قصيده مجروح آب

5,000 تومان


فدريكو گارسيالوركا

 رضا معتمدي

 

 

 

 

در این مجموعه, سروده‌های ‘فدریکو گارسیا لورکا ‘( 1898ـ 1936), شاعر اسپانیایی جمع آمده

فدريکو گارسيا لورکا درخشانترين چهره شعر اسپانيا و در همان حال يکی از نامدارترين شاعران جهان است. شهرتی که نه تنها از شعر پر مايه او که از زندگی پرشور و مرگ جنايتبارش نيز به همان اندازه آب می خورد. به سال 1899 در فونته کا واکه روس – دشت حاصلخيز غرناطه – در چند کيلومتری شمال شرقی گرانادا به جهان آمد. در خانواده ای که پدر روستايی مرفهی بود و مادر زنی متشخص و درس خوانده. تا چهار سالگی رنجور و بيمار بود، نمی توانست راه برود و به بازيهای کودکانه رغبتی نشان نمی داد. اما به شنيدن افسانه ها و قصه هايی که خدمتکاران و روستاييان می گفتند و ترانه هايی که کوليان می خواندند شوقی عجيب داشت… عشق آتشين لورکا به هنر نمايش هرگر در او کاستی نپذيرفت و همين عشق سرشار بود که او را علی رغم عمر بسيار کوتاهش به خلق ناميشنامه های جاويدانی چون عروسی خون، يرما و خانه برناردا آلبا و زن پتياره رهنمون شد. بدين سان نخستين آموزگاران لورکا مادرش بود که خواندن و نوشتن بدو آموخت و نيز با موسيقی آشنايش کرد، و مزرعه خانوادگی او بود که در آن سنتهای کهن آندلس را شناخت و با ترانه های خيال انگيز کوليان چنان انس گرفت که برای سراسر عمر کليد قلعه جادويی شعر را در دستهای معجزه گر او نهاد. لورکا سالهای فراوانی در دارلعلم گرانادا و مادريد به تحصيل اشتغال داشت اما رشته خاصی را در هيچيک از اين دو به پايان نبرد و در عوض فرهنگ و ادب اسپانيايی را به خوبی آموخت. از او شاعری بار آورد که آگاهی عميقش از فرهنگ عاميانه اسپانيايی حيرت انگيز است و تمام اسپانيا در خونش می تپد. هنگامی که رژيم جمهوری مطلوب لورکا در اسپانيا مستقر شد او که هميشه بر آن بود که تياتر را به ميان مردم ببرد اقدام به ايجاد گروه نمايشی سياری از دانشجويان کرد که نام لابارکا را بر خود نهاد. اين گروه مدام از شهری به شهری و از روستايی به روستايی در حرکت بود و نمايشنامه های فراوانی را بر صحنه آورد. در پنج ساه آخر عمر خويش لورکا کمتر به سرودن شعری مستقل پرداخت. می توان گفت مهمترين شعر پيش از مرگ او و شاهکار تمامی دوران سرايندگيش مرثيه عجيبی است که در مرگ دوست گاوبازش ايگناسيو سانچز مخياس نوشته و از لحاظ برداشتها و بينش خاص او از مرگ و زندگی، با تراژدی هايی که سالهای اخر عمر خود را يکسره وقف نوشتن و سرودن آنها کرده بود در يک خط قرار می گيرد. يعنی سخن از سرنوشت ستمگر و گريزناپذيری به ميان می آورد که قاطعانه در ساعت پنج عصر لحظه احتضار و مرگ ايگناسيو را اعلام می کند. لورکا هرگز يک شاعر سياسی نبود اما نحوه برخوردش با تضادها و تعارضات درونی جامعه اسپانيا به گونه ای بود که وجود او را برای فاشيستهای هواخواه فرانکو تحمل ناپذير می کرد. و بی گمان چنين بود که در نخستين روزهای جنگ داخلی اسپانيا – در نيمه شب 19 اوت 1936 – به دست گروهی از اوباش فالانژ گرفتار شد و در تپه های شرقی گرانادا در فاصله کوتاهی از مزرعه زادگاهش به فجيعترين صورتی تير باران شد بی آنکه هرگز جسدش به دست آيد يا گورش شناخته شود. لورکا اکنون جزيی از خاک اسپانياست.

توضیحات

گزیده ای از کتاب قصيده مجروح آب

پنجره مهتابی‌ام را بسته‌ام/ چرا كه هوای شنیدن گریه ندارم/ از پشت دیوارهای خاكستری اما/ جز گریه چیزی به گوش نمی‌رسد/ آن جا فرشتگانی آواز می‌خوانند/ و سگانی می‌لایند/ هزار ویلون در كف دستم جای می‌گیرد/ گریه اما سگی تنومند/ گریه اما فرشته‌ای است عظیم/ گریه ویلونی است بی انتها/ اشك‌ها باد را خاموش می‌كند/ و جز گریه هیچ چیز دیگری/ به گوش نمی‌رسد

در آغاز کتاب قصیده مجروح آب

غزل گريز     9

غزل مرگ تاريك          11

غزل عشق نوميد         13

غزل حضور خوف‌انگيز    15

غزل پسرك مرده          17

غزل بازار صبحگاهى     19

غزل ريشه‌ى تلخ           21

قصيده‌ى مجروح آب     23

قصيده‌ى زن خفته         25

قصيده‌ى گريه              27

قصيده‌ى كبوتران تيره‌گون              28

قصيده‌ى گل سرخ         29

قصيده‌ى دختر طلايى    31

هر آواز         33

لالايى براى مرسده‌ى مرده            34

آوازهاى نو   35

آواز شبانه‌ى ملاحان اندلسى           37

ترانه آب دريا                40

شعر كوچك بى‌مرز        42

آواز سواركار                  45

گذرگاه         47

طرح شبانه   48

جاده            49

ماه درمى‌آيد                 51

آدلن گردش مى‌كند       53

آرزو             54

درخت، درخت               56

در حالتى ديگر              58

آواز شاگرد مدرسه          60

زمين خشك                 62

در مدرسه و دانشكده     64

سپيده          66

شعر مضاعف درياچه‌ى عدن            68

مارمولك پير                 71

شاه هارلم     75

مرثيه‌يى براى ايگناسيو سانچز مخياس            84

شاخ ضربه و مرگ         84

خون ريخته                  88

تن حاضر      94

روح غايب    99

شهر بى‌خواب               101

جزئیات کتاب

وزن 120 kg
ابعاد 21 × 14 cm
book-authors

رضا معتمدی, فدریکو گارسیا لورکا

book-cover

شومیز

books-sku

94184

edition

دوم

isbn

978-964-351-134-0

layout

رقعی

pages

104

pub-year

1391

volumes

یک

topic

اشعار ترجمه شده از لورکا

weight

120

دیدگاه‌ها

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “قصيده مجروح آب”