(021) 66480377-66975711

تاریخ مشروطه ایران

105,000تومان

احمد کسروی

هر قدر اثرى مستدل‌تر و اتكاى آن بر اسناد و داده‌هاى واقعى (فاكت‌ها) محكم‌تر باشد مطابقت آن با حقيقت عينى بيشتر خواهد بود. ارزش عظيم دو كتاب تاريخ مشروطه و تاريخ هيجده ساله آذربايجان تأليف احمد كسروى در همين است. انقلاب مشروطه كم يا بيش انقلابى از نوع انقلابات بورژوايى بود كه صد سال پيش از آن در غرب رخ داده بود و هدف آن نابودى استبداد شاه و درباريان و استقرار قانون بود. عمده‌ترين نيروهاى مشروطه‌خواه را «بازارى‌ها»، پيشه‌وران و تهى‌دستان شهرى و روحانيان وابسته به آنان تشكيل مى‌دادند. درباريان فاسد و مستبد، تيول‌داران و مالكان بزرگ اراضى و نيز روسيه تزارى دشمنان آن بودند. احمد كسروى روابط درونى و مبارزه طبقات مزبور با يكديگر را به‌خوبى درك كرده آنها را نه به‌عنوان امرى جامد و ساكن بلكه به‌مثابه فرايندى تاريخى در پيدايش، رشد و تكامل‌شان در نظر مى‌گيرد. كسروى خصوصيات انقلاب مشروطه و جزر و مدهاى آن، روحيات خوب و بد ملت، و جنبه‌هاى مثبت و منفى رهبران آن را در دوران‌هاى مختلف با صداقت و درستى تشريح و توصيف نموده است.

توضیحات

 گزیده ای از کتاب تاریخ مشروطه ایران

، نقش آگاهى و تربیت توده‌ها را نه به لحاظ نظرى، که از راه تجزیه و تحلیل واقعیت‌هاى زنده تاریخى، تاریخ ملت ما و جنبش انقلابى او به طرز قاطعى روشن ساخت و نشان داد چگونه زمانى که شعور انقلابى در توده‌ها ریشه بدواند تبدیل به یک نیروى مادى مى‌شود؛ نشان داد که هر پدیده انقلابى حتى بهترین و جامع‌ترین آن تا زمانى که نتواند پایگاهى در میان توده‌ها به‌دست آورد عملا منشاء هیچ‌گونه اثرى نخواهد بود.

 در آغاز تاریخ مشروطه ایران  می خوانیم

دیباچه ناشر

 

در مطالعه تاریخ یا در بررسى زندگانى شخصیت‌هاى تاریخى، پژوهنده هرقدر بکوشد «گذشته» را خالى از اغراض ملى، سیاسى و طبقاتى و بدون دخالت باورها، دیدگاه‌ها و عواطف خود تصویر نماید و نیز هرقدر پژوهش خود را بر اسناد و مدارک واقعى برون ذهنىِ خود متکى سازد بازهم تصویرى که از «گذشته» به دست مى‌دهد نمى‌تواند از تأثیر مقتضیات و نیازهاى زمان وى برکنار بماند. جاى شگفتى هم نیست که تصویر رویدادهاى «گذشته» در اندیشه مورخانى که دوره تاریخى معینى را بررسى مى‌کنند، تا حدى متنوع باشد. برخى از اندیشه‌پردازان اما، تا آنجا پیش مى‌روند که مدعى مى‌شوند مورخ در «واقعیات» پیش از آن که «واقعیت» شوند دستکارى مى‌کند و آنها را مطابق با دیدگاه‌ها و نیز نیازهاى زمان خود «خلق» مى‌کند. بر مبناى این ادعا حقیقت عینى در تاریخ دست نیافتنى است و تصویر «گذشته» تنها برآیند ذهن مورخ است. به خلاف این ادعا خوشبختانه از هر رویداد یا دوره تاریخى گزارش‌هاى مختلف و منابع گوناگونى در دسترس است و بنابراین تشخیص حق و باطل از مقایسه گزارش‌هاى مختلف با یکدیگر امکان‌پذیر مى‌گردد. مثلا خواننده براى برداشتى حقیقى‌تر درباره انقلاب مشروطه تا آنجا که مقدور است مى‌تواند به منابع مختلف مراجعه کند و در عین حال ارزش یافته‌هاى خود را در ترازوى تجربه و عقل و منطق بیازماید. هر قدر اثرى مستدل‌تر و اتکاى آن بر اسناد و داده‌هاى واقعى (فاکت‌ها) محکم‌تر باشد مطابقت آن با حقیقت عینى بیشتر خواهد بود. ارزش عظیم دو کتاب تاریخ مشروطه و تاریخ هیجده ساله آذربایجان تألیف احمد کسروى در همین است. انقلاب مشروطه کم یا بیش انقلابى از نوع انقلابات بورژوایى بود که صد سال پیش از آن در غرب رخ داده بود و هدف آن نابودى استبداد شاه و درباریان و استقرار قانون بود. عمده‌ترین نیروهاى مشروطه‌خواه را «بازارى‌ها»، پیشه‌وران و تهى‌دستان شهرى و روحانیان وابسته به آنان تشکیل مى‌دادند. درباریان فاسد و مستبد، تیول‌داران و مالکان بزرگ اراضى و نیز روسیه تزارى دشمنان آن بودند. احمد کسروى روابط درونى و مبارزه طبقات مزبور با یکدیگر را به‌خوبى درک کرده آنها را نه به‌عنوان امرى جامد و ساکن بلکه به‌مثابه فرایندى تاریخى در پیدایش، رشد و تکامل‌شان در نظر مى‌گیرد. کسروى خصوصیات انقلاب مشروطه و جزر و مدهاى آن، روحیات خوب و بد ملت، و جنبه‌هاى مثبت و منفى رهبران آن را در دوران‌هاى مختلف با صداقت و درستى تشریح و توصیف نموده است.

مى‌توان در پاره‌یى موارد با تحلیل‌هاى کسروى موافق نبود و به‌ویژه با نظرات و اندیشه‌هاى وى در مورد مذهب و تصوف مخالفت کرد اما این واقعیت نباید مانع از آن شود که ارزش کتاب‌هاى تاریخى وى را نادیده گیریم. نمى‌توان از خدمت وى در زنده نگاه‌داشتن تاریخ مشروطه و حفظ آن گنجینه گرانبها و عظیم تجارب نخستین دوره انقلاب ایران چشم پوشید. کسروى این عمل را آگاهانه کرد. او به‌عنوان شاهد زنده قضایا و رویدادهاى انقلابى دوره اول آنها را به رشته تحریر کشید. او مى‌دید که با گذشت زمان خاطره انقلابات دوره نخست از اذهان محو مى‌شود و ممکن است نسل بعد از شهریور بیست به‌کلى از آن بى‌خبر بماند. او مى‌دید که تنها و بزرگترین میراث این دوره پرافتخار که برآیند سال‌ها تلاش و فداکارى‌هاى ملت ما و در حقیقت خونبهاى شهداى انقلاب و شکست‌هاى کمرشکن جنبش انقلابى ایران است از میان مى‌رود یا مورد دستبرد دشمن قرار مى‌گیرد، پس در این راه همت گماشت. در واقع او داستان‌سراى انقلاب مشروطه است. او بدین وسیله سنن انقلابى ملت ما را زنده کرد و سیماى واقعى توده‌ها، نیروهاى خلاقه آنان و معجزه‌هاى بزرگى را که ممکن است و بایستى به‌دست آنان صورت گیرد نشان داد. ما ملت خود را نمى‌شناختیم، از سرگذشت او بى‌اطلاع بودیم، کسروى او را به ما شناساند، چهره او را به ما نشان داد و ما دیدیم که چقدر نجیب و فداکار و مبارز است، تا چه اندازه تشنه استقلال و آزادى و ترقى است و چه نیروهاى شگرفى در خود نهفته دارد. در واقع مفهوم واقعى «توده» و تمام چیزهاى مربوط به او را کسروى زنده‌تر از هر کس و بهتر از هر کس براى ما مجسم کرد و بدین‌گونه اعتماد ما را به توده و نیروى بى‌کران او که هم مى‌تواند نابود کند و هم مى‌تواند بیافریند صدچندان کرد. گذشته از اینها، نقش آگاهى و تربیت توده‌ها را نه به لحاظ نظرى، که از راه تجزیه و تحلیل واقعیت‌هاى زنده تاریخى، تاریخ ملت ما و جنبش انقلابى او به طرز قاطعى روشن ساخت و نشان داد چگونه زمانى که شعور انقلابى در توده‌ها ریشه بدواند تبدیل به یک نیروى مادى مى‌شود؛ نشان داد که هر پدیده انقلابى حتى بهترین و جامع‌ترین آن تا زمانى که نتواند پایگاهى در میان توده‌ها به‌دست آورد عملا منشاء هیچ‌گونه اثرى نخواهد بود. سرانجام، کسروى نام شهداى بى‌نام و نشان و قهرمانان گمنامى را که از میان توده‌ها برخاسته و انقلاب ایران را به پیش رانده بودند زنده کرد. او همیشه این افراد ساده و باایمان را به تحصیل‌کردگان فرنگ رفته ولى متزلزل و دودل ترجیح مى‌داد. وفادارى آنان را مى‌ستود و به آنان نام «پسران توده» مى‌داد. متأسفانه باید گفت که دوره آرامش بیست ساله و فقدان کار عملى ــ سیاسى اثر قطعى را بر کسروى گذاشته هر روز بیشتر وى را از فعالیت مستقیم سیاسى دور کرده به قلمرو کار نظرى به‌ویژه جدال نظرى با مذهب سوق داد و از قلمرو تحقیق در تاریخ که آنقدر در آن از خود شایستگى نشان داده بود دور کرد، استعدادش را به راه هرز کشاند و نابودش ساخت. او از آخرین بازماندگان جنبشى انقلابى بود که دو دوره تاریخى را پشت سر گذاشته تجارب گرانبهایى اندوخته بود و نخستین مورخى بود که شکل و شیوه تحلیل تاریخى نوین را در ایران جا انداخت. و سخن آخر این‌که سبک و شیوه نگارش کسروى که از سبک نگارش مورخ بزرگ کلاسیک ایران ــ ابوالفضل بیهقى ــ تأثیر پذیرفته بود چونان اثر ادبى یگانه‌اى ماندگار گشت.

گنجانیده‌ها

 

  

بخش یکم

به نام پاک آفریدگار               9

گفتار یکم : ایرانیان چگونه بیدار شدند؟     13

گفتار دوم : جنبش مشروطه‌خواهى چگونه پیدا شد؟              57

گفتار سوم : تبریز چگونه برخاست         139

گفتار چهارم : چه کشاکش‌هایى با محمدعلى میرزا برخاست؟               211

گفتار پنجم : جستجویى از حال مردم        271

بخش دوم

 

گفتار ششم : اتابک به چه نیرنگ‌هایى کوشید؟          295

گفتار هفتم : نبرد «مشروطه» و «مشروعه» به کجا انجامید؟             373

گفتار هشتم : چگونه دربار به آرامش گرایید؟          467

گفتار نهم : چگونه بار دیگر کشاکش آغاز یافت؟     517

گفتار دهم : جستجو از حال مردم            587

بخش سوم

 

گفتار یازدهم : چگونه مجلس به توپ بسته شد؟        597

گفتار دوازدهم : جنگ در تبریز چگونه آغاز یافت؟              699

گفتار سیزدهم : چه جنگ‌هایى با عین‌الدوله و سپهسالار رفت؟             745

گفتار چهاردهم : چگونه مشروطه‌خواهان به شهرگشایى برخاستند؟       819

گفتار پانزدهم : چگونه تبریز بار دیگر به تنگنا افتاد؟            861

نمایه                  935

 

توضیحات تکمیلی

وزن 1520 g
ابعاد 24 × 17 cm
پدیدآورندگان

نوع جلد

SKU

94771

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-138-8

قطع

تعداد صفحه

951

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

1520

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “تاریخ مشروطه ایران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This