مادونایی با پالتو پوست – چشم و چراغ 43

14,000 تومان


صباح الدین علی

ترجمه مهلا منصوری

 

چشم و چراغ 43

 

انتشارات نگاه در چهل و سومین شماره از مجموعه چشم و چراغ در بخش ادبیات مدرن جهان خود، رمانی از صباح‌الدین علی نویسنده معاصر ترکیه‌ای را با عنوان «مادونایی با پالتو پوست» و ترجمه‌ مهلا منصوری منتشر کرد و در دسترس علاقه‌مندان قرار داد.

این رمان که در سال 2015 در ترکیه به چاپ صدو بیستم رسیده و عنوان پرفروش‌ترین اثر ادبی ترکیه را به خود اختصاص داده، ماجرای عشق خیالی یک مرد به تصویر تابلویی در پاریس را روایت می‌کند. این مرد که سراسر زندگی‌اش پر از شکست‌های گوناگون است، بعد از مدتی با نقاش این تابلو آشنا و به او علاقه‌مند می‌شود.

در پشت جلد این کتاب آمده است: «کتاب داستانی با دو وجه متفاوت است. ابتدا روایت کارمند یک شرکت از همکاری پا به سن گذاشته است، راوی می‌کوشد با او رابطه‌ای دوستانه برقرار کند و از این راه به زندگی او راه یابد. بخش دوم این کتاب خاطرات دست‌نوشت کارمند پیر است، روایتی عاشقانه از زندگی روزگار جوانی او در آلمان، پایان کتاب حیرت‌بار و تکان دهنده است. این اثر در ترکیه با استقبال شگفتی رو به رو شده و در سال 2015 میلادی بیش از یک میلیون نسخه از آن به فروش رفته است.»

در بخشی از این رمان که نویسنده به شرح روزگار جوانی او در آلمان می‌پردازد، می‌خوانیم: «بین نامه‌های پدرم فاصله افتاد و من بدون آنکه به یاد آورم که چرا به برلین آمده‌ام، به زندگی ادامه می‌دادم. سه روز در هفته از معلم سالخورده‌ام زبان یاد می‌گرفتم و بقیه روزها در موزه‌ها و گالری‌های تازه افتتاح شده می‌گشتم و هنوز صد قدم مانده به پانسیون، بوی کلم را حس می‌کردم.

بعد از گذشت چند ماه مثل سابق دلتنگ و خسته شدم. کم کم شروع به خواندن کتاب کردم. با گذشت زمان بیشتر از مطالعه خوشم می‌آمد. بعد از مدتی این عادت در من زیاد شد. اعتیاد به مطالعه پیدا کردم. توی رختخوابم دمر می‌خوابیدم، کتاب را جلویم و یک لغتنامه قطور هم کنار دستم گذاشته و ساعت‌ها به همان شکل می‌ماندم و غرق مطالعه می‌شدم. بعضی وقت‌ها هم حال لغتنامه را نداشتم و تا سرنخی از جمله می‌گرفتم، رد می‌شدم. انگار دنیای جدیدی برایم باز شده بود…»

توضیحات

گزیده ای از رمان مادونایی با پالتو پوست

بین نامه‌های پدرم فاصله افتاد و من بدون آنکه به یاد آورم که چرا به برلین آمده‌ام، به زندگی ادامه می‌دادم. سه روز در هفته از معلم سالخورده‌ام زبان یاد می‌گرفتم و بقیه روزها در موزه‌ها و گالری‌های تازه افتتاح شده می‌گشتم و هنوز صد قدم مانده به پانسیون، بوی کلم را حس می‌کردم.

در آغاز رمان، مادونایی با پالتو پوست؛ می خوانیم

كتاب داستاني با دو وجه متفاوت است، ابتدا روايت كارمند يك شركت از همكاري پا به سن گذاشته است، راوي مي كوشد با او رابطه اي دوستانه برقرار كند و از اين راه به زندگي او راه يابد. بخش دوم كتاب خاطرات دست نوشت كارمند پير است، روايتي عاشقانه اززندگي روزگار جواني او در آلمان، پايان كتاب تكان دهنده و حيرت بار است اين اثر در تركيه با استقبال شگفتي رو به رو شده و در سال 2015 ميلادي بيش از يك ميليون نسخه از آن به فروش رفته است.

جزئیات کتاب

وزن 232 kg
ابعاد 21 × 14 cm
پدیدآورندگان

صباح الدین علی, مهلا منصوری

نوع جلد

شومیز

SKU

95012

نوبت چاپ

یکم

شابک

978-600-376-09403

قطع

رقعی

تعداد صفحه

200

موضوع

داستان خارجی

سال چاپ

1395

تعداد مجلد

یک

وزن

232

دیدگاه‌ها

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مادونایی با پالتو پوست – چشم و چراغ 43”