را در هند گسترش دادند، مسئولیت حراست از آن را نیز برعهده گرفتند. آنها به رد بدعت‌ها و حفاظت از خلوص در اعتقادات پرداخته و در صدد احیاء دین و بازگشت به ریشه­ها و وابستگی مطلق به سنت رسول­الله(ص) برآمدند؛ و حتی در مواقع لزوم برای هدایت فاسقان از لبه بُرنده شمشیر نیز بهره بردند.

در تحقیق حاضر کوشیده‌ایم حرکت امام ربّانی و تأثیرات راهی را که با او آغاز شد مورد بررسی قرار دهیم. او کسی بود که در مقابل حملات مادی و معنوی علیه اسلام، برای دفاع جسورانه سینه سپر می‌کرد. تأثیر اقدامات اسلام‌خواهانه او تا قرن حاضر نیز امتداد یافته است.

آنچه ما را واداشت دست به این کار بزنیم آن بود که درحال‌حاضر نیز حرکت مذکور از ارزشی قابل توجه برخوردار است.

در این تحقیق سعی شده است حرکت امام ربّانی در قالب «تاریخ فرهنگی اسلام» مورد بررسی قرار گیرد. اگر توانسته باشیم با این کار افق‌های جدیدی پیش روی خوانندگان مسلمان بگشاییم موفق بوده‌ایم. «و من الله التوفیق».

ابراهیم ادهم بیلگین

 

 

 

 

 

 

حق تعالی در اثنای سالیان مملو از ظلم اکبرشاه برای هدایت پادشاه و اطرافیانش به راه راست «مجدّد الف ثانی» را برگزید و موظف نمود.

مجدّد رحمه­الله علیه از «سِرهند» به «اکبرآباد» آمد، اطرافیان شاه را مورد خطاب قرار داد و گفت:

«پادشاه در مقابل خدا و رسولش(ص) طغیان کرده است؛ از طرف من به او بگویید و یادآوری کنید که سلطنت، قدرت، اقتدار و سلطه نظامی او با تمام داراییش با مصیبتی که حتی فکرش را هم نمی‌تواند بکند مواجه و نابود خواهد شد. به او بگویید توبه کند، بگویید از خدا و رسولش(ص) پیروی کند. در غیر این صورت در انتظار قهر و غضب خداوند باشد.»[۱]

 

 

 

 

بسم‌الله الرحمن الرحیم

 

مدخل

 

امام ربّانی یک از رهبران بسیار دقیق، تحلیل‌گر، پویا و راهگشای تصوف بوده است. او حل مسائل را در اسلام اصیل جستجو می‌کرد و در پیروی از سیره رسول­الله(ص) و سلف صالح ایشان هیچ‌گاه تردید نمی‌کرد.

شخصیت و افکار این انسان بزرگ در تاریخ فرهنگی اسلام جایگاه خاصی داشته و در حال حاضر نیز تأثیر وی در منطقه خاورمیانه در حرکتی تحت نام «خالدیّه» مشهود است. عناصر تشکیل‌دهنده فرهنگ تصوف در اسلام حداقل از یک قرن پیش تاکنون همواره توجه محققان غربی را به خود معطوف داشته و باعث به وجود آمدن آثار مدون متعددی در این زمینه شده است. هنوز نیز آثار یاد شده اهمیت و تازگی خود را دارد. مستشرقان متعددی از جمله جان آرتور آربری، لویی ماسینیون، گلد زیهر، رینولد نیکلسون، مارگارت اسمیت و آسین پالاسیوس درخصوص تصوف که همواره زمینه­های فرهنگی اسلام را رنگ­آمیزی کرده است، بررسی­ها، تحقیق­ها، تحلیل­ها و ارزشگذاری­های فراوانی را که می­بایست ما انجام دهیم به انجام رسانده­اند. ما معتقدیم ثمرات و نتایج فرهنگ اصلیمان را خود می­بایست مورد کنکاش و ارزیابی قرار دهیم؛ در عین حال بر این باور هستیم که از محققین غربی و آثار و ارزیابی­های آنان می­بایست بهره لازم را برده و مطالعات آنها را طبق نظر خود مورد تحلیل قرار دهیم.

در سال­های اخیر در ترکیه پیرامون موضوعات عرفانی و تاریخ تصوف فعالیت­های آکادمیک قابل توجه و باارزشی از سوی چهره­های علمی انجام یافته است که مایه بسی خوشوقتی است. امروز کسی مانند «هیلمی ضیاء اولکن» وقتی تاریخ سیر اندیشه ترک­ها را به رشته تحریر درمی­آورد یک جلد کامل از اثر خود را اختصاص به تصوف و عرفان می­دهد؛ و این موضوع اهمیت تصوف در تاریخ عمومی اسلام را به خوبی نمایان می­سازد.

ما در تحقیق مختصر حاضر شخصیت و افکار یکی از چهره­های برجسته تصوف اسلامی را مورد بحث قرار داده­ایم. این عارف بزرگ که متأسفانه در آثار معتبری چون دایره­المعارف اسلام به او هیچ اشاره­ای نشده است؛ از چنان قدرت و تأثیرگذاری­ای برخوردار بوده است که از قرن شانزدهم میلادی (زمان حیاتش) تاکنون بسیاری را تحت تأثیر قرار داده است.

در کتابی که پیش رو دارید سعی شده است درباره تأثیرات مشارالیه با دقت بیشتری درنگ نماییم.

چهره­هایی مانند مولانا، یونس امره، یازیجی اوغلو، حاجی بکتاش ولی، حاجی بایرام ولی، اشرف­زاده، آقا شمس­الدین، خواجه احمد یسوی، صدرالدین قونوی، غزالی، محیی­الدین ابن عربی، نجم­الدین کبری، حاجی عبدالخالق غجدوانی، عبدالقادر گیلانی، احمد رُفاعی، نیازی مصری، عزیز محمود خدایی، اسماعیل حقی بورسوی، ابراهیم حقی ارضرومی، عبدالکریم جیلی، عبدالرزاق کاشانی، عبدالغنی النابلسی، مولانا ضیاءالدین خالد و محور اصلی این تحقیق یعنی احمد فاروقی سِرهندی معروف به امام ربّانی از نظر تاریخ و فرهنگ اسلام اهمیت فراوانی دارند. اگر عرفایی که نامشان را برشمردیم و آنهایی را که نامی از آنها برده نشد از گنجینه فرهنگی ۱۴۰۰ ساله­مان حذف نماییم خواهیم دید برای جهان اندیشه ما چیزی باقی نمی­ماند. تصوف به عنوان یک پدیده انسانی در طول قرن­ها به تفکر مسلمانان جهت داده، موجب حرکت آنان شده و شیوه­های تحلیلی جدیدی را نصیبشان کرده است. عرفان همواره موجب حیات نو و بانشاط مسلمانان بوده است. ما در کتاب حاضر کوشیده­ایم امام ربّانی را که از جهت تاریخ فرهنگی­مان دارای اهمیت قابل توجهی است به عنوان یکی از نمونه­های عرفان پرتحرک و پویا مورد بررسی قرار دهیم.

امام ربّانی آنچه را که با کتاب و سنت ناسازگار بود غیراسلامی می‌دانست و در مخالفت با آن دست به مبارزه فکری، روانی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می­زد. با وجود تحقیقی که به مدت دو سال و نیم حول زندگی و افکار او انجام داده­ایم معتقد هستیم در مرحله کنونی ضرورت نیاز به آشنایی با زندگی امام ربّانی بیش از پیش احساس می­شود.

به گمان ما حرکت و تأثیرات امام ربّانی عنوان وسیع و گسترده­ای است که می­توان در باره آن چندین جلد کتاب نگاشت. به اعتقاد ما امام ربّانی شخصیتی نیست که با خواندن چند کتاب بتوان در باره او حکم صادر کرد. در هر حال ما در تحقیق حاضر با مراجعه به منابع مختلف داخلی و خارجی کوشش خود را کرده­ایم و نهایتاً کتابی که در دست دارید حاصل آن شده است.

امام ربّانی نابغه­ای است مبارز؛ بنیانگذار یک مکتب، و برخوردار از ذهن و روحی هماهنگ با اصول دین اسلام. اندیشه­های عرفانی امام ربّانی امروزه در جغرافیای کشورهای خاورمیانه تأثیرات خود را تحت نام «خالدیّه» ادامه می­دهد.

اندیشه­های او در طول زمانی نسبتاً طولانی (چهارصد سال) همواره الگوی بسیاری از مردمان بوده است و بررسی و ارزیابی آن برای اندیشمندان امری ضروری است.

امام ربّانی با گفته­ها و نوشته­های خود تا قرن هجدم پیروان نقشبندیّه در هند را تحت تأثیر افکار و آراء خود داشت. این امر پس از قرن هجدهم توسط «مولانا خالد» در مناطق مسلمان­نشین خاورمیانه ادامه یافته است.

آنچه در سیر تاریخی حرکت امام ربّانی در وهله اول مورد توجه قرار می­گیرد ارتباط وی با سیاست است.

پروفسور آن ماری شیمل با اشاره به این مطلب معتقد است درباره این موضوع حداقل کاری در سطح رساله دکتری باید انجام گیرد.

به نظر ما بررسی جنبه علمی نظری اندیشه­های ربّانی از مسائل بااهمیتی است که به خودی خود نیازمند مطالعه و تحقیق است. ما در این کتاب در ترسیم ساختار تحقیقاتی خود مجبور شدیم فصل­های اول و دوم را به بررسی پیشینه موضوع اختصاص دهیم؛ زیرا اطلاع از پیشینه فعالیت­های امام ربّانی و پیروان او موجب وضوح بیشتر در درک حرکت وی خواهد شد.

وانگهی امام ربّانی بخشی از سلسله نقشبندیّه تا زمان خود می­باشد. این مطلب نیز ما را مجبور می­ساخت از زاویه خاصی به مسئله بنگریم. ما لزوم این نوع نگاه را نادیده نگرفته و کوشیدیم امام ربّانی و حرکت احیاگرانه، پویا و تجدیدنظرطلبانه او را مورد مداقّه قرار دهیم. بخش­های پایانی کتاب را به ترجمه مقاله یکی از محققان غربی درخصوص فرقه خالدیه که ادامه­دهنده حرکت امام ربّانی است اختصاص داده­ایم. با فرض این­که روشنفکران ترک پیرامون موضوع دارای آگاهی هستند ترجمه مذکور را عیناً به کتاب اضافه کرده­ایم. قصد ما این بوده است که خوانندگان را با موضوعی شناخته شده از زاویه­های مختلف آشنا کنیم. ما با تحقیق حاضر سعی کرده­ایم نشان دهیم موضوعی وسیع مانند حرکت امام ربّانی، با توجه به چه محورها و چه پایه­هایی می­بایست مورد بررسی قرار گیرد.

زمینه طرح بحث و نکات تثبیت موضوع در تبیین حرکت امام ربّانی مؤثر خواهد بود. عنصر زمان و مکان نیز از مسائلی بوده است که در این تحقیق سعی کرده­ایم به آن دقت کنیم.

متأسفانه در کتاب حاضر این امکان دست نداد که حرکت­های صوفیانه مشابه حرکت ربّانی در آسیا و آفریقا را مورد مقایسه و بررسی  قرار دهیم. معتقدیم این موضوع نیز دارای اهمیت است و محتاج تحقیقی دیگر.

امیدواریم در چاپ‌های آینده این کتاب که دارای حجم بیشتری خواهد بود، موضوع مذکور نیز مورد بررسی قرار گیرد.

کمبود محسوس در این کتاب و یا به عبارت بهتر مطلب دیگری که به خودی خود می­تواند موضوع رساله­ای مستقل قرار گیرد این است که در طول تاریخ حضور اسلام در هند چهار فرقه صوفیانه همواره وجود داشته­اند؛ نقشبندیّه، قادریّه، چشتیّه و سهروردیّه.

مقایسه حرکت امام ربّانی با جریان­های صوفیانه مذکور موضوع بسیار بااهمیتی است و محتاج بررسی­های گسترده می­باشد. همین جا باید اضافه نماییم که مقایسه مزبور می‌بایست صرف‌نظر از تعالیم هریک از طریقه‌های مورد بحث، با توجه به نحوه گسترش و میزان تأثیرگذاری آنها براساس وقایع تاریخی و با درنظر داشتن دو عامل زمان و مکان صورت پذیرد. در غیر این صورت مطالعه تطبیقی موردنظر نه در تحقیقات مربوط به هند مفید خواهد بود و نه در بررسی­های مناطق دیگر. تا آن جا که ما می­دانیم در این خصوص در ترکیه یکی دو کتاب وجود دارد. یکی از آنها در سال ۱۹۴۹ میلادی در دانشکده ادبیات دانشگاه استانبول توسط «قاسم کوفرالی» با نام «نقشبندیّه و گسترش آن» به عنوان رساله دکتری تألیف شده؛ و دیگری اثری است از مرحوم «عبدالباقی گولپینارلی» که درخصوص «ملامتیّه» نگاشته شده است.

طریقه­های صوفیانه متعددی در تاریخ اسلام مؤثر بوده­اند. پیدایش، گسترش و حتی انحطاط این سلسله­ها در متن زمان و مکان در انتظار بررسی­های دقیق علمی است. امروزه متأسفانه درخصوص طریقت­های مختلف از جمله قادریه و رُفاعیه تاریخ مدونی وجود ندارد. اطلاعات موجود فقط در باره تأثیرات و نحوه گسترش این دو سلسله مهم صوفیانه در خاورمیانه است و تاکنون مطالعه­ای فراگیر و علمی پیرامون قادریّه در آفریقا، روسیه، هند، خاورمیانه و چین صورت نگرفته است.

در این خصوص کتاب‌هایی مانند «تبیان الوسایل الحقایق» از «حریرزاده کمال­الدین افندی» و «سفینه­الاولیاء» اثر «حسین وصّاف» هنوز در کتابخانه­ها زیر غبارها هستند و روشنفکر مسلمان ترکیه­ای از وجود آن، بی­خبر است. شنیده­ایم که دکتر «محمود آک­کوش» و دکتر «علی یلماز» درخصوص «سفینه الاولیاء» مشغول کارهایی هستند و این امر موجب مسرت است. لیکن چنین آثاری به نظر ما دربرگیرنده تمام تاریخ سلسله‌های متصوفه نخواهند بود. در این­گونه کتاب­ها بیشتر به طریقه­هایی پرداخته شده است که معمولاً در یک منطقه جغرافیایی ظهور یافته­اند؛ وانگهی ساختار سیستماتیک کتاب­های مذکور نیز قابل بحث است.

نتیجه­گیری مختصری را نیز در پایان کتاب آورده­ایم. سعی شده است در آن قسمت، نتایج ارزیابی­های فکری و علمی خود را پیرامون موضوع بیان کنیم.

از خوانندگان محترم تقاضامندیم این کتاب را پیش­درآمدی برای ورود به موضوع بدانند. در ابتدا نیز ذکر شد موضوع به قدری گسترده است که کتابی با چنین حجم کم قادر به بیان تمام ابعاد مسئله نخواهد بود. کتاب حاضر در پی آن است که پیرامون موضوع مطالبی موجز اما منظم را ارائه دهد؛ امید که مفید واقع گردد.

 

 

 

فصل اول

 

زمینه‌ی عمومی تصوف

در هند اسلامی تا زمان امام ربّانی

 

 

«جهانی شدن دین اسلام در سایه همین متصوفان بوده است. زیرا متصوفان بودند که برای اول بار به مفاهیم اخلاقی و معنوی اسلام حنیف که توحیدی طبیعی و عقلی برای انسان­ها بود، پی بردند.»

لوئی ماسینیون

 

الف ـ مقدمه

 

در جنوب آسیا اولین قطعه خاکی که توجه را جلب می­کند، شبه قاره هند است. سرزمین هند براساس نوشته­های به دست آمده محل هبوط آدم۱ و خاستگاه تمدن­های کهن بوده است. یکی از علائم قدمت تمدن­های هند به اعتقاد ما، دست نوشته­هایی است که در منطقه ایندرس کشف گردیده و معنای آن نیز تاکنون دانسته نشده است. ۲

یونانی­ها و رومی­ها به مناطق شرق رودخانه ایندرس «ایندیا» می‌گفتند. مورخین مسلمان بعدها نام هند و یا هندوستان را برای منطقه مذکور بکار بردند. ۳

در دوره­های اخیر، حکومت استعماری انگلستان نیز همان نام را بر آن کشور اطلاق کرده است.

در این بخش سعی خواهیم کرد وضعیت عمومی صوفیان جنوب آسیا، خصوصاً هند را مورد بررسی قرار دهیم. لیکن به دلیل نوع نگاهمان به موضوع، درباره تاریخ، جغرافیا، فرهنگ، اقتصاد و وضعیت قومی این منطقه به طور خلاصه مطالبی بیان خواهد شد. تحقیق تفصیلی موضوع مشتمل بر چند جلد کتاب می­شود.

 

ب ـ نخستین مواجهه با اسلام

 

به نظر ما جریان مواجهه مردم جنوب آسیا با اسلام را می­بایست در دو زمینه متفاوت مورد بررسی قرار داد. الف ـ زمینه­های سیاسی ب ـ زمینه­های دینی.

زمینه­های سیاسی فتوحات مادی را نیز دربرمی­گیرد؛ منظورمان از زمینه­های دینی فتح سرزمین هند به لحاظ معنوی و فرهنگی است.

براساس منابعی که مورد بررسی قرار گرفته­اند (عموماً منابع دسته دوم) زمینه­های سیاسی ورود اسلام به هند با ورود دو سپاه منظم اسلام در قرن اول هجری به این سرزمین همزمان است. در یکی از منابع ذکر می­شود که حجاج بن یوسف ثقفی هنگامی که والی عراق بود با این ادعا که هندوها زنان مسلمان را به کنیزی می­برند، لشگری تحت فرماندهی برادرزاده هجده ساله­اش «محمد بن قاسم» به هند گسیل داشت. لشگریان مسلمان تمام مناطق مابین ایالت سند تا مولتان را فتح می­کنند. ۴ اما این فتح و پیروزی بیش از تنبیهی گذرا نتوانست تأثیری درازمدت در منطقه داشته باشد. به این ترتیب باران رحمت اسلام همچون رگباری کوتاه مدت بر هند باریدن گرفت و جریان یافت ولی بزودی از بین رفت. اولین ورود پایدار لشگریان مسلمان به سرزمین هند در زمان سامانیان و غزنویان بوده است.

پس از مرگ عبدالملک امیر سامانی در سال ۹۶۱م/۳۵۰هـ آلپ تکین که فرمانده­ای ترک بود و ریاست نیروهای سامانی در خراسان را برعهده داشت سعی کرد قدرت را به دست بگیرد. این اقدام بی­نتیجه ماند و او مجبور شد با برخی از سپاهیانش به شرق افغانستان یعنی غزنه عقب­نشینی کند. غزنه در مرز قلمرو سامانی و در مقابل هندوستان یعنی منطقه بت­پرستان قرار داشت. در منطقه مذکور پس از آلپ تکین چند فرمانده مملوک ترک تا سال ۹۷۷م/۳۷۶هـ که سبکتکین به قدرت رسید به نام سامانیان حکومت کردند. در زمان حکومت سبکتکین اهالی غزنه رسم و رسوم حمله به مناطق هندوستان و غارت و چپاول و برده گرفتن از سرزمین هند را پیشه خود ساختند. اما این پسر او محمود (سلطان محمود غزنوی) بود که استقلال کامل را به دست آورد. محمود در جهان اسلام به عنوان پُتکی که بر سر کافران فرود می­آمد شهرت یافت. او برای حمله به معابد شناخته شده بت­پرستان در «سومنات»، «کاناوجا» و «مُتّرا» که در حوالی گنگ قرار داشت به سوی شبه جزیره «کاتی آوار» پیش­روی کرد. ۵

حملات متعدد سلطان محمود غزنوی به هند، که تعداد آن را تا هفده بار ذکر کرده­اند، همواره فتوحاتی عظیم به همراه داشته و در میان حال و هوایی دینی صورت می­گرفته است.

آمدن محمود شهاب­الدین غوری به هندوستان که پس از گذشت یک قرن صورت گرفت در روند حاکمیت هفتصد ساله مسلمانان نقطه عطفی بود. در فاصله زمانی مذکور حکمرانان ترک و افغانی نسبت به هندوها با نهایت ملاطفت رفتار کردند. گسترش اسلام در شبه جزیره هند بر اثر کوشش و خدمات عُرفا، بازرگانان و واعظان صوفی بوده است.

اولین مسلمانانی که وارد هند شدند از نظر فرهنگ و تمدن، رنگ، نژاد، زبان، دین و منطقه زندگی از دنیای کاملاً متفاوتی آمده بودند. رمز و رازهای موجود در تمدن و فرهنگ سرزمین هند و زندگی بی­پیرایه و ساده مردم آن برای آنها (مسلمانان) عجیب می­نمود. برای مثال نظرات «ظاهرالدین بابرشاه» از فرزندان تیمور در این خصوص جلب توجه می­کند «… بیشتر مردم هندوستان کافرند. هندوستان جایی است که لطافت در آن کم یافت می­شود. در هند از چیزهایی مانند زیبایی، رفتار نیک، ادب، ذوق، ادراک، کَرَم (بخشش)، مروّت، هنر، اصول، نظم، قاعده، نام نیک، گوشت خوب، انگور، خربزه، میوه، آب خنک، نان خوب، حمام، مدرسه، شمع، مشعل و شمعدان خبری نیست…»

هندوها به تعدادی طبقه دارای کاریزما به نام «کاست» تقسیم می‌شدند. آنها از همان اوایل مسلمانان را خارج از کاست­ها اعلام نموده و لقب تحقیرآمیز «مالْهِچ» به معنی کثیف را بر آنها اطلاق می­کردند. به اعتقاد آنها نشست و برخاست با مسلمانان، ازدواج، خوردن و آشامیدن به همراه آنها، حتی نزدیک شدن به آنان از کارهای حرام شمرده می­شد. مسلمانان و هندوها قرن­ها با یکدیگر همزیستی داشته­اند، اما همواره به دلیل تعصبات افراطی هندوها، از نظر دینی و اجتماعی همچون آب و روغنی بوده­اند که به سختی در یک محفظه قرار می­گرفتند.۶

به دنبال اولین تماس­های مردم هند با مسلمانان در قرن اول هجری برخی از کلمات هندی وارد زبان و ادبیات عرب گردید.

براساس منابع موجود برخی از کلمات هندی که وارد زبان عربی شده­اند عبارتند از:

هندی                                                     عربی

مشکا                                         مشک

کاپور                                        کافور

جیران جابیرا                   زنجبیل

کانتیکقال                                  قرنفل

پیپلی                                         فلفل

ناریال                                        نارجیل

مش                                          موز

صاندال                          صندل

 

با دقت در فهرست بالا پی می­بریم که تمام این کلمات نام تولیدات صادراتی هند در دوره­های گذشته است و این نشان­دهنده رد و بدل کلمات در داد و ستدهای اقتصادی بازرگانان بوده است.

صوفیان مسلمان تحت عنوان «درویشان سیّاح» نیز به این کاروان‌های مسافرتی می­پیوستند و برای تبلیغ دین اسلام به اقصی نقاط جهان سفر می­کردند.

«آرنولد» یکی از شرق­شناسان قرن معاصر نظریه قابل توجهی دارد. او می­گوید: «در این شکی نیست که شمار قابل توجهی از مردم آفریقای سیاه، اندونزی و هند تحت تأثیر واعظان صوفی که عهده­دار وظایف اساسی اسلامی بودند، مسلمان شده­اند. بی­آن­که نیازی به ژرف­کاوی باشد می­توان گفت چنین امری در سایه عشق و علاقه به خدا، پیامبر و اصحاب او بوده است.»۸

مستشرق دیگری درخصوص همت درویشان متصوفه در گسترش اسلام می­گوید: «… صوفیان در گسترش اسلام در شبه قاره هند تأثیر فراوانی داشته­اند. بین­المللی شدن دین اسلام و مطرح شدنش در سراسر جهان در سایه کوشش صوفیان بوده است.¬ آنها برای ارشاد مردم به کشورهای غیراسلامی سفر می­کردند و همین امر باعث شناخت اسلام از سوی جهانیان می­شد. دراویش نقشبندیّه، شطّاریّه و چشتیّه با سفر به هند و جزایر مالایی، زبان مردمان بومی را فرامی‌گرفتند، با زندگی آنان می­آمیختند و بیش از آنان که با حمله نظامی و با خشونت و جنگ درصدد فتح این مناطق بودند موجب گسترش دین اسلام می­شدند. جهان­شمول شدن دین اسلام زیر سایه همین صوفیان است. این صوفیان بودند که در مراحل اولیه به تأثیرات معنوی و اخلاقی مذهب حنیف اسلام که ارائه­دهنده توحیدی عقلی و طبیعی برای همه انسان­ها بود، پی بردند.»۹

صوفیان حتی در تبلیغ اسلام با جوکیان هند وارد رقابتی ماوراءالطبیعی شدند و از آن پیروز درآمدند. در نتیجه همین امر توده­های زیادی به شکل فردی و جمعی به اسلام گرویدند.۱۰

آربری در همین خصوص واقعه­ای را نقل می­کند. او می­گوید: «در منطقه­ای از هندوستان یک صوفی مسلمان با یک جوکی هندو مسابقه می­دهد که آنها را در داخل بشکه­ای قرار داده و از سرازیری به پایین پرتاب کنند. در پایان مسابقه جوکی می­میرد وصوفی مسلمان کوچک­ترین صدمه­ای نمی­بیند. این امر موجب هدایت تعدادی از اهالی می­گردد.۱۱

براساس منابع موجود محتمل است تاجران مسلمان و صوفیان جهانگرد در بدو ورودشان به هند از سوی اهالی به راحتی پذیرفته شده باشند. حتی یکی از راجه­های شمال هندوستان تحت تأثیر یکی از همین صوفیان اقدام به ترجمه قرآن کریم به هندی نموده است. برخی از صوفیانی که نامشان در این راستا ذکر می­گردد عبارتند از:

۱ـ سلیمان (وفات ۸۵۴م/ ۲۴۰هـ)

۲ـ ابوزید (وفات ۸۵۶م/ ۲۴۲هـ) که تا «دکن» سفر کرده است.

۳ـ ابوالحسن المسعودی و ابواسحاق استخری که در سال­های ۹۱۵م/۳۰۳هـ در هند مورد احترام بسیاری از مردم بوده­اند.

۴ـ ابودلف ینبوعی، که گفته می­شود در سده چهارم هجری به ایالت­های کشمیر، مولتان، هند و سند مسافرت کرده و پس از آن به چین رفته است.

۵ـ بشّار مقدسی، در پایان سده چهارم هجری سراسر هند را گشت و در توضیح راجع به هند، این کشور را به پنج ایالت اصلی تقسیم نمود: مولتان، سند، کنّاو، توران و مکران. او در باره هیمالیا، سند، سنگالدیپ، مونگهر و پاتنا توضیحات مفصلی ارائه کرده است.۱۲

متصوفه بزرگ حسین بن منصور حلاج نیز در میان کاروان صوفیان مُبلّغ اولیه دیده می­شود. حلاج در سال ۹۰۵م توسط یک کشتی به گُجرات رفت و از آن جا به سند، آن­گاه به منطقه ایندوس، و بعد خراسان، آن­گاه ترکستان و سپس به طورفان سفر کرد و همه آنان را که اصنام را عبادت می­کردند به اسلام دعوت نمود. آن دسته از مردم هند که به وسیله او اسلام را پذیرفتند با لقب منصوری شناخته می­شوند.۱۳

کوشش­های ابومشعر السّندی عارفی که از دوره­های اولیه وارد شبه قاره هند شده بود را نیز نباید فراموش کرد.۱۴

گسترش اسلام در هند و قبول این دین از سوی هندی­ها عوامل متعددی داشته است، از جمله: وجود قاعده «لا اکراه فی­الدین» در اسلام۱۵، اعمال دقیق مقررات اسلامی در شبه قاره هند، اهمیت دادن به آموزش هندی­ها از سوی حاکمان مسلمان، تمایل به زبان فارسی از سوی کسانی که سانسکریت صحبت می­کردند. این­که بیشتر نویسندگان هندو آثار خود را به زبان فارسی می­نگاشتند گواهی بر این مدعا است.

کمی پیش از لشگرکشی سراسری مسلمانان که منجر به پیروزی‌های بزرگ شد، یعنی زمانی که راجه­های هندو در شبه قاره حکمرانی می­کردند، در میان صوفیانی که برای فعالیت­های تبلیغی به هند آمدند فردی به نام شیخ اسماعیل از نژاد ترک­ها نیز بوده است. این عارف ترک در سال ۱۰۰۵ به لاهور سفر کرده و در گسترش اسلام در آن منطقه سهم داشته است.۱۷

 

[1]. Şarkpuri, Muhammad Halim, Müceddid-i Elf-i Sani Imam Rabbani Ahmed Faruk SirhindÎ, (çev. A. Genceli), Konya 1978, s. 31.

¬. در این­که صوفیان موجب گسترش اسلام در مناطق مختلف از جمله هند بوده­اند تردیدی نیست. اما در اینکه جهان­شمول بودن یا شدن اسلام به همت صوفیان بوده است مسامحه­ای وجود دارد و آشکار است که اسلام ذاتاً دینی جهانی بوده و هست.(م)

اطلاعات بیشتر

وزن 205 g
ابعاد 22 × 14 cm
پدیدآورندگان

,

نوع جلد

نوبت چاپ

SKU

99116

شابک

978-964-351-508-9

قطع

تعداد صفحه

176

سال چاپ

تعداد مجلد

موضوع

وزن

205

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “جنبش های انقلابی صوفیان در هند و امام ربانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *