بابک

51,000تومان

جلال برگشاد

رضا انزابى‌نژاد، رحيم رئيس‌نيا

جلال برگشاد که پیش از این رمان بزآت را با الهام م از زندگی دلاورانه « نبی » یکی دیگر از قهرمانان زادگاهش نوشته است، در رمان حاضر به نمایش زندگی حماسه بار و شگفت بابک پرداخته است.

بابك خرم‌دين رهبر سرخ‌پوشان آذربايجانى يكى از قهرمانان ملى ماست. بابك هر چند برخلاف حكومت عباسيان سال‌هاى سال جنگيد، اما با اسلام مخالفتى نداشت و اين را از ميان تعداد زيادياران مسلمانش نيز مى‌توان مشاهده كرد. اين مورد شايد به مذاق كسانى كه مى‌خواهند قيام بابك را بعنوان آخرين قيام مذهبى زرتشتيان ساسان قلم‌داد كنند، خوش نيايد. اما قيام بابك بيش از همه يك قيام طبقاتى بود.
در حالى كه بزرگان و به قول نويسنده كتاب مردان طلاء و نقره دوران خوشى را در اوج شكوه عباسيان و دوران هارون بزرگترين خليفه آنها مى‌گذراندند، جنگ‌هاى كه براى كشورگشائى‌ و يا نگه‌دارى كشورهاى فتح شده در مى‌گرفت بار مالى‌ عظيمى داشت و اين طبقات پايين جامعه و زحمت‌كشان و كشاورزان بودند كه مى‌بايست با ماليات‌هايشان بار مالى‌ آنها و با جان‌هايشان بار مرگ آنها را به دوش بكشند. اين مورد بخصوص در مورد اقليت‌هاى‌ مذهبى كه مى‌بايست ماليات‌هاى‌ چندگانه بپردازند بيشتر رنج‌آور بود. بابك مردى از دل اين دوران است، كه با توجه به نيروى كه در  اتحاد ميان مردم است، دست به قيام بر عليه ماليات‌بگيران خليفه مى‌زند.
زندگى‌ بابك تماماً سراسر از سلحشورى و مبارزه براى حمايت از اين مردم است. در اين ميان زحمت‌كشان بسيارى به او پيوستند، اين خيل عظيم افرادى‌ كه با جان و دل بر عليه زورگيران به پا خواسته بودند خلفاى عباسى را ترساند. بخصوص كه ضعف اين خلفاً در مهار اين شورشى كه در كنار گوششان بود، باعث شد كه در نقاط دورتر قلمرو پهناور عباسى مانند اندلس، خراسان، مصر و سيستان شورش‌هاى سر بگيريد. در مجموع خلفا عباسى با جمع‌آورى نيروى زيادى توانستند شورش بابك را سركوب بكنند، اما اين امر به ديگران از قبيل طاهر در خراسان و يعقوب ليث در سيستان كمك كرد كه قيام خودشان را پيش ببرند و به عنوان اولين قيام‌هاى ايرانيان مسلمان به جهت براندازى عباسيان ماندگار تر باشند. اين در حالى است كه عباسيان خود به دست ايرانيانى‌ از قبيل ابومسلم به خلافت رسيدند و باز اين ايرانيان بودند كه مامون را يارى‌ كردن تا برادرش امين را شكست بدهد. اما تمام ايرانيانى كه به عباسيان كمك كردند تنها از آنها خيانت ديدند و بزرگانى مثل ابومسلم و جعفر برمكى سر خود را در اين ميان از دست دادند.

توضیحات

گزیده ای از کتاب بابک

…از جمله این عصیانها و به شهادت تاریخ پردامنه ترین آنها برای خلافت [عباسی] که بیش از هر عارضه و قیام دیگر مایه دلمشغولی بغداد و سامره را فراهم آورد قیام ریشه دار خرمیان آزربایجان بود که تنها از آن روز که پرچم نهضت به دست بابک سپرده شد بیست و دو سال طول کشید..

در آغاز کتاب بابک می خوانیم

نوشته‌اند قلمرو عباسى چنان وسعتى داشت که وقتى آفتاب در کرانه غربى آن غروب مى‌کرد. در کرانه شرقیش سپیده مى‌دمید. در این پهنه پهناور ملت‌هاى گوناگون و بى‌شمارى زندگى مى‌کردند که غالبآ از ستم و تبعیض دستگاه خلافت عباسى به ستوه آمده بودند و هر فرصتى را که تحول شرایط فراهم مى‌آورد، غنیمت مى‌شمردند و براى تحقق آرمان‌هاى آزادیخواهانه و استقلال‌طلبانه قیام مى‌کردند.

هرچند این قیام‌ها ابعادى گونه‌گون، کیفیت‌هایى دگرسان، هدف‌هایى ناهمگون داشت و زیر پوشش‌هاى متفاوت عقیدتى و فکرى و قومى بود، اما هرگز از استمرار و دوام آنها کاسته نمى‌شد و همواره آرامش دستگاه خلافت را برهم مى‌زد خواب خلیفه بغداد را برمى‌آشفت. در این میان، طبعآ چنین نبود که تمام این جنبش‌ها به پیروزى بینجامد، بسا اتفاق مى‌افتاد که قیام در خون برپادارندگان خود غرق مى‌شد و به شکست مى‌انجامید. البته گاه نیز پیروزى‌هاى نسبى، محدود، موقت و یا حتى پر دوام و دیرنده به دست مى‌آمد.

از جمله این عصیان‌ها، و به شهادت تاریخ پردامنه‌ترین آنها، براى
خلافت، که بیش از هر عارضه و قیام دیگر مایه دل‌مشغولى بغداد و سامره را فراهم آورد، قیام ریشه‌دار خرمیان آذربایجان بود که تنها از آن روز که پرچم نهضت به دست بابک سپرده شد بیست و دو سال طول کشید؛ بیست و دو سال ایستادن در برابر سیل‌هاى ویرانگر، بیست و دو سال نبرد با نیروهاى هارون و مأمون و معتصم، عمق قیام و ایمان و اراده استوار مردم را مى‌رساند.

مى‌دانیم که دستگاه خلافت، خود آکنده از تعارض و دستخوش کشمکش‌هاى آشکار وتوطئه‌هاى نهان بود. مشخص‌ترین تظاهر این کشمکش‌ها، در دسته‌بندى‌هاى اشراف عرب و ایرانى نمود پیدا مى‌کرد؛ حادثه کشتار برمکیان و مسأله جانشینى هارون از پى‌آمدهاى بارز این مخاصمات بوده است. اشراف ایرانى که همواره خواب احیاى شکوه دربار و نظام بهره‌کشى ساسانى را مى‌دیدند، مأمون را که از مادرى ایرانى زاده شده بود چندان تقویت کردند که سر امین، برادر صلبى خود را به دست یک سردار نژاده ایرانى از تن جدا کرد و خود بر اریکه خلافت نشست. گروه‌هاى دیگرى از همین اشراف، بنا به خواسته‌هاى برترى‌جویانه خود، امثال مازیار و افشین را به سرپیچى از فرامین خلیفه تحریک و تشویق مى‌کردند تا از اوضاع آشفته بهره‌مند شوند و از آب گل‌آلود ماهى بگیرند. باوجود این هیچ‌کدام از این دسته‌بندى‌هاى اشرافى اعم از عرب و ایرانى، و وابسته به خلافت یا مخالف آن، به جنبشى که در آذربایجان پا گرفته بود نه‌تنها روى خوش نشان نمى‌دادند بلکه براى سرکوبى آن مستقیم و غیرمستقیم با عباسیان همدستى و هم‌داستانى مى‌کردند. و اگر کسانى مانند «سهل‌بن سنباط» به ناگزیر و ظاهرآ از آن هوادارى مى‌کرد، خنجر خیانت را در زیر دامن مخفى نگاه مى‌داشت تا در فرصتى مناسب بر پیکرش فرو کند.

آذربایجان در این دوران از هر سو دستخوش تجاوزهاى ویرانگر و طاقت‌فرسا بود. «خزرها» از شمال سرازیر مى‌شدند. تاراج مى‌کردند، مى‌کشتند، برده مى‌گرفتند و به آتش مى‌کشیدند؛ امپراطوران «بیزانس» از غرب فشار مى‌آوردند و نیروهاى خلافت از جنوب و خاور یورش مى‌بردند. تردیدى نیست که حاصل این تاخت وتازهاى بى‌وقفه، خانه‌خرابى، داغدارى و ستوه همگانى بود، و در این میان دو راه بیش وجود نداشت: تسلیم یا مقاومت. یا مى‌بایست زبونانه پیش شمشیر دشمن سر فرود آورد یا شمشیر برکشید و گردن برافراشت. اما در این سرزمین میل غالب بر مقاومت بود و مردم در طلب یک قهرمان بودند، قهرمانى که سایه شمشیرش مأمن بى‌پناهان و از پاى افتادگان باشد. و چنین قهرمانى در ده «بلال‌آباد از محال «میمد» پا به دنیاى پر از کین و ستم، پر از خون و شیون و شیهه نهاد. ستیزگر خردسال از روزى که خود را شناخت طنین خشماهنگ کلام پدر را ــ که پیام روزگار خویش نیز بود ــ در گوش جان خود شنید «مردى که شمشیرش زنگار بگیرد، مرده‌اى بیش نیست!»در چنین حال و هوایى بود که بابک از آب و گل برآمد و بالید و در کوره رنج و کار و پیکار آبدیده شد.

رمان شمشیر آخته که مترجمان نام‌آشناى بابک را براى آن برگزیده‌اند داستان همین زایش و بالش قهرمانى است که برخاست و افتاد. افتاد و برخاست، در کوره داغ مبارزه آبدیده شد و سرانجام مرگى حماسه‌ساز و رشک‌انگیز را پیشواز کرد و از پس خود صفحات بسیارى از تاریخ را به وطن خود و نام خود اختصاص داد.

جلال برگشاد که پیش از این رمان بر پشت بزآت را با الهام از زندگى دلاورانه «نبى» یکى دیگر از قهرمانان زادگاهش نوشته است، در رمان حاضر به نمایش زندگى حماسه‌بار و شگفت بابک پرداخته است. این
رمان حاصل پژوهش‌هاى پردامنه و کار پیگیر ده ساله (80ــ1970) او که با مایه هنر آمیخته و با نیروى تخیل رنگ و جلا یافته است. بابک به طورکلى براساس منابع و مآخذ تاریخى نوشته شده است و بیشتر چهره‌ها چون: جاویدان، ابوعمران، هارون، امین، مأمون، معتصم. ابونواس، جبراییل، زبیده خاتون، جعفر برمکى، خیزران، مسرور، الکندى، قرنفل، فنحاس، برومند، شبل، سهل‌بن سنباط، معاویه، عبداللّه، کلدانیه، افشین و… همه شخصیت‌هاى مسلم تاریخى هستند و رویدادها نیز در کل با اطلاعات تاریخى هم‌خوانى دارد.

          مترجمان

توضیحات تکمیلی

وزن 900 g
ابعاد 21 × 14 cm
پدیدآورندگان

, ,

نوع جلد

SKU

940377

نوبت چاپ

شابک

978-964-617-442-9

تعداد صفحه

536

قطع

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

900

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “بابک”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This