در جست و جوی نان

16,000تومان

ماکسیم گورگی

احمد صادق

كتاب حاضر قسمتى از شرح حال خود نويسنده بزرگ است. از وقتى كه پادوى مغازه كفاشى مى‌شود، تا زمانى كه سرانجام تصميم مى‌گيرد آخرين بار شانس خود را بيازمايد و براى تحصيل در يك مدرسه معمولى به كازان مى‌رود. البته در اين مدرسه هم براى او راه نيست. در مدرسه او را به سبب فقر مادى نمى‌پذيرند. در سراسر اين كتاب كودكى را مى‌بينيد كه تنها، در جهانى از پستى و دغل‌كارى و طرارى افتاده است و مى‌بينيد كه چگونه او خاكسترهاى انبوهى را به دنبال جرقه‌هاى بى‌نفس انسانيت و بشردوستى هم مى‌زند. شما مى‌بينيد كه به‌خاطر مطالعه كتاب چه بلاهايى سرش مى‌آورند. شما مشاهده مى‌كنيد كه چگونه تكاپوى او را در تحصيل علم به ريشخند مى‌گيرند. شما آدم‌ها و آدمك‌هاى فراوانى را مى‌بينيد. با گوركى به كسانى محبت مى‌ورزيد و از كسانى ديگر حذر مى‌كنيد و متنفر مى‌شويد.

در انبار موجود نمی باشد

توضیحات

گزیده ای از کتاب در جست و جوی نان

او برای امرار معاش از کودکی به کار پرداخت. از پادویی مغازه گرفته تا جاشویی کشتی تن در داد و همیشه در تمام احوال در آتش میل به مطالعه می سوخت.

در آغاز کتاب در جست و جوی نان می خوانیم

الکسى ماکسیمویچ پشکوف در 16 مارس 1868 در نیژنى نوگرود[1]  که اکنون شهر گورکى نام دارد، در کنار رود بزرگ ولگا زاده شد. کودکى و جوانى نویسنده بزرگ در نام مستعارش با انسجام کاملى فشرده شده است. گورکى یعنى: تلخ! هیچ کلمه‌اى بهتر از این نمى‌توانست محتوى سه جلد کتاب بزرگ : «دوران کودکى»، «میان مردم» «در جستجوى نان» و «دانشکده‌هاى من» را که حماسه رنج‌آمیز نخستین روزهاى زندگى درخشان است، تعریف کند و دربرگیرد. الکسى ماکسیمویچ براى امرار معاش از کودکى به کار پرداخت. از پادویى مغازه‌ها گرفته تا جاشویى کشتى تن درداد و همیشه در تمام احوال در آتش میل به مطالعه مى‌سوخت. این میل او به یک عشق قدسى و افلاطونى تبدیل شده بود. براى آن‌که کتاب بخواند، به ابداعات و اختراعات خارق‌العاده‌اى دست مى‌زد.

مى‌توان گفت که گورکى، اولین درس آزادگى و بشردوستى را از مکتب انسانى مادربزرگ خود فرا گرفته است. او در تمام آثار خویش، هر جا به نام این زن که سیرت نیکویش آدمى را مجذوب مى‌دارد، مى‌رسد با احترام و علاقه خاصى سخن مى‌گوید. در دانشکده‌هاى گورکى استادان دیگرى نیز بودند: اسمورى آشپز کشتى که نویسنده در آن ظرف‌شویى مى‌کرد. او گورکى را وامى‌داشت که به صداى بلند برایش داستان بخواند. راماس جوانى که مدت‌ها در سیبرى زندانى بود. بعد در روستایى نزدیک ولگا مغازه‌اى باز کرد و گورکى را به همکارى خواند، آن‌جا گورکى با واقعیت تلخ و دردانگیز زندگى روستائیان آشنا شد. کالیوژین کارگرى از اهالى تفلیس که به تشویق استعداد وى پرداخت و کورلنکو نویسنده معروف که از هادیان و رهنمایان ادبى گورکى به‌شمار مى‌رود. از 1890 تا یک سال بعد، گورکى به سیاحت سرزمین وسیع روسیه پرداخت. این سفر را مى‌توان از ثمربخش‌ترین گنجینه‌هاى ادبى وى به‌شمار آورد. در پایان این سفر بود که الکسى ماکسیمویچ پس از اقامت در تفلیس نخستین داستان خود را به نام «ماکارچودرا» با اسم مستعار ماکسیم گورکى منتشر کرد. نویسنده عالى‌قدر از آن به بعد تا آخرین روزهاى عمر خویش یک لحظه از وظیفه سازنده دشوارى که نویسنده اجتماعى و انسان‌دوست به عهده دارد، شانه خالى نکرد و رو نگردانید. چهل و چهار سال زندگى ادبى گورکى انباشته است از داستان‌هاى کوتاه و بزرگ، مقالات بیشمار، سفرنامه‌ها و شرح احوال. در سال 1902 فرهنگستان علوم روسیه، گورکى را به عضویت پذیرفت، لیکن تزار شخصآ روى نام او قلم کشید و به همین واسطه چخوف و کورولنکو، نویسندگان بزرگ، معترضانه از شرکت در فرهنگستان سر باز زدند. نمایشنامه «در اعماق اجتماع» را که در سال 1902 نوشته شد، مى‌توان نخستین اثر جهانگیر گورکى دانست زیرا این پیس در عرض دو سال بیش از انصد بار تنها در شهرهاى آلمان به نمایش درآمد.

از آن به بعد نام گورکى نه تنها از مرزهاى روسیه گذشت بلکه در اقالیم بیگانه نیز جاى خود را باز کرد. در سال 1904 که به دستور نیکلاى دوم گورکى را در دژ وحشتناک پطروپاولوسک زندانى ساختند و مقدمات محاکمه و محکومیتش را مى‌آراستند. ناگهان سیل اعتراضات از جانب دانشمندان و نویسندگان و هنرمندان سرشناس همه جهان به سوى دربار تزار روان گشت و تزار خود را مجبور دید که در توقیف گورکى تجدید نظر نموده، آزادش کند.

در سال 1906 نخستین بار به خارج از میهنش سفر مى‌کند، بیشتر از هر جاى دیگر در کاپرى (ایتالیا) اقامت مى‌نماید. از این سفر و سفرهاى دیگرى که بعدها به ایتالیا مى‌کند: «افسانه‌هاى ایتالیا» را سوغات مى‌آورد. این افسانه‌ها از شیرین‌ترین و عمیق‌ترین نوول‌هاى گورکى است. گورکى به همان سلاست و نبوغ که ولگرد میان استپ‌ها را زنده مى‌کند، ماهیگیرى از سواحل کاپرى را به خواننده مى‌نمایاند. به سال 1913 در وطن خود کتاب‌هاى جاودان دوران کودکى، در جستجوى نان و دانشکده‌هاى من را مى‌نویسد. پس از انقلاب اکتبر در 1921 براى معالجه به اروپا مى‌رود و تا 1928 دور از کشور خویش به‌سر مى‌برد. از 1927 تا آخر عمر، به نوشتن، به خلق آثارى که جاودان خواهند ماند. به سخنرانى‌هاى آموزشى و بالاخره به مبارزه با فاشیسم و تعصبات نژادى که تازه در قاره اروپا جان مى‌گرفت و در امریکا توسعه مى‌یافت پرداخت.

مرگ گورکى (18 ژوئن 1936) تنها عزاى ملل شوروى محسوب نمى‌شود. با مرگ گورکى، بشریت یکى از واقعى‌ترین خدمتگذاران و آموزگاران روح خود را از دست داده است. در جهان امروز، کمتر کسى است که نام گورکى را نشناسد. اکنون که چهارده سال از مرگ یک نابغه گرانمایه بشریت مى‌گذرد ارزش و نفوذ کلمات و ساحرى معانى وى بیش از پیش نمودار مى‌گردد. چهارده سال است که دیگر کسى صداى این هنرمند را نشنیده است ولى آیا مى‌توان گفت که صداى او خاموش شده؟ این صدا : «همراه کیستید، اربابان فرهنگ؟» خاموش شدنى نیست. این صدا طى قرون انعکاس خواهد داشت و در اعماق دورمانده‌ترین اجتماعات انسانى طنین خواهد افکند و در گوش همه کسانى که با فرهنگ سر و کار دارند، دیروز و امروز و فردا، مانده و خواهد ماند.

آن‌ها باید جواب بدهند : همراه کیستند؟ همراه زراندوزان، تحمیق‌کنندگان، پوچ‌خواهان یا همراه انسان‌ها، صاحبان وجدان بشرى و حقیقت زندگى؟

زندگى گورکى را نه تنها در یک مقاله بلکه در یک کتاب هم نمى‌توان آورد. گفتیم که خود نویسنده در این باره، سه کتاب نوشته است بنابراین آنچه را که ما امروز به نام و به یاد چهاردهمین سال مرگش مى‌نویسیم فقط به‌خاطر یک وظیفه وجدانى است که حس مى‌کنیم. وظیفه‌اى که هر انسان فرهنگ‌دوست به‌عهده دارد.

گورکى، آفریننده مکتب رئالیست سوسیالیستى، به عکس‌پردازى تنها از محیط و توصیف بى‌طرفانه وقایع اکتفا ننموده است. گورکى آفریده است و آموخته است. قهرمانان گورکى تنها آدم‌هایى نیستند که عمر خویش را در یک رفت و آمد بى‌هوده به‌سر آورند. آن‌ها در هر حرف، در هر کلام و در هر رفتار و اداى خود مى‌آموزند. دست نویسنده و قیافه تابناک او در هر سطر از آثارش بدون آن‌که خودنمایى کند، حس مى‌گردد. گورکى نمونه باشکوهى است براى کسانى که مى‌خواهند از دانشکده‌هاى اجتماع توشه بگیرند.

گورکى و آثارش سند بزرگى هستند براى رد این ادعا که جهان جاودانه به برده‌ها و آقاها تقسیم شده است. براى رد این ادعا که استعدادها ملک مطلق عده‌اى ممتاز مى‌باشد.

[1] . این شهر اکنون به یاد این نابغه ادب به شهر «گورکى گراد» مشهور است.

توضیحات تکمیلی

وزن 420 g
ابعاد 21 × 14 cm
پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

940317

نوبت چاپ

شابک

978-94-64-351-547-8

قطع

تعداد صفحه

351

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

420

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “در جست و جوی نان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This