(021) 66480377-66975711

چنین می‌گفت زرتشت

120,000تومان

فریدریش نیچه

تحقیق و ترجمه قلی خیاط

فریدریش ویلهلم نیچه (۱۵ اکتبر ۱۸۴۴ – ۲۵ اوت ۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر، آهنگساز و فیلولوژیست کلاسیک بزرگ آلمانی بود. از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفه امروزی بر مبنای سؤالات بنیادینی درباره بنیان ارزش‌ها و اخلاق بوده‌است. نوشته‌های وی سبک تازه‌ای در زبان آلمانی محسوب می‌شد؛ نوشته‌هایی بسیار ژرف و پر از ایجاز، آمیخته با افکاری انقلابی که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گویی‌ها می‌نامید.

اطلاعات وسیع نیچه در زمینه زبان‌ها، تاریخ، فرهنگ، از جمله یونانی و رومی، پژوهش‌هایی که صورت می‌دهد نشان دهنده او در باره فرهنگ و فلسفه ایران باستان دارد. در روزگار تراژیک یونانیان، که هر دو از نخستین آثار او می‌باشد. شناخت او در باره تاریخ و فرهنگ یونان و روم، مطالعه آثار تاریخی بازمانده از ایران باستان، سبب آشنایی و علاقه وافر او با تاریخ و فرهنگ ایران باستان گردید. آثار او، شامل پاره نوشته‌ها و یادداشت‌های بازمانده در دفترهای او، که حجم زیادی از کل نوشته‌های او را شامل می‌گردد، از فرهنگ ایران باستان مکرراً یاد می‌کند.

دل‌بستگی نیچه به ایران و ستایش فرهنگ باستانی آن را در کتابی بنام “چنین می گفت زرتشت” در مورد تفکر فلسفه اشو زردشت می‌توان به وضوح دید و نیز نهادن نام وی برکتاب، سعی در با ارزش نشاندادن تحقیقات خود می‌باشد.

چنین می گفت زرتشت” به قولی مهمترین اثر فلسفی این بزرگمرد آلمانی است. از این اثر ترجمه های چندی به فارسی وجود دارد؛ برخی بسیار پراقبال و مورد پسند خوانندگان ایرانی، اما کار دکتر قلی خیاط از لونی دیگر است. او که سالیانی بس دراز را در کار شناخت و برگردان اثر نیچه از از زبان آلمانی به سر آورده، ترجمه ای روان و یکدست و بی نقص از فیلسوف – شاعر آلمانی ارائه داده که بی شک تصویر ذهنی نیچه را در نظر خوانندگان ایرانی دچار تغییر و تحول خواهد کرد. قلی خیاط بر این باور است که ترجمان او از این اثر خود انقلابی در فضای ادبی و فرهنگی پدید خواهد آورد و بی شک با دقت نظر و احاطه ای که او دارد این سخنی بر حق می باشد.

انتشارات نگاه افتخار دارد کار گرانسنگ دکتر قلی خیاط را در ترجمه ای ارزشمند از شاهکار نیچه: “چنین می گفت زرتشت“، تقدیم به دوستداران فرهنگ و فلسفه کند.

توضیحات

گزیده ای از کتاب چنین می‌گفت زرتشت

کتابی برای همه و هیچ کس

من از دیروزم، و از امروزدر من اما چیزی ست از فردا، و از پس فردا و از جاودانگی تمام روزهای در راه…

در آغاز کتاب، چنین می‌گفت زرتشت؛ می خوانیم

فهرست

فصل اول

آغاز. 13

در باب سه دگرگونی روح.. 31

در باب کلاس‌‌های فضیلت…. 34

در باب دنیاهای آن‌سو. 38

در باب منکرانِ تن.. 42

در باب شادی‌ها و رنج‌ها 45

در باب محکومِ رنگ‌باخته. 48

در باب خواندن و نوشتن.. 51

در باب درخت روی کوه. 54

در باب موعظه‌گرانِ مرگ….. 58

در باب جنگ و جنگجوها 61

در باب بت نوین.. 64

در باب مگس‌های بازار. 68

در باب پاکدامنی… 72

در باب دوست…. 74

در باب هزار و یک هدف…. 77

در باب عشق به همسایه. 80

در باب راه و روش آفریننده. 83

در باب دوشیزه‌های خیلی جوان، و دوشیزه‌های خیلی پیر. 87

در باب نیش مار. 91

در باب آرزوی ازدواج و فرزند.. 94

در باب مرگِ آزاد. 97

در باب فضیلتِ باشکوهِ بخشنده. 101

فصل دوم

کودک با آیینه در دست…. 109

در جزیره‌های بهروزی… 113

در باب دل‌سوزها 117

در باب کشیش‌ها 121

در باب فاضل‌ها 125

در باب اوباش…. 129

در باب تارانتولاها 133

در باب خردمندهای نام‌دار. 138

آواز شب…. 142

آواز رقص….. 145

آواز گورها 149

در باب غلبه بر خویش…. 153

در باب عالی‌جناب‌ها 158

در باب سرزمینِ فرهنگِ… معاصر. 162

در باب بینش بکر. 166

در باب نخبه‌ها 170

در باب شاعران.. 173

در باب حوادث بزرگ (سگ آتش). 177

پیش‌گو……….. ………………………………………………………………………….177

در باب رستگاری… 187

در باب احتیاط با مردم. 193

ساعتِ بزرگ‌ترین سکوت… 197

فصل سوم

مسافر. 203

در باب راز و رویا 207

در باب آرامش آرزو نشده. 214

پیش از آن‌که خورشید طلوع کند.. 219

در باب آن فضیلتی که کوچک و کوچک‌تر می‌شود. 223

روی کوهِ درخت‌هایِ زیتون.. 231

راه خود را کج کردن.. 235

در باب کافران.. 239

بازگشت به خانه. 245

در باب سه چیز بد.. 250

در باب روحِ سنگین.. 256

در باب کتیبه‌های کهن و نو. 262

بیمارِ در حالِ بهبودی… 287

در باب دل‌تنگی بزرگ….. 295

دومین آواز رقص….. 299

هفت مُهر. 304

فصل چهارم

قربانی عسل.. 311

فریادِ استمداد. 316

گفت‌وگو با شاه‌ها 321

زالو. 327

شعبده‌باز. 331

خارج از سرویس…. 340

زشت‌ترین مرد. 346

گدای داوطلب…. 353

سایه. 358

به ساعتِ ظهر. 362

سلام. 366

شامِ آخر. 373

در باب مرد برتر. 376

آوازِ مالیخولیایی… 389

در باب علم.. 395

در میان دختران دشت…. 399

بیداری… 406

جشنِ خر. 411

آواز آن‌که در شب راه می‌رفت…. 416

علامت…. 427

پیش‌درآمد

 

روز سوم ژانویه 1889، در یکی از کوچه‌های شهر تورینو، ایتالیا، مردی با جثه‌ی نحیف و سبیل‌های پرپشت، ایستاده بود و اسبی را تماشا می‌کرد. اسب به نظر پیر می‌رسید، خسته، درمانده. شرشر عرق از سر و صورتش می‌ریخت و ضربه‌های تازیانه‌ی درشکه‌‌چی بر یال و کپلش فرود می‌آمدند اما، گیر افتاده در گِل و لای باران، حیوان دیگر تاب و توانش نبود تا گام از گام بردارد.

مرد تماشاگر ما، فیلسوف غضبناکی که عادت داشت به جای قلم پتک به کار گیرد و از این ضربه‌های بی‌رحمانه بر سر عصر و زمانه‌ی خود بکوبد: «دل‌سوزی بزرگ‌ترین گناه‌هاست»، «ضعیف یا باید بمیرد یا باید فراسوی خود شود»، «قانون اختراع قدرتمند است برای تسلط بر ناتوان…»، ناگهان احساس ناشناخته‌ای در خود یافت. چیزی نادیده، نامترقبه، گرم و سیال همچو خون که در تنی از این رگ به آن رگ بشود، بین او و حیوان رد و بدل شد. سرش گیج رفت. نگاهش تار شد. دست و پایش لرزید. زانوهایش تا شدند. زمین زیر پاهایش سُرید. از هوش رفت و… افتاد بر زمین.

می‌گویند که قبل از این‌که بی‌هوش شده و نقش بر زمین شود، مرد به اسب نزدیک شده و بر گونه‌های خیس حیوان بوسه‌ای زده بود.

گاه‌گاهی در زندگی، یک نگاه،آری فقط یک نگاه کوتاه می‌تواند تمام فکر و اندیشه و باورهای یک عمر را زیر و رو کند.

 

فریدریش نیچه را همه می‌شناسند، هیچ‌کس نمی‌شناسد: بزرگ‌ترین فیلسوف روزگار ماست، عمیق‌ترین، دشوارترین… و ساده‌ترین؛ «زرتشت» او معروف‌‌ترین اثر اوست. این اثر عظیم و بی‌همتا، بنیادگر در تاریخ فلسفه‌ی معاصر، در واقع مجموعه‌ای‌ست پراکنده از نسخه‌های مختلف، بازنویسی‌ها و ویراستاری‌های پی در پی به قلم خود فیلسوف. هر چند که این نسخه‌ها تا به حال صدها و هزارها بار مطالعه شده‌اند، ارزیابی شده‌اند، تعبیر و سوءتعبیر و تحریف شده‌اند، هنوز هم کار شق و دشواری در برابر محقق و پژوهش‌گر باقی‌ست: مطالعه‌‌ و بررسی تمام کارهای نقدی موجود، مقایسه و تطبیق تک ‌تک یادداشت‌ها، نامه‌ها، مکاتبه‌ها، رفت و آمدهای متعدد به شهر وایمار، محل آرشیو اسناد و دست‌نوشته‌های نیچه، بازخوانی دقیق مدارک و گفت و گوهای پایان‌ناپذیر اما پربار با صاحب‌نظران و متخصصین آن مکان، کسب اجازه جهت دسترسی به اسناد اصلی و پرارزش مراجع مختلف در آلمان، ایتالیا، فرانسه… سرتان را درد نیاورم، کار تحقیق و ترجمه‌ی این اثر بزرگ، عمیق و ماندنی، بیش‌تر از ده سال طول کشید.

ده سال عمر من، قلی خیاط، چیزی نیست در مقابل… جاودانگی نیچه.

و اکنون خواننده‌ی گرامی، این شما و این ساده‌ترین، کامل‌ترین، واقعی‌ترین متن «چنین می‌گفت زرتشت» به زبان فارسی.

ق.خ.

فرانسه، 1392 

اطلاعات بیشتر

وزن 600 g
ابعاد 21 × 14 cm
وزن

600

پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

94513

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-8080-0

قطع

تعداد صفحه

432

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “چنین می‌گفت زرتشت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.