(021) 66480377-66975711

جهانى‌سازى قتل‌عام اقتصادى

195,000تومان

فريبرز رئيس‌دانا

یادداشت نویسنده: من تجربه 25 سال اخیر جهانی سازی را کاویده ام. حاصل این کاوش که اینک در 25 مقاله – نه لزوماً هر یک متعلق به یکسال منشر می شود. آن است آنچه که اتفاق می افتد به واقع جهانی سازی قتل عام اقتصادی است. حال بگذارید که نظریه پردازان کم مایه نه نولیبرال- نو محافظه کار هرچقدر می خواهند در وصف خوشبختی مردم ساکن سرزمین های مرکزی سرمایه داری یا پیشرفت های چند کشور نیمه پیرامونی سخن سرایی کنند….

توضیحات

گزیده ای از کتاب جهانى‌سازى قتل‌عام اقتصادى

واکاوى در بیست و پنج سال جهانى‌سازى نولیبرال و نومحافظه‌کار

در آغاز کتاب جهانى‌سازى قتل‌عام اقتصادى؛ می خوانیم

جهانى‌سازى و تحولات اجتماعى

جهانى‌سازى و تحولات اجتماعى، تفکر متداول در خصوص اجتناب‌ناپذیرى جهانى‌سازى را مورد اعتراض قرار مى‌دهد. به جاى آن که جهانى‌سازى را به منزله «ایستگاه پایانى سرمایه‌دارى» ببیند، وقوع این پدیده رابه عنوان یک جریان گسسته و مغایر، مطرح مى‌سازد. این اثر، صلاحیت نظام را به عنوان کارگزارى پنهانى در ایجاد برنامه‌هاى نئولیبرالى بررسى مى‌کند و بحث نیروهاى بالقوه مخالف و جایگزین‌هاى جهانى‌سازى را پیش مى‌کشد.

مزیت کتاب حاضر آن است که هیأت‌هاى داورى بین‌المللىِ سهیم در آن، پرسش‌هایى را درباره جهانى‌سازى، از زوایاى مختلف مطرح مى‌سازند که منجر به ایجاد دیدگاهى تازه درباره این جنبش پرنفوذ مى‌گردد. جهانى‌سازى به‌جاى آن که تأثیر متقابلِ محدودِ عوامل اقتصادى در صحنه جهانى تلقى گردد به عنوان استراتژى‌هاى اجتماعى و اقتصادى قلمداد شده که به هزینه بخش‌هاى اجتماعى و انسجام اجتماعى، اولویت را به نیروى بازار داده است. موضوعات مورد نظر مقالات، نیروهاى کار؛  پیامدهاى جهانى‌سازى در هند، کره جنوبى، و تایلند؛ تعددگرایى ناحیه‌اى در نتیجه تکامل سرمایه‌دارى جهانى؛ و تأثیر متقابلِ احادیثِ دانش‌هاى غربى و غیرغربى را در برمى‌گیرد. این کتاب همچنین پیروان گرامشى[1] ، قواعد فرضیه، فرهنگ‌گرایان، و شیوه‌هاى مارکسیستى براى جهانى‌سازى را مورد ملاحظه قرار داده است.

این اثر تفکربرانگیز، براى تمام آن‌هایى که به توسعه و جایگزین‌هاى بالقوه براى جهانى‌سازى علاقمندند، منبعى اساسى محسوب مى‌گردد و براى دانشجویان رشته سیاسى، اقتصاد سیاسى بین‌المللى، و مطالعات توسعه، ارزش ویژه‌اى دارد.

یوهانس دراگسبائک اشمیت[2]  عضو گروه تحقیقات در علوم اجتماعى و توسعه بین‌المللى است و ژاک هرش[3]  استاد مطالعات توسعه و روابط بین‌المللى، هم عضو مرکز تحقیقات توسعه و هم عضو روابط بین‌المللى دانشگاه آلبورگِ[4]  دانمارک مى‌باشد. آثار مشترک قبلى آنها عبارت است از تحولات اجتماعى در جنوب شرق آسیا[5]  (با همکارى فلد[6] ) و نتیجه «وجود حقیقى سوسیالیسم» در اروپاى شرقى[7]

فهرست مطالب

فهرست نمودارها و جداول      9

پیشگفتار مترجم       11

فهرست پدیدآورندگان            17

مقدمه        19

سپاسگزارى‌ها           27

مقدمه: جهانى‌سازى یا بلوغ سرمایه‌دارى                 29

یوهانس دراگسبائک اشمیت و ژاک هرش

بخش  1

مبارزه روشنفکران: سخنرانى، ایدئولوژى، و واقعیت

  1. بحث جهانى‌سازى 53

دیوید هاروى

  1. آینده قطبش‌گرى جهان 83

سمیرامین

  1. جهانى‌سازى و تحولات اجتماعى: خفگى در آب‌هاى یخ‌زده محاسبات تجارى 97

مانفرد بینفلد

بخش  2

چشم‌اندازهاى انتقادى بر نقش امور سیاسى

  1. فضایى براى امور سیاسى: جهانى‌سازى، سلطه‌جویى، و انقلاب کورکورانه 133

آنّا شوستاک ساسون

  1. جهانى‌سازى و رونق دوباره دانش سنتى 153

آندرو جمیسن

  1. مفهوم تئورى نظام ماتریالیستى و قواعد تئورى 183

یواخیم هیرش

بخش  3

شرق آسیا: آخرین دژِ دیریژیسم

  1. جهانى‌شدن هند: بخثى انتقادى درباره متخصصان امور مالى و بورس‌بازان 211

آمیا کومار باگچى

  1. جهانى‌سازى و سیاست طبقاتى در کره جنوبى 245

کوانگ ــ یانگ شین

  1. جهانى‌سازى، تعمیم دموکراسى، و بهزیستى اجتماعى کارگران در تایلند 269

یوهانس دراگسبائک اشمیت

بخش  4

برخوردهاى ژئوپولیتیکى و درون‌جامعه‌اى

  1. دولت‌ها و حکومت در عصر «جهانى‌سازى» 303

فیلیپ مک میشل

  1. برخورد تمدن‌ها و جهانى‌سازى: یک انتقاد 331

ژاک هرش

  1. تمدن جهانى از ویرانه تجددگرایى برمى‌خیزد؟ 351

مارک یورگنشمایر

بخش  5

جهانى‌سازى و اشکال مقاومت

  1. سرنگونى جهانى‌سازى: بازاندیشى درباره شیوه‌هاى مقاومت 371

بارى کى. گیلز

  1. درس‌هایى ازلاداخ؟ واکنش‌هاى محلى در برابر جهانى‌سازى وتحولات‌اجتماعى 407

مارتین وان بیک

  1. عقلایى‌سازى یک پیمان جدید اجتماعى 433

الن براون

یادداشت‌ها                 459

علائم اختصارى          485

نمایه           491

نمودارها و جداول

نمودارها

1/9 مطابقه دموکراسى ــ دیکتاتورى در کشورهاى جهان سوم

1/11 برخورد تمدن‌ها

1/15 اشتغال و رشد اقتصادى، دانمارک 1991ــ 1948

جداول

1/7 بنگلادش، هند، پاکستان، و سری‌لانکا: میانگین سالانه

صادرات و واردات، 1994ــ1970 (% تولید ناخالص داخلى)

2/7 نپال: میانگین سالیانه صادرات و واردات 1995ــ1997 (% تولید ناخالص داخلى)

3/7 سرمایه‌گذارى مستقیم خارجى در جنوب آسیا 1994ــ 1983

4/7 وجوه ارسالى کارگران، جنوب آسیا و فیلیپین 1993ــ 1980

5/7 بیکارى زن و مرد در پاکستان، فیلیپین، و سری‌لانکا 1994ــ 1990

6/7 فهرست شمارگان اوراق قرضه صنعتى، هند، 17/1996ــ1/ 1990

7/7 صادرات سرمایه‌هاى جدید از سوى شرکت‌هاى محدود عمومى و غیردولتى، هند، 1998ــ 1991

1/8 بازرگانى میان کره و ایالات متحده

پیشگفتار مترجم

اندیشه «جهانى‌سازى» در اوائل دهه 1980 (اویل دهه 1360 ه . ش) از آمریکابرخاست و در دهه 1990 (دهه 1370 ه . ش) اوج گرفت. این اندیشه، در یک دهه نخست تقریبآ عالمگیر نشده بود و ظاهرآ در صحنه‌هاى سیاسى، اجتماعى و اقتصادى جهان، محرک هیجانى محسوب نمى‌شد. در چنین شرایطى، ایران نیز به تبع اوضاع خاصِ ناشى از انقلاب و سال‌هاى جنگ نمى‌توانست به این اندیشه نوظهور بپردازد و به همین  دلیل شاید در آن هنگام در کشور ما سخن زیادى از «جهانى‌سازى» به میان نیامد.

در دومین دهه از آغاز اندیشه جهانى‌سازى، به ویژه پس از فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى، بانیان اندیشه مذکور که خود را بدون رقیب و در واقع جهان را یک قطبى مى‌دیدند، با اطمینان بیشترى درصدد تحقق اندیشه جهانى‌سازى برآمدند و در این راه صندوق بین‌المللى پول و بانک جهانى نقش مهمى به عهده گرفتند. این دو مؤسسه، در 1944 در کنفرانسى که به رهبرى ایالات متحده آمریکا در برتون وودز برگزار شد، فعالیت خود را آغاز کردند. در این دهه، ایران نیز خواهى نخواهى با موضوع مورد نظر مربوط شده است.

جهانى‌سازى چه مى‌خواهد؟ جهانى‌سازى در زمینه اقتصادى خواهان آن است که شبکه‌هاى اقتصادى را در چهارگوشه جهان گسترش دهد و آنها را در یک نظام اقتصادى هماهنگ شده جمع آورد، جهانى‌سازى اقتصاد بومى را نابود مى‌کند و بر آن است که در سرتاسر دنیا یک شیوه اقتصادى را برقرار سازد، اما این اقتصاد مشترک بین‌المللى به زیان کدام کشورها خواهد انجامید؟ در حال‌حاضر، دنیا دنیاى توسعه فن‌آورى ریزالکترونیک و ارتباطات است، در این مسابقه کدام کشورها برنده خواهند شد؟ کشورهاى پیشرفته صنعتى یا کشورهاى در حال توسعه؟

در واقع اقتصاد جهانى‌سازى، اقتصادِ متکى به بازار آزاد است، شاید همان شیوه‌اى که
ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانى دوم به منظور اجراى اهداف امپریالیستى خود به آن متوسل شد. از آنجا که آمریکا در دوره قبل از جنگ در صحنه سیاسى جهان به عنوان استعمارگر شناخته نشده بود، بهترین راه را براى دور کردن رقبا، مخالفت با استعمار کهن و سر دادن شعار «تجارت آزاد» دید. زیرا به این ترتیب دروازه‌هاى بیشتر کشورهاى جهان به روى او باز مى‌شد و ایالات متحده آمریکا با اقتصاد نیرومند خود امکان اعمال اهداف اقتصادى و به تبع آن سیاسى خود را نیز پیدا مى‌کرد. جهانى‌سازى به دنبال آن است که مبادلات تجارى با آزادى تمام انجام بگیرد و کشورها براى حمایت از تولیدات داخلى، عوارض گمرکى وضع نکنند (البته براى کالاهاى خارجى). در این شرایط کدام کشورها زیان خواهند دید؟ بدیهى است که کشورهاى صاحب فن‌آورى نه چندان پیشرفته، هرگز قدرت رقابت با کشورهاى داراى فن‌آورى بالا را پیدا نخواهند کرد و تولیدات داخلى آنها در برابر تولیدات خارجى مشابه از کیفیتى نامطلوب برخوردار خواهد شد و در نهایت میدان را به نفع تولیدات رقیب خالى خواهد کرد. استاد بزرگوار ما، شادروان دکتر محمد اسماعیل رضوانى در آغاز دهه 1990 که هنوز اندیشه جهانى‌سازى اوج نگرفته بود مى‌فرمودند: «من نوکر بى‌جیره و مواجب غرب هستم! هرچه درمى‌آورم، با خرید یخچال، فریزر، تلویزیون، ماشین لباسشویى،… آن را به جیب غربى‌ها مى‌ریزم.» در پاسخ ما که استدلال مى‌کردیم: بالاخره در زندگى روزانه اینها از ضروریات هستند، ایشان مى‌فرمودند: «کسى منکر ضرورى بودن آنها نیست اما مشکل اینجاست که بیشتر آنها ساخت غربى‌هاست یا عمده قطعات آنها از غرب تأمین شده است.»

از سویى دیگر، جهانى‌سازى از نظر اقتصادى، رابطه ناگسستنى با دارد. اعضاى سازمان تجارت جهانى حق تجارت با کشورهاى غیرعضو را ندارد. به عبارت دیگر این سازمان است که براى اعضاء تعیین‌تکلیف مى‌کند. بانک جهانى و صندوق بین‌المللى پول نیز تکالیف دیگرى براى متقاضیان وام در نظر مى‌گیرند: خصوصى‌سازى هرچه بیشتر، حذف یارانه‌ها، برداشتن کالابرگ و…

اما جهانى‌سازى در زمینه سیاست چه مى‌گوید؟ قبل از پاسخ به این سؤال باید یادآورى کرد که گاهى در برابر جهانى‌سازى واژه «جهانى شدن» نیز کاربرد دارد. جهانى‌شدن به صیغه لازم بدان معنى است که ملت‌ها و کشورها داوطلبانه و خود به خود تصمیم بگیرند که جهانى شوند و جهانى عمل کنند. بدیهى است که این شکل از عبارت مطلوب همان بانیان اندیشه جهانى‌سازى است. اما جهانى‌سازى به صیغه متعدى، به آن معنى است که کشورها و ملت‌ها خود راضى به این امر نیستند بلکه، این دیگران هستند که مى‌خواهند به زور براى آنها تعیین تکلیف کنند. بنابراین جهانى‌سازان مى‌گویند ما دموکراسى پیشرفته داریم و ما مهد دموکراسى هستیم، پس جهان باید از ما تبعیت کند و به شیوه ما دموکراتیزه گردد. آنها مى‌گویند معنى ندارد جهان به کشورهاى متعدد تقسیم شود؛ کشورهایى که برخى از آنها درحد یک شهر متوسط هم نیستند. امروزه جهان کوچک شده و هر روز هم کوچکتر مى‌گردد. گسترش ارتباطات از قبیل ماهواره، شبکه‌هاى اینترنتى مرزها را درهم مى‌شکند. عصر ما عصر اتحادیه‌هاست، عصر اتحادیه اروپا، عصر نظام پولى واحد. دیگر امروزه عُمر مبادلات محلى و بومى به سر آمده است. زمان، زمان دموکراسى است. دموکراسى از نوع غرب، دموکراسى از نوع لیبرال، اما به راستى مى‌توان در همه‌جاى دنیا این نوع دموکراسى را نهادینه کرد؟

اما مهم‌تر از آن دو ــ اقتصادى و سیاسى ــ موضوع اجتماعى و به تبع آن فرهنگى است. جوامع در طول تاریخ، آداب و رسوم و سنن ویژه خود را داشته‌اند و همان‌ها از ارکان اصلى تمدن بشرى بوده‌اند. اما در جریان جهانى‌سازى، بیشتر این ویژگى‌ها عنوان «سنتى» یافته‌اند. در مقابل، افکار و اندیشه‌هاى صادره از غرب، به عنوان «نو» ظاهر گردیده و چالشى بزرگ میان این دو پدید آمده است. چالشى که بسیارى از اندیشمندان را وادار ساخته تا جهانى‌سازى را به منزله سیلابى خروشان و موجى مخرب بیانگارند که به یک‌باره به راه افتاده و در مسیر خود همه‌چیز را با بیرحمى تمام خرد خواهد کرد و با خود خواهد برد. شاید چنین باشد. اما باید نشست و منتظر آغاز سیلاب شد؟ آیا نباید اقدامات پیشگیرانه به عمل آورد؟ آیا امکان ندارد در مسیر سیلاب به درختى تنومند و یا صخره‌اى عظیم دست انداخت؟

«تک فرهنگى» شاید اصلى‌ترین شاخصه جهانى‌سازى در بُعد اجتماعى بوده باشد. تردیدى نیست که غرب از زمان استعمار ــ به طوع و به کره ــ بسیارى از مظاهر فرهنگى خود را در کشورهاى غیرغربى به جاى گذاشته است. اما این رویکرد تا به امروز نسبى بوده و نه مطلق. جهانى‌سازى به دنبال حاکمیت فرهنگ خود بر جهان است. جهانى‌سازى مى‌خواهد فرهنگ بومى را محو و نابود سازد، مى‌خواهد سنت‌ها را بزداید؛ یعنى از فرهنگ‌ها سنت‌زدایى کند. مک دونالد باید جهانى شود، نایک باید جهانى شود، موسیقى پاپ باید جهانى شود، و این است نمونه‌اى از آنچه «جهانى‌سازى» مى‌خواهد. نگارنده در زمینه اندیشه‌هاى سیاسى، اقتصادى و اجتماعى، تجربه چندانى ندارد و در پى تجزیه و تحلیل این امور نیست. اما به سادگى مى‌توان پرسید: آیا ممکن است میان کسانى که على‌رغم شعارهاى فریبنده برابرى حقوق میان زن و مرد، بیشترین اهانت را به زنان روا مى‌دارند و زنان را بیشتر کتک مى‌زنند؛ و میان کسانى که زن را تابع مرد مى‌دانند اما در عمل زن رئیس خانه است و کمتر از آن دیگران کتک مى‌خورد، فرهنگ مشترک ایجاد کرد؟ آیا مى‌توان میان کسانى که برهنگى و حجاب را ارزش، ضد ارزش و به عکس مى‌دانند فرهنگ مشترک ایجاد کرد؟ آیا مى‌توان میان کسانى که همواره به جمع خانواده و زندگى در کنار یکدیگر عشق مى‌ورزند و کسانى که استقلال را مى‌پسندند، فرهنگ مشترک ایجاد کرد؟ بدیهى است که نگارنده در پى اثبات برترى یا فروترى فرهنگ غرب و شرق نیست، زیرا معیارى براى این کار نمى‌شناسد و نمى‌داند چه کسى اصولا باید در این رابطه داورى کند و داورى او مورد قبول هردو طرف باشد. به احتمال قریب به یقین هردو طرف بر حقانیت و برترى فرهنگ خود پاى خواهند فشرد. اما یک چیز روشن است و آن تنوع فرهنگ‌هاست و اصولا تمدن با همین تنوع شکل گرفته است. ویل دورانت که خود بزرگ شده و پرورده همان تمدنى است که جهانى‌سازى از آنجا برخاسته به نوعى به همین تنوع معتقد است :

تمدن‌هاى مختلف به منزله نسل‌هاى متوالى روح‌نژادى به شمار مى‌روند. همان‌گونه که روابط خانوادگى و پس از آن خط‌نویسى سبب اتصال نسل‌ها به یکدیگر مى‌شود و به آن وسیله میراث پدران به فرزندان مى‌رسد، همان‌گونه نیز فن چاپ و تجارت و تمام وسایل ارتباط تمدن‌هاى مختلف را به یکدیگر اتصال مى‌دهد و از فرهنگ کنونى ما آنچه را مفید است براى فرهنگ‌هاى آینده نگاه مى‌دارد[8] … تمدن هم اشتراک مساعى است و هم رقابت؛ بنابراین چه بهتر که هر ملتى داراى فرهنگ، دولت، اقتصاد، لباس و آوازهاى مخصوص خود باشد[9] یادآورى این نکته مهم است که نگارنده در ترجمه کتاب حاضر، بیشتر انگیزه‌هاى تاریخى داشته است. به‌این معنى که تاریخ‌نگارى در ایران نیز ناچار از توسل به رویکرد علمى است. تاریخ‌نگارى در ایران از روزگار شاه عباس اول (1038ــ996 ه .ق) روى به انحطاط گذاشت و دیگر تا زمان‌هاى اخیر رونق گذشته را پیدا نکرد. بااین حال، تاریخ‌نگارى در ایران همواره به صورت «شرح وقایع» بوده و به ندرت به شیوه علمى یا به عبارت بهتر به شیوه توجه به تبیین و پاسخگویى به چراها و باتوجه به علل و عوامل اقتصادى و اجتماعى پرداخته است. در سده نوزدهم معمولا تصور مى‌شد که وظیفه «اقتصاد» بررسى و تحقیق در امور بازار؛ «علوم سیاسى» مطالعه و پژوهش درباره نظام‌ها و حکومت‌ها؛ و «جامعه‌شناسى» تحقیق در مورد جوامع بشرى است. این طرز تفکر در زمان حاضر مفهومى منطقى نمى‌تواند دربر داشته باشد، زیرا مسائل مانند حلقه‌هاى زنجیر به هم وابسته‌اند. بیشتر اعتراضات از تهیدستى و نان (اقتصاد) نشأت مى‌گیرد، آنگاه شعار، به مرگ بر فلان و فلان برمى‌گردد (سیاست)، و در نهایت با سرنگونى رژیم‌ها ارزش‌هاى کهن فرو مى‌ریزد و ارزش‌هاى نوینى پدید مى‌آید (جامعه‌شناسى).

درست به همین دلیل، مورخ امروزى ناچار از توجه به تمام جوانب موضوع مورد نظر خود است و مورخان ما در آینده یکى از مسائل بسیار مهمى که در پیش روى خواهند داشت، همین مسأله جهانى‌سازى است. لذا نگارنده براى آن که سهمى در تهیه منابع جهانى‌سازى جهت مورخان داشته باشد، در صدد ترجمه کتاب حاضر برآمد. این اثر، مجموعه‌اى از پانزده مقاله است که نویسندگان آن از افراد شناخته شده و صاحب‌نظر مى‌باشند که در مقدمه تدوین‌کنندگان کتاب به تفصیل از آنها سخن گفته شده است و در اینجا نیازى به تکرار آن نیست.

این نکته را نیز نباید ناگفته گذاشت که در متن ترجمه بر روى عبارت، دونوع عدد دیده مى‌شود: یکى عدد فارسى و دیگرى انگلیسى. از اعداد فارسى براى توضیح در پاورقى‌ها استفاده شده و اعداد انگلیسى براى ارجاع به بخش یادداشت‌هاى پایان کتاب مورد استفاده قرار گرفته است.

و سرانجام مى‌ماند اعتراف به نقص در کار مترجم که به زعم او هرگز کارهایش نمى‌تواند بدون نقص باشد. فقط امیدوار است که قوت ترجمه آن بر ضعف‌هایش بچربد.

                عباسقلى غفارى فرد 6/4/ 1382

[1] . Gramsci

[2] . Johannes Dragsbaek Schmidt

[3] . Jacqes Hersh

[4] . Aulborg

[5] . Change in Southeast Asia

[6] . N. Fold

[7] . The Aftermath of “Real Existing Socialism” in Eastern Europe

[8] . دورانت، ویل: تاریخ تمدن، ج 1، ترجمه احمد آرام و دیگران، انتشارات علمى و فرنگى1376، ص 7.

[9] . همان کتاب، عبارت پشت جلد.

اطلاعات بیشتر

وزن 735 g
ابعاد 24 × 14 cm
وزن

735

پدیدآورندگان

نوع جلد

نوبت چاپ

قطع

تعداد صفحه

522

موضوع

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “جهانى‌سازى قتل‌عام اقتصادى”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.