(021) 66480377-66975711

کتاب دلواپسی – چشم و چراغ 27

(دیدگاه کاربر 1)

48,000تومان

فرناندو پسوا

ترجمه جاهد جهانشاهى

چشم و چراغ 27

کتاب دلواپسی که پسوا بیش از بیست سال زمان برای نوشتن آن سپری کرد، سندی از اندوه هستی گرایانهٔ اوست. این کتاب به اموری چون پیدایش انسان، مفهوم زندگی و اسرار من ِ خویش می‌پردازد.

پس از پیدا کردن دوبارهٔ دست نوشته‌های پسوا در سال ۱۹۸۲، جهانیان بی‌درنگ به شایستگی‌های ستودنی وی پی بردند و دریافتند که او همزمان بزرگترین نویسندهٔ قرن پرتغال، نخستین پایه‌گذار نوگرایی در کشورش و نخستین بانی پسانوگرایی در جهان بوده‌است. فرناندو پسوا به شدت تحت تأثیر ژرف‌اندیشی و جهان‌نگری «خیام» بوده و هرجا که فرصتی یافته، لب به ستایش وی گشوده‌است. کتاب دلواپسی نیز به گونه‌ای با اندیشهٔ خیام گره خورده‌است. پسوا را در زمینه سرایندگی با ریکله و در زمینه نثر با شکسپیر قابل مقایسه دانسته‌اند.

پسوا در کتاب دلواپسی سند وجودی انسان را در رنج از پیرامون خودش ارائه داده است . این اثر بیست سال از عمر نویسنده را به خود اختصاص داده .مطالب آغاز این اثر گره خورده با نماد گرایی است و بخشهای بعد برمبنای مندرجات تاریخی نوشته شده است .

توضیحات

گزیده ای از کتاب دلواپسى

برناردو سوارز اسمى نامتجانس و وابسته نیست، بلکه یک شخصیت ادبى است

در آغاز کتاب دل‌واپسى

کتاب دل‌واپسى فرنادو پِسُوآ سال 1982، چهل و هفت سال پس از درگذشت نویسنده در لیسبون منتشر شد (1935-1888). یکى از دلایل تأخیر انتشار این کتاب مهم به خود نویسنده برمى‌گردد، که این قطعات را سرفرصت و باآرامش خاطر مى‌نوشت، بخشى از اثر را تایپ مى‌کرده، برخى دیگر را به صورت چرک‌نویس رها مى‌کرد، و پاره‌اى دیگر را به دقت بازنویسى مى‌کرده است و جاى تأسف دارد با این که مصمم بود کل نوشته‌ها را پس از مرتب کردن و بازبینى نهایى به چاپ برساند، ولى اجل امانش نداد. پس از چندین دهه بى‌خبرى  از کل آثار پسوآ، سرانجام تمام دست‌نوشته‌هاى او را در چمدانى در انبار امانات شهردارى لیسبون پیدا مى‌کنند. از آن پس ناشران متعددى براى چاپ این اثر اعلام آمادگى کردند. در نهایت پژوهشگر ادبى خاستینو دُپرادو کوئلهو[1]  توانست با همکارى ماریا آلیته گالهوز[2]  و ترِزا سوبرال کانها[3] ، از گزیده‌ى 520 قطعه‌ى موجود که بخش عمده‌ى آن درگذر زمان ناخوانا و دچار فرسودگى شده بود، کتاب حاضر را در دسترس عموم قرار دهد.

پسوآ بیست سال آزگار روى این کتاب کار کرد. اولین قطعات به سال 1913 برمى‌گردد و آخرین آن‌ها، اگر تاریخ قطعات اشتباه نشده باشد به سال 1934 مربوط مى‌شود. فقط بخش بسیار کوچکى از این کتاب زمانى که نویسنده زنده بود در مجلات آن ایام به چاپ رسید. مطالب آغازین پسوآ کماکان مثل تمام دوران خلاقیت وى با نمادگرایى گره خورده، و بر مبناى نگرش شاعرانه‌ى آن روزگار براین باور است که «هنر مدرن، هنر رؤیا است» و بر تقدم رؤیا بر واقعیت تکیه دارد. دومین مرحله این اثر بر مبناى مندرجات تاریخى از سال 1924 شروع و تا سال 1934 ادامه مى‌یابد. در این فاصله‌ى زمانى همان‌طورى که در مقدمه‌ى کتاب اشاره مى‌کند، به جد سعى داشت تا طرح وسیعى براى انتشار کتاب دل‌واپسى دراندازد. ولى طى واپسین سال‌هاى زندگى به خاطر کار روى اثر رازگونه‌ى «سفیر» کتاب دل‌واپسى را به زمان دیگر موکول کرد. پسوآ کتاب دل‌واپسى را ابتدا، اثرى از وینسنت گوئدس[4]  معرفى کرد، سپس حدود سال 1930 برناردو سوارز[5]  کمک حسابدار را خالق این اثر نامید که شباهت‌هایى به خود وى دارد ولى از نظر شخصیتى کاملا مستقل است.

برناردو سوارز هم مانند پسوآ در محله‌ى بایه‌خاى[6]  لیسبون ــ پایین شهر ــ کار مى‌کند و در مقام مترجم تجارت‌خانه مانند پسوآ فراغت چندانى ندارد، بلکه کارمند دون‌پایه‌اى با فرصت آسایش محدود است. سوارز هم مانند پسوآ در اتاقى مبله زندگى مى‌کند. آن هم در شهر قدیمى لیسبون، و غذایش را در رستوران‌هاى کوچک همان حوالى مى‌خورد. سوارز هم مانند پسوآ نویسنده است ولى به نثر اهمیت بیشترى قائل است و پرداختن به وزن و قافیه را سرگرمى کودکانه مى‌شمرد (قطعه‌ى 235)، دغدغه‌اى که مشکل بتوان پسوآ را نیز در آن سهیم دانست. پسوآ در نامه‌اى به خ. گ. سیموئز[7]  تأکید کرد : «برناردو سوارز اسمى نامتجانس و وابسته نیست، بلکه یک شخصیت ادبى است.» روبر بره‌شون[8]  منتقد فرانسوى آثار پسوآ کتاب دل‌واپسى را به مثابه «یادداشت‌هاى روزانه‌ى یک زندانى» قلمداد کرد که با شغل کمک حسابدارى روزگار سپرى مى‌کند، پس از واگذارى این متن به شخصیتى نامریى، که همانند پسوآ است بى‌آن که از نظر هویتى به هم نزدیک باشند سبک نوشته‌ها تغییر یافت: به جاى شیوه‌ى کار واپسین دوره‌ى نمادگرایى، اخلاق‌گراى دقیق و هنرمندانه‌اى ظاهر شد که سبک نویسندگى پسوآ را انکار نمى‌کرد. سوارز پیوسته با خاطر مجموع از منشأ پیدایش انسان مى‌پرسد، از دلیل زندگى انسان و اسرارِ منِ خویش جویا مى‌شود. نوشته‌هاى او به هیچ‌وجه همانند اعترافات سن‌آگوستین[9]  یا روسو[10]  نیست، بلکه مشاهدات و تأملاتى درباره‌ى این جهان در کل و شخصیت خویش در ابعاد وسیع است. اینجا تلاشى براى نزدیکى، صورت نمى‌گیرد. دوبار از متن یادداشت‌هاى روزانه اثر آمیل[11]  شاعر و فیلسوف اهل ژنو نقل‌قول‌هایى صورت مى‌گیرد، این اثر که در دهه‌ى بیست قرن بیستم در پرتغال خوانندگان فراوان داشت اثرى نافذ و خودکاوشگر و درون‌نگر بود که با برخى نوشته‌هاى دهه‌ى بعد پسوآ همسو مى‌نمود. حتا در آنجا که پسوآـسوارز اخلاق‌گرا، خیابان‌ها و محله‌هاى لیسبون را به‌عنوان محل عزیمت ملاحظات خود برمى‌گزیند، دیدگاه‌هاى او به هیچ‌وجه محلى نیست : خیابان دوس‌دورادورِه‌س، و خیابان طلایى، آنجا که زندگى نامریى سوارز کمک حسابدار سپرى مى‌شود، خود تصویر به غایت کوچک از همه جهان است و قطعه‌ى شماره‌ى 7 براى درک درست کتاب دل‌واپسى راه‌گشا است. «همه‌ى ما، مایى که خیال مى‌بافیم و فکر مى‌کنیم، حسابدار و کمک حسابدارهایى در مغازه‌هاى پارچه‌فروشى یا در مغازه‌هاى دیگرى در جایى از پایین شهریم. ما حسابدارى مى‌کنیم و زیان را تحمل مى‌کنیم، جمع بسته و مى‌گذریم، ترازنامه‌ها را بسته و همیشه مانده حساب‌هاى نامریى به زیانمان تمام مى‌شود.» بنابراین خیابان دوس‌ـدورادوره‌س در کل چیزى جز نماد واقعى پرتغال نیست. و همه‌ى این‌ها به سوارز یارى مى‌کند تا به شناخت مفهوم زندگى ــبى‌معنا براى خودــ پى ببرد. «بله، این خیابان دوس‌دورادوره‌س براى من دربرگیرنده‌ى کل مفهوم اشیاء، راه‌حل تمام معماها به استثناى واقعیت است، چه، معماهایى هستند که نمى‌شود براى آنها راه‌حلى یافت.» قطعه‌ى 13. ویژگى‌هاى فراملى این اثر در لابه‌لاى بازى‌هاى ادبی‌ـفلسفى نیز نمایان مى‌شود: در کنار نویسندگان پرتغالى (فراتر از همه باروک[12]  استاد زبان، آنتونیو وى‌یرا[13]  و چزاریو ورده[14]  کارمند بخش تجارى و شاعر شهر لیسبون) که پسوآ با احترام از آن‌ها یاد مى‌کند به اسامى نویسندگان انگلیسى (شکسپیر[15] ، میلتون[16] ، کارلایل[17] ) به‌خاطر گذراندن دوران آموزش دبیرستانى در افریقاى جنوبى، فرانسوى (شاتوبریان[18] ، ویژنى[19] ، ورلان[20] ) و آلمانى (هاینریش هاینه[21] ، شامیسو[22] ، هگل[23]  و… هاکل[24] ) برمى‌خوریم.

پسوآـسوارز شخصآ خود را منحط نامیده و براى درک انحطاط دوران خود، «پایان قرن نوزدهم[25] » و آغاز قرن بیستم را مسئول مى‌شمرد، چرا که براى کسانى که سنى از آنها گذشته اطمینانى برجاى ننهاده است. این زودباورى سیاسى، مذهبى یا اخلاقى نیست که انسان با اعتقاد راسخ پذیرایش باشد ــ و بدین‌ترتیب پسوآـسوارز احساس مى‌کند او را وادار به خودمحورى مى‌کردند، محصور در امپراتورى رؤیاها و بدون مجوز ورود به عرصه‌ى تجارت، بدون زمینه‌اى براى نزدیکى با همنوعان. انسان دیگر مثل موجودى کاملا بیگانه ظاهر مى‌شود، هرازگاهى فقط به‌خاطر در دسترس بودن مورد تردید قرار مى‌گیرد، انقلاب‌ها و اصلاحات را به‌تمامى دور مى‌ریزد. خود را بسان «معلم بى‌تفاوتى» در برابر ادعاهاى جمعى مى‌بیند، و مانند کسى است که روح خود را از دلِ بى‌نظمى مى‌رهاند. کل رویدادهاى دگراندیشى تأثیرى بر پسوآ نگذاشت، چیزى که برایش مهم بود معماى فردیت و زندگى انسان بود. هرکس بخواهد مى‌تواند بى‌تردید او را به خودپسندى و غرور متهم کند. ولى این رفتار او در کل با تمایل به کم‌ارزش جلوه دادن خود و انسان‌ها رنگ مى‌بازد. پرهیز از هراقدام جمعى همچون نفى جنگ و نفى تلاش براى دست‌یازى به قدرت در تمام آثار نویسنده دیدنى است.

بین ما و آثار پسوآ حدود شش دهه فاصله هست، و این باعث مى‌شود تا چشم‌انداز ما نسبت به موضوع تغییر وضعیت دهد. شصت سال پیش نشانه‌هاى بازگشت مکرر و از اشباع و نفرت زندگى مى‌توانست به عنوان نماینده‌ى بلاواسطه‌ى جریان فلسفه‌ى هستى ظاهر شود، که بى‌تردید پسوآ زنده نبوده و آن را نمى‌شناخته است، امروزه نشانه‌هاى کتاب دلواپسى از نظر ما مانند ادامه‌ى نگرش «پایان قرن نوزده» در عصر فلسفه‌ى هستى ظاهر مى‌شود. موضوع رنجِ درک که در مجموعه‌ى آثار نویسنده بازتاب مى‌یابد مطلبى است که مى‌توان در آثار دیگر نویسندگان نیمه‌ى اول قرن بیستم نظاره کرد. به‌طور مثال اگر بخواهیم از نویسندگان آلمانى نام ببریم لودویگ کلاگس[26]  و گوتفرید بِن[27]  در این محدوده مى‌گنجند. بسط و گسترشِ «من» به تعداد کثیرى منِ زیردست، با شناسنامه‌اى مستقل و آثار آفریده‌ى خود را مى‌توان به راحتى و همراه با شخصیت‌هاى همزاد در آثار نویسندگانى چون اونامونو[28] ، آنتونیو ماخادو[29] ، هنرى میشوکس[30]  و دیگران پى گرفت. اما اظهارات پسوآـسوارز چون به حال و هواى «پایان قرن» وابسته است به دلیل فاصله‌ى زمانى شش دهه تأکید مدام بر تقدم تخیل و رؤیا است. قطعات کتاب دل‌واپسى بنا به تأکید خوانده مى‌شوند و تصاویر شکل گرفته و دیدگاه‌ها فاصله‌ى خود را با دیگران حفظ مى‌کنند. همین‌طور «زیبایى‌شناسىِ انزوا» که در کتاب دل‌واپسى و اشعار نویسنده بارها تکرار مى‌شود، قابل تعمق است. همه‌ى این‌ها بخشى از دیدگاه‌هاى شخصى پسوآى اخلاق‌گراست که با پسروى به سوى حداقل‌ها خویشتن‌دارى پیش مى‌گیرد : «خوشبخت کسى که از همه‌چیز کناره‌گیرى مى‌کند، چرا که از همه‌چیز کناره گرفته است، و چیزى براى خود حفظ نکرده که بتوان مختصرش کرد» (قطعه‌ى 199). این‌وظیفه‌ى شخصى مانعى پدید نمى‌آورد تا در جهان، پس از کناره‌گیرندگان عدالتى برپا شود که در آن روزگار معاصر دست‌نایافتنى به نظر مى‌رسید.

هیچ خواننده‌اى نمى‌تواند از تأثیر اندوه عمیقى که از این اثر به‌طور مجرد سر برمى‌کشد دور بماند. این اندوه هستى است که نه امیدوار است و نه انتظارى دارد، در تمام موارد با فضاى رویدادهاى جهان بیرون همچون درخشش خورشید و وزش باد، خود را از درون سازگار مى‌نماید و با طنز لطیف نویسنده اعتدال مى‌یابد. این اثر در قیاس با آثار خورخه لوئیس بورخس[31] فضاى سنگین‌ترى دارد، چرا که تمام ملاحظات بازى ادبى کاملا کنار رفته و نویسنده همه‌چیز را بلافاصله مى‌بیند و به خود سخت مى‌گیرد. پسوآ در تصویر جهان تیره‌ى کمک حسابدار تنها یک روزنه‌ى تزلزل‌ناپذیر به جاى مى‌گذارد و آن باور او به ارزش ادبى است. درست در همین‌جا است که انسان امروزى به تردید نسبى تمایل یافت ــ ادبیات خواستار و آینده‌اى دارد؟ پسوآـسوارز خوش‌بین ظاهر مى‌شود. پسوآ با نیچه[32] ، هاینریش مان[33] ، گوتفرید بِن و سایرین اتفاق نظر دارد که هنر و به‌ویژه هنر ادبى تنها زمینه‌اى است که هیچ‌انگارى عصر را خنثى کرده است: «در هنر رنجیدگى وجود ندارد چرا که از همان ابتدا، خطا، محاسبه شده است» (قطعه‌ى 239). بى‌شک نویسنده خوب مى‌دانسته که چرا قطعات موردنظرش را این‌گونه بازگو مى‌کند و چرا آن‌ها را از روى اجبار ناتمام و ناقص رها مى‌کند، چون رنج‌هایش او را بدین رفتار وامى‌داشت، ولى با این‌وجود یک مورد برایش قطعى و مسلم بود و آن این‌که
تمام فرصت‌هاى تفکر انسانى از تلاش ادبى نشأت مى‌گیرد: «به نظرم… هدف ادبیات این است که تمام کوشش‌هاى انسانى را به کار بندد، مشروط بر این‌که کوشش‌ها به راستى انسانى باشد و آلوده به پس‌مانده‌ى ددمنشى نباشد… خود را به حرکت واداشتن یعنى زیستن، خود بازگفتن یعنى در قید حیات ماندن.» (قطعه‌ى 240).

بدین‌ترتیب کتاب دل‌واپسى سند وجودى انسانى است که از خود و پیرامونش رنج مى‌برد، و از درک انحطاط آغازین خود هرگز رها نشده، و چه‌بسا در قطعاتى از کتاب، نوشته‌هاى کائیرو[34]  و کامپوس[35]  واکنشى نسبت به این درک انحطاط آشکار است. خوانندگان اروپایى بدون دشوارى با آثار دیگر نویسندگان هم‌ردیف پسوآ، همچون رمان ریبورس، اثر هویسمان[36]  مالته لاوریدس بریگه اثر ریلکه[37]  و کتاب یادداشت‌هاى روزانه اثر آمیل آشنایى دارند. خواننده بى‌توجه به شباهت‌ها درمى‌یابد که پسوآى نویسنده اصالت پسوآى اخلاق‌گرا را رقم زده و شاید بدین‌ترتیب کنجکاو شده و زمینه‌ى آشنایى با قلم‌فرساى اخلاق‌گرا را پى بگیرد.

کتاب حاضر از زبان آلمانى به فارسى برگردان شده که بنابه اظهار ناشر آلمانى، دو سوم متن کامل پرتغالى را شامل مى‌شود، چرا که مى‌خواسته در مرحله‌ى نخست از برخى تکرارها پرهیز کند و در مرحله‌ى بعد بیشتر براى نوشته‌هاى طى سال‌هاى 1934-1929 تقدم قائل شود.

امروز نمى‌دانیم اگر پسوآ نوشته‌ها را خودش مرتب مى‌کرد و به چاپ مى‌رساند چه حال و وضعى پیدا مى‌کرد. مترجم آلمانى ضمن امانت‌دارى کامل گاه زیرنویس‌هایى به متن افزوده و در برخى موارد به خاطر نارسا بودن متن اصلى، در حد توان و بدون دخل و تصرف چکیده‌ى مطلب را منتقل کرده است.

برمبناى مقایسه‌ى تطبیقى، متون انگلیسى و فرانسه‌ى کتاب دل‌واپسى از قطعات کمترى برخوردارند و حتا مى‌توان گفت در بیشتر موارد هردو ناشر گزینشى عمل کرده‌اند.

براى خواننده‌ى ایرانى که حداقل با آثار ریلکه آشنایى دارد، آشنایى با پسوآ نیز خالى از لطف نیست. دیگر این که درون‌گرایى و فلسفه در شعر و ادبیات ایران ریشه‌اى دیرینه دارد. و اگر پسوآ پس از درافتادن با اندیشه‌هاى رواقیون، شوپنهاور[38] ، نیچه و ادگار آلن‌پو[39]  بالاخره به رندى و درایت خیام مى‌بالد، بى‌حکمت نیست ــ تا جایى که مى‌دانیم خیام نیز متأثر از سروده‌هاى ابونواس اهوازى (قرن دوم هجرى قمرى) بود و بنا به اظهار شعرپژوهان و با مراجعه به اشعار ابونواس، او نخستین شاعرى است که براى خود همزاد مى‌آفریند. پسوآ در طول عمر ادبى خویش چندین و چند همزاد آفریده و همزادانش جدا از او به خلق آثار پرداخته‌اند، بى‌تردید با سروده‌هاى ابونواس نیز آشنایى داشته است. بنابراین خواننده‌ى ایرانى در این شاعر شاید با یک همزاد خیام آشنا شود که خود مى‌تواند هم کنجکاوى‌برانگیز باشد و هم موضوعى براى پژوهش درخور.

                م.

توضیحات تکمیلی

وزن 450 g
ابعاد 21 × 14 cm
وزن

450

پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

94408

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-274-3

قطع

تعداد صفحه

335

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

1 دیدگاه برای کتاب دلواپسی – چشم و چراغ 27

  1. alian

    خواندنی و فراموش ناشدنی…لطفا تجربه کنید

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This