ذهن ارتجاعی

40,000تومان

ذهن ارتجاعی

(محافظه کاری از ادموند برک تا سارا پیلن )

کوری رابین

ترجمه اکبر معصوم بیگی

ذهن ارتجاعی کاوشی دقیق، نوآورانه و جذاب است در مفهومی که گاه­به­گاه هنگام در گرفتن وخیم­ترین بحران­ها با قوّت هر چه بیشتر سربرمی­آورد: مفهوم محافظه­کاری. کوری رابین، نویسنده­ی ذهن ارتجاعی، نشان می­دهد که محافظه­کاری در هسته­ی اصلی خود واکنشی تند و کوبنده است در برابر چالش­های دموکراتیک و ترقی­خواهانه، در برابر به خطرافتادن سلسله مراتب­های ثروت و قدرت و منزلت اجتماعی؛ محافظه­کاری، در اصل، واکنش جهان کهنِ امتیازها و مالکیت­ها و برتری­های طبقاتی، جنسی، قومی و نژادی است در برابر جهانِ نوینِ برابری­خواهی و گسترش بی­حد ­و مرز سازوکارها و نهادهای دموکراتیک، حتی به بهای بر هم خوردن بنیادی وضع موجود امور. دامنه­ی پژوهش کوری رابین از مفهوم محافظه­کاری گستره­ای فراخ دامن از شخصیت­ها و جنبش­ها را دربرمی­گیرد: از ادموند برک و تامس هابز تا اِیَن رند و سارا پیلین و بسیاری از مشاهیر و نظریه­پردازان نومحافظه­کار دوسه دهه­ی اخیر، و این همه به زبانی روشن، ساده و همه فهم.

توضیحات

در آغاز کتاب ذهن ارتجاعی می خوانیم :

فهرست

یادداشت مترجم.. 7

درآمد.. 13

بخش 1: سیماهایی در ارتجاع.. 61

فصل 1: محافظه‏کاری و ضدّ انقلاب.. 63

فصل 2: نخستین ضدّ انقلابی.. 91

فصل 3: آشغال و جَذَبه.. 111

فصل 4: پشت و رو.. 139

فصل 5: محافظه‏کاران سابق.. 155

فصل 6: بچه‏ی تبعیض مثبت.. 185

بخش 2: فضیلت‏های خشونت.. 211

فصل 7: نسل‏کُشی بر پایه‏ی رنگ.. 213

فصل 8: یادآوردنِ گذشته‏ی امپراتوری‏ها.. 227

فصل 9: تفاهم‏نامه‏های مردانگی.. 259

فصل 10: تب دیوانه‏وار قدرت طلبی.. 283

فصل 11: سنگدل بودن چه آسان.. 305

فرجام سخن.. 343

پی‏نوشت‏ها.. 347

یادداشت مترجم

گر چه محافظه‏کاری، به مفهوم مقاومت در برابر هر چیز نو که وضع موجود امور را بر هم بزند، تاریخی به دیرینگیِ عمرِ بشر دارد، اما محافظه‏کاری در مفهوم مدرن آن، به مفهوم اندیشه‏ای ارتجاعی که به بهانه‏ی حفظ همه‏ی چیزهای نگه داشتنی با نفس تغییر در  می‏افتد، مگر آن‏که تغییر به حکم ضرورت ارتجاع را به تمکین از امر ناگزیر وادارد، باری به این تعبیر، محافظه‏کاری در پی انقلاب بزرگ فرانسه آغاز شد. انقلاب فرانسه برای اروپای کهن، اروپای فئودال‏ها، بزرگ زمین‏داران، شاهان، شاهزادگان، کشیشان و اسقفان، همه‏ی فرادستان قدر قدرت، حکمِ صوراسرافیل و شیپورِ بیداریِ قیامت‏آسایِ سرکوفتگان و راندگان و خفتگان، ستم‏کشان و محرومان و پایمال‏شدگان و در یک کلام، حکم بانگ بیدار باش همه‏ی کسانی را داشت که از ستم «رژیم کهن» در سراسر اروپای اشرافی به تنگ آمده و به خفقان مَرگامَرگی افتاده  بودند. راستی را که انقلاب شورِ نُشور بود، آمده بود تا مردگان و نفرینیان زمین را از خواب هزار ساله برانگیزد، تا سامان ستم شاهان، اشراف، سپاهیان و کلیسا را از بیخ برآوَرَد.

سخنِ هیبت‏آسای سن‏ژوست: «آرزوی من همه آن است که آخرین پادشاه فرانسه را با روده‏ی آخرین کشیش فرانسه به اولین درخت بیاویزم»، از این کشاکش خونین هزار ساله حکایت داشت. در پیِ انقلاب، ارتجاع ترمیدوری همه در پی آن بود که وضع را به هر قیمت به عقب بازگرداند، اما از آنجا که در روند رویدادها دست کم این قدر وقوف یافت که بازگشت به گذشته از قدرت هر نیرویی، هر اندازه مهیب و بزرگ، بیرون است، همه‏ی همّت خود را به کار گماشت تا نخست، دست کم وضع موجود را حفظ کند و دوم، اگر حفظ وضع موجود میسر نشد، جهت تغییر را به سود مرتجعان واگرداند. محافظه‏کاری بر این نظریه‏ی بنیادی استوار است که واقعیت و ماهیت هر جامعه‏ای را باید در سیر تحوّل تاریخی آن جست‏وجو کرد، و از این رو این تحوّل تاریخی اگر یگانه راهنما نباشد، باری  معتبرترین و درخوراتکاترین راهنمای حکومت‏هاست برای آنکه از سر احتیاط و دوراندیشی از دخالت در آنچه دیرگاهی است تثبیت شده است بپرهیزید. این قدر هست که محافظه‏کاری جامعه را چون چیزی می‏انگارد که می‏بالد و دامن می‏گسترد، اما محافظه‏کاران ترجیح می‏دهند که شاخ و برگ‏ها را هرس کنند اما هرگز دست به ترکیب ریشه‏ها نزنند. از این‌جاست که رادیکال‏ها در برابر محافظه‏کاران بر این باورند که هیچ تغییری مگر دگرگونیِ بنیادیِ انقلابیِ جامعه و انسان نمی‏تواند در برانداختنِ جامعه‏ی عمیقاً ناعادلانه به کار آید. بدین‏گونه، محافظه کاران‏اند که با هر گونه دگرگونی ریشه ای جامعه به ستیزه بر می‏خیزند. با این تفصیل، جهان مدرن با سه شِق اساسی روبه‏روست که محافظه‏کاری تنها یکی از آن‏هاست و شاید بتواند این مدّعا را داشته باشد که در دوره‏هایی در تاریخ سنّت سیاسیِ اروپا مرکزیت داشته است. یکی دیگر از این شق‏ها لیبرالیسم است که با تعهدش به آزادی و ارزش‏های رفورمیستی شناخته می‏شود و دیگری سوسیالیسم قانونی (و عمدتاً سوسیال دموکراسی) که دغدغه‏ی خاطر بنیادین‏اش در خصوص مردم فرودست موجب می‏شود که همه‏ی مسایل سیاسی را تابعِ به تحقق رسیدن جامعه‏ای واقعی‏تر و عادلانه‏تر قرار دهد. به یک اعتبار، سیاست مدرن عمدتاً عبارت بوده است از کشاکش و گفت‏وشنود میان این سه گرایش و سه جنبش. هر سه گرایش در چهارچوب سیاست جریان غالب می‏گنجند و طبعاً با گرایش و جنبش چهارم که، با سیاست انقلابی ریشه ها را هدف گرفته است، از بیخ ناسازگارند.

نظریه محافظه‏کاری، یکی از این سه گرایش، سالی پس از انقلاب فرانسه، در واکنش به طرح‏های عقل‏محورانه‏ی انقلابیان فرانسوی سر برآورد و بیان نامه‏ی کلاسیک آن را باید در  تأملاتی درباره انقلاب فرانسه (1790)ی ادموند برک یافت. تأکید تاریخی برک، در اصل، پیامد جریان‏های ژرفی در اندیشه اروپایی بود، جریان‏هایی که برهان و استدلال انتزاعی را همچون روشی برای فهم جهان انسانی و پیچیدگی‏های آن مردود می‏شمردند. شاید، و بلکه بی‏گمان، طُمطُراقِ محضِ زبان‏آوری برک لازم بود تا محافظه‏کاری را به عنوان شاکله‏ای مفهومی به جهان آورد، چرا که این نظریه در ناب‏ترین صورت خود تنها شامل مشتی قاعده و قانون عقلی در باب احتیاط و دوراندیشی (در باب پیچیدگی و همتافتگی امور و حکمت احتیاط و دست به عصا بودن در تغییر دادنِ وضع) می‏شد که در فضای روشنفکری دو سده‏ی واپسین در برابر ادّعاهای فلسفیِ وسوسه‏انگیز ایدئولوژی‏های مدرن سخت رنگ می‏باخت و کم توش و توان می‏نمود.

نظریه‏های رقیب مدّعی‏اند که نه تنها تکاپوهای سیاسی بلکه بشر و جایگاه او را در جهان نیز توضیح می‏دهند. اما نظریه‏ی محافظه‏کارانه‏ی برک بر آن بود که این تصویرِ گسترده‏تر (سیاست مدرن و جایگاه بشر) را دین برای ما فراهم آورده است، و بدین‏گونه برک مستعد بود که حرمت در خور امور الاهی را چنان بسط دهد که حرمت خداگونه‏ی نهادهای موجود دیرپا و نیز تثبیت جامعه‏ی بشری را هم در بر گیرد. اما این تأکید ایمان باورانه در عین حال نباید این واقعیت را پنهان دارد که محافظه‏کاری در خصوص توانایی هر انسان – که در محدوده‏های آگاهی کنونی رفتار می‏کند- برای درک پیچیدگی‏های زندگی انسانی، آن‏گونه که در سراسر تاریخ مکتوب تحوّل پذیرفته است، دستخوش شکاکیّتی عمیق است.

گر چه سخن کوری رابین در کتاب حاضر با تامس هابز، این «نخستین ضدّ انقلابی»، آغاز می‏شود و با بزرگ‏ترین نظریه‏پرداز محافظه‏کاری، ادموند برک، دنبال می‏شود، غرض اصلی او پرداختن تفصیلی‏تر به دورِ تازه‏ای از محافظه‏کاری است که در برابر جنبش‏های آزادی‏خواهانه – برابری‌خواهانه‌ی دهه‌ی 1960 و 1970 به منصه‏ی ظهور می‏رسد. از این‌جاست که نویسنده در بخش دوم کتاب با مفهوم خشونت و ربط آن به ایدئولوژی‏های سیاسی (فاشیسم، راست جدید، نومحافظه کاری و مانند آن) سروکار دارد. نخست به رونالد ریگان و تبهکاری‏‏ها، خون‏ریزی‏ها و قساوت‏های او در گواتمالا و در فصل‏های بعدی به یازده سپتامبر و پایان جنگ سرد، ظهور نئوکان‏ها، جنگ و حمله و تجاوز به  افغانستان و عراق، شکار دگرباشان، به اصطلاح توازن میان آزادی و امنیت و بسیاری امور دیگر می‏پردازد.

کوری رابین، متوّلد 1967، روزنامه‏نگار، مقاله‏نویس و نظریه‏پردازِ سیاسیِ قابلی است که در کالج بروکلین و مرکز دوره‏ی دکتری سیتی یونیورسیتی نیویورک علوم سیاسی تدریس می‏کند. مقاله‏های او در نشریه‏هایی چون نیویورک تایمز، نیشن، هارپرز، ژاکوبن، دیسنت و لاندِن ریویو آو بوکز منتشر می‏شود. رابین همه‏ی توجّه و همّت پژوهشگرانه‏ی خود را مصروف شکل‏های معاصر و تازه‏ی محافظه‏کاری و نومحافظه‏کاری و نیز دشواری‏های چپ‏های نو و لیبرال‏ها در پرداختن به برتری‏جویی‏های امریکا پس از پایان جنگ سرد کرده است. عنوان کتاب دیگر او، ترس: تاریخ یک مفهوم سیاسی است.

باز می‏ماند یادآوری این نکته که همه‏ی پانوشت‏ها از مترجم است و یادداشت‏های نویسنده، به سیاق متن اصلی، در پایان کتاب و افزوده‏های مترجم در متن کتاب همه جا میان دو قلاب [ ] آمده است.

اکبر معصوم بیگی

دی 1396

 

توضیحات تکمیلی

وزن 400 g
ابعاد 21 x 14 cm
پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

99251

نوبت چاپ

شابک

978-600-376-350-0

قطع

تعداد صفحه

386

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

500

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ذهن ارتجاعی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This